کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

آمریکا چرا به ایران حمله نکرد؟

13:28 - 28 دی 1404

نویسنده: جمال فتحی

در چند روز اخیر و در پی اوج‌گیری اعتراضات مردمی در ایران که در تاریخ ۱۸ دی‌ماه به نقطه جوش خود رسید، شدت سرکوب معترضان توسط دستگاه‌های سرکوبگر رژیم ایران به حدی بود که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، سران رژیم تهران را به حملهٔ نظامی تهدید کرد. این موضع‌گیری صریح، در ابتدا موجی از دلگرمی را در میان مردم معترض در داخل و خارج از کشور ایجاد کرد و سبب شد دامنهٔ اعتراضاتی که از ۷ دی‌ماه آغاز شده بود، گسترده‌تر و ملتهب‌تر شود.

اما در چرخشی ناگهانی طی روزهای گذشته، ترامپ با اتخاذ رویکردی متفاوت، خطاب به جهان اعلام کرد که به نظر می‌رسد کشتار معترضان متوقف شده است و به همین دلیل، حملهٔ نظامی به ایران فعلاً در دستور کار نیست. این عقب‌نشینی تاکتیکی در شرایطی صورت می‌گیرد که مردم ایران در محاصرهٔ کامل خبری و قطع دسترسی به اینترنت به سر می‌برند. در نبود ارتباطات و قطع خطوط تلفن همراه و خانگی، شهرها و مناطق مختلف ایران از وضعیت یکدیگر بی‌خبر مانده‌اند. از این‌رو، ادعای «توقف سرکوب» ممکن است صرفاً گزارشی مبهم از وضعیت فعلی باشد و نمی‌توان با قطعیت دربارهٔ پیامدها یا اهداف آن نتیجه‌گیری کرد؛ با این حال، شرایط کلی امنیت و زندگی شهروندان ایرانی و کوردستانی همچنان پیچیده و پرتنش باقی مانده است.

اگرچه این پایان راه نیست و انصراف ترامپ از حملهٔ نظامی در این مقطع لزوماً به معنای لغو همیشگی آن تلقی نمی‌شود، اما نباید مردم ایران دچار سرخوردگی و ناامیدی شوند. وضعیت معلق کنونی می‌تواند درس عبرتی برای مردم باشد تا دریابند که برای مقابله با هر سیستم دیکتاتوری و ظالم، اتکا به توانایی‌های خود اصل اساسی است. به جای آنکه مصداق ضرب‌المثل «به امید همسایه تریت کردن» (به هیوای جیران تێکۆشین) باشند، باید پیش از هر چیز اختلافاتی را که سبب بقای چندین‌سالهٔ رژیم شده است کنار گذاشت و برای گذار از جمهوری اسلامی، به سازماندهی و شکل‌دهی گفتمانی واحد، دموکراتیک و مبتنی بر حقوق بشر و حقوق ملت‌های ایران پرداخت.

در عین حال، کمک‌ها و حمایت‌های جامعهٔ جهانی می‌تواند در تقویت روند مقاومت و حفظ جان شهروندان مؤثر باشد، مشروط بر اینکه این حمایت‌ها مکمل تلاش‌های داخلی باشد و نه جایگزین آن.

واقعیت تلخی که پس از گذشت بیش از بیست روز از اعتراضات شهرهای ایران و کوردستان برای آزادی‌خواهان آشکار شد، حامل یک حقیقت سیاسی است؛ حقیقتی که تنها با خردورزی و تفکر منطقی می‌توان شرایط موجود را بهتر درک کرد و از تصمیم‌گیری بر پایهٔ امید بیش از حد اجتناب نمود. با این مقدمه، می‌توان با نگاهی تحلیلی و سیاسی، دلایل انصراف آمریکا از حمله به مواضع جمهوری اسلامی را واکاوی کرد تا احزاب، سازمان‌ها و مردم تحت ستم، بهتر با واقعیت‌های موجود آشنا شوند و برای ادامهٔ فعالیت‌های خود بدون اتکا به نیروی خارجی آماده باشند. در ادامه، مهم‌ترین عوامل بازدارندهٔ حملهٔ نظامی در روزهای اخیر بررسی خواهد شد.

