کوردستان میدیا

جمعه 22 فروردین 1399
سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

کرونا و تهاجم امر "رئال" لاکانی به امر "نمادین"

15:54 - 29 اسفند 1398

سندوس نقدە

ژاک لاکان روانکاو و روانپزشک فرانسوی متولد ١٣ آوریل ١٠٩١ است که کمک های شایانی به پیشرفت روانکاوی، فلسفه و نظریەی ادبی کرده است. لاکان از سال ١٩٥٣ تا ١٩٨١ میلادی سخنرانی‌های سالانه در پاریس برگذار می‌کرده است که تاثیرات بسزایی بر این علوم در فرانسه و جهان داشته است. او بسیار فعال و پرکار بوده است و اکثر متون درباره لاکان نیز از همین سمینارهای فراوان او شکل گرفته اند.  وی تاثیرگذارترین دانشمند فرانسوی در دهەهای ٦٠ و ٧٠ میلادی به شمار می رود که بیشترین تاثیرات را در حوزەی فلسفەی پساساختگرایی داشته است. کار بینان رشتەای لاکان در زمینەی مطالعاتی است که بر روی نظریات فروید داشته است. با بازخوانی تئوری های فروید، لاکان به توضیح اصطلاحاتی از جمله ناخودآگاه، خود، تعیین هویت و زبان به عنوان درکی هویتی پرداخته است. این مطالعات بینارشتەای ژاک لاکان بر روی نظریات روان شناسانەی زیگموند فروید کمک شایانی به شکل گیری نظریات نقّادانه، مطالعات ادبی، فلسفەی فرانسه در قرن بیستم و روانکاوی بالینی کرده است. به بیانی روشن ترکار مهمی که لاکان انجام می دهد ترکیب نظریات روانکاوی فروید با تئوری های ساختگرایی، خصوصا فردیناند دو سوسور، است. به زبانی ساده لاکان بر خلاف فروید اعلام می کند که روان انسان نیز همانند زبان دارای ساختار است. ژاک لاکان در ٩ سپتامبر ١٩٨١ در پاریس از دنیا رفت. فهم مطالب بیان شده توسط ژاک لاکان بسیار دشوار است، زیرا لاکان در بین فلاسفه و منتقدین معاصر جهان، دشوار ترین شکل بیان را دارد.

لاکان نیز همانند فروید برای روان انسان دورەی تکامل روانی و حرکتی نسبتا مشابه را در نظر می گیرد. فروید بیشتر بر جنبەهای منفی ذهن و روان تکیه داشته است و آن را همانند دیگی جوشان فاقد نظم می دانسته است. اما در عوض لاکان سعی در توصیف ساختار ذهن دارد. به عبارتی دیگر لاکان معتقد است که روان انسان همانند زبان دارای نظم و ساختار می باشد. در اوایل قرن بیستم اعتقادی پدید آمد که بر اساس آن بیان می کردند که زبان فکر و ذهن را کنترل می کند، لاکان از آن ها یک قدم فراتر می رود و اعلام می کند که ناخودآگاه نیز تحت تاثیر زبان است و همانند آن ساختاری نظام مند دارد. یکی دیگر از اشتباهات فروید برداشت های مردانەی او از روان زنان است که از اطلاعات کم او از روان زنان ناشی می شده است. لاکان سعی در تعدیل این نظریات را داشت و بر همین اساس است که امروزه نوشتەها و نظریات روانکاوی لاکان در نقد ادبی در مقایسه با نظریات فروید از اهمیّت و ارزش بیشتری برخوردار هستند.

لاکان معتقد است که روان انسان بر اساس یک الگوی سه گانه شکل می گیرد. توضیح این سه مرحله و موارد مربوط به آن ها نظریات عمدەی ژاک لاکان را در بر می گیرد:

الف) امر آیینەای، کودکی که به دنیا می آید تا سن شش ماهگی خود را در وحدت با مادر می داند و تفاوتی میان بدن خویش و بدن مادر قائل نیست. سپس بین شش تا هیجده ماهگی اولین مرحلەی جدایی از مادر اتفاق می افتد. در این سن کودک تصویر خویش را در آیینه می بیند (ممکن است تنها آیینه نباشد و به جای آن به طور مثال سایەاش و یا انعکاسش در شیء دیگر باشد، عمە، خالە و ... می توانند آیینەی فرضی قلمداد گردند). این نخستین مرحلەی جدایی یک گذر است که لاکان آن را مرحله ی آیینه (mirror stage) می نامد. دومین نشانەی جدایی از مادر اصطلاح «شیء کوچک» (object petit a) است که لاکان آن را بدین گونه توضیح می دهد: کودک در این مرحله متوجه می شود که می تواند از بدن خود ادرار و مدفوع را به عنوان اشیاء کوچک خارج کند. این اشیاء کوچک نماد چیزهایی می شوند که تا ابد برای او فقدان می مانند. کودک در این مرحله همچنین قادر است که صدای خودش را از صدای مادرش تشخیص دهد و مجزا بودن جسم خویش از مادر برای او ایجاد یک فقدان می کند که مقدمەی فقدانی ابدی در اوست. به بیانی دیگر کودک با نگاه کردن به یک سری تصاویر و اشیاء دنیای اطرافش را درک می کند. در این دوره حسرت برای بازگشت به دوره قبل از شش ماهگی پدید می آید. در این دوره که دوره ای پیش زبانی است، مادر حکمران اصلی است.

