مقدمه:
مصطفی هجری، دبیرکل حزب دموکرات کوردستان ایران، در گفتوگو نفیسه کوهنورد، خبرنگار BBC فارسی به بررسی اعتراضات اخیر در سراسر ایران، سرکوب گستردهی مردم و رویکرد حزب دموکرات در این شرایط پرداخت. او ضمن تأکید بر خشم و خواست مردم و اهمیت حق دفاع، دربارهی اتحادهای سیاسی، مسیر آینده و ضرورت احترام به حقوق ملتها و فدرالیسم در ایران توضیح داد. "کوردستان" چکیدەای از این مصاحبە را با خوانندگان خود بە اشتراک گذاشتە است:
نظر شما دربارهی این اعتراضات، پویایی آن و تصورتان از مسیری که میتوانست طی کند چیست؟
به نظر من، اعتراضاتی که اخیرا رخ داد و متأسفانه با کشتار وحشیانه از سوی نیروهای رژیم مواجه شد - که من از همینجا به همهی خانوادههای داغ دیده تسلیت میگویم و به تمامی زندانیان سیاسی، و هزاران و شاید بتوان گفت دهها هزار نفری که در زندان هستند، درود میفرستم - نشاندهندهی این واقعیت است که مردم بهطور کامل از این رژیم ناامید شدهاند. آنها میدانند تا زمانی که این رژیم بر سر کار باشد، وضعیت کشور از هیچ منظری بهبود نخواهد یافت. این نکتهی بسیار مهمی است. در رأس همهی این مطالبات نیز، هدف اصلی مردم شخص «خامنهای» بهعنوان ولیفقیه است که مسئولیت نخست تمام این وضعیت متوجه اوست.
آیا اعتراضات اخیر از نظر ساختاری با اعتراضات جنبش "زن، زندگی، آزادی" متفاوت بود؟
از یک جهت بله، متفاوت بود؛ زیرا گستردگی اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» که سراسر کشور را فرا گرفت، بهمراتب وسیعتر از اعتراضاتی بود که این بار شاهد آن بودیم. بخشی از این تفاوت به این بازمیگردد که در جنبش «ژینا» در کوردستان، احزاب کورد از مردم خواستند پس از پایان یک روز اعتصاب، به خیابانها بیایند و تظاهرات کنند و در واقع اعتراضات سراسری از همانجا آغاز شد. اما امسال چنین درخواستی مطرح نشد و تنها به اعلام یک روز اعتصاب عمومی بسنده شد؛ اعتصابی که خوشبختانه مردم بهطور کامل به آن پاسخ دادند و در سراسر کوردستان عملی شد.
چرا این بار مانند قبل شما وارد میدان نشدید و تنها بە اعتصاب اکتفا کردید؟
ببینید، ما بهعنوان حزب دموکرات کوردستان ایران، از روز نخست تأسیس این حزب و طی ۸۰ سال گذشته، برای آزادی، دموکراسی و حقوق برابر مبارزه کردهایم؛ نه فقط برای کوردها، بلکه برای همهی مردم ایران. هر زمان که در کوردستان تظاهراتی شکل گرفته، بیشترین و سختترین ضربهها از سوی نیروهای رژیم به مردم کورد وارد شده و کوردها عملا در تمام این خیزشها و انقلابها سیبل میدان تیر بودهاند. این یک واقعیت است. از سوی دیگر، واقعیت این است که صرفا با تظاهرات در کوردستان و مقاومت مردم این منطقه، رژیم سرنگون نخواهد شد. به همین دلیل، این بار ما بههمراه دیگر نیروهای اپوزیسیون کورد که با هم همکاری داریم، از مردم درخواست حضور در تظاهرات نکردیم.
درست است کە در حال حاضر بهدلیل کشتار گستردهای که در خیابانها صورت گرفت، فعلا اعتراضات رو به خاموشی گذاشته است. با این حال، این به معنای پایان خواست مردم یا فروکشکردن خشم تودهها نیست. به نظر من، این خشم اکنون مانند آتشی زیر خاکستر است و چهبسا دیر یا زود، شدیدتر و گستردهتر از این دوره، دوباره شعلهور شود. در آن صورت، ما نیز حتما مشارکت خواهیم کرد و مردم کورد هم حضور خواهند داشت.
آیا این اعتراضات به سمت همان «نبرد آخر» میرود؟
بسیاری از افراد سیاسی و مردم چنین فکر میکردند، اما واقعیت این است بە دلیل عدم یک آلترناتیو مورد قبول مردم و کشورهای تصمیم گیرندە، و همچنین نیروهای سرکوبگر رژیم مانند سپاە پاسداران و اطلاعات و بسیج کە هنوز یکپارچە از حکومت و ولی فقیه دفاع میکنند سرنگونی مشکل بە نظر میاد.