 

۱. فشار یا درخواست دیپلماتیک متحدان منطقه‌ای

چندین کشور کلیدی حاشیهٔ خلیج  و هم‌پیمانان راهبردی آمریکا، از جمله عربستان سعودی، قطر، عمان، مصر و ترکیه، هشدارهای جدی به کاخ سفید داده‌اند. استدلال آنان این است که حمله به ایران می‌تواند به‌سرعت به جنگی گسترده و غیرقابل کنترل در منطقه تبدیل شود. این کشورها که نگران پیامدهای وخیم امنیتی، اقتصادی و سیاسی چنین اقدامی برای خود هستند، خواستار کاهش تنش و بازگشت به مسیر دیپلماسی شده‌اند. این فشار دیپلماتیک، نقشی انکارناپذیر در منصرف کردن ترامپ از صدور فرمان نهایی حمله داشته است.

 

۲. نگرانی از اقدامات تلافی‌جویانهٔ ایران

کارشناسان نظامی و مشاوران پنتاگون به ترامپ گوشزد کرده‌اند که هرگونه حملهٔ مستقیم ممکن است با واکنش‌های متقابل ایران همراه شود که می‌تواند امنیت نیروهای خارجی و مسیرهای حیاتی منطقه‌ای را به چالش بکشد. این موضوع از منظر راهبردی نیازمند احتیاط و بررسی دقیق ریسک است.

 

۳. تحلیل نظامی از تأثیر محدود عملیات

بر اساس برآوردهای نظامی، گزینه‌های حملهٔ محدود ـ مانند حملات هوایی نقطه‌ای ـ برای تغییر فوری رژیم یا پایان قطعی سرکوب‌ها کافی ارزیابی نشده‌اند. تحلیلگران بر این باورند که حتی در صورت وقوع حمله، این اقدام لزوماً تأثیر بنیادینی بر وضعیت داخلی ایران نمی‌داشت و چه‌بسا می‌توانست بهانهٔ لازم را در اختیار حکومت قرار دهد تا با مظلوم‌نمایی، به تسویه‌حساب‌های داخلی خونین با مخالفان پرداخته و قدرت خود را بیش از پیش تثبیت کند.

 

۴. ارزیابی وضعیت میدانی

ترامپ و تیم امنیت ملی او اطلاعاتی دریافت کرده‌اند مبنی بر اینکه شدت کشتار و سرکوب خیابانی معترضان ممکن است تا حدی کاهش یافته باشد یا به لایه‌های پنهان‌تری منتقل شده باشد. این ارزیابی سبب شد واشنگتن تصور کند هنوز روزنه‌ای برای اعمال فشار غیرنظامی وجود دارد و همین مسئله به یکی از عوامل تعویق گزینهٔ نظامی تبدیل شد.

 

۵. حفظ همهٔ گزینه‌ها روی میز

ایالات متحده اگرچه فعلاً از اقدام نظامی مستقیم پرهیز کرده است، اما همچنان تأکید می‌کند که «همهٔ گزینه‌ها روی میز است». ترامپ ترجیح داده در مقطع کنونی تمرکز خود را بر تشدید تحریم‌ها، فشارهای اقتصادی فلج‌کننده و انزوای دیپلماتیک جمهوری اسلامی قرار دهد. پیام‌های ارسالی به تهران نیز حاکی از آن است که اگرچه قصد حملهٔ فوری وجود ندارد، اما رژیم باید خویشتن‌داری کند؛ هرچند ضمانت اجرایی این درخواست‌ها همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

 

نتیجه‌گیری:

جدا از نکات ذکرشده، اگرچه یک حملهٔ نظامی خارجی می‌توانست جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهد، تصمیم نهایی بیشتر به ارزیابی‌ها، آمادگی‌ها و برنامه‌ریزی بلندمدت آمریکا بستگی دارد. هر اقدام نظامی نیازمند سنجش دقیق ریسک‌ها و نتایج احتمالی است تا پیامدهای داخلی و منطقه‌ای قابل مدیریت باشد.

نکتهٔ حیاتی که تمامی آزادی‌خواهان ایران باید بیاموزند این است که تنها راه رهایی از یوغ ستم و دیکتاتوری، «اتکا به توانایی‌های خود» است. مردم و مبارزان باید بر سازماندهی و تشکیل هسته‌های مقاومت محلی برای مبارزه‌ای منسجم‌تر تمرکز کنند. در عین حال، نقش حمایت‌های جامعهٔ جهانی و کمک‌کنندگان بین‌المللی نیز می‌تواند در تقویت روند مقاومت و حفظ جان شهروندان مؤثر باشد، به شرط آنکه این حمایت‌ها مکمل تلاش‌های داخلی باشد و نه جایگزین آن.

راه آزادی، از مسیر آگاهی سیاسی، سازماندهی داخلی و اتکا به نیروی مردم می‌گذرد، نه صرفاً از طریق فشار یا دخالت مستقیم خارجی.