کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

پیشوا؛ از چشم‌اندازی نزدیک‌تر و روشن‌تر

18:59 - 11 فروردین 1405

ابراهیم لاجانی

رهروی که راهی دور پیموده و زانوانش به لرزه افتاده و گام‌هایش سست شده است، دمی می‌آساید، توشه‌ی انبان برمی‌گیرد و نانی می‌خورد تا توان رفتن و اراده‌ی رهسپاری دوباره در وجودش جوانه زند.

برای ما، رهروان راه مبارزه نیز، دهم فروردین و بازگشت به یاد شهیدان ملتمان، همواره سرچشمه‌ی الهام است؛ نیرویی تازه در رگ‌هایمان می‌دمد و روحیه‌ی مبارزه‌جویانه‌ی ما را صیقل می‌دهد.

برای تبیین شخصیت والا و مسیح‌آسای پیشوا، نمونه‌هایی از مواضع بلند و تاریخی او را در بسترها و موقعیت‌های گوناگون بازخوانی می‌کنیم. انسانِ سیاسی و مبارز، اعتبار و وزن سیاسی خود را از مواضعش می‌گیرد؛ از همین‌رو، شخصیت پیشوا را در پرتو این حقایق می‌توان روشن‌تر و دقیق‌تر شناخت.

 

فرازهایی از سخنان و میثاق‌نامه‌های پیشوا:

«به پرچم مقدس کوردستان سوگند یاد می‌کنم که تا آخرین دم حیات و نثار آخرین قطره‌ی خونم، با جان و مال در راه حفظ استقلال جمهوری کوردستان و اتحاد کورد و آذربایجان، مطیع و وفادار بمانم.»

(سوگند پیشوا در روز اعلام جمهوری)

«اینکه در راه آزادی ملت خود کشته شوم، جز رحمت الهی چیزی نیست. من به مرگ شرافتمندانه‌ی خود افتخار می‌کنم.»

(در بیدادگاه)

«به هیچ‌کس اجازه نمی‌دهم به ملت من توهین کند. من در راه همین ملت است که اکنون به اعدام محکوم شده‌ام. قاضی محمد دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد؛ کسی که از جان گذشته باشد، حرف دلش را می‌گوید. آنچه از خدا می‌خواستم، یعنی شهادت در راه خدا و وطن، نصیبم گشت.»

(قاضی محمد در بیدادگاه)

«انگیزه‌ی من از تمامی کارهایی که انجام داده‌ام، سرزمین و ملتم بوده است. هرچه می‌خواهید با من بکنید، اما دست از آزار ملتم بردارید.»

(دفاعیات در بیدادگاه)

«در آخرین ساعات زندگی‌ام، خدا را گواه می‌گیرم که در راه آزادی و سعادت شما جان و مال خود را فدا کرده‌ام و از هیچ کوششی دریغ نورزیده‌ام.»

(وصیت‌نامه)

«کوردستان سرزمین ملت کورد و خانه‌ی اوست. کسی حق بخل و حسادت ندارد. همگان در این خانه‌ی خود آزادند. هرچه در توان دارید برای آزادی کورد دریغ نکنید.»

(وصیت‌نامه)

 

پیشوا، آن قله‌ی بلندِ جغرافیای آرمان‌خواهیِ کوردستان، از زوایای گوناگونی شایسته‌ی تأمل است. هرچه بیشتر در او بنگریم و از منظرهای متفاوت تحلیلش کنیم، عظمت این انسان والا روشن‌تر می‌شود. در این مدت، بار دیگر برخی اسناد دوران جمهوری را بازخوانی کردم و با وجود مشغله‌ی بسیار، یادداشت‌هایی برداشتم که پیشوا را از چشم‌اندازی نزدیک‌تر به تصویر می‌کشد.

