کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

جنگ رسانه‌ای و کوردها در جغرافیای سیاسی ایران

16:21 - 2 خرداد 1405

د.منصور سهرابی

در دنیای معاصر، جنگ‌ها دیگر تنها با گلوله و توپ تعریف نمی‌شوند. میدان‌های نبرد از خاک به امواج رادیویی، فرکانس‌های ماهواره‌ای و فضای مجازی کوچ کرده‌اند. کوردها، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین ملت‌های بدون دولت در جهان، در این میدان بی‌صدا نقشی محوری دارند؛ هم به‌مثابهٔ هدف و هم به‌مثابهٔ بازیگر. در جغرافیای سیاسی ایران، جنگ رسانه‌ای حول هویت، حقوق و موجودیت کوردها ابعادی پیچیده و چندلایه به خود گرفته است که فهم آن بدون درک تاریخ، جغرافیا و مناسبات قدرت ممکن نیست.

کوردها در ساختار سیاسی ایران
کوردستان ایران، که شامل استان‌های کوردستان، کرمانشاه، ایلام، ارومیه و بخش‌هایی از استان‌های همدان و لرستان می‌شود، خانهٔ بیش از ده میلیون کورد است. این جمعیت از دیرباز در کشمکش میان هویت ملی خود و هویت تحمیلی دولت مرکزی قرار داشته است. جمهوری اسلامی ایران از همان آغاز، رسانه‌های کوردی مستقل را به‌مثابهٔ تهدیدی امنیتی تعریف کرد و فضای رسانه‌ای کوردستان را به شدت محدود ساخت.

این محدودیت‌ها چند پیامد اساسی داشته است:
نخست، خلا اطلاعاتی در کوردستان که مردم را به سمت رسانه‌های خارجی سوق داده است.
دوم، رشد رسانه‌های برون‌مرزی کوردی که از عراق، اروپا و آمریکا فعالیت می‌کنند.
سوم، تبدیل شدن رسانه به یک ابزار سیاسی دو‌سویه میان دولت ایران و نیروهای سیاسی کورد.

رسانه‌های کوردی: از رادیو تا شبکه‌های اجتماعی
در دههٔ ۱۳۲۰، جمهوری کوردستان در مهاباد یکی از نخستین تجربه‌های رادیویی و رسانه‌ای کوردی در ایران را رقم زد؛ تجربه‌ای کوتاه‌مدت اما نمادین که نشان داد کوردها از رسانه برای هویت‌سازی و بیان سیاسی آگاه بودند. پس از انقلاب ۱۳۵۷، احزاب سیاسی کورد نظیر حزب دموکرات کوردستان ایران و کومله، رادیوهای خود را از کوردستان عراق اداره کردند. این رادیوها نه‌تنها ابزار تبلیغاتی بودند، بلکه تنها منبع خبری بسیاری از کوردها در ایران به شمار می‌رفتند.

با ظهور ماهواره در دهه‌های ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰، شبکه‌های تلویزیونی کوردی از اروپا و اقلیم کوردستان عراق به پخش پرداختند. این شبکه‌ها با برنامه‌های سیاسی، فرهنگی و خبری، مخاطبانی گسترده در کوردستان ایران یافتند. دولت ایران با نصب پارازیت و مسدودسازی آنتن‌های ماهواره‌ای واکنش نشان داد، اما نتوانست این رسانه‌ها را به‌طور کامل خاموش کند.

در دههٔ اخیر، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی بازی را تغییر دادند. تلگرام، اینستاگرام و توییتر/ایکس به میدان‌های اصلی کنشگری رسانه‌ای کوردها بدل شدند. کانال‌های خبری، کمپین‌های حقوق بشری و شبکه‌های مدنی کوردی در این فضا رشدی چشمگیر داشتند. اعتراضات ۱۴۰۱ (جنبش «ژن، ژیان، آزادی») که با قتل ژینا امینی آغاز شد، نشان داد که این فضای رسانه‌ای چقدر می‌تواند اثرگذار باشد؛ تصاویر و ویدئوها در چند ساعت دنیا را دور زدند.

استراتژی رسانه‌ای جمهوری اسلامی در برابر کوردها
دولت جمهوری اسلامی ایران استراتژی چندوجهی برای مدیریت فضای رسانه‌ای کوردستان داشته است:

یک: سانسور و محدودسازی
فیلترینگ اینترنت، پارازیت ماهواره، توقیف نشریات و بازداشت روزنامه‌نگاران ابزارهای اصلی این استراتژی بوده‌اند. ایران یکی از بالاترین آمارهای بازداشت روزنامه‌نگاران را در جهان دارد. بسیاری از فعالان رسانه‌ای کورد سال‌ها در زندان‌های ایران بوده‌اند.