ب) امر نمادین (Symbolic Order): در این مرحله پدر به جای مادر بر مسند قدرت می نشیند. در این مرحله کودک زبان را می آموزد و از طریق زبان منطق پدر را یاد می گیرد. لاکان در این مرحله مطالعات روان شناختی خویش را تحت تاثیر زبان شناسی ساختارگرایان و به ویژه فردیناند دوسوسور دنبال می کند و این گونه عنوان می کند که ناخودآگاه همانند زبان ساختار منظم دارد. در این مرحله کودک جدایی را به شکل نمادین یاد می گیرد. لاکان بر عقدەی اودیپِ فروید اتکا می کند، بر آن بسیار تاکید می کند، و سعی در بازبینی آن به کمک علم زبان شناسی را دارد. لاکان اعلام می کند در این مرحله کودک از طریق دیگری به تفاوت جنسی مذکر و مونث پی می برد و از لحاظ اجتماعی در دورەی نمادین کودک یاد می گیرد که کدام یک از این دو را اخذ کند (تعریف لاکان از اخذ جنسیت در اینجا بیولوژیک نیست. منظور او جنسیت اجتماعی است که از طرف زبان و اجتماع بر هر شخصی تحمیل می شود). به گفتەی لاکان جنسیت را پدر تعریف می کند که لاکان آن را قانون «نامِ پدر» (nom du pére) نام گذاری می کند. پدر مسئول تحمیل هویت جنسی است. برای مثال دختر بچه یاد می گیرد که باید با عروسک بازی کند و خودش را برای اینکه مادر خوبی شود آماده کند و در مقابل پسربچه یاد می گیرد که با ماشین و تفنگ بازی کند و مثل دخترها نباید گریه کند چون او مرد است و یک مرد نباید گریه کند! پدر نماد قوانین و هنجارهاست و نقش مانع میان کودک و مادر را بازی می کند. به عبارتی دیگر این مرحله دومین مرحلەی دور شدن از مادر به حساب می آید.

ج) امر رئال: (Real Order) این مرحله موقعیتی است که همگی ما در آن قرار داریم. امر رئال یعنی وحدت با جهانی را که در آن زندگی می کنیم، میسّر نیست. این مرحله، دورەی حسرتِ بازگشت به مادر است امّا این بازگشت هیچ گاه اتفاق نمی افتد و این مطلب همان تعریف امر رئال است. این دوره نماد تمام چیزهایی است که نمی توانیم به آن ها دسترسی پیدا کنیم. لاکان اعلام می کند در این مرحله که نماد جدایی ابدی ما از مادر است، از فقدان ابدی آگاه می شویم. لاکان همچنین اضافه می کند که دلیل اصلی اینکه نمی توانیم با جهان فیزیکی بیرون یکی شویم «زبان» است. او زبان را به عنوان یک مانع می داند که همیشه بین ما و جهان قرار دارد و همچنین زبان را به عنوان دیگری با حرف بزرگ (Other) نشان می دهد. این دوره، مرحلەی حسرتِ بازگشت به دورەی نخست (امر خیالی یا دورەی پیش زبانی) با انجام دادن کارهای نمادین مثل نقاشی، نوشتن، موسیقی و یا به طور کلی هنر است. لاکان اعتقاد دارد که هنر و ادبیات با برانگیختن یک سری احساسات ابزارهای قدرتمندی هستند که دورەی خیالی را به ما یادآور می شوند، امّا در عین حال این یادآوری به طور موقت در ذهن ما تداعی می شود. به عقیدە لاکان حتی عشق هم نمی تواند جای مادر را بگیرد، عشق و فقدان همیشه همراه یکدیگر می شوند، و هیچ گاه از طریق عشق نیز بازگشت به مادر صورت نمی گیرد. به بیانی دیگر معشوق نیز به طور موقت و مصنوعی جای مادر نشسته است.
گاهی پش می آید کە امر رئال بە امر نمادین حملەور شدە و دنیای آرام نظم نمادین پدری را ویران و پر تلاطم می کند و همە چیز را بەهم میریزد. حملەی امر رئال کرونا بە امر نمادین و زندگی عادی از این دست است.