شما به این اشاره کردید که همه مطمئن نیستند آلترناتیو مناسبی وجود داشته باشد، منظورتان شاهزاده رضا پهلوی بود؟
البتە ایشان هم برای مردم و هم برای کشورهای به اصطلاح تصمیمگیرنده مورد قبول نیست. مردم ایران دو تجربهی حکومت فردی داشتهاند: یکی سلطنت پهلوی و دیگری جمهوری اسلامی. طبیعی است که پس از این همه دیکتاتوری و ظلم، دوباره به دنبال یک فرد نباشند. آنها حکومتی میخواهند که نمایندگان واقعی و منتخب مردم در آن تصمیمگیر باشند؛ حکومتی دموکراتیک و سکولار. این ویژگیها در دفترچهای که ایشان منتشر کردهاند - فکر میکنم اسمش «دوران استمرار» باشد- دیده نمیشود. محتوای این جزوه برای ملتهای ایران مسئلهای جدی و جای نگرانی است، چون آزادی و دموکراسی در آن رعایت نشده است.
شما در چه شرایطی حاضر به ائتلاف میشوید؟
ما ملتهای ایران و به ویژه مردم کورد، خواست ما روشن است و مستقل از اینکه چه کسانی یا چه کشورهایی بخواهند تصمیم بگیرند یا با رسانههای خود کسی را برجسته کنند. هر حکومتی که در تهران بنشیند، اگر خواستهای ملتها را برآورده نکند، نه اتحاد شکل میگیرد و نه مردم میتوانند در اداره مناطق خود اختیارات داشته باشند. حتی اگر نیرویی قدرتمند مثل آمریکا کسی را مثلا آقای پهلوی بر تخت سلطنت بنشاند، این به معنای پذیرش آن توسط مردم نیست. من فکر میکنم اگە تجربەی گذشتە دوبارە تکرار نشود، آینده ایران باید بر پایه مشارکت مردم در اداره کشور باشد، نه سلطه یک فرد یا گروه بر بقیه. همچنین با توجه به محتوای جزوهای که مطالعه کردم، مطمئنم اگر آقای رضا پهلوی یا هر فرد دیگری برگردد، مردم ایران به ویژه ملتها چیزی بیش از آنچه در زمان سلطنت پهلوی و جمهوری اسلامی به دست آوردهاند، نخواهند داشت.
رویکرد شما برای تغییر چگونه خواهد بود؟
ممکن است در ادامه مبارزات مردم ایران، آلترناتیو مناسب از داخل کشور شکل بگیرد. حق مردم است که رهبران خود را از میان خودشان انتخاب کنند. ما در حزب دموکرات کوردستان ایران بخش مهمی از بدنهمان در داخل کشور داریم. دهها هزار عضو فعال که در شرایط سخت کار میکنند، بنابراین بدنەی ما در داخل کشور است و مردمی کە خون میدهند، زندانی و حتی اعدام میشوند حق آنها باشد رهبران خود را از میان خود انتخاب کنند. البتە الان نمیخوام از کسی نام ببرم ولی افراد بسیار زیادی هستند، کسانی زندانی سیاسی بودند، کسانی کە در داخل کشور هم باوجود فشارهای زیادی کە جمهوری اسلامی بە آنها آوردە و بنابراین افراد زیادی هستند برای این امر.
چرا سطح خشونتی که این بار در خیابانها شاهدش بودیم، اینقدر زیاد بود؟
بخشی از این مسئله به این بازمیگردد که رژیم در این مقطع احساس ضعف شدیدی میکرد. در زمان جنبش ژینا، رژیم هنوز نیروهای نیابتی خود را در اختیار داشت، همچنان شعارهایی علیه اسرائیل و آمریکا میداد و خود را یک تهدید بزرگ جلوه میداد. اما این بار، بهدلیل از دست دادن بخشی از این ابزارها و امتیازات، دچار ترس بیشتری شده بود و تصور میکرد اگر دست به این کشتار نزند، سرنگونیاش حتمی خواهد بود. نکتهی دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که آخرین وعدههایی که پرزیدنت ترامپ مطرح کرد - مبنی بر اینکه نیرو در راه است و اقداماتی انجام خواهد شد - بسیاری از مردم را تشویق کرد که به خیابانها بیایند و شعارهای رادیکال بدهند. اما متأسفانه، حداقل تا این لحظه، این وعدهها عملی نشد و به نظر من این موضوع تأثیر منفی قابل توجهی بر روحیهی مردم گذاشت و نوعی ناامیدی، بهویژه نسبت به آمریکا، در بخشی از معترضان ایجاد کرد.
