
زبان مادری و تأثیر آن بر هویت ملی
رضا محمدامینی
زبان مادری یکی از ارکان اصلی هویت فردی و اجتماعی انسان است که ارتباط ناگسستنی با فرهنگ، تاریخ و هویت ملی جامعه دارد. سازمان ملل متحد برای حفظ زبان مادری، بویژە آندسته از زبانهایی که در معرض تهدید و نابودی قرار دارند، روز ۲۱ فوریه را بهعنوان "روز جهانی زبان مادری" تعیین کرده است.
در سال ۱۹۹۹، در کنفرانس عمومی یونسکو، این تصمیم با الهام از جنبش دانشجویی پاکستان شرقی (بنگلادش) اتخاذ گردید. دانشجویان در ۲۱ فوریه ۱۹۵۲ علیه تحمیل زبان اردو از سوی حکومت پاکستان به خیابانها آمدند و بسیاری از آنها با قساوت تمام کشته شدند. پیش از این رویداد نیز، جنبشهای ملی-دموکراتیک در سراسر جهان برای دستیابی به حقوق ملی در جریان بودند، که از برجستهترین نمونههای آن میتوان به مبارزات و خیزشهای آزادیخواهانهی کوردها در تمام بخشهای کوردستان اشاره کرد، که هنوز هم ادامه دارد. هرچند که اعتراضات دانشجویان بنگالی در نهایت منجر به فروپاشی سلطەی دولت پاکستان بر این سرزمین و استقلال آن در سال ١٩٧١ شد، سازمان ملل متحد به این باور رسید که باید تلاشهای جدیتری برای حفظ زبان مادری و حق تحصیل و نوشتن به آن زبان انجام شود تا از محو تدریجی ملتها جلوگیری شود.
بدون شک، فراگیری زبان مادری و تحصیل به آن ، تأثیر بسزایی در شکلگیری شخصیت افراد و پیشرفت جامعه دارد. کودکان زمانی که در مدارس با زبان مادری خود آموزش ببینند، بهتر معانی واژگان و مفاهیم جدید را درک کرده و حتی توانایی بیشتری در یادگیری سایر زبانها خواهند داشت. برعکس، تحمیل زبان بیگانه در مدارس نهتنها موجب افت تحصیلی میشود، بلکه موجب از خودبیگانگی و سردرگمی هویتی نیز خواهد شد که تأثیرات منفی عمیقی بر جامعه خواهد داشت. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، بە آموزش به زبان مادری بهعنوان راهکاری برای ارتقای سطح علمی و کاهش نرخ ترک تحصیل اهمیت دادە میشود.
مضافأ، تجربهی کشورهایی که حق برابر ملیتهای مختلف، حداقل در زمینهی آموزش و نگارش، فراهم کردهاند، نشان میدهد که کودکان آنها سریعتر پیشرفت کرده و نرخ بیسوادی در این کشورها به حداقل رسیده است. اما در مقابل، کشورهایی که ملت غالب، آموزش به زبان مادری سایر ملتها را ممنوع کردهاند، با نرخ پایین سواد و ترک تحصیل گسترده در میان گروههای ملی تحت ستم مواجه شدهاند.
تردیدی نیست، زبان مادری یکی از مهمترین عوامل یکپارچگی فرهنگی و هویت ملی است. از طریق زبان مادری که در حقیقت زبان ملی است، تاریخ، شعر، ادبیات، سنتهای اجتماعی و ارزشهای یک ملت حفظ و به نسلهای بعدی منتقل میگردد. ملتهایی که از آموزش و استفاده از زبان خود محروم شدهاند، همواره در معرض تهدید نابودی هویت ملی و فرهنگی خود قرار دارند. ملت کورد در هر چهار بخش کوردستان، بهدلیل سرکوب گستردەی دولتهای اشغالگر و سیاستهای انسانستیزانەی آنها، کم و بیش در شرایط سختی بسر میبرد. زبان کوردی، ستون اصلی هویت کوردی است و باوجود تلاش حکومتهای سرکوبگر برای محو این زبان و انکار هویت ملت کورد، این زبان بە یمن مبارزات تودەهای مردم کوردستان همچنان مقاومت کرده و پایدار مانده است.
زبان مادری تنها ابزار ارتباط نیست، بلکه بخش مهمی از موجودیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هر ملتی است. رابطهی میان زبان مادری و تفکر، شخصیت و هویت ملی بهگونهای است که نمیتوان آنها را از یکدیگر جدا کرد. به همین دلیل است که دولتهای اشغالگر کوردستان، به هر طریق ممکن، زبان کوردی را سرکوب کرده و از رسمیت یافتن آن جلوگیری میکنند. نباید فراموش کرد که محرومیت از زبان مادری، در درازمدت به تضعیف هویت ملی، از بین رفتن فرهنگ و تمدن ملتهای تحت ستم و حتی نابودی آنها منجر خواهد شد؛ چنانکه بسیاری از ملتها تنها نامشان باقی مانده و زبان و ادبیاتشان به تاریخ پیوسته است.
