توضیح سردبیر: این تحلیل از هاآرتص و به قلم زوی بارئل صرفاً با هدف اطلاعرسانی بازنشر شده است و بازتاب موضع یا دیدگاههای کوردستانمیدیا نمیباشد.
تصرف جزیره خارک به آخرین امید دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، برای یک پیروزی قاطع تبدیل شده است. صرف نظر از تعداد تأسیسات هستهای و موشکاندازهای نابود شده، یا ترور مقامات ارشد – از جمله آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران، اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات، غلامرضا سلیمانی، فرمانده بسیج، و بسیاری از رهبران نظامی و سیاسی – هدف اکنون به اعمال «فشار اقتصادی حداکثری» بر ایران تغییر یافته است تا آن را مجبور به بازگشت به مذاکراتی کند که ترامپ در آستانه جنگ آن را رها کرد.
رئیس جمهور ایالات متحده، از میان تمام اهداف بلندپروازانهاش، در نهایت درست به نقطه اول برگشته است.
اکنون به نظر میرسد جزیره خارک تغییر دهنده سرنوشت بازی است. تصرف آن به عنوان ضربه نهایی به اقتصاد ایران تلقی میشود – ضربهای که میتواند رژیم را به زانو درآورد. با این حال، این همان چیزی است که ترامپ معتقد بود تحریمهای شدیدی که پس از خروج از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸ علیه ایران اعمال کرد، به آن دست خواهد یافت. او اشتباه میکرد.
در ظاهر، تصرف جزیرهای که حدود ۲۰ کیلومتر مربع (۸ مایل مربع) مساحت دارد، تقریباً یک سوم اندازه منهتن، چندان دشوار به نظر نمیرسد. حدود ۸۰۰۰ سرباز آمریکایی – تعدادی که طبق برخی گزارشها تاکنون در منطقه مستقر شدهاند – میتوانند یک سرپل ایجاد کنند، جزیره را نگه دارند، عملیات تأسیسات نفتی را متوقف کنند، یا شاید برای تأمین هزینههای فعالیتهایشان در آنجا، به فعالیت آنها ادامه دهند.
با این حال، مانند هر اشغال دیگری، تصرف تنها مرحله اول و نسبتاً آسان است. حفظ قلمرو در طول زمان، پیچیدگیها و عواقبی را به همراه دارد که میتواند به نیروی اشغالگر آسیبهای ویرانگری وارد کند.
جزیره خارک تنها حدود ۲۵ کیلومتر از ساحل ایران و حدود ۶۰ کیلومتر از بوشهر، محل بزرگترین رآکتور هستهای کشور و حضور نظامی متراکم ایران، فاصله دارد. برخی از این نیروها آسیب دیدهاند، اما نیروهای باقیمانده هنوز میتوانند خسارات قابل توجهی به آمریکاییها وارد کنند.
با توجه به اینکه نیروهای آمریکایی در همان نزدیکی مستقر هستند – در کنار داراییهای آسیبپذیر مانند کشتیهای تدارکاتی و هلیکوپترهای پشتیبانی – ایران نیازی به تکیه بر موشکهای بالستیک برای حمله به آنها نخواهد داشت. در عوض، کارزار تاکتیکی آن علیه نیروهای آمریکایی احتمالاً شامل ابزارهای کمهزینه و نامتقارن مانند پهپادها، قایقهای تندروی کنترل از راه دور، مینهای دریایی یا حتی ربودن پرسنل آمریکایی خواهد بود.
مفسران بدبین از همین حالا از نبرد گالیپولی به عنوان الگویی برای آنچه آمریکاییها ممکن است با آن روبرو شوند، یاد میکنند: کشتارگاهی که با شکستی قاطع به پایان میرسد. با این حال، تحلیلگران خوشبینتر نیز این سوال را مطرح میکنند که چه مدت طول میکشد تا تهران به این نتیجه برسد که نمیتواند از جزیره دست بکشد.
