احسن حسنپور
الحمداللـه !
الحمداللـه!
این واکنش علی کیمیایی به حکم اعدامش بود. او ذرهای از کشتن ١٨٠ هزار کورد در عملیات انفال پشیمان نبود و تا لحظه اعدام به آن افتخار میکرد.
از زمان روی کار آمدن صدام و قبل از آن، شکنجه، کشتار و تبعید علیه کوردها وجود داشت اما علی کیمیایی یک سیستم چند مرحلەای نسل کشی را راەاندازی کرد. منطقه به منطقه، مردم در معرض آتش توپخانه سنگین و حملات گاز سمی قرار گرفتند. هنگامی که مردم را اسیر میکردند بلافاصله اسرا را میکشتند. کسانی که ناپدید شدند؛ اعدام شدند. در برخی موارد، به مردم غیرنظامی وعده عفو داده شد تا آنها را فریب دهند و به قتل برسانند.
علی کیمیایی که به وحشیگری و بی رحم شهرت داشت. خاطرهای از صدام حسین نقل کرده بود که صدام او را برای کمک به خانوادههای انقلابیون کورد توصیه کرده بود، اما علی کیمیایی جواب داده بود: ((نه، من آنها را با بولدوزر دفن خواهم کرد.))
زمانی هم که دامادهای صدام از اردن به بغداد بازگشتند فرماندهی عملیات و قتل آنان توسط علی کیمیایی انجام شد و خود او به برادرزادهاش تیر خلاص زد. صدام برای انجام این عملیات بهترین مرد خود را انتخاب کرده بود.
علی حسن المجید که با نام مستعار علی شیمیایی شناخته میشود، یکی از شخصیتهای نظامی حکومت بعثی عراق در زمان ریاست جمهوری صدام حسین بود. او از اعضای نزدیک خانواده صدام و از فرماندهان ارشد ارتش عراق بەشمار میرفت.
علی شیمیایی به دلیل نقشی که در سرکوب شدید مخالفان داخلی عراق، بەویژه کوردها و شیعیان، ایفا کرد، از جمله کشتار جمعی و تبعید، به شدت بدنام شد. او همچنین بە دلیل استفاده گسترده از سلاحهای شیمیایی علیه کوردها، بەویژه در حملات شیمیایی حلبچه در سال ١٩٨٨، لقب شیمیایی را بە او دادند.
شیمیایی در سال ٢٠٠٣ بەدنبال حمله آمریکا به عراق دستگیر و به اتهام جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی محاکمه شد. او در سال ٢٠٠٩ به اعدام محکوم شد و در ژانویه ٢٠١٠ در بغداد به دار آویخته شد.
علی حسن المجید حدود سال ١٩٤١ در نزدیکی تکریت، در روستای العوجه به دنیا آمد. المجید عضوی از قبیله بجات از طایفه البوناصر بود که برادرزاده بزرگترش، صدام حسین نیز از همین طایفه بود. صدام بعدها به شدت بر این قبیله و طایفه برای پر کردن پستهای ارشد در دولتش تکیه کرد. مانند صدام، المجید نیز یک مسلمان سنی بود که از یک خانواده قبیلهای فقیر برخاسته و تحصیلات رسمی کمی داشت. او از سال ١٩٥٩ تا زمان به قدرت رسیدن حزب بعث در سال ١٩٦٨، بەعنوان پیک موتوری و راننده در ارتش عراق کار میکرد. پس از آن، توانست وارد آکادمی نظامی شود و بەعنوان افسر پیادهنظام مأموریت گرفت.
پس از آن، با کمک برادرزادهاش صدام، رشد سریعی در مسیر شغلیاش داشت. ابتدا در اوایل دهه ١٩٧٠، پس از پیوستن به حزب بعث، بەعنوان دستیار وزیر دفاع عراق، حمادی شهاب، شروع به کار کرد. سپس رئیس دفتر امنیتی دولت شد و بەعنوان اجراکننده اوامر صدام که به تدریج قدرتمندتر میشد، خدمت کرد. در سال ١٩٧٩، صدام قدرت را به دست گرفت و رئیس جمهور وقت، احمد حسن البکر را برکنار کرد. در یک جلسه ضبط شده از مقامات حزب بعث در ژوئیه ١٩٧٩، صدام اسامی مخالفان سیاسی را خواند و آنها را به عنوان "خائن" محکوم کرد، دستور داد تا یکی یکی از اتاق خارج شوند؛ بسیاری از آنها بعدا اعدام شدند. المجید در پسزمینه دیده میشد که به صدام میگفت: "آنچه در گذشته انجام دادهای خوب بوده است. آنچه در آینده انجام خواهی داد نیز خوب است. اما یک نکته کوچک وجود دارد. تو بیش از حد ملایم و مهربان بودهای."