دو: روایت‌سازی رسمی
صداوسیما به‌عنوان بازوی رسانه‌ای دولت، کوردها را در قالب شهروندانی یکپارچه با هویت ایرانی–اسلامی بازنمایی می‌کند و هرگونه کنشگری سیاسی کوردی را به جدایی‌طلبی یا وابستگی به بیگانه تقلیل می‌دهد. رادیو و تلویزیون محلی به کوردی نیز بیشتر به‌عنوان ویترین فرهنگی عمل می‌کند تا رسانه‌ای واقعاً مستقل.

سه: عملیات نفوذ
گزارش‌هایی از تلاش نهادهای امنیتی ایران برای نفوذ به رسانه‌های کوردی، ایجاد کانال‌های جعلی و انتشار اطلاعات گمراه‌کننده وجود دارد. این عملیات‌ها با هدف تفرقه‌افکنی میان احزاب کورد و بی‌اعتبارسازی رهبران رسانه‌ای کوردی انجام می‌گیرند.

رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور و مسئلهٔ کوردها
یکی از مهم‌ترین ابعادی که اغلب در تحلیل جنگ رسانه‌ای کوردستان نادیده گرفته می‌شود، نقش رسانه‌های فارسی‌زبان برون‌مرزی است. این رسانه‌ها، که بخش بزرگی از مخاطبانشان ایرانیان داخل و خارج کشور هستند، نه دشمن صریح کوردها مانند صداوسیما هستند و نه لزوماً متحد آن‌ها. آن‌ها جبهه‌ای سوم‌اند که اغلب نادیده گرفته می‌شود، اما تأثیرگذاری‌شان بر افکار عمومی فارسی‌زبان در مسئلهٔ کوردها کم نیست.

در این میان، جریان سلطنت‌طلب و رسانه‌های نزدیک به آن جایگاهی ویژه دارند. شبکه‌های تلویزیونی متعددی که در لس‌آنجلس، لندن و دیگر پایتخت‌های غربی فعالیت می‌کنند، با پرچم مخالفت با جمهوری اسلامی ظاهر می‌شوند، اما در عمل گفتمانی را بازتولید می‌کنند که برای کوردها آشنا و خطرناک است: ایران‌محوری افراطی، نفی تکثر ملی-اتنیکی، و تصویر کوردها به‌مثابهٔ تجزیه‌طلبان یا ابزار بیگانگان. این رسانه‌ها هنگامی که کوردها حقوق سیاسی، اداری، فرهنگی و آموزشی خود را مطالبه می‌کنند، اغلب با واکنش‌هایی تهاجمی روبه‌رو می‌شوند که از نظر محتوا تفاوت چندانی با ادبیات صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران ندارد.

پارادوکس عجیبی است: رسانه‌هایی که ادعای دموکراسی‌خواهی دارند، اما در برابر مطالبات دموکراتیک‌ترین بخش‌های جنبش اپوزیسیون، یعنی کوردها، واکنشی غیردموکراتیک نشان می‌دهند. این رویکرد بی‌ریشه نیست. ناسیونالیسم ایرانی در نسخهٔ سلطنت‌طلبانه‌اش از دیرباز با مفهوم ایران یکپارچه تعریف شده است؛ یکپارچگی‌ای که در آن تنوع زبانی و ملی جایگاهی جز تزئین ندارد. این گفتمان در دورهٔ پهلوی شکل گرفت و هنوز در لایه‌های عمیق تفکر بخشی از اپوزیسیون ایرانی زنده است. کوردها، که تجربهٔ سرکوب مستمر را هم در دورهٔ پهلوی و هم در دورهٔ جمهوری اسلامی داشته‌اند، به این روایت با بدبینی تاریخی می‌نگرند.

فراتر از جریان سلطنت‌طلب، بسیاری از رسانه‌های فارسی‌زبان مستقل یا اصلاح‌طلب نیز در پوشش مسائل کوردستان دچار کوری انتخابی هستند. گاه از روی ناآگاهی، گاه از روی نگرانی از حساسیت‌زایی، و گاه به دلیل ساختارهای ذهنی ناخودآگاه، روایت کوردها به حاشیه رانده می‌شود یا در قالب‌هایی تقلیل‌گرایانه ارائه می‌گردد. مسائل کوردستان اغلب تنها زمانی خبر می‌شوند که ابعادی ملی‌ایرانی پیدا می‌کنند، نه به‌خاطر اهمیت ذاتی‌شان برای جامعهٔ کورد.