شایان ذکر است که دولت بوش نیز به همین ترتیب امیدوار بود که تصرف عراق سود هنگفتی از صادرات نفت به همراه داشته باشد، اما پس از از دست دادن ۴۴۱۸ سرباز، هزاران زخمی دیگر و هدر رفتن صدها میلیارد دلار، به جنگ پایان داد. خارک نه عراق است و نه افغانستان – جایی که تقریباً ۲۵۰۰ سرباز آمریکایی کشته شدند – اما حتی بازگشت چند ده تابوت از این جزیره میتواند واکنش شدید عمومی را برانگیزد و به مخالفتهای رو به رشد با جنگ بیفزاید.
تصرف خارک همچنین میادین نفتی، پالایشگاهها، بنادر و زیرساختهای غیرنظامی در کشورهای عربی خلیج فارس را به خطر میاندازد – که برخی از آنها قبلاً توسط موشکهای ایران آسیب دیده یا از کار افتادهاند. خارک یک گلوگاه حیاتی است. حدود ۹۰ درصد نفت ایران از این منطقه کوچک مرجانی صادر میشود که ایران در طول ۴۷ سال حکومت آیتاللهها جایگزین قابل توجهی برای آن ایجاد نکرده است.
با این وجود، تا اوایل امسال، تخمین زده میشود که ایران ۱۷۰ میلیون بشکه نفت خام در نفتکشها داشته است. بیشتر این نفتکشها در خلیج فارس و دریای عمان هستند، اما حدود ۷.۵ میلیون بشکه در نفتکشهای نزدیک کشورهای آسیایی نگهداری میشوند و عمدتاً به مقصد چین در نظر گرفته شدهاند.
ایران در ماه فوریه به طور متوسط حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز و در ماه مارس حدود ۲.۵ تا ۲.۸ میلیون بشکه در روز نفت صادر کرد. با این نرخ، نفتی که در خارج از خلیج فارس نگهداری میشود، به تنهایی میتواند درآمد «منظم» آن را برای حدود پنج ماه تأمین کند. این رقم شامل مبالغ نامعلوم موجود در صندوق اضطراری ملی کشور و بدهی نفتی تخمینی ۲۰ تا ۲۲ میلیارد دلاری چین به ایران نمیشود.
آیا ایالات متحده میتواند شش ماه صبر کند تا تأثیر اقتصادی اشغال خارک را ارزیابی کند؟ در ماه دسامبر، ایران پیشنویس بودجه سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ را بر اساس این فرض که کشور همچنان با تحریمها و درآمدهای نفتی محدود مواجه خواهد بود، ارائه کرد. در واقع، بودجه منعکسکننده کاهش حدود ۵۰ درصدی در کل درآمد پیشبینیشده بود. با این وجود، سهم بیشتری نسبت به سال ۲۰۲۵ به سپاه پاسداران، ارتش و سایر نیروهای امنیتی و دفاعی اختصاص داده شده بود.
اعتراضات گسترده در ماه دسامبر آغاز شد و تا ژانویه ادامه یافت. ارزش ریال به پایینترین حد بیسابقه رسید، نرخ تورم رسمی به بالای ۴۵ درصد رسید و به نظر میرسید که رژیم در آستانه فروپاشی است. اما دیکتاتوریها به سرعت تحت بحرانهای اقتصادی فرو نمیپاشند. رژیم صدام حسین در عراق بیش از یک دهه از تحریمهای اقتصادی بسیار شدید جان سالم به در برد و تنها جنگ بود که آن را سرنگون کرد. ایران هنوز به آنجا نرسیده است.
در این میان، ترامپ خود را برای درخواست ۲۰۰ میلیارد دلار دیگر برای هزینههای جنگ، علاوه بر بودجه دفاعی «معمول» بالغ بر ۱ تریلیون دلار، از کنگره آماده میکند. برای مقایسه، ایالات متحده در طول هشت سال جنگ در عراق حدود ۸۸۰ میلیارد دلار هزینه کرد.
از دیدگاه ایران، این جنگی برای حفظ حاکمیت است. در ابتدا مبارزهای برای حفظ حق غنیسازی اورانیوم و توسعه برنامه موشکیاش بود، اما به رقابتی با ایالات متحده بر سر «استقامت» و سرنوشت انقلاب اسلامی تبدیل شده است. رژیم از زمان تأسیس خود برای این روز آماده شده است.