توجه: این مقاله بیانگر نظرات وبسایت کوردستانمیدیا نیست و صرفاً بەمنظور فهم مواضع اروپا بازنشر شده است.
(رویترز – بخش Breakingviews) – هوگو دیکسون، تحلیلگر این بخش، در یادداشتی نوشت: اروپا در مواجهه با پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، با ضعف و تردید دستوپنجه نرم میکند و نیازمند اتحاد، خوداتکایی و کاهش وابستگی به آمریکا است.
اروپا هنوز به چند هشدار دیگر نیاز دارد. دولت اول دونالد ترامپ با لحن ضداروپایی خود نتوانست این قاره را به اندازه کافی بیدار کند. تهاجم تمامعیار روسیه به اوکراین چهار سال پیش نیز چنین نقشی ایفا نکرد، همانطور که پیروزی دوبارهٔ ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ نکرد. حالا، در آغاز سال ۲۰۲۶، واشنگتن به ونزوئلا حمله کرده، گرینلند را تهدید کرده و به ایران ضربهٔ نظامی زده است.
از نگاه اروپا، تقریباً هیچ جنبهٔ مثبتی در حملهٔ مشترک آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران دیده نمیشود. این اقدام، روسیه را تقویت و اوکراین را تضعیف میکند و در نتیجه امنیت اروپا را به خطر میاندازد. افزون بر این، حمله نظم حقوقی بینالمللی را فرسوده میکند؛ نظمی که برای اروپاییها، که هنوز یک بازیگر تمامعیار ژئوپلیتیک نیستند، سرمایهای حیاتی است.
این جنگ تازه در خاورمیانه اقتصاد اروپا را نیز تهدید میکند. طول درگیری و توان ایران در مسدود کردن صادرات نفت و گاز از تنگه هرمز، کلیدی است. اروپا بهعنوان واردکننده بزرگ هیدروکربن، نسبت به جهش قیمت انرژی آسیبپذیر است و دولتهای عمدتاً بدهکار اروپایی، توان حمایت مالی از کسبوکارها و خانوارها را ندارند. همچنین، اگر ایران به سمت جنگ داخلی یا سرکوب شدید معترضان برود، احتمال بروز موج جدید مهاجرت وجود دارد که میتواند بخشی از ۹۳ میلیون شهروند ایران را به سوی اروپا روانه کند.
در کوتاهمدت، اروپا کار زیادی نمیتواند انجام دهد جز تحمل فشارها و اقدامات حاشیهای. یک واکنش اصولی میتوانست همزمان حملهٔ ترامپ به ایران را محکوم و برنامهٔ تسلیحات هستهای ایران را مورد انتقاد قرار دهد. اما وابستگی اروپا به چتر دفاعی آمریکا، بهویژه در برابر تهدید روسیه، امکان چنین موضعگیری مستقلی را محدود کرده است. افزون بر آن، وابستگی فزایندهٔ اروپا به انرژی آمریکا – پس از کاهش شدید خرید گاز از روسیه و اختلال موقت صادرات قطر – این قاره را بیش از پیش محتاج واشنگتن کرده است.
اسپانیا از معدود کشورهایی بود که صریحتر به حملهٔ آمریکا واکنش نشان داد، اما سه قدرت اصلی اروپا – آلمان، فرانسه و بریتانیا – مواضعی نیمهحمایتی اتخاذ کردند که با ارزشهای ادعاییشان سازگاری کامل ندارد. حتی همین همراهی نسبی نیز از سوی واشنگتن قدردانی خاصی به همراه نیاورد؛ ترامپ نخستوزیر بریتانیا، کِیر استارمر، را متهم کرد که «چرچیل نیست» و روابط دو سوی آتلانتیک را تحقیر کرده است.
در جهانی که شبیه دریای پر از کوسه است، اروپا تا زمانی که قویتر و متحدتر نشود، همواره در موضع ضعف خواهد بود. اتحادیهٔ اروپا نیازمند سطح بالاتری از ادغام و یکپارچگی است و بریتانیا، با وجود برگزیت، به شراکت جسورانهتر و ساختاریافتهتر با اتحادیه نیاز دارد، به ویژه در حوزههای اقتصاد، امنیت انرژی و دفاع.