در این تصویر نسبتاً تاریک، صدای آمریکا (VOA فارسی) در ماه‌های اخیر استثنایی قابل توجه بوده است. این رسانه با اختصاص فضای بیشتر به صداهای کوردی، پوشش جدی‌تر رویدادهای کوردستان و دعوت از کارشناسان و فعالان کورد به برنامه‌های خود، گامی به سمت روایتگری عادلانه‌تر برداشته است. این تغییر رویکرد که البته هنوز در مرحلهٔ آغازین است، نشان می‌دهد که رسانه‌های بزرگ فارسی‌زبان می‌توانند اگر بخواهند، فضایی منصفانه‌تر برای کوردها بسازند. انتظار بی‌طرفی مطلق از هیچ رسانه‌ای واقع‌بینانه نیست، اما به‌رسمیت شناختن کوردها به‌عنوان بازیگرانی با روایت مستقل، نه صرفاً ابژه‌های خبری، گام مهمی است.

ضرورت ساختن رسانه: نیاز استراتژیک کوردها
در این بستر پیچیده، یک نتیجه‌گیری استراتژیک اجتناب‌ناپذیر است: کوردها برای حضور مؤثر در فضای رسانه‌ای نمی‌توانند صرفاً به خیرخواهی دیگران متکی باشند. نیاز به ساختن رسانه‌های قدرتمند، حرفه‌ای و دارای مخاطب گسترده، هم به زبان کوردی و هم به زبان فارسی، یک ضرورت استراتژیک است، نه یک آرزوی تجملی.

چرا زبان فارسی؟ زیرا بخش بزرگی از افکار عمومی که در مورد کوردها قضاوت می‌کند، فارسی‌زبان است. میلیون‌ها ایرانی در داخل و خارج کشور که روزانه اخبار کوردستان را از منابع فارسی‌زبان دریافت می‌کنند، باید بتوانند روایت کوردها را نیز مستقیم و بدون واسطه بشنوند. رسانه‌ای کورد که به فارسی نیز برنامه تولید می‌کند، می‌تواند نقش دیپلماسی عمومی را ایفا کند؛ نه با تبلیغات، بلکه با روایتگری صادقانه از واقعیت زندگی، فرهنگ و مطالبات مردم کوردستان.

چرا زبان کوردی؟ زیرا هویت بدون زبان تهی است. رسانهٔ کوردی‌زبان قوی، نه‌تنها ابزار خبررسانی، بلکه عامل حفظ زبان، فرهنگ و حافظهٔ جمعی است. در شرایطی که زبان کوردی در مدارس ایران تدریس نمی‌شود و فضای رسمی به آن تعلق ندارد، رسانه می‌تواند مدرسه، آرشیو و میدان عمومی باشد.

چنین رسانه‌هایی البته نیازمند سرمایه‌گذاری جدی، مدیریت حرفه‌ای و استقلال تحریری واقعی هستند. رسانهٔ کوردی آینده باید بتواند هم به کوردها و هم به فارسی‌زبانان و هم به جامعهٔ جهانی ثابت کند که معیار اصلی‌اش حقیقت است، نه منافع جناحی.

رسانه به‌مثابهٔ سرنوشت
جنگ رسانه‌ای کوردها در ایران دیگر تنها یک نبرد دوطرفه میان جامعهٔ کورد و دولت تهران نیست. این جنگ اکنون چندجهبه است: جمهوری اسلامی با سانسور و روایت‌سازی رسمی، بخشی از اپوزیسیون ایرانی با بازتولید ناخودآگاه ناسیونالیسم تک‌صدا، و رسانه‌های بین‌المللی با کوری انتخابی، همگی در شکل‌دهی به تصویر کوردها در افکار عمومی نقش دارند.

کوردها در این میدان تنها نیستند، اما اغلب احساس تنهایی می‌کنند. داشتن رسانه‌های قوی، مستقل و حرفه‌ای به زبان کوردی و فارسی، دیگر یک امر لوکس نیست؛ بلکه پیش‌شرط هر نوع پیشرفت سیاسی، فرهنگی و حقوق‌بشری است. روایتی که گفته نشود، وجود ندارد؛ و ملتی که روایت خود را در دست نداشته باشد، همواره در معرض تعریف‌شدن توسط دیگران خواهد بود.

پیروزی در این جنگ نه به معنای غلبهٔ نظامی، بلکه به معنای ماندگاری روایت در حافظهٔ جمعی است. و برای این ماندگاری، ساختن زیرساخت رسانه‌ای مستقل، بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری‌ای است که جامعهٔ کورد می‌تواند برای آینده‌اش انجام دهد.