کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

دیدگاه: چگونه غرب می‌تواند رژیم ایران را از پایین به بالا از هم بپاشد

13:06 - 9 مرداد 1405

منبع: وای‌نت (Ynet)

توضیح: این یادداشت بیانگر دیدگاه‌ها و تحلیل شخصی دورون هدار١ است و لزوماً بازتاب‌دهنده دیدگاه‌ها و مواضع کوردستان میدیا نیست.

دیدگاه: ایران برای تغییر از طریق یک کارزار نظامی واحد، بسیار بزرگ و متنوع است؛ ایجاد زنجیره‌ای از مناطقی که رژیم در آن‌ها کنترل خود را از دست می‌دهد، می‌تواند به‌تدریج اقتدار آن را فرسوده کند و مانع از بازسازی آن شود.

طی سه سال گذشته، اسرائیل به‌طور نظام‌مند برای از بین بردن محور تحت رهبری ایران در ایران، لبنان و غزه تلاش کرده است. راهبرد اصلی بر هدف قرار دادن رهبران حکومت‌های دشمن و سازمان‌های تروریستی متمرکز بوده است.

علی خامنه‌ای، حسن نصرالله و اسماعیل هنیه از زنجیره تصمیم‌گیری حذف شدند و جانشینانی که از نظر کاریزما و تجربه ضعیف‌تر تلقی می‌شدند، جای آن‌ها را گرفتند. اما در عمل، این جانشینان از پیشینیان خود میانه‌روتر نیستند. آن‌ها همچنان بر انتقام‌گیری تأکید دارند و همان ایدئولوژی افراطی را دنبال می‌کنند.

در کنار حملات به رهبران ارشد، اسرائیل تلاش کرد زیرساخت‌های نظامی و عملیاتی حماس و حزب‌الله را نیز نابود کند. این دستاوردها به لطف شجاعت سربازان ارتش اسرائیل و برتری قابل‌توجه اطلاعاتی و عملیاتی آن به دست آمد.

اما تجربه غزه نشان می‌دهد که موفقیت نظامی به‌تنهایی تضمین‌کننده تغییر راهبردی بلندمدت نیست.

هیچ سازوکار حکمرانی جایگزینی در غزه ایجاد نشد و هیچ نیروی فلسطینی رقیبی که بتواند حماس را به چالش بکشد، شکل نگرفت. در نتیجه، این گروه توانست بخش زیادی از نیروی انسانی خود را بازسازی کند و همچنان هر منطقه‌ای را که به‌طور مستقیم در اختیار ارتش اسرائیل نیست، اداره کند.

حتی در وضعیت تضعیف‌شده نیز، حماس همچنان یک نیروی مهم حکمرانی باقی مانده است و ممکن است اسرائیل را ناچار کند برای سال‌ها عملیات امنیتی خود را ادامه دهد.

لبنان تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد.

اسرائیل تصمیم گرفت از طریق توافقی با دولت لبنان عمل کند، در حالی که ارتش لبنان فعالیت خود را در جنوب این کشور افزایش داده است. این روندی پیچیده و تدریجی است که به حمایت مستمر آمریکا و اسرائیل نیاز خواهد داشت.

اگر این روند موفق شود، می‌تواند جایگاه حزب‌الله را تضعیف کرده و کنترل آن بر لبنان را بدون نیاز به یک رویارویی نظامی نامحدود کاهش دهد.

ایران نیز ضربات قابل‌توجهی متحمل شده است. حملات علیه رهبران ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و زیرساخت‌های نظامی، امکان تغییرات عمیق‌تر را آشکار کرد.

هم‌زمان، گزارش‌هایی درباره تلاش‌ها برای تقویت گروه‌های مخالف، ایجاد رهبری جایگزین و حتی آموزش و تجهیز عناصری از میان طیف قومی و سیاسی ایران، به‌ویژه گروه‌های کورد، منتشر شد.

همچنین گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه اطلاعات اسرائیل بررسی کرده بود که آیا محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور پیشین ایران، می‌تواند جایگزین احتمالی خامنه‌ای باشد یا نه. احمدی‌نژاد، با وجود آنکه همچنان یک چهره محافظه‌کار و منکر هولوکاست بود، در موضوع هسته‌ای عملگراتر تلقی می‌شد.

اما با گذشت زمان پس از پایان درگیری‌ها، رژیم توانست کنترل خود را تثبیت کند. فرصت تبدیل این ایده‌ها به اقدام، به‌تدریج محدودتر شد.

اکنون تنش‌های منطقه‌ای، به‌ویژه در اطراف تنگه هرمز، بار دیگر در حال افزایش است. تهدیدها مبادله می‌شوند، نیروها در حال تمرکز هستند و حملات محدود از سوی آمریکا و ایران، در چارچوب ادامه تلاش برای بازدارندگی و نفوذ، انجام می‌شود.

هم‌زمان، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، همچنان تهدید می‌کند که زیرساخت‌های راهبردی رژیم، از جمله تأسیسات برق، نفت و گاز، را هدف قرار خواهد داد؛ بر اساس این فرض که وارد کردن خسارت شدید اقتصادی می‌تواند موجب بی‌ثباتی داخلی در ایران شود.

از دیدگاه من، اگر غرب واقعاً به‌دنبال پایان دادن به رژیم ایران است، باید راهبردی متفاوت از راهبردهایی را که تاکنون آزموده شده‌اند، در نظر بگیرد.

به‌جای تلاش برای سرنگونی رهبری از بالا، باید به‌تدریج از پایین عمل کند.

چنین رویکردی می‌تواند بر تقسیم ایران به مناطق جغرافیایی استوار باشد. در هر مرحله، تمرکز تنها بر یک منطقه خواهد بود: تضعیف توانایی‌های رژیم در آن منطقه، ایجاد شرایطی که به ساکنان اجازه دهد علیه آن برخیزند و تشویق به شکل‌گیری یک رهبری محلی جایگزین.

پس از ظهور چنین رهبری‌ای، جامعه بین‌المللی باید آن را به رسمیت بشناسد، کمک‌های غیرنظامی و امنیتی در اختیار آن قرار دهد و به آن برای ایجاد کنترل مؤثر کمک کند.

ایران کشوری بسیار بزرگ و از نظر قومی و جغرافیایی متنوع است. هر تلاشی برای تصرف آن یا تغییر رژیم از طریق یک اقدام واحد، احتمالاً شکست خواهد خورد.

در مقابل، ایجاد مجموعه‌ای از مناطقی که رژیم در آن‌ها کنترل خود را از دست می‌دهد، می‌تواند یک روند انباشتی را آغاز کند که به‌تدریج پایگاه قدرت آن را فرسوده سازد.

درس اصلی سال‌های اخیر این است که هدف قرار دادن رهبران به‌تنهایی کافی نیست. جنبش‌ها و رژیم‌های افراطی می‌دانند چگونه جانشین تولید کنند، حتی زمانی که این جانشینان کاریزمای کمتری نسبت به رهبران پیشین داشته باشند.

اما هنگامی که آن‌ها به‌تدریج کنترل خود بر سرزمین و جمعیت را از دست بدهند، توانایی‌شان برای بازیابی قدرت به‌طور چشمگیری کاهش می‌یابد.

١ـ سرهنگ ذخیره دورون هدار، فرمانده پیشین تیم مذاکره ستاد کل ارتش اسرائیل است.