کوردستان میدیا

جمعه 1 تیر 1397
سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

چند پرسش در مورد حضور رئیسی در انتخابات

00:13 - 20 فروردین 1396

آگری اسماعیل‌نژاد

بە جرائت میتوان گفت کە مهمترین رویداد انتخابات ریاست جمهوری ١٣٩٦ حضور ابراهیم رئیسی در این انتخابات است پس بهتر از نوشتە را با این سوال آغاز کنیم، چرا آمدن رئیسی اهمیت دارد؟

آنچە آمدن رئیسی را اهمیت دار کردە است این است کە با آمدن رئیسی تقریبا جناح اصولگرای درون رژیم جمهوری اسلامی بە نوعی یکدستگی و اتحاد نزدیک میشود، و مهمترین مدرک برای این گفتە انتخابات درون حزبی جبهە مردمی نیروهای انقلابی است ، این جریان اصولگرای کە از اتحاد سە جریان حامیان خامنەایی ، سپاە پاسداران و روحانیون اصولگرای حوزە علمیە تشکیل شدە است، در انتخابات درون سازمانی خود کە در روز ١٧ فروردین ١٣٩٦ برگزار شد از ٢٣٧٨ رای اخذ شدە ٢١٤٧ رای را بە ابراهیم رئیسی دادند؛ اگر ٤٥ رای ناصحیح این انتخابات را از این آمار کم کنیم، تقریبا ٩٢% اعضا دومین مجمع ملی جمنا بە ابراهیم رئیسی رای گفتند.

این در حالی است کە قالیباف چهارمین کاندیدای لیست جمنا و شناختە شدەترین کاندیدای اصولگریان در افکار عمومی ایران ١٣٧٣ رای یعنی ٥٨.٨% آرا، را کسب کردە است.

کاندیدا دوم جمنا نیز تنها ٦٦% آرا را کسب کردە است. پس باید اظهار کرد در گام اول رئیسی توانستە است نوعی اجماع در بین اصولگرایان ایجاد کند.

پرسش بعدی این است کە چرا اصولگرایان در پی اجماع هستند؟
برای جواب این پرسش باید بە موضوعاتی جز آمدن رئیسی نیز اشارە کرد، اصولگریان در چند ماە گذشتە با ایجاد جبهە مردمی نیروهای انقلابی تلاش کردەاند، کە طیفهای اصلی موجود در جریان موسوم بە اصولگرای را در یک تشکل جمع کنند، و کار تنها بە اینجا ختم نمیشود، و بلکە ١٧ فروردین همزمان با انتخاب کاندیداجمنا برای دوازدهمین دورە ریاست جمهوری، دو نفر از پیروان اهل سنت را بە اعضا شورای مرکزی خود اضافە میکند، انتخاب این دو نفر سنی مذهب برای عضویت در شورای مرکزی جمنا در حالی صورت میگیرد، کە بر اساس آماری اعلامی از طرف وزارت کشور جمهوری اسلامی در تمامی ٥ انتخابات ریاست جمهوری گذشتە، کاندیدا اصولگریان کمترین میزان رای را در مناطق غیرە فارس و بلاخص سنی نشین داشتە است، البتە بر عکس جناح درون حکومتی اصلاح‌طلب ، جناح درون حکومتی اصولگرا تا حال سعی نکردە از طریق دادن امتیاز و یا نوعی تبعیض مثبت نظر اتنیک‌های و سنی مذهبان را جلب کند.

پس اگر موضوع حضور ابراهیم رئیسی بە عنوان مهمترین مهرە وابستە بە اصولگریان کە توانای مقابلە با روحانی و ایجاد اجماع در بین اصولگریان را دارد، بە تلاش برای کسب آرا در بین اتنیک‌ها و اقلیت سنی مذهبان اضافە کنیم و مسئلە تشکیل جمنا را نیز مدنظر بگیرم بە آسانی میتوان گفت کە تلاش اصولگریان در انتخابات ریاست جمهوری ١٣٩٦ نوعی خیزش سیاسی است و خارج از تعارفات و عادات انتخاباتی موجود در رژیم جمهوری اسلامی است.

