اشاره: این مطلب از بیبیسی جهانی گرفته شده و ترجمه و بازنویسی شده است.
مجتبی خامنهای، ۵۶ ساله و جانشین پدرش علی خامنهای، اکنون رهبری ایران را در حالی به دست گرفته است که کشور با بزرگترین بحران سیاسی و امنیتی خود در پنج دهه اخیر مواجه است.
خامنهای هرگز به طور کامل مورد آزمایش قرار نگرفته و تجربه رسمی دولتی ندارد. او سالها در سایه فعالیت کرده و با ساختار قدرت و دولت پنهان ایران آشناست. او همچنین با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همسو است؛ نهادی که بر سیستم امنیتی چندلایه و امپراتوری اقتصادی کشور تسلط دارد.
با وجود جشنهای رسمی و حمایت نیروهای امنیتی، بسیاری از مردم هنوز علیه او شعار میدهند و اعتراضات خیابانی ادامه دارد. تلویزیون دولتی تصاویر اولین موشکهای شلیک شده به نام او را منتشر کرده و پیام «در خدمت شما، سید مجتبی» را نشان داده است، اما برخی معترضان فریاد «مرگ بر مجتبی!» سر دادهاند.
خامنهای در جریان حملات اخیر اسرائیل، پدر، مادر، همسر و یکی از فرزندان خود را از دست داده و گفته میشود که خود نیز زخمی شده است. این وقایع ابعاد شخصی و انتقامی نیز به رهبری او افزوده است.
در عرصه سیاسی داخلی، او ارتباط نزدیکی با چهرههای محافظهکار و مرتبط با سپاه پاسداران دارد، از جمله علی لاریجانی، رئیس سابق شورای عالی امنیت ملی، و محمد باقر قالیباف، رئیس کنونی مجلس. در مقابل، اصلاحطلبان و میانهروها، از جمله رئیسجمهور مسعود پزشکیان و سایر چهرههای برجسته، بیش از پیش به حاشیه رانده شدهاند.
با بالا گرفتن گمانهزنیها در سطح بینالمللی، دونالد ترامپ و مقامات اسرائیل نسبت به او هشدار داده و او را «رهبر ناکارآمد و هدف قطعی» توصیف کردهاند.
در حالی که برخی تحلیلگران داخلی و خارجی امیدوارند تغییراتی مشابه برخی کشورهای منطقه رخ دهد، شواهدی از تغییر اساسی در رهبری ایران وجود ندارد. ایران اکنون در میانه یک بحران جنگی و اقتصادی قرار دارد که نه تنها کشور، بلکه کل خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داده است.
مجتبی خامنهای رهبر تازهکاری است که در شرایط بیسابقه و پرخطر رهبری کشور را به عهده گرفته و باید با فشارهای داخلی و خارجی، اعتراضات خیابانی و تهدیدات نظامی مقابله کند، بدون حمایت گسترده مردمی فراتر از نهادهای امنیتی و مذهبی.