فزون بر این، زبان مادری نقش مهمی در تداوم حافظهی تاریخی یک ملت ایفا میکند. بسیاری از داستانها، افسانهها، روایات و اشعار ملی و مذهبی به زبان مادری گفته و سرودە شدە و بهعنوان بخشی از هویت ملی حفظ شدهاند. این وظیفهی زبان مادری است که این میراث فرهنگی را به نسلهای آینده منتقل کند. به همین دلیل، حکومتهای اشغالگر کوردستان، در کنار سرکوب شدید فعالیتهای فرهنگی و زبانی، بسیاری از آثار تاریخی، باورها و ارزشهای ملت کورد را تحریف یا نابود کردهاند. در واقع، در میان ملتهایی که از حقوق ابتدایی مانند آموزش به زبان مادری محروم شدهاند، و در راستای حفظ و اشاعەی آن گامی برداشتە نمیشود و بە آن اهتمام نمیدهند، زبان، فرهنگ و ادبیات بومی رو به زوال میرود و در معرض فراموشی قرار میگیرد.
تاریخ نەچندان دور ملت ما نشان میدهد اشغالگران کوردستان همیشه دشمن حقوق و آزادیهای ملت کورد بوده و در راستای منویات انسانستیزانەی خود، سیاست حذف زبان و هویت کوردی را با شدت دنبال کردهاند. در ایران، از دوران پهلوی تا امروز، سیاست یکسانسازی فرهنگی بر مبنای استیلای زبان فارسی اعمال شده است. این مسألە نشاندهندەی آن است کە برغم تفاوتهای بسیار در تمامی عرصەها میان دو نظام سلطنتی و آخوندی، نقطە مشترک این دو حاکمیت ضد مردمی، دشمنی تمامعیار و آشتیناپذیر با حفظ زبان مادری ، هویت ملی خلقهای ایران، بویژە خلق کورد است کە در مبارزە برای تحقق حقوق ملی پیشتاز تمامی خلقهای ایران است.
در ایران تحت استیلای "شاە و شیخ" در یک سدەی اخیر سیاست سرکوب مطالبات فرهنگی خلق کورد، شامل ممنوعیت آموزش زبان کوردی، تعطیلی رسانههای محلی، تحریف تاریخ کوردها و جایگزینی آن با روایتهای ناسیونالیسم حاکم، تغییر نام شهرها و روستاها، ممنوعیت پوشیدن لباس کوردی و حتی ممانعت از صحبت کردن به زبان کوردی در مدارس و مراکز دولتی بوده است.
محرومیت از آموزش به زبان مادری در نظام آموزشی کشور، باعث شده است که نسلهای کنونی آگاهی کمتری از زبان و فرهنگ ملی خود داشته باشند. این در حالی است کە باوجود سرکوب و ممنوعیتهای گسترده، فعالان فرهنگی، زبانشناسان، نویسندگان و روشنفکران کورد، بهویژه در دو دههی گذشته، با تلاشهای خستگیناپذیر خود سعی در حفظ و گسترش زبان کوردی داشتهاند. آنها باوجود امکانات محدود و فشارهای شدید، توانستهاند در بسیاری از شهرها و روستاهای کوردستان، کلاسهای آموزش زبان کوردی برگزار کرده و بسیاری از کودکان و حتی بزرگسالان را باسواد کنند. این فعالیتها، اشغالگران را نگران کرده و به همین دلیل با شدیدترین روشها با آنان و هرگونە فعالیت فرهنگی در راستای شناخت زبان و هویت ملی مقابلە کردهاند.
یکی از جدیدترین نمونههای سیاستهای سرکوبگرانهی رژیم حاکم بر ایران علیه زبانهای غیرفارسی، تصویب طرحی در مجلس در تاریخ ۸ اسفند بود که در آن نماینگان بهطور رسمی مخالفت خود را با آموزش زبانهای غیرفارسی اعلام کردند. این مصوبه بار دیگر نشان داد که جمهوری اسلامی ایران، مانند رژیم پهلوی، هیچ اعتقادی به حقوق زبانی و ملیتهای غیرفارس ندارد. این سیاستها در حالی دنبال میشود که در اصل ۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اشاره شده است که "اقوام" غیرفارس حق دارند علاوه بر زبان فارسی، زبانهای خود را نیز در مدارس در کنار زبان فارسی بیاموزند. با این وصف تصویب این قانون نشان داد که رژیم آخوندها حتی به قوانین خود نیز پایبند نیست و سیاستهای ضد خلقی این نظام سرکوبگر از تفکرات فاشیستی سرچشمه میگیرد کە در تاریخ از سوی دیکتاتوران حاکم اعمال شدەاست.
در خاتمە، باید تأکید کرد که حفاظت از زبان مادری نهتنها یک حق انسانی، بلکه پافشاری بر هویت ملی نیز هست. در شرایطی که رژیم جمهوری اسلامی به سیاستهای نابودکنندهی ملیتهای غیرفارس ادامه میدهد، تنها راه دستیابی به حقوق ملی، مبارزهی مستمر و بیوقفه برای آزادی و حقوق ملی است. حفظ زبان مادری و تلاش برای رسمیت بخشیدن به آن، در واقع در هم شکستن زنجیرهای ستم و سیاستهای سرکوبگرانهی سردمداران رژیم جمهوری اسلامی است و این وظیفهی تمام ملتهای تحت ستم است که برای تحقق حقوق مشروع خود، همگام و متحد با هم، بە مبارزه با این رژیم برخیزند.