یکی از پرسشهای دیگر در مورد آمدن ابراهیم رئیسی تولیت آرامگاە امام رضا ، امام هشتم شیعیان بە مسئلە دست داشتن مستقیم او در کشتار زندانیان سیاسی ربط دادە میشود، موضوع دست داشتن رئیسی در کشتار زندانیان سیاسی دهە ٦٠ این پرسش را ایجاد میکند، آیا حضور این فرد در جبهە اصولگریان مسبب آن نمی‌شود، کە مردم بیشتر روی خوش بە روحانی نشان دهند؟

قبل از جواب این پرسش باید اظهار کرد، کە اگر معیار دست داشتن در کشتار و جنایات جمهوری اسلامی را بعنوان عاملی برای رای و یا عدم رای بە یک فرد در جمهوری اسلامی تلقی کنیم، باید گفت خود حسن روحانی کە مدت ١٦ سال، عنوان دبیر شورای امنیت ملی را در جمهوری اسلامی داشتە است، آیا از ابراهیم رئیسی کمتر در جنایات رژیم مشارکت کردە است؟!

بیگمان وجود و تداوم جمهوری اسلامی در گرو جنایت‌های بودە است کە سران این رژیم در مدت ٣٦ سال گذشتە انجام دادەاند، اما هیچ جناحی در درون رژیم وجود ندارد، کە در مقاطع مختلف در جنایات انجام شدە برای تداوام جمهوری اسلامی دست نداشتە باشد، بلکە نکتە مشترک دو جناح عمدە درون رژیم جمهوری اسلامی در این است، کە هر دو بر سرکوب و کشتار گرو‌ه‌های سیاسی غیرە خودی متفق القول هستند و بودند و خواهند بود.

اما جدا از این مسئلە باید اظهار کە جنایات انجام شدە در دهە ٦٠ و خصوصا جنایات کشتار زندانیان سیاسی تابستان ١٣٦٧ در میان اعضا گروه‌های انجام شدە است، کە این گرو‌ه‌های از لحاظ سیاسی باور بە سقوط جمهوری اسلامی دارند و هیچ گاە خود را وارد بازیهای سیاسی درون رژیمی نکردەاند، بدین مفهوم کە آنها تمامی انتخابات موجود در تاریخ جمهوری اسلامی را بعد از آغاز سرکوب خود تحریم کردە، و این انتخابات را غیرە دمکراتیک و غیرە آزاد و ناسالم خواند، پس اگر قرار بر آن باشد، کە دست داشتن رئیسی در جنایات رژیم را معیاری برای تاثیرگذاری بر انتخابات کنیم، باید گفت خاستگاە اجتماعی گروه‌های سیاسی کە رئیسی در سرکوب آنها دست داشتە است، بیشتر در میان تحریم‌های هستند، نە رای دهندگان،

شاید در اینجا مسئلە ضدیت رسانەی گروه‌های سرکوب شدە، توسط رئیسی و تاثیر آن بر جامعە ایران مدنظر گرفتە شود، بی‌گمان همە گروه‌های سیاسی کە ابراهیم رئیسی در کشتار اعضاء آنها دست داشتە است، حضور و او در انتخابات را بە عنوان فرصتی برای بازگشایی پروندە جنایت‌های رژیم در دهەهای گذشتە خواهند کرد، اما همچنان کە از حال پیدا است، هیچ گروهی اظهار نخواهد کرد، کە چون رئیسی جنایتکار است، بە روحانی رای بدهید،بلکە تلاش و تمرکز بر آن خواهد بود، کە مردم را رازی کنند، کمتر در انتخابات شرکت کنند و اگر میزان شرکت کنندە در انتخابات کمتر شود، بی‌گمان تنها جناحی کە از آن ضررمند خواهد شد، جناح درون حکومتی موسوم بە اصلاح‌طلبان است؛ چون اصولگریان رای دهندگان حرفەای دارند و اگر انتخابات اردیبهشت ١٣٩٦ با قهر انتخاباتی همراە باشد، بی‌گمان اصولگریان نفع خواهند برد.