قاضی در همان مدت کوتاهی که پا به عرصه‌ی سیاست کوردی نهاد، با شتابی شگرف به درخشان‌ترین ستاره‌ی آسمان میهن‌پرستی و مبارزات ملیِ ملتمان بدل شد؛ چنان‌که امروز نیز نماد ایثار و فداکاری، سرچشمه‌ی الهام و الگوی مبارزه برای تمامی فرزندان کورد در کوردستان است.

سیاست‌ها و برنامه‌های پیشوا، پس از گذشت دهه‌ها، همچنان از عینیت و اعتبار برخوردارند و هنوز هم راهگشای گره‌های ایران و ضامن شکوفایی و توسعه‌ی کوردستان و میهن ما هستند. استقرار دموکراسی، زدودن ستم ملی، تأمین حقوق اقلیت‌های ملی و مذهبی، تضمین توسعه‌ی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، تمرکززدایی از قدرت مرکزی و ایجاد بستر برای مشارکت کورد و دیگر ملل تحت ستم ایران در فرآیند سیاسی و حاکمیت عمومی، همچنان از مسائل مبرم سیاست ایران محسوب می‌شوند.

برنامه‌ی سیاسی پیشوا به مانیفست میهن‌پرستی و ناسیونالیسم معاصر کورد بدل شده است. تأسیس حاکمیت کوردستانی و تحقق حق تعیین سرنوشت، همچنان والاترین آرمان جنبش کورد در تمامی بخش‌های کوردستان است. مسیری که قطار جنبش کوردی در آن در حرکت است، همان جاده‌ای است که پیشوا مهندسی کرده است. ما نسل‌های پس از او، شاید بزرگ‌ترین افتخارمان این باشد که نگذاشتیم راهش بی‌رهرو بماند و مبارزه‌اش را تداوم بخشیدیم.

او همچون شهابی بر آسمان مبارزات ملی ما درخشید، کورد را از خواب غفلت دوران استیلا بیدار کرد و اکنون نیز در این شامگاه تیره، از روزنه‌ی تاریخمان همچنان می‌درخشد.

پیشوا تاریخ ملت کورد و خیزش‌های ملی آن را مطالعه کرده بود. او تجربیات و آرمان‌های سیاسی رهبران پیش از خود را نظام‌مند کرد و در قالب پروژه‌ای سیاسی تدوین نمود. برای رهبری این پروژه، حزبی مدرن و سازمان‌یافته بنیان نهاد و دولتی در ساختار جمهوری برای پیاده‌سازی این پروژه‌ی سیاسی تشکیل داد.

بعدها، در بیدادگاه و در جریان سفرهایش به تهران، از کارنامه و برنامه‌ی سیاسی خود و آرمان‌های ملت کورد دفاع کرد و تا پای جان بر آن‌ها وفادار ماند و جان خود را در این راه فدا کرد. او پس از مرگ نیز به نماد فداکاری در راه ملت بدل شد.

در دوران جنبش‌های ضد استعماری در تمامی کشورهای منطقه، رهبران این جنبش‌ها به‌شدت به شعارهای ضد استعماری پیوند خورده بودند و بعدها اغلب مستبد و تمامیت‌خواه شدند. اما پیشوا در سیاست و عمل، برای آزادی، دموکراسی، رهایی از ستم ملی و پیشرفت اجتماعی و فرهنگی می‌کوشید و به هر سه وفادار بود.

او در اوج اقتدار سیاسی، همچنان مردمی و متواضع بود و در منش و رفتار، دموکرات باقی ماند. در آن دوران تاریخی، در میان رهبران جنبش‌های آزادی‌بخش ملل، تنها پیشوا بود که در دام استبداد گرفتار نشد.

عنصر پیشرو بودن در برنامه‌ی سیاسی و کارنامه‌ی حکومت پیشوا، روشن و آشکار است. اصلاحات ارضی، تأمین حقوق زنان، گسترش آموزش و پرورش، تضمین امنیت قضایی و غیرمذهبی‌کردن دادگاه‌ها، بهترین شاهد بر این واقعیت‌اند.

