کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

جمهوری اسلامی نسخه ۲.۰

17:42 - 30 فروردین 1405

د. مجید حقی

ما امروز در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که دود جنگ چهل‌روزه فرونشسته و جسد فیزیکی و معنوی علی خامنه‌ای و بخش بزرگی از کادرهای تئوکراسی حاکم، زیر آوارهای این درگیری دفن شده است. اما آنچه در این دوران «آتش‌بس لرزان» مشاهده می‌شود، نه یک تحول دموکراتیک، بلکه تولد هیولایی است که من آن را «جمهوری اسلامی؛ نسخه ۲.۰» می‌نامم. در حالی که دونالد ترامپ و کاخ سفید با خوش‌خیالی از «تغییر رفتار رژیم» و «نتایج مطلوب» در مذاکرات اسلام‌آباد سخن می‌گویند، تجربه مردمان ایران که دهه‌هاست استبداد مرکزگرا را تجربه کرده‌اند، کاملاً متفاوت است.

در نسخه ۱.۰ به رهبری خمینی و خامنه‌ای، ما با سیستمی مواجه بودیم که مشروعیت خود را میان «خدا» (ولایت فقیه) و «صندوق رأی مهندسی‌شده» تقسیم می‌کرد. اما در نسخه ۲.۰، پرده‌ها برافتاده است. در این نسخه رژیم ایران از یک «تئوکراسی مذهبی» به یک «پراتوریا‌نیسم نظامی» (حاکمیت مطلق نظامیان) تغییر ماهیت داده است.

سپاه پاسداران که پیش‌تر در سایه حرکت می‌کرد، اکنون تمام شریان‌های اقتصادی، دیپلماسی و نظامی را در دست گرفته است. در این ساختار، مجتبی خامنه‌ای اگر هم زنده بماند و بر تخت بنشیند، تنها یک «ولی‌فقیه تشریفاتی» و ضعیف خواهد بود که وظیفه‌اش مشروعیت‌بخشی صوری به قدرت مطلق سرداران است. نمایش انتخاباتی که روزگاری افرادی مانند پزشکیان را تولید می‌کرد، در نسخه ۲.۰ تنها یک کمدی تلخ برای فریب جامعه جهانی خواهد بود.

مذاکرات اسلام‌آباد تداعی‌گر معامله‌ای است که حقوق ملت‌های ایران را در پای «ثبات منطقه‌ای» قربانی می‌کند. واشینگتن به دنبال رژیمی است که «پیش‌بینی‌پذیر» باشد، نه لزوماً دموکراتیک. اگر انتظارات آمریکا برآورده شود و سپاه پاسداران از تهدید وجودی علیه اسرائیل دست بردارد، ما با رژیمی مواجه خواهیم شد که منابع مالی‌اش دوباره سرشار می‌شود.

اما این منابع صرف رفاه مردم کوردستان، بلوچستان یا عربستان (الاهواز) نخواهد شد. این ثروت صرف نوسازی ماشین سرکوبی می‌شود که در دی‌ماه ۱۴۰۴، ده‌ها هزار نفر از فرزندان ما را به خاک و خون کشید. صلح با غرب برای این رژیم، به معنای گرفتن چراغ سبز برای «جنگ داخلی تمام‌عیار» علیه ملل تحت ستم است.

سیستم‌های سیاسی مبتنی بر حذف، ذاتاً دچار «فرسودگی ساختاری» می‌شوند. اگر بخواهم از ادبیات کامپیوتری استفاده کنم، معتقدم نسخه ۲.۰ جمهوری اسلامی، علی‌رغم تمام بزک‌های دیپلماتیک، دچار «باگ‌های» ریشه‌ای است که حتی قدرتمندترین پردازنده‌های امنیتی سپاه نیز قادر به رفع آن‌ها نیستند.

این سیستم سعی دارد خود را «دی‌باگ» (Debug) کند؛ یعنی با حذف عناصر مزاحم (مانند بالِ مذهبی سنتی یا اصلاح‌طلبان حکومتی) به یک ثبات آهنین برسد. اما باگ اصلی، «بحران مشروعیت» و «مسئله ملی» است. رژیمی که با کشتار دی‌ماه ۱۴۰۴ غسل تعمید یافته، دیگر پل ارتباطی با جامعه ندارد. دریای خونی که میان حاکمیت و ملل ایران ایجاد شده، هرگونه تلاش برای ثبات در نسخه ۲.۰ را به شکست می‌کشاند. این سیستم در برابر مطالبات هویت‌خواهانه ما، زبانی جز تفنگ ندارد و همین فقدان زبان دیالوگ، منجر به «کِرَش» (Crash) نهایی آن خواهد شد.

وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ برای من، نقطه بازگشت‌ناپذیر تاریخ معاصر ایران است. رژیمی که برای بقای خود در نسخه ۲.۰، دهان به خون ملل خود گشود، در واقع گور خود را حفر کرد. برای ما در کوردستان، این درنده‌خویی پدیده جدیدی نیست، اما ابعاد این کشتار نشان داد که رژیم در نسخه جدیدش، «تروریسم دولتی» را به رکن اصلی بقای خود تبدیل کرده است. این رژیم حتی اگر با آمریکا به توافق برسد، در برابر خواست ملل ایران (به‌ویژه ملت‌های تحت ستم که بیشترین فشار تبعیض را تحمل کرده‌اند) ایستاده است و این تضاد، موتور محرک فروپاشی آن خواهد بود.

از نگاه جنبش رهایی‌بخش کوردستان، ما نباید تماشاگر معامله واشینگتن و سپاه در اسلام‌آباد باشیم. افق استراتژیک ما باید بر سه ستون استوار باشد:

اول: افشای ماهیت فاشیستی نسخه ۲.۰؛ ما باید به دنیا بفهمانیم که این رژیم «تغییر» نکرده، بلکه «خالص‌سازی» شده است تا سرکوبگرتر شود.

دوم: پیوند میان پیرامون و مرکز؛ قدرت واقعی ما در همسویی مطالبات دموکراتیک مرکز با مطالبات ملی ـ هویتی در کوردستان، بلوچستان و دیگر مناطق است. نسخه ۲.۰ از این اتحاد وحشت دارد.

سوم: آمادگی برای لحظه «دی‌باگ» نهایی؛ همان‌طور که گفتم، این سیستم به دلیل تضادهای درونی‌اش دیر یا زود دچار ایست قلبی می‌شود. ما باید ساختارهای خودمدیریتی خود را برای آن لحظه آماده کنیم.

جمهوری اسلامی نسخه ۲.۰، تلاش مذبوحانه نظامیان برای خریدن زمان است. اما واقعیت این است که این نسخه، «آپدیت» پایانی است. سیستمی که تنها با خون و سرکوب و معامله با قدرت‌های خارجی زنده است، نمی‌تواند در برابر اراده ملل تحت ستم که به دنبال حق تعیین سرنوشت خود هستند، دوام بیاورد.

آینده ایران در اسلام‌آباد رقم نمی‌خورد؛ آینده در خیابان‌های ارومیه، مهاباد، سنندج، زاهدان و اهواز، و در اتحاد ما برای پایان دادن به قرنی از استبداد مرکزگرا نهفته است. نسخه ۲.۰ لرزان‌تر از آن است که تصور می‌شود؛ ما تنها باید آماده باشیم تا در لحظه مناسب، این سیستم پراشکال را برای همیشه از صحنه روزگار حذف کنیم.