کوردستان میدیا

سه شنبه 23 مهر 1398
سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

محاصره تروریست‌ها

13:33 - 5 اردیبهشت 1398

آگری اسماعیل‌نژاد

بخش اول:

چرایی قراردادن سپاه در لیست ترور آمریکا

سرانجام به صورت رسمی روز ٢٦ فروردین ١٣٩٨ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در لیست سازمان‌‌های تروریستی ایالات متحده قرار گرفت[1]

حضور سازمان‌ تروریستی سپاه در لیست گروه‌ها‌ی تروریستی آمریکا از لحاظ امنیتی در معادلات خاورمیانه  می‌تواند به چه مفهومی باشد؟

پس از ١١ سپتامبر ٢٠٠١ آمریکا به عنوان یک ابر قدرت که منافعی به وسعت کره خاکی دارد در جغرافیای حاکمیتی‌اش دچار ضربه‌ای مهلک شد.

رفتار حاکمان آمریکا پس از ١١ سپتامبر، جنگ افغانستان و عراق  و همچنین  فشارهای سیاسی و اقتصادی که آمریکا پس از آن به کشورهای مسلمان وارد کرد، بعضی از  طرفداران این حمله تروریستی را  به این نظریه رساند که حمله وسیع در جغرافیای آمریکا زیان آن بیشتر از  منافع آن است، این نگاه که یک پایه فقهی هم دارد، مسبب آن شد، رژیم ایران که رسالت کنونی خود را در تقابل با آمریکا تعریف کرده است، محدوده مخالفت خود با آمریکا را به جغرافیای غرب آسیا محدود نماید.[2]

اهمیت جغرافیای مخالفت ایران با منافع آمریکا در ارزش منافعی است که آمریکا در این جغرافیا برای خود قائل است، چون مشخص است که در صورت در خطر بودن منافع آمریکا در خاورمیانه، این میزان حساسیت و اهمیت آن منافع است که  سطح واکنش  آمریکا را تعیین می‌کند.

 در خاورمیانه یا به تعبیر جمهوری اسلامی در غرب آسیا، آمریکا سه منفعت  کلان را برای خود تعریف کرده است:

١: تامین امنیت انرژی‌‌های فسیلی از استخراج تا رسیدن به بازار مصرف

٢: تامین امنیت اسرائیل

٣: تلاش برای کنترل، مدیریت و تضعیف جریانات رادیکال اسلامی که خواستگاه اصلی انسانی، فکری و مالی آن‌ها کشورهای موجود در خاورمیانه است.

ایران به عنوان یک کشور اسلامی که در خاورمیانه قرار گرفته است، یک تولید کننده نفت است که قسمتی از تنگه استراتژیک هرمز بخشی از سرزمین آن محسوب می‌شود، ایران بارها تهدید بستن تنگه هرمز را به عنوان اهرمی علیه آمریکا و اقتصاد جهانی مطرح کرده است،[3] حاکمان این کشور در ٤٠ سال گذشته بارها اسرائیل را تهدید به نابودی کرده‌اند.[4]

جمهوری اسلامی، یک رژیم توتالیتر اسلامی است که سران آن بعد از آنکه قدرت را به دست گرفتند، به عنوان یکی از حامیان گروه‌ها‌ی رادیکالیسم اسلامی همه نوع حمایت را از گروه‌ها‌ی اسلامی رادیکال انجام داده است.[5]

در یک کلام، ایران در شرایط حال و در گذشته چهل ساله  بعنوان یک قدرت در منقطه خاورمیانه تقریبا در هر سه سطح منافع آمریکا در خاورمیانه را به چالش طلبیده است.

ابراز‌های ایران برای مقابله با آمریکا

جمهوری اسلامی در ٤٠ سال گذشته تلاش کرده‌ است، به مشخصی چهار ابزار را به عنوان راهکار مقابله با آمریکا بکار بگیرد:

١: سیاست خارجی غرب بدون آمریکا

بعد از آنکه جمهوری اسلامی، سیاست آمریکا ستیزی را به بخشی از ایدئولوژی خود تبدیل کرد، در عمل این رژیم سیاست غرب بدون آمریکا را پیرو کرد، تا از این طریق از وابستگی تکنولوژیکی وعلمی  به آمریکا جلوگیری نماید و همزمان میزان ضربه پذیری اقتصادی خود  را کاهش دهد.

