بر اساس گزارش اکونومیست، ۱۰ ژانویه ۲۰۲۶، جمهوری اسلامی ایران در همزمانی اعتراضات گسترده داخلی و تهدیدهای جدی خارجی به شدت متزلزل و هراسان به نظر میرسد.
اعتراضات که از ۲۸ دسامبر با اعتصاب فروشندگان موبایل در تهران آغاز شد، اکنون به قلب اقتصاد یعنی بازار بزرگ تهران و دیگر شهرها سرایت کرده است. ارزش ریال به پایینترین حد تاریخی خود سقوط کرده و هر دلار حدود ۱.۵ میلیون ریال (۱۵۰ هزار تومان) معامله میشود.
گزارشها نشان میدهند که نخبگان حکومتی از سناریوی ونزوئلا وحشت دارند و در حال بررسی «فدا کردن رهبر برای حفظ کل سیستم» هستند. در همین راستا، سعید لیلاز، اقتصاددان نزدیک به رژیم، از خامنهای خواسته تا به نفع یک «نظامی مقتدر» مانند محمدباقر قالیباف کنارهگیری کند. گفته میشود قالیباف در سال گذشته و در زمان پنهان شدن خامنهای، عملاً کنترل امور را در دست داشته است.
اعتراضات و فشار اقتصادی باعث تعطیلی مدارس و دانشگاهها به بهانه «آلودگی هوا» شده است و انتشار تصاویر حمله نیروهای امنیتی به بیمارستانها برای بازداشت معترضان زخمی، خشم عمومی را افزایش داده است. مسعود پزشکیان نیز صراحتاً اعتراف کرده که «هیچ کاری از دستش برنمیآید» و اقدامات اقتصادی او، از جمله حذف ارز ترجیحی، باعث گرانی شدید کالاهای اساسی و فشار مضاعف بر فقرا شده است.
در سطح بینالمللی، دونالد ترامپ در ۲ ژانویه هشدار داده است که اگر رژیم معترضان صلحطلب را سرکوب کند، آمریکا برای نجات آنها اقدام خواهد کرد و تأکید کرده نیروهایش «آماده و مسلح» هستند.
تحلیلگران معتقدند سیوهفتمین سال رهبری خامنهای میتواند همانند دوران ۳۷ ساله محمدرضا شاه پهلوی، نقطه پایان رژیم را رقم بزند، به ویژه در شرایطی که مردم ایران با اتحاد و اعتصابات گسترده، فشار بر حکومت را افزایش میدهند.