کوردستان میدیا

یکشنبه 3 تیر 1397
سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

\"من\" و انتخابات!!! - بخش اول

17:58 - 22 اردیبهشت 1396

د.مسعود رستمی

مدخل


انتخابات ریاست جمهوری ایران تا چند روز دیگر برگزار خواهد شد. تب آن فراتر از گرم و مباحث همچنان تکراری است! در انتخابات باید شرکت کرد یا نە؟ این پرسش بە ظاهر سادە، هنوز پاسخ قاطعی نیافتە است؛ علت یا علل عدم دریافت این پاسخ بە ظاهر سادە چیست؟ شاید هم رسیدە باشند، اما فقدان شجاعت انتخاب راە دیگری برای مبارزە موجب شدە ترس خود را با مزین بە استدلال کنند! طبیعی است اگر انسان از وضع موجود ناراضی باشد و تکرر راە پیمودە را آزمودە و بە نتیجەی مطلوب نرسیدە، بایستی راە دیگری را در پیش گیرد؛ کە مستلزم شجاعت است.

امروزە حداقل در روانشناسی مقولەی مسری بودن بخش زیادی از اعمال انسانی اثبات شدە است. در قطارها افرادی با خندەی تعمدی موجب خنداندن دیگران و در خیابانها تعدادی با رقص موجب رقصاندن دیگران می‌شوند؛ در صفوف نیز، اولین نفری کە پاسخ مثبت یا منفی بە خواستی متعین می‌دهد پیروی دیگران را بە همراە خواهد داشت و قس علی هذا. در این میان ترس بیشتر از هر چیز دیگری خصلت مسری دارد.

اگر بتوان جامعە را ترساند، توجیە اعمال ترس هم از سوی افراد ترساندە شدە و عدم تمایل بە گزینش راە دیگری جهت مبارزە توسط خود self- selbst ترسیدە، سادە خواهد بود. بدیهی است در برهەای کە صدها رسانە با بینندەگان میلیونی هر روزە و صدها و شاید هزاران نفر مبلغ، افکار مشخصی را بە اذهان مردم فرو می‌کنند، نوشتاری کوتاه نە تنها محلی از اعراب نداشتە باشد، بلکە نویسندە یا نویسندەگان چنین نوشتارهایی هم از سوی گفتمان غالب روان پریشانی نمایاندە شوند کە بهترین راە برای آنان نە اندیشیدن، بل رجوع بە روانکاو باشد. با این وجود، باید وظیفەی تاریخی خود را بە جا آورد و داوری را بە اهل دانش و منطق و همچنین تاریخ سپرد.

بە همین دلیل، تلاش بر این است در چهار بخش بە تحلیل انتخابات بپردازم: در بخش اول بە تفاوت این دورە از انتخابات با دورەهای پیشین خواهم پرداخت؛ در بخش دوم، بە نقش انتخابات در ایران و ادعای پروسەی دموکراتیزاسیون اشارە خواهم کرد؛ در بخش سوم، نگاهی بە بایکوت انتخابات توسط احزاب شرق کوردستان خواهم داشت؛ و در پایان کە با عنوان مقالە هم منطبق است، از زوایەی اندیشەی کانت بە نقش من و قصور در فهم و عدم بلوغ میپردازم. بدیهی است من در اینجا اشارە بە نویسندەی سطور نیست. نقطە کاپیتون این چهار بخش، ترور دکتر صادق شرفکندی و دادگاە میکونوس خواهد بود.

الف) تفاوت این دورە از انتخابات با دورەهای دیگر

ترور دکتر شرفکندی آغاز بحران در نظام توتالیتر و تروریسم دولتی جمهوری اسلامی بود؛ تروری کە با گذشت دو دهە هر روز بر دامنە و عمق بحران آن نظام می افزاید. نظام جمهوری اسلامی برای فرار از بحران حکم دادگاە میکونوس بە نمایش اصلاحات پناە برد؛ نمایشی کە با اتفاق مجمع ترور جهت بقاء خود، نظام و منافع قوم سلطە آغاز شد. اما اشتباە محض خواهد بود کە تأثیر ترور دکتر شرفکندی و حکم دادگاە میکونوس را فقط بە نمایش آغازین مجمع ترور محدود کرد. تبعات ترور و حکم دادگاە میکونوس، مستلزم خوانش جزئی نگرانەتری است. مباحثی همچون جایگاە رفسنجانی پس از دادگاە میکونوس و رقابت او با خامنەای بە عنوان دو شخص محوری، سیستم سیاسی جمهوری اسلامی، بحران مشروعیت و امکان انقلاب و مسایلی از این دست باید مورد مداقە قرار گیرند.

در سیستم جمهوری اسلامی، برخی نهادها و مقامات انتخابی و برخی دیگر نیز جایگاە ثابت و لایتغیر دارند. نهادهای ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی بە عنوان دو نهاد تا حدود زیادی مهم انتخابی هستند؛ اما جایگاە نهاد رهبری بە عنوان نهادی فرا قانونی ثابت است و نە از سوی مردم انتخاب می‌شود و نە مشروعیت خود را از مردم می‌گیرد. این دو نهاد تا قبل از حکم دادگاە میکونوس در اختیار خامنەای و رفسنجانی بود. همگان از این مبحث مطلع هستند کە در دوران ریاست جمهوری رفسنجانی، خامنەای از قدرت چندانی برخوردار نبود و هموارە در حاشیەی رفسنجانی بود. پس از حکم دادگاە میکونوس و استلزام تغییر، رفسنجانی بە عنوان مهمترین عضو مجمع ترور بنا بە ماهیت سیستم ناگزیر بە ترک این نهاد شد.