٢: دیپلماسی چند جانبه

 طراح این سیاست "محمد جواد ظریف" وزیر خارجه کنونی جمهوری اسلامی است‌، در این سیاست تلاش می‌شود، از طریق سازمان‌‌های بین‌المللی ایران به دو هدف مشخص دست یابند:

 آ:  سازمان‌‌ها و ائتلاف‌های بین المللی را به ابزاری برای بازدارندگی آمریکا علیه ایران تبدیل کند.

 ب: دیپلماسی چند جانبه به عنوان متدی جلوگیری از رودروی با آمریکا است، ایرانی‌های این سیاست را  برای شرایط حساس بین ایران و آمریکا در نظر گرفته‌اند، بر پایه این متد در شرایط ضروری ایران برای جلوگیری از رودرروی مستقیم با آمریکا بدون اینکه به چهره آمریکا ستیز خود از لحاظ ایدلوژی ضربه بزند به توافقاتی می‌رسد که آمریکا بخشی از آن است. مانند توافق هسته‌ای برجام.

٣: تروریسم [6]

در مساله ارتباط بین جمهوری اسلامی و آمریکا این رژیم  از آغاز حضور در قدرت و پس از حمله به سفارت آمریکا در تهران در عمل بار‌ها از طریق بکارگیری گروههای تروریستی علیه آمریکا در تلاش بوده است که به دو امر دست یابد:

آ: ضرباتی به ارتش آمریکا وارد کند.

 ب: از جرایی شدن طرح و سیاست‌های آمریکا در منطقه جلوگیری نماید.

در بکارگیری گروه‌ها‌ی تروریستی علیه منافع آمریکا، سپاه پاسداران نقش اساسی را ایفاء کرده و این نیروها در عمل تحت فرمان مستقیم سپاه قدس که یکی از شاخه‌های سپاه پاسداران است، اعمال تروریستی خود را انجام می‌دادند.

٤: سیاست گرایش به شرق[7]

جمهوری اسلامی در سیاست غرب بدون آمریکا به دلیل ترور‌های که در جغرافیای اروپا انجام داد و همچنین به دلیل حساسیت اروپای‌های به ماجراجویی‌های موشکی و هسته‌ای جمهوری اسلامی در عمل شکست خورد.

رشد سریع چین و تبدیل شدن این کشور به دومین قدرت اقتصادی جهان و همچنین همکاری موردی روسیه با جمهوری اسلامی در سیاست‌های آمریکاستیزی زمینه این را فراهم کرد که جمهوری اسلامی در چند سال گذشته خواهان ایجاد راهبرد گرایش به شرق باشد.

گرایش به شرق برای جمهوری اسلامی در سطح بدنه ایدئولوژیکی می‌تواند به منزله تلاش برای ایجاد یک ائتلاف آمریکاستیز قلمداد شود، و جدا از این مساله می‌تواند چالش حقوق‌بشر را از سر جمهوری اسلامی بگذراند، چون مشخصا اروپای‌ها بر پایه مطرح کردن بحران حقوق بشری در ایران معمولا از جمهوری اسلامی امتیازات سیاسی و اقتصادی می‌گیرند، باتوجه به اینکه کشورهای شرقی گفتمان حقوق بشر را پایه سیاست خارجی خود نکرده‌اند، یکی از دلایل گرایش به شرق در سیاست خارجی ایران ، مساله بحران  حقوق بشر در ایران است.

 اما دلیل اصلی این گرایش تلاش برای پرکردن خلاء تکنولوژیکی و عدم ارتباط اقتصادی با آمریکا است.

چهار ابزار یا راهکار فوق در سیاست منطقه‌ای و بین‌المللی جمهوری اسلامی از دو  نقطه مشترک برخوردار هستند: اول، ضدیت کردن با منافع آمریکا در خاورمیانه و شمال آفریقا دوم، مقاومت در برابر فشارهای امریکا که در پی این ضدیت ایجاد می‌شود.

  مشخص است که آمریکا از رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی مطلع است و بر همین اساس هم این کشور تقریبا در ٣٨ سال گذشته ابزار اقتصادی و در حالت‌های نادر حمله نظامی را به عنوان ابزاری برای کنترل سیاست‌های آمریکاستیزی ایران بکار گرفته است.

اضافه کردن سپاه به لیست ترور برای آمریکا به چه معنی است؟

جدا از مساله آمریکاستزی که به بخشی از سیاست خارجی رسمی و غیررسمی جمهوری اسلامی تبدیل شده است، باید اهمیت این رفتار آمریکا را در مساله نفوذ سپاه پاسداران در گروه‌ها‌ی رادیکال اسلامی و نقش این سازمان‌ در سیاست آمریکا ستیزی  دید.

