کوردستان میدیا

پنجشنبه 25 مهر 1398
سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

از جانبازی های بی هراس کارگران باید آموخت!

16:11 - 8 اردیبهشت 1397

تاریخ جنبش گارگری جهان، دیرینه درخشان دارد و مالامال از اعتراضات و قیام های شکوهمندی است که با خون و عرق آنان نوشته شده است. این جانبازی ها درس های گرانبهایی به میراث گذاشته که اگر متحد بود و اراده کرد، پوزه هر قدرت بزرگی را می توان بسادگی بخاک مالید.

اولین خواست صنفی کارگران تحقق هشت ساعت کار و روزهای تعطیل، بر می گردد به سال ١٨٥٦ که از طرف پرولتاریای استرالیا مطرح شد که این روز را با توقف دسته جمعی کار و راه اندازی جلسات سازماندهی کردند. در سال ١٨٧١ قیام كمون پاریس، فرانسه و تمام اروپا را به لرزه درآورد. كارگران پاریس توانستند جامعه را از طریق بدست گیری قدرت سیاسی ٧٢ روزه، با خواست از میان بردن طبقات، هدایت نمایند، این قیام بی رحمانه سرکوب شد. حدود ٣٠٠٠٠ نفر در آن کشته، ٥٠٠٠٠نفر اعدام و زندانی و ٧٠٠٠ نفر تبعید شدند.

یكسال پس از كمون پاریس، در زمستان ١٨٧٢ هزاران نفر بخاطر آتش سوزی بزرگ شیكاگو بی خانمان و گرسنه مانده بودند. آسیب دیده ها برای گرفتن كمك دست به تظاهرات زدند. در دست بسیاری از آنها پرچم هایی دیده می شد كه رویش نوشته شده بود: یا خون یا نان.

در سال ١٨٧٧ اعتصاب بزرگی از سوی كارگران راه آهن انجام گرفت، بزودی این اعتصاب، كل كارگران راه آهن در سراسر آمریكا را فراگرفت. اما این اعتصاب ها نیز با سركوب پلیس از هم پاشید. اتحادیه مركزی كارگری قطعنامه ای را به تصویب رساند. در بخشی از این قطعنامه آمده بود: ما از طبقه كارگر می خواهیم كه فورا خود را مسلح كند. تنها با ابزار قهر می توان در مقابل استثمارگران صف آرائی كرد.

در سال ١٨٨٤ فدراسیون صنف سازمان یافته و اتحادیه ای كارگران فراخوانی را به راه انداخت که با پشتیبانی وسیعی روبرو شد.

در سال ١٨٨٥ طی انتشار اعلامیه ای از طبقه كارگر آمریكا خواست كه در اول ماه می ١٨٨٦ دست به عمل بزند. در اعلامیه آمده بود: روز شورش است، نه آرامش. روزی كه حرف، حرف سخنگویان لاف زن نهادهای اسیر كننده طبقه كارگر نباشد. روزی كه طبقه كارگر قوانین خویش را بر پا می دارد و قدرتش را بكار می برد كه این قوانین را به اجرا درآورد. قوانینی كه تماما خلاف رضایت و موافقت ستمگران و حكمرانان... است. روزی كه نیروی عظیم زحمتكشان متحد در برابر قدرتی كه امروز بر سرنوشت همه خلق ها حكم می راند صف آرائی می كند. روزی كه لذت هشت ساعت كار، هشت ساعت استراحت و هشت ساعت برای هر كاری به اختیار خود ما، احساس می شود.

سال ١٨٨٦ اعتصابات همه جا را فرا گرفت. شب ها راهپیمایان مشعل بدست خیابان ها را می پیمودند و چنین می خواندند: «میلیون ها زحمتكش بپا می خیزند، ببینید به خیابان آمده اند. مستبدین بخود می لرزند، چرا كه قدرتشان را برباد می بینند.

درست یك شب قبل از واقعه اول ماه می، روزنامه كارگر نوشت: با جسارت به پیش، نبرد آغاز گشته است. ارتش بردگان مزدی بیكارند. سرمایه داری چنگال هایش را پشت برج و باروی نظم پنهان كرده است. كارگران! شعار ما باید چنین باشد: سازش موقوف. ماه می فرارسیده است. ٢٠ سال است كه سرمایه داران وعده هشت ساعت كار می دهند ولی همیشه این خواست را زیر پا می گذارند.

در همان شماره از روزنامه مذکور هشدار مهمی داده شده بود: ...تفنگهای تان را تمیز كنید. انبار مهمات خود را كامل كنید. قاتلین مزدور سرمایه داران، پلیس و گاردش آماده جنایتند. هیچ كارگری نباید دست خالی از خانه بیرون بیاید. صبح اول ماه می ١٨٨٦، اعتصاب سراسری ملیون ها کارگر، تمام کارخانه ها را تعطیل کرد. پلیس هم آرام ننشست و به سرنیزه متوسل شد، خون شش کارگر را به زمین ریخت و ده ها تن را زخمی ساخت. این بار فراخوان روزنامه كارگر فراخوانی عاجل بود: دقت كنید! خون ها بر زمین ریخته شده است. ... اشك هایتان را پاك كنید ای بیچارگان مظلوم! بردگان! بپاخیزید و كل قدرت نظام چپاول را سرنگون سازید!