رفسنجانی چە میدانست یا نە کە با ترک نهاد ریاست جمهوری قافلە را بە خامنەای میباخت، ناگزیر از این ترک بود. در غیاب رفنسجانی، خامنەای کە تا آن زمان در حاشیەی رفنسجانی بود، زمینە را مغتنم شمرد و بە تقویت جایگاە خود بە عنوان شخص اول جایگاهی کە در دورەی رفنسنجانی فقط بر روی کاغذ بود بپردازد. بازگشت رفسنجانی بە نهاد مهم ریاست جمهوری در درجەی اول و مجلس شورای اسلامی در درجەی دوم، فقط از طریق انتخابات ممکن بود؛ مقولەای کە مهمترین عنصر مجمع ترور هر گاە خود را در معرض انتخاب گذاشت، هموارە جوابی جز نە دریافت نکرد. ماهیت نهاد ریاست جمهوری و مجلس بە عنوان دو نهاد منتخب ایجاب میکند شعارهایی سر دادە شود کە مقبول مردم باشد.

بە همین دلیل رفسنجانی قبل از مرگ و جناح او برای بازگشت، کسب و حفظ قدرت هموارە بدان متوسل میشدند. بر خلاف خامنەای کە نیازی بە رأی مردم ندارد، رفنسجانی و جناح او برای بازگشت بە قدرت بە صورت مبرمی بدان نیاز داشتند. برای آنها مهم نبود نهاد ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی از چە اختیاراتی برخوردار است؛ بلکە مهم حضور در قدرت بود. جایگاهی کە بدون مردم حصول آن ممکن نبود و نیست. بە همین دلیل برای تهیج مردم جهت حمایت بە مسایلی هچون حجاب، حقوق بە قول خود اقوام و مذاهب، روابط با غرب و بە طور کلی هر آنچە کە جناح خامنەای تمایلی بە طرح آن ندارد پناە بردند و میبرند. مسئلە بسیار سادە است: هر چە را کە خود نخواستیم اجرا کنیم و هر آنچە هم ماهیت قانون و سیستم سیاسی مانع بود، بە عهدەی بخشی از حکومت کە مورد تنفر جامعە است واگذار شود. پس از شعار دادن هیچ دریغ نکنید؛ رأی دهندگان را آسان میتوان تحمیق کرد. مهمترین عضو مجمع ترور، با ترور دکتر شرفکندی آرزوی بازگشت بە قدرت را با خود بە گور برد. از سوی دیگر آن تروریست دیگر نیز بنا بە شایعات در شرف مرگ است. پس انتخابات این دورە کاملأ متفاوت است با دورەهای قبلی.

انتخابات این دورە را می‌توان جنگ میان فرزندان دو پدرخواندە خواند. جناح رفسنجانی، در تلاش است تا نقش او را بە روحانی بدهد و جناح خامنەای نیز در صدد است این نقش را بە رئیسی واگذار کند. رئیسی در جناح نهاد ثابت قدرت، نهادی کە نیازی بە رأی مردم ندارد، قرار دارد؛ پس نیازی هم بە شعارهای مردم پسند ندارد. قدرت آنها تضمینی است و میدانند شعارهای طرف مقابل هم نمیتواند خللی در آنها ایجاد کند. اما روحانی چە؟ برخلاف رئیسی، روحانی و جناح او میدانند اگر مردم پای صندوقهای رأی نروند، قافلە را خواهند باخت. پس در این برهەی حساس کە حتمأ باید نهاد ریاست جمهوری را در اختیار داشتە باشند، از هیچگونە شعاری پرهیز نخواهند کرد. روحانی و جناح او برای آنکە بە درد پدرخواندەی خویش مبتلا نشوند، بە هر شعاری متوسل می‌شوند. پس از انتخاب هم بخش تاریکی وجود دارد تا اجرایی نشدن شعارهای خود را بە سوی آن فرافکنی کنند. با این کار نیز بە دو هدف عمدە خواهند رسید: نخست اینکە دروغ‌های خود را توجیە می‌کنند؛ و دوم اینکە عمق تنفر را از جناح دیگر بیشتر. بە این ترتیب، مشارکت مردم را برای دورەی بعد هم تضمین کردەاند. چە باک؛ مگر نە اینکە بە قول نظریەپرادازان آنها دموکراتیزاسیون امری تدریجی است! مردم سادە و بدتر از آن بە قول خود نخبگان فکری، از خود نمی‌پرسند اگر خواست یا توان اجرایی کردن شعارها وجود داشتە، چرا در چهار سال گذشتە اثری از آنها هویدا نیست.

محتویات این مقالە منعکس کننده دیدگاه و نظرات وب‌سایت کوردستان‌میدیا نمی‌باشد.