برای تبیین بیشتر باید اظهار کرد که  خاورمیانه در عصر پساداعشی قرار دارد، این عصر از این جنبه‌ها دارای اهمیت است:

١: حضور داعش و القاعده در جغرافیای سنی کشورهای اسلامی از جمله سوریه، افغانستان و عراق این کشورها را با نابودی زیرساخت‌ها روبرو کرده است و این مساله موضوع "مبارز بودن این سازمان‌‌ها" را در بین جامعه اسلامی کاملا به حاشیه رانده و تقریبا جامعه مسلمانان اهل سنت به این نتیجه رسید‌ه‌اند که سازمان‌‌های رادیکال همچون داعش نتیجه‌ی جز کشتار بیشتر مردم مسلمان و نابودی کشورهای اسلامی ندارد.

٢: حضور کشورهای مانند سعودی، امارات و مصر در ائتلاف آمریکای که برای تقابل با نفوذ ایران  در کشورهای عربی تشکیل شده است، می‌تواند به منزله کاهش حمایت آن کشورها از جریانات رادیکال اسلامی که خواستگاه تروریسم سلفی جهادی است، باشد و این مساله از  آن لحاظ اهمیت دارد که در عمل ما با دو نوع تروریسم اسلامی روبرو هستم، یک شاخه شیعی و یک شاخه سنی، چنانچه کشورهای سنی از حمایت از گروههای رادیکال دست بکشند، این جریانات بیشتر و بیشتر به حاشیه رانده می‌شوند ونقش خود رادرمعادلات از دست می‌دهند، هر چند ایران به صورت موردی از تروریسم سلفی جهادی  نیز حمایت می‌کند،

 اما ایران در واقع   اصلی‌ترین حامی تروریسم شیعی است و با به حاشیه راندن تروریسم اسلام سنی نقش تروریسم اسلام شیعه در معادلات محرزتر خواهد بود، در شرایط کنونی فشار بر سپاه در راستا کاهش حمایت این سازمان‌ تروریستی از گروه‌ها‌ی تروریستی شیعه است، و مشخص است که شاخه‌های تروریسم اسلام شیعه تا حال حمله به منافع اسرائیل را به عنوان هدف خود تعیین کرده‌اند.

٣: سقوط صدام، بهار عربی ، قدرت‌گیری داعش در فاصله ٢٠١٤ تا ٢٠١٧ زمینه حضور جمهوری اسلامی در کشورهای اسلامی و امکان تحقق هلال شیعه را فراهم کرد؛ این مساله مسبب آن شده است، دو کشور قدرتمند منطقه، اسرائیل و پادشاهی سعودی از لحاظ امنیتی دچار مخاطره شوند، سازمانی که برای تحقق هلال شیعه عملا اقدام می‌کند، سپاه پاسداران است و این سازمان‌ با تشکیل د‌هها گروه کوچک و بزرگ در کشورهای اسلامی در ٤٠ سال گذشته امنیت خاورمیانه را به چالش طلبیده و در عمل بارها مسبب جنگ‌ها نیابتی موجود در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا "منا" شده است و تقریبا تمامی جنگ‌های نیابتی منطقه نیز یا در ضدیت با منافع آمریکا در خاورمیانه هستند یا در ضدیت با امنیت پایدار کشورهای اسرائیل و پادشاهی سعودی هستند.

٤: یکی از مهمترین دلیل انتخاب سپاه به عنوان یک گروه تروریستی از طرف آمریکا، نقش و گستردگی حضور سپاه در حاکمیت جمهوری اسلامی است.

رژیم توتالیتر اسلامی موجود در ایران، سپاه را به عنوان نگهدارنده و گسترش دهنده  ساختار ایدئولوژیک خود تعریف کرده است، پس در واقع سپاه قدرت در سایه جمهوری اسلامی است و آمریکا از این طریق می‌تواند، فشاری حداکثری بر ساختار ایدئولوژیکی جمهوری اسلامی وارد کند و تا کلیت ساختار را ناچار نماید که به خواسته‌‌های آمریکا وقع بنهد.

