
آسو صالح
طی جنگ اخیر میان رژیم جمهوری اسلامی ایران با ایالات متحده و اسرائیل، جنبش کوردستان بارها به یکی از موضوعات اصلی رسانههای بینالمللی و تحلیلهای سیاسی منطقه تبدیل شده است. از خبر ارتباط رهبران کورد با رئیسجمهور ایالات متحده گرفته تا بحث حضور احتمالی نیروهای کورد در داخل ایران، همچنین حملات ممتد موشکی و پهپادی به مقرات احزاب کوردستانی، و اخیراً نیز اظهارات ترامپ مبنی بر اینکه «کوردها سلاحهایی را که آمریکا برای معترضان ایرانی فرستاده بود، تحویل ندادهاند». همەی اینها نشان میدهد که مسئلهی کورد و جایگاه احزاب کوردستانی در معادلات ایران و منطقه، بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گرفته است.
بهنظر میرسد هر دو طرف درگیر، یعنی هم سران باقیماندهی جمهوری اسلامی ایران و هم رئیسجمهور ایالات متحده، احزاب کورد را بهعنوان فاکتوری از معادلات در جنگ جاری تلقی میکنند. در این رابطه چند نکتهی اساسی نیازمند یادآوری است:
اول؛ واقعیت این است که کوردها یک عامل جدی در معادلات سیاسی ایران هستند. سازماندهی منظم حزبی، تشکیلات منسجم در داخل کشور، نیروهای ورزیدهی پیشمرگه، تجربهی طولانی مبارزهی سیاسی و نظامی، برخورداری از ارگانهای اطلاعاتی و امنیتی، و مهمتر از همه ارتباط عمیق و تاریخی با جامعهی کوردستان، همگی نشان میدهد که جنبش کوردستان صرفاً یک جریان حاشیهای یا مقطعی نیست، بلکه یک بازیگر واقعی و تأثیرگذار در عرصهی سیاسی ایران است. این جایگاه نه از طریق حمایت قدرتهای خارجی، بلکه از دههها مبارزه، هزینه و حضور مستمر در میان مردم بهدست آمده است.
دوم؛ رهبران حزب دموکرات کوردستان ایران بارها تأکید کردهاند که نه بخشی از جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل بودهاند و نه سرنوشت مبارزات ملت کورد را به روند و نتیجهی این جنگ گره زدهاند. این موضع، صرفاً یک تاکتیک سیاسی نیست؛ بلکه برخاسته از درکی تاریخی از مبارزهای است که دههها پیش آغاز شده و ریشه در خواست هویتطلبی، احقاق حقوق جمعی از جمله حق تعیین سرنوشت، دستیابی به آزادی، عدالت و دموکراسی دارد. جنبش کوردستان پیش از این جنگ وجود داشته، در جریان این جنگ نیز مسیر مستقل خود را دنبال کرده و پس از پایان آن نیز، تا رسیدن به اهدافش، به مبارزهی سیاسی و ملی خود ادامه خواهد داد.
سوم؛ در شرایط جنگی جاری، بسیاری تلاش میکنند همهی نیروهای سیاسی و نظامی موجود را به یکی از دو طرف این جنگ نسبت دهند. این نگاه، ناشی از ذهنیتی است که سیاست منطقه را تنها از دریچهی رقابت دولتها و قدرتهای نظامی میبیند. اما جنبش کوردستان، بهویژه مبارزات حزب دموکرات کوردستان ایران، نه محصول این جنگهاست و نه با پایان این جنگها و توافق میان دولتها پایان خواهد یافت. همانگونه که ما بخشی از این جنگ نبوده و نیستیم، بخشی از توافق و صلح میان آنان نیز نخواهیم بود. بە عبارت دیگر مبارزهای که بر پایهی مطالبات تاریخی یک ملت شکل گرفته، نمیتواند به ابژهی معاملههای سیاسی قدرتها تبدیل شود.
کوردستان یک «سوژه»ی سیاسی و تاریخی است؛ دارای مطالبات، اراده، حافظه و مسیر مستقل خود میباشد. این مبارزه، واکنشی مقطعی به تحولات روز نیست، بلکه ادامهی راهیست که نسلها برای آن هزینه دادهاند. افتخارات تاریخی مانند استقرار جمهوری کوردستان، و هزینههای سنگین مانند اعدام و ترور رهبران و مبارزان، همگی بخشی از حافظهی جمعی ملتی است که هنوز برای حقوق بنیادین خود مبارزه میکند. به همین دلیل، هرگونه تغییر در مناسبات میان تهران، واشنگتن یا تلآویو، ممکن است معادلات منطقه را دگرگون کند، اما اصل مسئلهی کورد و مطالبات ملت کورد را از میان نخواهد برد.
چهارم؛ حملات مداوم جمهوری اسلامی به مقرات احزاب کوردستانی، خود نشاندهندهی این واقعیت است که حکومت ایران، جنبش کوردستان را یک تهدید واقعی و یک فاکتور مؤثر میداند. اگر احزاب کوردستانی فاقد تأثیر و پایگاه مردمی بودند، این حجم از تمرکز امنیتی، موشکی و تبلیغاتی علیه آنان وجود نداشت. جمهوری اسلامی بهخوبی میداند که کوردستان تنها یک جغرافیا نیست، بلکه یک ظرفیت سیاسی و اجتماعی سازمانیافته است که در بزنگاههای تاریخی میتواند نقشی تعیینکننده ایفا نماید.
پنجم؛ اظهارات اخیر ترامپ دربارهی سلاحهای آمریکایی، فارغ از اینکه با چه هدفی مطرح شده باشد، بار دیگر نشان داد که مسئلهی کورد در نگاه قدرتهای جهانی نیز قابل چشمپوشی نیست. اما تجربهی تاریخی ملت کورد نشان داده است که اتکا به اراده و نیروی داخلی، بسیار پایدارتر از امید بستن به سیاستهای متغیر دولتهای خارجی است. ما از ظرفیتهای بوجود آمده در نتیجهی سیاستهای منطقهای و جهانی کشورها استفاده خواهیم کرد، ولی جنبش ما کامل مستقل از این معادلات است.
در پایان باید افزود، آنچه امروز اهمیت دارد، حفظ استقلال سیاسی جنبش کوردستان و جلوگیری از تبدیل شدن آن به ابزار رقابتهای منطقهای است. جنبش کوردستان زمانی میتواند نقش تاریخی خود را ایفا کند که ضمن تعامل با جهان، استقلال تصمیمگیری و اولویت منافع ملی خود را حفظ نماید. این جنبش نمود ارادهی ملتی است که خواهان دیده شدن بهعنوان یک فاعل سیاسی مستقل است، نه ابزاری در بازی دیگران. جنگها آغاز میشوند و پایان مییابند، دولتها تغییر میکنند و ائتلافها فرو میپاشند؛ اما مسئلهی کورد و جنبش کوردستان، تا زمانی که حقوق و مطالبات تاریخیش بهرسمیت شناخته نشود، همچنان پابرجا خواهد ماند.