
ابراهیم لاجانی
هشتاد سال تداوم و استمرار برای یک روزنامه، آن هم در خاورمیانهای که عمر مطبوعات و نهادهای مدنی غالبا کوتاه، گسسته و ناپایدار است، بهخودیخود دستاوردی بزرگ و کمنظیر بهشمار میآید. با این حال، برای روزنامه «کوردستان»، ارگان رسمی حزب دموکرات کوردستان ایران ـ این بازه زمانی صرفا یک گذر تقویمی نیست، بلکه روایت عبور از چندین رژیم سیاسی، تجربه دورههای متوالی سرکوب و امید، و زیستن در متن یکی از پیچیدهترین گرههای کور سیاسی در ایران است.
نخستین شماره این روزنامه در تاریخ ۲۰ دیماه ۱۳۲۴ (ژانویه ۱۹۴۶)، همزمان با تأسیس حزب دموکرات کوردستان و در دوران شکلگیری جمهوری کوردستان منتشر شد. اسناد تاریخی نشان میدهند که «کوردستان» حتی در سختترین شرایط، در سالهای سرکوب و خشونت، چه بهصورت زیرزمینی و چه در تبعید، انتشار خود را متوقف نکرده است. اما اهمیت «کوردستان» تنها در قدمت تاریخی آن خلاصه نمیشود؛ پرسش اساسی این است که این روزنامه چگونه توانسته از نقش کلاسیک «ارگان حزبی» فراتر رود و به نهادی برای سازماندهی سیاسی و بنیانگذاری حافظه جمعی در کوردستان تبدیل شود.
رسانههای حزبی همواره در معرض این خطر قرار دارند که به تریبونی یکسویه و بلندگوی تبلیغاتی تقلیل یابند. با این حال، در جوامعی که تحت ستم سیستماتیک سیاسی، اجتماعی و فرهنگی قرار دارند، چنین رسانههایی میتوانند کارکردی متفاوت و نقشی تعیینکننده ایفا کنند. روزنامه «کوردستان» در طول حیات خود کوشیده است سه وظیفه اساسی را بهطور همزمان پیش ببرد:
. بیان مسائل پیچیده سیاسی به زبانی روشن و قابل فهم برای تودههای مردم؛
. روایت رویدادهای گوناگون در نقاط مختلف کوردستان و تبدیل آنها به روایتی جمعی که به تجربه مشترک مردم معنا ببخشد؛
. ایجاد فضا و امکان دیالوگ، نهتنها در درون جنبش آزادیخواهانه کوردستان، بلکه در ارتباط با نیروهای سیاسی سراسری ایران.
هنر اصلی در این مسیر آن بوده است که وفاداری تشکیلاتی، مانع شنیدن صدای اقشار و لایههای متنوع جامعه نشود و روزنامه دچار کوری ذهنی و تعصب حزبی نگردد؛ چالشی که همچنان پیش روی «کوردستان» قرار دارد.
یکی از مهمترین مراحل مبارزه سیاسی، تبدیل نارضایتیهای روزمره تودههای مردم به برنامهای سیاسی و منسجم است؛ یعنی بدل کردن ستم، تبعیض، استثمار و خشونتی که بر مردم روا داشته میشود به مطالبهای سیاسی و آگاهانه. روزنامه «کوردستان» در طول حیات خود در این زمینه نقشی مؤثر ایفا کرده است. این روزنامه با طرح همهجانبه ستمی که بر مردم کوردستان اعمال میشود و با ارجاع ریشههای آن به ساختار حاکمیت دولت مرکزی، نشان داده است که مسئله کورد نه یک مسئله امنیتی محدود، بلکه معیاری اساسی برای سنجش دموکراسی در سراسر ایران است.