با اینکه پیشوا شخصی روحانی بود، هرگز به‌عنوان رهبری مذهبی در حزب و حکومت عمل نکرد و در همه جا در قامت رهبری ملی و سیاسی سخن گفت. او نه دین را به خدمت اهداف سیاسی خود گرفت و نه سیاست، حزب و حکومت را به ابزار دین و مذهب بدل ساخت. در سراسر ایران، در آن دوران، بسیاری از مذهبیون با اصلاحات ارضی و حقوق زنان مخالف بودند و با آن مبارزه می‌کردند، اما پیشوا می‌کوشید این اصلاحات را به واقعیت زندگی روزمره بدل کند.

 

جمهوری کوردستان؛ درخشان‌ترین دوره

جمهوری کوردستان درخشان‌ترین برهه از تاریخ معاصر کورد و کوردستان است. آنچه امروز داریم و در آینده نیز خواهیم داشت، ریشه در همان دوران دارد. انفجار بزرگ آرمان‌خواهی معاصر کوردستانی از آنجا آغاز شد و انرژی مبارزات امروز ما از همان مبدأ تأمین می‌شود.

پیشوا هم رهبر حزب بود و هم رئیس‌جمهور، اما هرگز حکومت را به ابزاری برای حزب تبدیل نکرد. حزب را سربار حکومت یا زنجیری بر پای آن نکرد. هیچگاه از «کوه سینای» دفتر ریاست‌جمهوری یا رهبری حزب فرمان صادر نمی‌کرد؛ تصمیمات به صورت جمعی، پس از رایزنی و عبور از فیلترهای لازم اتخاذ می‌شد و سپس در روزنامه‌ی کوردستان منتشر شده و به اطلاع افکار عمومی می‌رسید.

حزب موتور پیشبرنده برنامه‌ها، سازماندهی ملت و بسیج توانمندی‌ها بود، نه سد راه. تمامی امکانات حزبی در خدمت حکومت قرار داشت، نه برعکس. پیشوا خود را جایگزین ارکان مرکزی نمی‌دانست، حزب را فراتر از ملت نمی‌دید و هرگز ارکان مرکزی را به جای حزب نمی‌نشاند.

او حزب، جمهوری و دولت را برای خدمت به ملت می‌خواست. پیشوا نسبت به افکار عمومی حساس بود؛ کسی نبود که به دیدگاه‌های مردم بی‌توجه باشد و به نظرات همکارانش ارزش بسیاری می‌داد.

او بستر رشد طبقه‌ی متوسط جامعه کوردستان را هموار کرد. ادیبان، دانشمندان و فرهنگیان کورد را گرد حزب و جمهوری جمع کرد و آنان را در خدمت ملت و اعتلای زبان، ادب، فرهنگ و آموزش ملی قرار داد. تمامی توان روشنفکری کورد در خدمت مبارزه و برنامه‌های حکومت کوردستان به کار گرفته شد. حزبی که پیشوا بنیان نهاد، همچنان محبوب قلب‌های مردم کوردستان است؛ محبوبیتی که ریشه در میراث او دارد.

پیش از پیشوا، رهبران جنبش کورد عمدتاً از جایگاه و نفوذ عشایری و مذهبی بهره می‌بردند؛ اما پیشوا از طریق تحزب و کار تشکیلاتی به رهبری رسید. او هم واجد مشروعیت، شایستگی علمی و سیاسی، و هم نزاهت اخلاقی و محبوبیت توده‌ای بود. پس از مرگ نیز محبوبیت خود را حفظ کرد. اندک‌اند رهبرانی که چنین در میان ملت خویش محبوب بمانند.

پیشوا رهایی‌بخش، آزادی‌خواه، پیشرو و انقلابی بود و پیوندی مستقیم با ملت داشت. او دیوان‌سالاری را برای پیشبرد برنامه‌های جمهوری بنیان نهاد و نهادهایی برای جامعه و نظام ایجاد کرد، اما هرگز خود را در حصار بوروکراسی حزبی و دولتی زندانی نکرد. او رهبری عملی و در صف مقدم کار، مبارزه و تلاش برای حل مشکلات بود؛ خاکی، مردمی و بی‌پیرایه.