 به تعبیر دیگر در عمل "نقطه قدرت" جمهوری اسلامی که برای ماندگاری ساختار توتالیتر خود و تحقق سیاست صدور انقلاب تعریف  شده است، به یک نقطه ضعف بزرگ آن رژیم تبدیل شده  و در شرایط کنونی برای فشار به جمهوری اسلامی و حتی برای سقوط این رژیم تنها لازم است، سپاه از بین برود؛ در صورتی که سپاه با بحران روبرو شود، کلیت رژیم در بحران و درصورتی که سپاه دچار فروپاشی گردد، کلیت ژریم دچار فروپاشی خواهد شد.

در واقع عصر پساداعشی به معنی کاهش قدرت گروه‌ها‌ی تروریستی سنی مذهب است و حذف آن‌ها در معادلات کلان امنیتی و اقتصادی است.

در این عصر گروهی که هنوز می‌تواند، معادلات در کلان امنیتی و اقتصادی منطقه نقش ایفاکند، گروه‌های تروریستی شیعه مذهب  هستند.

در مقطع پساداعش مهمترین گروه تروریستی و بالاترین خطر در این زمینه، سازمان‌‌های تروریستی شیعه هستند، در عمل آمریکا برای پایان دادن به سیاست "جنگ با تروریسم" ناچار است با این گروه‌ها روبرو شود، این کشور با فشار به سپاه پاسداران و جمهوری اسلامی خواهان کوچک و به حاشیه راننده شدن گروههای تروریستی شیعه است.

با به تروریستی شناختن سپاه از طرف آمریکا باید گفت که  ایالات متحده می‌خواهد، قدرت سازمان‌‌های تروریستی شیعه را از آن‌ها بگیرد و آن‌ها را از معادلات خاورمیانه حذف کند، و این تلاش در راستای حفاظت از منافع آمریکا در خاورمیانه است.

پس آمریکا با انتخاب این سیاست جغرافیای جنگ با تروریسم را به وسعت منافعش تعریف کرده است، جغرافیای این سیاست در دولت باراک اوباما در هاله‌ای از ابهام قرار داشت.

در چنین شرایطی می‌تواند ادعا کرد، سیاست "جنگ با تروریسم" آمریکا که مبدع آن بوش پسر بود،  به حساس‌ترین مقطع خود رسیده است و در صورتی که آمریکا بتواند با فشار بر سپاه، جمهوری اسلامی را متقاعد نماید که دست از تقویت و گسترش تروریسم شیعه بکشد، در عمل آمریکا به پایان خط ،  "جنگ با تروریسم" رسیده است و بعد از آن هیچ گروه تروریستی اسلامی از این قدرت برخوردار نخواهد بود که امنیت یک کشور را تهدید کند و در معادلات کلان امنیتی و اقتصادی منطقه‌ای و بین‌المللی نقش ایفا نماید.

مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا این سیاست را این چنین تشریح کرد: "بگذارید درباره تحریم‌های مشخصی صحبت نکنیم. ابتدا باید به جایی بازگردیم که این تصمیم گرفته شد. باید یک قدم به عقب برگردیم. مأموریت ما این است که در خاورمیانه صلح و ثبات ایجاد کنیم. به همین سبب برای شکست دادن گروه دولت اسلامی (داعش) ائتلافی تشکیل دادیم.  دومین گام ما این است که بزرگ‌ترین تهدید را مشخص کنیم. یعنی جمهوری اسلامی ایران، مهم‌ترین حامی مالی تروریسم، حزب‌الله لبنان و شبه‌نظامیان شیعه عراقی که در عراق برخلاف مصالح ملی این کشور فعالیت می‌کنند. می‌بینید که در یمن چه اتفاقی می‌افتد. سازمان‌ ملل در استکهلم به توافق خوبی دست پیدا کرد اما ایرانی‌ها اجازه ندادند این توافق به اجرا دربیاید. باید به ایران تفهیم کرد که حمایت از تروریسم در سراسر خاورمیانه به نغع این کشور نیست".[8]

سپاه چه راهکارهای را برای مقابله با آمریکا در پیش خواهد گرفت؟ این سوال را در بخش دوم جواب خواهم داد،

[1] https://bit.ly/2V8d8YI

[2] https://bit.ly/2v8RjcN

[3] https://bbc.in/2V0ux5r

[4] https://bit.ly/2V882LI

[5] https://bit.ly/2XaDZAC

https://bit.ly/2InBBDk

[6] https://bbc.in/2UpkItb

[7] https://bit.ly/2Iw5y3g

[8]  https://t1p.de/1r26

محتویات این مقالە منعکس کننده دیدگاه و نظرات وب‌سایت کوردستان‌میدیا نمی‌باشد.