
زینب جلالیان، زندانی سیاسی کورد اهل شهرستان ماکو که به حبس ابد محکوم شده است، با انتشار نامهای خطاب به مردم، از ۱۷ سال زندان بدون حتی یک روز مرخصی در زندانهای مختلف ایران سخن گفته است.
او در بخشی از نامهاش نوشته است: در این ظلمات زندان، دیده بر هم مینهم. طرحی محو از زندگی بیرون زندان در خیالم مانده است. دلم برای آغوش گرم مادرم، نگاه پرمهر پدرم، خندههای خواهرم و حتی اخمهای برادرم تنگ شده است. دلم برای مردمان خونگرم و مهماننواز کوردستان و آهنگهای کوردی تنگ شده است. دلم برای بوی خاک، لالههای واژگون، درختان بلوط و سنجابهای بلوطخورش تنگ شده است. دلم برای چشمههای زلال، رودهای جاری، کوههای سر به فلک کشیده و شبهای پرستاره تنگ شده است؛ با تمام رنجها و دلتنگیها، هفده سال گذشت… هفده سال!
زینب جلالیان، زندانی ۴۲ ساله، اهل روستای "دیم قشلاق" از توابع ماکو و محبوس در زندان مرکزی یزد، علیرغم مشکلات و بیماریهای متعدد و خطر جدی از دست دادن بینایی، با مخالفت مسئولان زندان از حق درمان و دسترسی به خدمات پزشکی محروم شده است.
زینب جلالیان بیش از چهار سال است که بدون ارائه هیچ توجیه قانونی به زندان یزد تبعید شده و در تمام این مدت، برخلاف اصل تفکیک جرایم، از ابتداییترین حقوق زندانیان محروم بوده است.
این زندانی سیاسی در طول دوران حبس خود، تحت شکنجههای روحی و جسمی شدید قرار گرفته و بارها با تهدیدهای تعرض جنسی مواجه شده است. وی چندین بار بدون دلیل مشخص بین زندانهای اوین، کرماشان، قرچک، کرمان و یزد جابهجا شده است.
زینب جلالیان در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۸۶ در جاده کامیاران-کرماشان بازداشت شد و در سال ۱۳۸۷ توسط شعبه یک دادگاه انقلاب کرماشان به اتهام "ورود غیرقانونی به ایران" به یک سال حبس و به اتهام "محاربه از طریق عضویت در یکی از احزاب کورد مخالف رژیم" به اعدام محکوم گردید و سپس این حکم در نهایت در اسفند ۱۳۹۱ با یک درجه تخفیف، به حبس ابد کاهش یافت.