از سوی دیگر، «کوردستان» با بازتاب و صورتبندی مطالبات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی اقشار مختلف جامعه، نهتنها به ارگان جنبش کوردستان بدل شده، بلکه این جنبش را از انحصار نخبگان خارج کرده و با تودههای مردم پیوند داده است. ملتها صرفا با خاک و خون تعریف نمیشوند؛ آنها با حافظه مشترک، تاریخ مشترک، فرهنگ و روایت مشترک زندهاند. در شرایطی که حاکمیت مرکزی میکوشد ملتهای غیرفارس را به حاشیه براند یا مبارزات آنان را تحریف کند، روزنامه «کوردستان» به دفتر ثبت رویدادهای کوردستان و آینه مقاومت مردم کورد در برابر ستم و استثمار ملی بدل شده است.
فراتر از این، «کوردستان» با ثبت شکستها، عقبنشینیها، پیشرویها و فراز و نشیبهای مسیر مبارزه، اجازه نداده است تجربه تاریخی نسلهای پیشین به فراموشی سپرده شود. از همین رو، این روزنامه نقشی فراتر از یک رسانه خبری یافته و بهمثابه یک مدرسه و نهادی آموزشی عمل کرده است؛ نهادی که در عصر رسانههای زودگذر و شبکههای اجتماعی، عمق تاریخی به مبارزه میبخشد و از تکرار خطاها جلوگیری میکند.
یکی از پیچیدهترین نقشهای «کوردستان»، ایفای همزمان نقش در دو میدان سیاست کوردستانی و سیاست سراسری ایران است. در میدان کوردستانی، این نقش به معنای دفاع از هویت، زبان، فرهنگ، موجودیت ملت کورد و حقوق ملی مردم کوردستان و ایستادگی در برابر تلاشهایی است که میکوشند مسئله کورد را به موضوعی امنیتی یا صرفا فرهنگی تقلیل دهند. در میدان سراسری، این نقش به گفتوگو با مرکز، تعامل با نیروهای دموکراسیخواه ایران و پیوند زدن حقوق ملی کورد با پروژه دموکراتیزاسیون ایران معنا مییابد. «کوردستان» در این مسیر کوشیده است تعادلی ظریف حفظ کند؛ نه در سیاست مرکز حل شود و نه از آن گسست کامل یابد.
در کشوری که زبان مادری به امری خصوصی تقلیل داده میشود و رسانههای کوردی همواره زیر فشار امنیتی قرار دارند، انتشار «کوردستان» به دو زبان کوردی و فارسی نقشی فراتر از یک روزنامه معمولی به آن بخشیده است. این رسانه زبان کوردی را از حاشیه و موزه بیرون آورده و به زبان سیاست، حقوق و مدرنیته ارتقا داده است؛ پاسخی روشن به پروژههایی که میکوشند مسئله کورد را به حاشیه برانند.
هشتادسالگی برای «کوردستان» سن بازنشستگی نیست، بلکه زمان نوسازی، بازاندیشی و انطباق با شرایط جدید جامعه کوردستان است. اگر این روزنامه میخواهد همچنان تأثیرگذار بماند، ناگزیر است در فرم، محتوا و روشهای کاری خود تحول ایجاد کند؛ از چندکاناله شدن و بهرهگیری از پادکست و ویدئو گرفته تا حضور فعال در پلتفرمهای دیجیتال. در عین حال، حفظ دقت، اخلاق حرفهای و صداقت روزنامهنگاری، بهویژه در عصر اخبار جعلی، مهمترین سرمایه «کوردستان» باقی میماند.
اکنون که «کوردستان» در آستانه ورود به قرنی تازه از حیات خود قرار دارد، پرسش بنیادین این است که آیا میتواند از «ارگان حزب» به زبان گویای تمام جنبش رهاییبخش ملت کورد در کوردستان ایران بدل شود؟ پاسخ به این پرسش، جایگاه و آینده سیاسی این روزنامه را رقم خواهد زد. در نهایت، وظیفه نخست و پایانی «کوردستان» آن است که اجازه ندهد ملت کورد، هویت، تاریخ و حافظه جمعی خود را به فراموشی بسپارد.