پیشوا آمده بود تا، همان‌گونه که در روز سوگندش قول داد، جان و مال خویش را فدای ملت و میهن کند. انسانی عالم و صاحب فرهنگ بود و از همین‌رو به فرهنگ، ادب و هنر ارج می‌نهاد. دوران حکومت جمهوری کوردستان در تاریخ ملت کورد، تا ده–دوازده سال اخیر، درخشان‌ترین دوره شکوفایی فرهنگ، زبان، ادب و روزنامه‌نگاری کوردی است که تاریخ معاصر به خود دیده است.

زبان ادبی و سیاسی امروز ما، همان زبانی است که در دوران جمهوری کوردستان به زبان رسمی ادبیات، سیاست و مطبوعات تبدیل شد. نقش و سهم مردم در جنبش و حاکمیت، سهمی حداکثری بود. پیشوا قدرت حزبی و حکومتی را در دست خود یا خویشاوندانش متمرکز نکرده بود. او چتری بزرگ بود که همگان در زیر آن جای می‌گرفتند و معیار او «خدمت» بود. او ستون مشترک و مخرج مشترک همگان به شمار می‌رفت.

اگرچه سن چندانی نداشت و هیچ عشیره یا طایفه‌ای پشت سرش نبود، توانست در جامعه آن زمان کوردستان به کاریزمای ملی بزرگی بدل شود؛ کاریزمایی که توانست تمامی عشایر بزرگ و ناسازگار را گرد فرماندهی سیاسی و نظامی جمع کند و حتی کوردهای دیگر بخش‌های کوردستان را نیز زیر اقتدار ملی جمهوری کوردستان فراخواند.

نزاهت اخلاقی پیشوا چنان بود که عظمت خویش را در بزرگی ملت و همکارانش می‌جست و نیازی به حذف یا نادیده‌انگاشتن دیگران نداشت. او می‌دانست که بزرگی در توانایی گرد آوردن انسان‌های بزرگ و صاحب نفوذ در کنار خود و برنامه‌هایش است. کسی که قدرت را در خود و اطرافیانش قبضه کند، شخصیتی ضعیف و محدود دارد و اطرافیان نالایق برمی‌گزیند.

پیشوا نهادسازی کرد و مبارزه را ملی و عمومی ساخت. حزب را به فرقه یا جریانی منزوی بدل نکرد؛ حزب دموکرات در زمان او جبهه‌ای فراگیر و ملی بود که تمامی فرزندان کوردستان در آن جای می‌گرفتند و همگان آن را متعلق به خود می‌دانستند. خصلت ملی که امروز میراث حزب دموکرات است، ریشه در همان دوران دارد که پیشوا حزب را ملی کرد و محبوب دل‌ها نمود.

می‌گویند هر مبارزه‌ای رهبر خود را می‌سازد؛ حزب و جنبش کوردستان در زمان پیشوا توده‌ای، ملی و فراگیر بودند و به همین دلیل رهبر بزرگی را به میدان آوردند. امروز نیز میدان «چوار چرا» و مزار پیشوا به نماد میهن‌پرستی و قبله‌گاه رهروان راه آزادی کوردستان بدل شده‌اند. پیشوا در قلب و وجدان ملت کورد جاودانه است و آرمان‌های او همچنان آرمان توده‌های وسیع مردم کوردستان است. مزار او به کانون جوشش آرمان‌خواهی تبدیل شده و مردم سراسر کوردستان به آن سوگند یاد می‌کنند.

این حقیقت، معنایی بزرگ در حوزه اخلاق و معنویت دارد. تفکر سیاسی پیشوا همچنان پیشگام و عینی است. درختی که او کاشت، روزبه‌روز ریشه‌های عمیق‌تری در خاک کوردستان می‌دواند. آن نیروی ملی که پشتوانه جنبش کوردستان و مانع شکست حزب دموکرات شد، از پیشوا سرچشمه می‌گیرد.