دربارهی دخالت یا عدم دخالت کشورهای خارجی نظر شما چیست؟
من اصولا این دیدگاه را، بهویژه در شرایط امروز، نوعی نگاه احساسی میدانم. اینکه گفته میشود کشورهای خارجی نباید دخالت کنند، در حالی است که کشور ما از همان آغاز روی کار آمدن جمهوری اسلامی عملا اشغال شده است. اگر چنین نیست، پس چرا مردم با دست خالی به خیابان میآیند و خود را مقابل گلولههای نیروهای رژیم قرار میدهند؟ از سوی دیگر امروزه در هیچ نقطهای از جهان، هیچ ملت و کشوری نمیتواند بهتنهایی سرنوشت خود را تعیین کند. در خاورمیانه و سایر نقاط دنیا میبینیم که در کنار مردم و حکومتها، قدرتهای تصمیمگیرندهی جهانی نیز نقش دارند؛ نمونههای آن را در غزه، سوریه و اوکراین میبینیم. سادهانگاری است اگر تصور کنیم فقط مردم، بدون هیچ حمایت خارجی، میتوانند به نتیجه برسند. البته مردم باید فعال باشند و اعتراض کنند، اما این به معنای رد کمک کشورهای تأثیرگذار نیست. من فکر میکنم مردم چە کمک بخواهند چە نخواهند آنچە کە دربارەی سرنوشت جمهوری اسلامی تصمیم میگیرە و سازندە خواهد بود در مرحلە اول خود مردم و در مرحلە دوم کشورهای تعیین کنندە هستند.
آیا میتوان خشونت از سوی مردم را در قبال خشونت حکومتی توجیه کرد؟
در فضایی کە جمهوری اسلامی ایجاد کردە و هیچ نوع دیالوگ و حرفی غیر از اطرفیان خودش قبول ندارە و مردم را کە دست خالی بە خیابان آمدەاند میکشە، این هم ممکنە مردم بە فکر خشونت بیاندازە، بە همین دلیل ممکنە مسالە خشونت مشروعیت پیدا کنە و حق دفاع قابل قبولە و این ممکنە برای ما هم صدق بکنە و برای همەی مردم ایران. و این آیندەی تلخی را ترسیم میکند کە امیدوارم روی ندهد ولی هیچ راه دیگری برای مردم و مخالفین و دگراندیشان باقی نگذاشتە است.
بهطور مشخص، احساس شخصی شما نسبت به طرح بازگشت خاندان پهلوی چیست؟
من یک فعال سیاسی هستم و یک مبارزهی ملی دشوار را پیش میبرم. در این مسیر، کینهورزی و دشمنی جایی در ذهنیت من ندارد. از یک سو، آقای رضا پهلوی را مسئول مستقیم اشتباهات پدر و پدربزرگش نمیدانم؛ اما نقد من متوجه مواضع و عملکرد امروز اوست. او میتوانست در عمل - نه فقط در گفتار - یک فرد دموکرات باشد و بهجای برجستهکردن صرف خود، به دنبال ایجاد اتحاد با دیگر نیروها در داخل و خارج از ایران برود. چنین رویکردی میتوانست جایگاه بهتری برای او ایجاد کند.
شما چه نوع حکومتی را برای آیندهی ایران مطلوب میدانید؟ فدرالیسم؟ یا جدایی؟
تا جایی که من اطلاع دارم، در میان ملتهای مختلف ایران - از بلوچها و عربها گرفته تا ترکها که با آنها نیز همکاری داریم - حزب تجزیهطلب جدی وجود ندارد. این نشان میدهد که همهی این ملتها مایلاند در چارچوب جغرافیای ایران بمانند و راهحلی مسالمتآمیز برای همزیستی پیدا کنند. ما کوردها نیز دقیقا همین نگاه را داریم. البتە نه اینکه دیدگاههایی استقلالطلبانە اصلا وجود نداشتە نباشد. این گرایشها اغلب نتیجهی سیاستهای سرکوبگرانهی رژیم است. وقتی هیچ حقی به رسمیت شناخته نمیشود و هیچ مذاکرهای صورت نمیگیرد، طبیعی است که برخی به راهحلهای افراطی فکر کنند. با این حال، حزب دموکرات کوردستان ایران همواره بر این اصل پایبند بوده که در چارچوب ایران، اما با حکومتی دموکرات، سکولار و مبتنی بر تقسیم قدرت فعالیت کند. دلیل تأکید ما بر فدرالیسم این است که این مدل در کشورهای کثیرالمله آزموده شده و تجربهای موفق بوده است. در چنین سیستمی، مردم بهجای درگیری با یکدیگر، با هم برای پیشرفت کشور تلاش میکنند. بنابراین هدف ما ایران آزاد، سکولار، فدرال و دموکراتیک است.