المجید به یکی از نزدیکترین مشاوران نظامی صدام و رئیس سرویس اطلاعاتی عراق، پلیس مخفی معروف به مخابرات، تبدیل شد. پس از یک تلاش ناموفق برای ترور صدام در سال ١٩٨٣ در شهر دجیل، واقع در شمال بغداد، المجید مسئول عملیات کشتار جمعی شد که در آن تعداد زیادی از مردان محلی کشته شدند، هزاران نفر دیگر از ساکنان تبعید و کل شهر به زمین ویرانە تبدیل شد.
در مراحل پایانی جنگ ایران و عراق، المجید به سمت دبیر کل حزب بعث در شمال عراق منصوب شد که از مارس ١٩٨٧ تا آوریل ١٩٨٩ در این مقام باقی ماند. این امر به طور عملی او را به نماینده صدام در شمال کشور تبدیل کرد، که فرماندهی تمامی ارگانهای دولتی در منطقه انقلابی کوردستان را بر عهده داشت. او با بیرحمی دستور استفاده از سلاحهای شیمیایی مانند گاز خردل و عوامل اعصاب بسیار قوی و سمی مانند سارین، تابون و VX علیه کوردستان در طی یک عملیات نسلکشی به نام الانفال ("غنایم جنگ") را صادر کرد. اولین حملات از این دست از آوریل ١٩٨٧ آغاز شد و تا سال ١٩٨٨ ادامه یافت و با جنایت حلبجه که بیش از ٥٠٠٠ نفر کشته شدند، به اوج خود رسید.
در حالی که مقاومت کوردها ادامه داشت، المجید تصمیم گرفت با نابود کردن جمعیت غیرنظامی مناطق کوردنشین، شورش را فلج کند. نیروهای او یک عملیات سیستماتیک از قتلعام گسترده، تخریب اموال و انتقال اجباری جمعیت (که "عربیسازی" نامیده میشد) را آغاز کردند که در آن هزاران روستای کوردستان ویران و ساکنان آنها یا کشته یا به جنوب عراق تبعید شدند. او در ژوئن ١٩٨٧ حکمی را امضا کرد که میگفت: "نیروهای مسلح باید هر انسان یا حیوانی که در این مناطق حضور دارند را بکشند." تا سال ١٩٨٨، حدود ٤٠٠٠ روستا ویران شده، تقریباً ١٨٠٠٠٠ کورد کشته شده و حدود ١.٥ میلیون نفر تبعید شده بودند. کوردها او را به دلیل نقشش در این جنایت "علی شیمیایی" خواندند؛ علی حسن آشکارا بە این لقب افتخار میکرد. دیگران از او بەعنوان "قصاب کوردستان" یاد میکردند.
پس از پایان جنگ در سال ١٩٨٨، المجید بەعنوان وزیر دولت محلی منصوب شد و مسئولیت تعریب کوردستان با مهاجرت اجباری اعراب از سایر نقاط عراق به این مناطق را برعهده گرفت. دو سال بعد، پس از حمله به کویت در اوت ١٩٩٠، او بەعنوان فرمانده نظامی مناطق اشغال شده منصوب شد. او یک رژیم خشونتآمیز را برپا کرد که در آن کویت به طور سیستماتیک غارت شد. در نوامبر ١٩٩٠، او به بغداد فراخوانده شد و در مارس ١٩٩١ بەعنوان وزیر کشور منصوب گردید. پس از شکست عراق در جنگ، وظیفه سرکوب قیامها در جنوب شیعهنشین و کوردستان به او سپرده شد. هر دو شورش انقلابی با خشونت فراوان سرکوب شدند و هزاران نفر کشته شدند.
المجید بعداً به سمت وزیر دفاع منصوب شد، اگرچه در سال ١٩٩٥ به طور موقت از مقام خود ساقط شد زمانی که صدام او را پس از کشف دست داشتنش در قاچاق غیرقانونی گندم به ایران برکنار کرد. با این حال، در دسامبر ١٩٩٨، صدام او را دوباره فراخواند و او را به عنوان فرمانده منطقه جنوبی عراق منصوب کرد، جایی که ایالات متحده به طور فزایندهای حملات هوایی در منطقه ممنوعه پرواز شمالی انجام میداد. المجید در مارس ٢٠٠٣، بلافاصله پیش از آغاز جنگ عراق، دوباره به این مقام منصوب شد. او در شهر بندری بصره مستقر شد و در آوریل ٢٠٠٣ به اشتباه گزارش شد که در یک حمله هوایی ایالات متحده در آنجا کشته شده است.