بزرگترین نگرانی اروپاییها این است که جنگ ایران، روسیه را از فشار اقتصادی خارج کند و به کرملین امکان دهد خزانهٔ جنگی خود را دوباره پر کند. در ابتدای سال، مسکو بهدلیل قیمت پایین نفت و تشدید تحریمها تحت فشار بود. آمریکا هند، دومین مشتری مهم نفت روسیه پس از چین، را تحت فشار قرار داده بود تا خرید از روسیه را متوقف کند و کرملین مجبور بود نفت خود را با تخفیفهای سنگین بفروشد. درآمد نفت و گاز روسیه در ژانویه، نسبت به سال قبل، نصف شد و به حدود ۵.۱ میلیارد دلار رسید.
با شعلهور شدن بحران ایران، اوضاع تغییر کرده است. قیمت نفت برنت از ابتدای سال حدود ۵۰ درصد افزایش یافته و به ۹۰ دلار در هر بشکه رسیده، در حالی که قیمت گاز در اروپا تقریباً دو برابر شده است. با خارج شدن برخی رقبای خلیجی از بازار، روسیه دست بالاتری یافته و حتی پالایشگاههای هندی بار دیگر خرید نفت از روسیه را از سر گرفتهاند. نتیجه این است که صندوق جنگی کرملین میتواند به سرعت دوباره پر شود.
از سوی دیگر، اوکراین با مشکل تازهای روبهروست: احتمال کاهش دسترسی به سامانههای دفاع موشکی آمریکایی وجود دارد، زیرا واشنگتن بخشی از تجهیزات را برای دفاع از خود، اسرائیل و متحدان خلیجی نیاز دارد. این وضعیت، زیرساختهای اوکراین را آسیبپذیرتر میکند، هرچند کییف سامانههای ضدپهپاد ارزانقیمت توسعه داده که شاید در معامله با آمریکا و کشورهای خلیج فارس به کارت چانهزنی تبدیل شود. با این وجود، توازن کلی به وضوح به نفع مسکو چرخیده است و این برای اروپا بسیار نگرانکننده است.
اروپا دستکم درک بهتری از ضرورت افزایش خودمختاری راهبردی پیدا کرده است. فرانسه اخیراً طرحی برای تقویت زرادخانهٔ هستهای خود و مشارکت متحدان اروپایی در رزمایشهای مرتبط با سلاح اتمی ارائه کرده و اتحادیهٔ اروپا پیشنهادهایی برای تقویت سرمایهگذاری در بخشهای راهبردی و کاهش وابستگی به کشورهایی مانند چین مطرح کرده است. تلاش برای ادغام بیشتر بازار خدمات و یکپارچهسازی بازار سرمایه نیز بخشی از این پازل است، و در عین حال بریتانیا آهستهآهسته به اتحادیه نزدیکتر میشود، هرچند هنوز با جسارت و شتاب کافی همراه نیست.
اروپاییها درباره نتیجهٔ جنگ جدید ترامپ دچار دوگانگی هستند. اگر آمریکا در ایران به پیروزی سریع برسد، ترامپ ممکن است جسورتر شود و دوباره اروپا را هدف فشار و زورگویی قرار دهد، از جمله رویای قدیمیاش برای معامله بر سر گرینلند، که بخشی از خاک دانمارک و اتحادیهٔ اروپاست. اما اگر آمریکا در ایران درگیر باتلاقی طولانی شود، بازندهٔ بزرگ غرب و برندهٔ اصلی چین خواهد بود؛ سناریویی که در آن قدرتنمایی پکن برای اروپا تهدیدآمیز است. همین تناقض دلیل دیگری است برای اینکه اروپا باید این زنگ بیدارباش را جدی گرفته و هرچه سریعتر خود را قویتر و متحدتر کند.