
رسول سلطانی
شاید میزان برخورد و مناقشهٔ کوردها در اروپا با شاهدوستان (سلطنتطلبان) به اندازهٔ آمریکا و کانادا نباشد؛ اما در اینجا نیز تقریباً هر روز بگومگو و جدل در جریان است. پرسش محوری آنها (سلطنتطلبان) این است که چرا ملت کورد در چنین شرایطی، مطالبات خود را به تعلیق درنمیآورد؟
در سیاست، منافع معیار تشخیص دوست و دشمناند. دشمنِ امروز میتواند متحدِ فردا باشد؛ چنانکه در تجربهٔ روابط ویتنام، ژاپن و آمریکا مشاهده کردهایم. مفهوم «دوست و دشمن همیشگی» صرفاً به فرهنگ قبیلهای تعلق دارد. ملت کورد نیز بر پایهٔ حقوق و منافع خود، دوست و دشمن را از یکدیگر بازمیشناسد. کسی که منکر حقوق ما باشد، نمیتواند دوست ما باشد و طبعاً امکان دوستی با او وجود ندارد.
فرزند شاه تا این لحظه نهتنها حتی در یک جمله یا یک موضع روشن به حقوق ما اشاره نکرده، بلکه با طرح دیدگاهها و شعارهای خود، مواضعی اتخاذ کرده است که از سوی کوردها، بلوچها، آذریها، عربها و ترکمنها بهمثابهٔ تهدیدی مستقیم علیه حقوق و هویت آنان تلقی میشود. چگونه؟
ایران؛ یک ملت و یک زبان
این جمله صرفاً یک شعار فرهنگی یا زبانی نیست؛ بلکه بازتابدهندهٔ رویکردی است که تداوم همان سیاستهای یکصد سال گذشته در قبال ملتها و خلقهای غیرفارس در ایران به شمار میآید. اگر تا دیروز تنها ملت کورد خواستار بهرسمیتشناختهشدن حقوق خود بود و خود را یک ملت میدانست، امروز دیگر خلقها نیز بهروشنی مرزهای هویتی و مطالبات سیاسی خود را مشخص کردهاند. روند فزایندهٔ خودآگاهی و هوشیاری خلقها، دامنهٔ این تقابل با مرکزگرایی حاکم بر تهران را گسترش داده است. از این منظر، شعار «ایران یک ملت و یک زبان» از سوی این ملتها بهعنوان نفی تنوع و انکار حقوق هویتی آنان تلقی میشود.
فریبِ «عجله نکنید»
طرح این گزاره که «عجله نکنید، امروز روز اتحاد در برابر جمهوری اسلامی است»، در ظاهر دعوت به همگرایی است؛ اما در عمل میتواند حامل این پیام باشد که هنوز سازوکارهای قدرت و ابزار اعمال اراده سیاسی فراهم نشدهاند. از این منظر، تأکید بر تعویق مطالبات، بهجای گفتوگوی روشن و شفاف دربارهٔ آیندهٔ سیاسی کشور، میتواند به انتظار برای تثبیت قدرت و سپس تحمیل اراده از موضع بالا بینجامد.
پرسش اساسی این است که چگونه میتوان به گفتوگویی دموکراتیک امید بست، در حالی که در مرحلهٔ کنونی نه برنامهای روشن مبتنی بر حقوق برابر ارائه میشود و نه سخنی مبتنی بر عقلانیت سیاسی و پذیرش تکثر شنیده میشود؟
نتیجهگیری
ابرقدرتها بیش از سه دهه است که در پی یافتن جایگزینی برای جمهوری اسلامی هستند؛ جایگزینی که بتواند ثبات ایران را از منظر منافع آنان حفظ کند، بیآنکه هزینههای پیشبینیناپذیر برای منطقه و جهان بههمراه داشته باشد. آنان بهخوبی آگاهاند که وضعیت ایران با نمونههایی چون سوریه، عراق یا افغانستان قابل مقایسه نیست. ایران ساختاری موزاییکی و چندملتی دارد که امروز مرزها و خطوط هویتی آن پررنگتر و آشکارتر از گذشته نمایان شده است.
در چنین شرایطی، طرح یک پروژهٔ سیاسی مبتنی بر ذهنیتهای تمرکزگرا و امنیتی ــ ذهنیتی که ریشه در الگوهای پیشین حکمرانی در ایران دارد ــ میتواند کشور را بهسوی یک منازعهٔ عمیق و فراگیر سوق دهد. پیامدهای چنین روندی، نهتنها تشدید تنشهای داخلی، بلکه احتمال آوارگی گستردهٔ جمعیت و انتقال بحران به کشورهای همسایه و اروپایی خواهد بود؛ امری که بهطور مستقیم منافع بازیگران بینالمللی را نیز به خطر میاندازد.
از اینرو، ملت کورد، بلوچها، آذریها و دیگر خلقهای تحت ستم، حاضر نخواهند بود بدون تضمینهای روشن و ساختاری دربارهٔ حقوق برابر، با پروژهای سیاسی هممسیر شوند که آیندهٔ آنان را با ابهام و تهدید مواجه میکند. همچنین، تجربه و محاسبات سیاسی نشان میدهد که غرب نیز از گزینههایی که زمینهساز بیثباتی و بحرانهای تازه باشند، حمایت نخواهد کرد. در این چارچوب، چنین رویکردهایی نه به اصلاح ساختاری و تغییر بنیادین حکومت میانجامد و نه کاهش تمرکز قدرت، بلکه به تداوم ساختار موجود در لوای دیگر کمک میکنند.