المجید از حمله آوریل ٢٠٠٣ جان سالم بە در برد اما در ١٧ اوت ٢٠٠٣ توسط نیروهای آمریکایی در بصره دستگیر شد. او بەعنوان پنجمین فرد تحت تعقیب در عراق لیست شده بود و بەعنوان پادشاه خالها در برگهای بازی مورد تعقیب عراقیها نمایش داده شده بود. در سال ٢٠٠٦ به اتهام نسلکشی و جرائم علیه بشریت به خاطر نقشش در کمپین الانفال متهم و برای محاکمه به دادگاه ویژه عراق منتقل شد. او به خاطر نقشش در کشتن شیعیان در سالهای ١٩٩١ و ١٩٩٩، نسلکشی کوردها در دهه ١٩٨٠ و دستور شیمیایی کوردها در حلبچه، چهار حکم اعدام دریافت کرد.
دادگاه علی حسن المجید در ٢١ اوت ٢٠٠٦ آغاز شد. المجید در دادگاه از خود در برابر اتهامات دفاع نکرد و گفت که دستور تخریب روستاهای کوردستان را به دلیل "پر بودن از عوامل ایرانی" صادر کرده است. او در یکی از جلسات گفت: "من کسی بودم که دستور دادم ارتش روستاها را تخریب کند و ساکنان را جابهجا کند. ارتش مسئول اجرای این دستورات بود. من از خودم دفاع نمیکنم. عذرخواهی نمیکنم. اشتباهی نکردهام." در طول دادگاه، ضبطهای صوتی از گفتگوهای بین المجید و مقامات ارشد حزب بعث در مورد استفاده از سلاحهای شیمیایی پخش شد.
در دادگاه، صداهای ضبط شده بیشتری از المجید پخش شد که در آنها باز هم درباره اهداف دولت در برخورد با کوردها صحبت میکرد. در این ضبطها، علی شیمیایی، جلال طالبانی را "شرور و دلال" خواند و قول داد که هر کسی که به زبان کوردی صحبت کند را زنده نگذارد. المجید ادعا کرد که او از این زبان بەعنوان ابزار "روانی و تبلیغاتی" علیه کوردها استفاده کرده تا آنها را از جنگیدن با نیروهای دولتی منصرف کند. علی حسن گفت: "تمام کلماتی که من استفاده کردم، مانند "آنها را تبعید کنید'"یا "آنها را نابود کنید"، فقط برای اثر روانی بودند."
در تاریخ ٢٤ ژوئن ٢٠٠٧، دادگاه حکم گناهکار بودن را در تمام موارد صادر کرد. رئیس دادگاه، محمد اوریبی الخلیفه، به المجید گفت: "شما تمام اختیارات مدنی و نظامی شمال عراق را داشتید. شما دستور دادید که نیروها غیرنظامیان کورد و آشوری را بکشند و آنها را در شرایط سخت قرار دهند. شما آنها را مورد حملات وسیع و سیستماتیک با استفاده از سلاحهای شیمیایی و توپخانه قرار دادید. شما رهبری کشتار روستاییان را بر عهده داشتید. شما... مرتکب نسلکشی شدید. مدارک کافی علیه شما وجود دارد."
علی حسن المجید پنج حکم اعدام برای جرائم نسلکشی، جرائم علیه بشریت (بەویژه کشتار عمدی، ناپدید شدنهای اجباری و نابودی) و جرائم جنگی (حمله عمدی به جمعیت غیرنظامی) دریافت کرد. او همچنین به چندین دوره زندان از هفت سال تا حبس ابد برای دیگر جرائم محکوم شد. پس از تایید حکمها، طبق قانون عراق، حکم باید با آویزان شدن از طناب اجرا میشد. با این حال، اعدامها به دلیل فرارسیدن ماه رمضان به تاریخ ١٦ اکتبر موکول شد. اعدام قرار بود در ١٦ اکتبر ٢٠٠٧ انجام شود، اما به دلیل مخالفت رئیس جمهور عراق جلال طالبانی و معاون رئیس جمهور طارق الهاشمی با احکام اعدام و امتناع آنها از امضای احکام اعدام، به تاخیر افتاد.
در فوریه ٢٠٠٨، یک منبع ناشناس اعلام کرد که اعدام علی حسن المجید نهایتاً توسط طالبانی، الهاشمی، و المالکی تایید شد. در ٢ دسامبر ٢٠٠٨، المجید بار دیگر به اعدام محکوم شد، این بار به دلیل نقش او در کشتن بین ٢٠،٠٠٠تا ١٠٠،٠٠٠مسلمان شیعه در شورش جنوب عراق پس از جنگ خلیج ١٩٩١. در ٢ مارس ٢٠٠٩، او برای سومین بار به اعدام محکوم شد، این بار برای ترور آیتاللـه محمد الصدر در سال ١٩٩٩. المجید در ٢٥ ژانویه ٢٠١٠ اعدام شد و روز بعد در قبرستان خانواده صدام در العوجه دفن شد. او در مجموع هشت حکم اعدام دریافت کرده بود. عفو بینالملل اعدام او را به دلیل "عدم برخورداری از دادرسی عادلانه" مورد انتقاد قرار داد.