امروز میلیون‌ها کورد در سراسر کوردستان پیام پیشوا را مشعل راه خود ساخته‌اند. تمامی جریان‌های کوردستانی، با وجود اختلافات سیاسی، مشروعیت خود را از او وام می‌گیرند. همان‌گونه که سیارات منظومه شمسی نور و گرمای خود را از خورشید می‌گیرند، نیروهای سیاسی کوردستان نیز از پیشوا الهام می‌گیرند؛ نوری پایان‌ناپذیر که به همگان می‌رسد. تأثیر پیشوا بر وجدان ملی کوردستان بهترین گواه بر این مدعاست.

درست است که جمهوری کوردستان فروپاشید و جنبش عقب نشست، اما تفکر پیشوا شکست نخورد؛ زیرا شکست واقعی یعنی هرگز برنخاستن. هر کس پس از زمین‌خوردن برخیزد، شکست نخورده است. برنامه سیاسی و مبارزاتی پیشوا چنان در کوردستان ریشه دوانده که هیچ استبدادی نتوانسته مانع رشد آن شود. پیشوا و جمهوری کوردستان اکنون به مرجعی بدل شده‌اند که نسل‌های امروز و فردای کوردستان هویت خود را با آن بازتعریف می‌کنند؛ زیرا دوران جمهوری در تاریخ ملت کورد دارای برجستگی تاریخی و عصر طلایی حاکمیت معاصر کورد است.

پیشوا تمامی مواضع خود را، چه در برابر مرکز و چه در مواجهه با قدرت‌های جهانی و مسائل داخلی کوردستان، تنها از منظر منافع ملت کورد و دموکراسی اتخاذ می‌کرد. او مهارتی بی‌نظیر در نظام‌مند کردن مطالبات ملت کورد و پیام سیاسی مردم و حزب دموکرات داشت. همین ویژگی، او را به رهبری تمام‌عیار و ملی بدل ساخت. پیشوا بی‌دلیل «پیشوا» نشد و پیشوا نیز باقی ماند.

او فداکاری کرد بی‌آنکه طلبکاری داشته باشد. در بیدادگاه می‌دانست که شهیدش خواهند کرد، اما با سرسختی از مطالبات ملت کورد دفاع می‌کرد. در وصیت‌نامه‌اش و حتی بر فراز دار، فرزندان کوردستان را به ادامه مبارزه فراخواند و خدا را گواه گرفت که با سر و مال خود به ملت خدمت کرده است. او هیچ طلبکاری از ملت ندارد؛ فداکاری‌اش معامله نبود. تنها خواسته‌اش اتحاد ملت، تجهیز به علم و دانش و تداوم شعله مبارزه بود. از این رو، او در پهنه جنبش کورد به قله رفیع فداکاری و میهن‌پرستی بدل گشت.

دهه‌هاست که ماشین تبلیغاتی بدخواهان و ارتجاع منطقه تمام توان خود را برای تخریب پیشوا و سیاه‌نمایی کارنامه او به کار گرفته است؛ اما نه تنها ذره‌ای از عظمت و محبوبیت او کاسته نشده، بلکه پیشوا روزبه‌روز بزرگتر و محبوب‌تر می‌شود. او شخصیتی بود که می‌کوشید نهال آزادی و رهایی کوردستان را از دل ملت کورد به سوی جهان هدایت کند. حزب برای او وسیله‌ای بود برای خدمت به ملت و تشکیلات ابزاری برای پیشبرد همین خدمت.

پیشوا انسانی بود که تاریخ و زمان او را برگزیده بودند. در مدت کوتاهی که وارد عرصه سیاست شد، نقشی چنان بزرگ ایفا کرد که در تاریخ ملت خود به «گاندی» یا «ماندلا» کوردستان بدل شد. او سازنده بود و خود و دستگاه حکومتی‌اش از فساد مبرا بودند. او کوهی از اخلاق، استراتژی سیاسی و نزاهت اخلاقی بود و به همین سبب اعتباری عظیم در میان ملت داشت. پیشوا در میان رهبران سیاسی منطقه، از معدود کسانی است که از آزمون سخت تاریخ سربلند و روسفید بیرون آمده‌اند.