طبقه حاكمه بعد از سرکوب خونین در همان ماه می ١٨٨٦ محاكمات فرمایشی را آغاز كرد. یکی از رهبران جنبش کارگری در دفاع از عقاید انقلابی خویش چنین گفت: خب، این ها عقاید من است. اگر شما فكر می كنید می توانید این عقاید را كه هر روز بیشتر ریشه می دواند درهم شكنید، اگر فكر می كنید كه با زندانی كردن ما می توانید به عقاید ما ضربه بزنید، اگر فكر می كنید كه مرگ، جزای گفتن حقیقت است، پس من با سربلندی و جسارت بهای گزاف آنرا می پردازم! جلادتان را صدا كنید!.

جوان بیست و یكساله دیگری اعتراض خود را چنین بیان كرد: من تكرار می كنم كه دشمن نظم موجودم و تكرار می كنم كه با تمام قدرت تا زمانیكه نفس در سینه دارم با این نظم نبرد می كنم. من از شما متنفرم! از نظمتان بیزارم، از قوانین شما، از اقتدار مستبدانه شما، متنفرم. مرا بدین خاطر بدار بیاویزید.

دادگاه هفت نفر را محكوم به مرگ كرد که چهار تن آنان به جوخه اعدام سپرده شد. جنبش بزرگی در دفاع از آنان در سراسر جهان براه افتاد. در سال ١٨٨٨ کارگران مصمم شدند که این روز را در اول می ١٩٩٠ دوبار تجلیل نمایند. واین درست زمانی بود که جنبش کارگری در اروپا پرتحرک تر شده بود ودر سال ١٨٨٩دریک کنگره انترناسونالیستی با شرکت ٤٠٠ نماینده از سراسر جهان تصمیم گرفتند که هشت ساعت کار، نخستین خواست شان باشد و این درخواست در تمام جهان با یک تواقف عمومی صورت گیرد. کنگره پیشنهاد نماینده کارگران امریکا را پذیرفته اول ماه می ١٩٩٠ را بمثابه روز جهانی کارگر برگزید. واین برای طبقه کارگر شروع کار بود که باید مبارزه را برای نابودی بورژوازی که یک در صد جامعه را تشکیل می دهد ادامه دهند.

اما با تاسف فراوان که این جنبش ها بعد از فروپاشی دولت های کارگری چون اتحاد جماهیر شوروی، چین و اروپای شرقی فروکش کرد. متقابلا کشور های سرمایه داری با قدرت بیشتر با ریا، فریب و خریدن قشر فوقانی پرولتاریا و دادن امتیازات محدودی به باقی کارگران در ازای استثمار کشورهای جهان سوم، وارد عرصه شدند تا از مبارزه کارگران جلوگیری کرده، عمر ننگین خود را طولانی تر سازند.

باگذشت بیشتر از صد سال دوباره جرقه های جنبش های کارگری چون جنبش اشغال وال ستریت، جنبش ٩٩درصدی ها، جنبش اشغال خیابان ها و... باز هم از امریکا بلند شد و این حرکت با پشتیبانی گسترده کارگران اروپا و جهان روبرو گردید. این زنگ خطر بزرگی است برای کشور های امپریالیستی که با هیچ حیله و نیرنگ نمی شود جلو خشم خروشان خلق علیه استبداد را گرفت .

اما وضعیت در کشور ما ایران که زیر چکمه های خونین اشغالگران ومزدوران بنیادگرایش قرار دارد بگونه دیگری است: در اینجا خبری از اول می، روز جهانی کارگر نیست. بی جهت نیست ملیارد ها دلاری که به ایران سرازیر شده علاوه بر حیف و میل قسمت عمده آن، یک دلار آن هم صرف ایجاد اشتغال نشده است. در کشور اشغال شده ای بنام ایران چند ملیون نفر زیر خط فقر زندگی دارند؛ بیش از ٥٠در صد مردم بیکار هستند؛ کودکان مجبور به کار بین سنین ٧ تا ١٤ سال، هزاران گدا و تن فروشان در زندگی غیر انسانی بسر می برند؛ فساد دولتی و حاکمیت مافیایی، قاچاق اطفال و خود سوزی زنان، تورم و بی خانگی، زور گویی و بی عدالتی و... را به آن اضافه کنید بسادگی می توان نتیجه گرفت که ایران در طول تاریخش چنین رژیم فاسد، جانی و خاننی را بخود ندیده است.

در حالیکه کارد به استخوان مردم رسیده، حاکمان امروزی با حامیان خارجی شان مورد نفرت بی سابقه توده های ما قرار دارند و بزرگترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان با تمام همپالگان شان در بحران علاج ناپذیری گیر مانده اند، فقط یکپارچگی ملت ما با تهور ایستادگی در برابر دژخیمان و رهبری سالم، می تواند طومار این غارتگران را برچیند و مردم ایران حاکم سرنوشت خود در راه رفاه، ترقی و آسایش گام بردارند.

محتویات این مقالە منعکس کننده دیدگاه و نظرات وب‌سایت کوردستان‌میدیا نمی‌باشد.