پرسش دیگر باید در مورد پی آمدهای شکست رئیسی باشد
شکست رئیسی چە پی‌آمدی خواهد داشت؟
برای جواب این پرسش باید بە وزن ابراهیم رئیسی در جامعە و سیاست ایران توجە کرد، نکتە تراژدی و کمیک آمدن رئیسی در این است، کە این فرد در سیاست و جامعە ایران خود از وزن خاصی برخوردار نیست، بلکە آنچە آمدن او را مهم کردە این است کە رئیسی در افکار عمومی و جامعە ایران و همچنین در حلقە قدرت جمهوری اسلامی بە عنوان یک فرد قابل اعتماد و پیرو بلامناضع خامنەایی و بیت خامنەایی شناختە شدە است در واقع باید گفت آنچە آمدن و شکست و پیروزی رئیسی را معنادار میکند این است کە ابراهیم رئیسی از لحاظ سیاسی بە خامنەای نزدیک است؛ همزمان با این مسئلە ابراهیم رئیسی در یک سال گذشتە در فضای سیاسی غیرە رسمی ایران بعنوان جانشین احتمالی خامنەایی از او یاد شدە است.

پس باید موضوع شکست و پیروزی رئیسی در انتخابات را در پرتو این موضوع بررسی کرد کە رئیسی نمایندە خامنەایی است. همزمان با این نکتە باید توجە کرد، کە دوازدهمین دورە انتخابات ریاست جمهوری اولین انتخاباتی است کە اکبر هاشمی رفسنجانی در آن حضور ندارد، اگر این دو موضوع را بە هم پیوند بزنیم، باید اظهار کرد کە شکست احتمالی ابراهیم رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری نە تنها پایان و مرگ سیاسی او خواهد بود، بلکە همزمان بە منزلە نە گفتن انتخاباتی بە خامنەایی نیز تلقی میشود و در جبهە موسوم بە اصلاح‌طلبان نیز مسبب آن خواهد شد، کە این رقیبان سیاسی خامنەایی بدون هاشمی رفسنجانی بە موفقیت برسند، کە این مسئلە نیز میتواند آنها را در مسئلە جانشین رهبر برای خامنەایی بە رقیبی جدیتر از حال تبدیل کند.

پس شکست رئیسی در واقع تنها شکست اصولگریان در برابر جریان درون رژیمی اصلاح‌طلبی نیست، بلکە شکست خود خامنەایی از اصلاح‌طلبان بدون هاشمی تلقی خواهد شد و دامنە چالش را از چهار سال ریاست جمهوری فراتر خواهد برد و بە موضوع جانشینی خامنەایی نیز خواهد کشید.

آخرین پرسش در مورد حضور رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری را باید بە پیروزی ابراهیم رئیسی در انتخابات اختصاص داد؛

پیروزی رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری چە مفهومی خواهد داشت؟
پیروزی ابراهیم رئیسی یعنی یک گام دیگر نزدیک شدن جریان موسوم بە اصلاح‌طلبی بە حذف از حلقە قدرت و این مسئلە در شرایطی عدم حضور هاشمی رفسنجانی بە عنوان سنگ صبور و کنترلگر آنها، رفتار پساانتخاباتی اصلاح‌طلبان را غیرە قابل پیش‌بینی میکند، اما فی‌النفسە میتوان عدم انتخاب مجدد روحانی کە کف خواست‌های جریان موسوم بە اصلاح‌طلبی را نمایندگی میکند، بە عنوان چالشی درون رژیمی و افزایش دامنە تنش اصلاح‌طلبی و اصولگرای تلقی شود.

محتویات این مقالە منعکس کننده دیدگاه و نظرات وب‌سایت کوردستان‌میدیا نمی‌باشد.