بخش دیگری از عظمت پیشوا ناشی از توطئه بزرگی است که بدخواهان کورد علیه او و حکومتش ترتیب دادند. این حقیقت در روند بیدادگاه و نحوه صدور حکم و اعدام قاضی‌ها به وضوح نمایان است. پیشوا بی‌کفایت نبود، بلکه توطئه‌ای بین‌المللی علیه او شکل گرفت که خارج از کنترلش بود. او کارت‌های محدودی در دست داشت، اما از تمامی آن‌ها به بهترین شکل بهره برد. آنچه رخ داد، حاصل تبانی قدرت‌های بزرگ و ارتجاع بود. بزرگترین ویژگی پیشوا این است که به عنوان رهبر ملت کورد، در برابر ملت و تاریخ احساس مسئولیت می‌کرد. رهبران کنونی کورد باید از او درس بیاموزند، مهم‌تر از همه درسی است درباره مسئولیت‌پذیری در قبال ملت و تاریخ.

شخصیت‌های سیاسی و رویدادهای تاریخی با این معیار سنجیده می‌شوند که در زمان خود و پس از آن چه تأثیری بر جای گذاشته‌اند. از این منظر، پیشوا و حضور او در حافظه جمعی کورد، بزرگ‌ترین رخداد تاریخ سیاسی معاصر کورد است؛ خیزشی مأموریت‌محور و تکانی تاریخی در کالبد ملت کورد که قله شکوه آرمان‌خواهی کوردستانی محسوب می‌شود.

پیشوا همچنان مقتدرترین شخصیت سیاسی و مبارز در ذهن فرزندان ملت کورد است و به عنوان الگوی فداکاری در راه آزادی کورد و کوردستان، مورد توافق ملی است. اعلام جمهوری توسط او، پاسخی سیاسی و عصیانی در برابر وضع موجود بود که قرن‌ها بر کورد تحمیل شده بود. او به جنبش ملی کورد «افق» و «چشم‌انداز» بخشید و راه مبارزه ملت را ترسیم کرد. این چشم‌انداز با رفتارهای تاکتیکی متفاوت است؛ آرمانی است که کورد را به سوی آزادی و جایگاه شایسته‌اش در جهان هدایت می‌کند.

پیشوا فرزند زمان خود بود و از فرصت‌ها به بهترین شکل بهره برد. مواضع او نشان می‌دهد که هم «آینده‌نگر» و هم «واقع‌بین» بود؛ پایش بر زمین واقعیت و چشمش به افق‌های بلند بود. او آرمان‌گرا بود، اما هرگز واقعیت را نادیده نمی‌گرفت. آرمان‌گرایی او برای رهایی و آزادی ملت بود؛ آزادی برای او مسئله‌ای کلیدی بود و کورد در نگاه او، مسئله کوتاه‌مدت و بلندمدت را جدا نمی‌دید؛ آزادی هم اولویت امروز و هم غایت فردا بود.

آرمان پیشوا با اعدامش نمرد؛ بلکه عظیم‌تر شد و الهام‌بخش نسل‌های پی‌درپی ملت کورد گردید. وظیفه ماست که این آرمان را پیش ببریم و شایسته راه او باشیم. برای این منظور، باید سیاست خود را از احساسات و پیش‌فرض‌ها منزه کنیم، شجاعت خروج از «پیله» خود را داشته باشیم و به قلب مسئله بزنیم. مسئله ما جدی است؛ مسئله آزادی یک ملت در قرن ۲۱. پیشوا در دشوارترین شرایط پرچم را برافراشت، و امروز که اقیانوسی از فرصت‌ها در برابر ماست، باید از این انرژی عظیم مبارزاتی به بهترین نحو بهره بگیریم.