در این زمینە بصورت خلاصە می توان گفت:
از ویروس کرونا می توان، به عنوان امر رئال لاکانی نام برد، چرا که موجودیتی ندارد (به مثابه ابژه بودگی) ولی تمام زندگی مردم جهان را تحت شعاع خود قرار داده است و با ترس و وحشت زندگی مردم را مختل کرده است، ایران هم یکی از این کشورهاست اما با وضعیت کاملا استثنایی و ویژە.

همچنانکە گفتە شد، ژاک لاکان، در تحلیل فرآیندهای تحول ذهنی - روانی انسان، از سه مرحله سخن می گوید:

۱- مرحلەی خیالی یا آیینەای
۲- مرحلەی نمادین
۳- مرحلەی رئال

مرحلەی آیینەای پیش زمینەی امر نمادین است کە کودک از سن ٦ الی ۱۸ ماهگی آن را طی می کند و برای اولین بار در درون آیینە، یا آیینەای فرضی کە شاید، عمە، خالە، عمو و یا فرد دیگری باشد، خود را می بیند و احساس جدایی از مادر بە او دست دادە و "هویت متکثر" و "دگربنیاد"، در انسان شکل می گیرد. "امیال" سیری ناپذیر نطفە بستە و "امر محال" بوجود می آید.

امر نمادین، همان دنیای زبان یا فرهنگ است که ما پس از کسب توان زبان و سخن گفتن به آن وارد می شویم و این دنیای زبانی از همان کودکی به ذهنیت ما شکل می بخشد و ما را در کنترل خود می گیرد.

اما امر رئال، از نگاه لاکان ساحتی از وجود است که هنوز به زبان در نیامده است. امر رئال امری پیشازبانی است که ما نمی دانیم چیست و در صورت فعال شدن با ما چه خواهد کرد. امر رئال یک "چیز" به زبان در نیامده است.

لاکان معتقد است کە یکی از مهمترین شگفتی های زندگی انسان تهاجم امر رئال بە دنیای امر نمادین یا همان فرهنگ موجود در جامعه است. ما در یک فرهنگ متداول، با دانش زبانی معمول زندگی می کنیم که "چیزی" به ما حمله می کند و ما را مورد تهاجم قرار می دهد و کل زندگی و دنیای ما را به هم می ریزد. حمله امر رئال به امر نمادین، چیزی از جنس "تجاوز" است.

لاکان معتقد است، راه روبرو شدن و مبارزە کردن با تجاوز امر رئال به امر نمادین، چیزی جز تلاش برای تبدیل آن به یک امر شناخته شدەی زبانی نیست.

تجاوز کرونا به زندگی ما چیزی از جنس تجاوز امر رئال به امر نمادین است. ما در حال زندگی معمول خود بودیم که یکباره با حمله یک موجود ناشناخته مرموز و به زبان در نیامده روبرو شدیم. اکنون بنا به نظریەی لاکان باید از این امر غریبه سخن گفت و آن را در گفتمان های متفاوت مراقبت و پزشکی و مدیریت بحران و .‌‌‌‌.. قرار داد تا تبدیل به امری آشنا شود و بتوانیم بر آن فائق شویم.

فرآیند عمل مسئولان مرتجع جامعەی ایران، برعکس است. آنها بە جای اعتماد به متخصصان ایرانی و جهانی، جهت تبدیل امر ناشناخته، به امر شناخته شده، باب دانش عقب ماندە و ایدئولوژی واپسگرای خود را بر روی این پدیده باز کردەاند و سعی در بی اهمیت نشان دادن این امر ناشناخته مرگبار دارند.آنها به جای قبول کردن حملەی امر رئال ناشناخته به امر نمادین معمول، سعی در حمله، از منظر امر نمادین یا دانش خود به این امر ناشناخته دارند. آنها نمی دانند که "چیز"، یا امر ناشناخته نیامده است که دانش عقب ماندەی آنها را زنده و پویا کند، بلکه آمده است که دانش موجود را به هم بریزد و جهانی تازه برای ما بسازد.

اگر به امر رئال احترام گذاشتە نشود، این "چیز" به زبان در نیامده، جهان ما را ویران خواهد کرد. راە مبارزە با امر رئال کرونا، تجویز کردار و اعمال واپسگرایانە و خواندن بخش "هفتم صحیفەی سجادیە"، طبق گفتەی خلیفەی ارتجاع، لیس زدن ضریح آلودە و هیچ امری در این زمینەها کە حاوی دعا و نزا باشد، نیست، بلکە طبق توصیەی پزشکان متخصص، همراە با رعایت بهداشت فردی و جمعی، بە زبان درآوردن و شناختن آن چیز ناشناختە است. این تنها راە مبارزە با تهاجم و تجاوز ویروس کرونا و منفعل کردن آن است.

منبع:
بختیار علی، آیا با لاکان می توان انقلابی بود. ترجمەی سردار محمدی، نشر افراز.

محتویات این مقالە منعکس کننده دیدگاه و نظرات وب‌سایت کوردستان‌میدیا نمی‌باشد.