کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

کنش جمعی کوردستان خوارین

10:13 - 1 بهمن 1404

غالب حبیبی

مقدمه

بر کسی پوشیده نیست که طی سالیان اخیر گستره‌ی جنبش‌های اجتماعی با محوریت هویت‌خواهی، سرتاسر ایران را درنوردیده و این امر در مناطق "پیرامون"ی کشور همچون ایلام و لرستان با ملی‌گرایی کوردی نضج گرفته است. هویت‌خواهی اینگونه از سوژه‌ها نه لزوما همسو با ملی‌گرایی ایرانی بلکه در بسیاری موارد در تقابل و تضاد با این حالت از هویت‌خواهی بوده که رشد و استواری خویش را در کور کردن چنین هویت پیرامونی تعریف نموده و آن را به ناحیه‌ی امنیتی - ملی رانده است.

بنابه سابقه‌ی تاریخی و نیز مرزبندی حاکمیتی احزاب مخالف جمهوری اسلامی نظیر حزب دموکرات کوردستان، مناطق جنوبی کوردستان ایران یا آنچه در زبان کوردی "کوردستان خوارین"  خوانده می‌شود و شامل استان‌های ایلام و لرستان و بخشی از همدان است، همواره مورد توجه ویژه‌ی کنشگران سیاسی و استراتژیست‌ها بوده و هست که سرزمین و مردم آن چه نقش و کارکردی در ناسیونالیسم کوردستان ایفاء کرده و خواهند کرد. این موضوع در رویداد و حرکات اعتراضی به بالاترین سطح از نمود هویت‌خواهی رسیده و جریانات و افراد مسئول را به فکر وامی‌دارد که چه باید کرد؟

 

بیان نظری

در این مقاله از نظریه‌ی احتماعی "کنش جمعی" چارلز تیلی جهت توصیف موجی از اعتراضات و اعتصابات که طی روزهای گذشته کوردستان خوارین را دربر گرفت سود جسته‌ام تا با این نظریه بتوان عوامل درونی کنش جمعی آحاد مردم این مناطق را که می‌تواند بیش از نظریات کلان اجتماعی تغییرات در قدرت (سیاسی) را تبیین و آن را در خدمت یکپارچگی جامعه‌ی سیاسی کوردستان بازتعریف کرد.

به باور تیلی، کنش‌های جمعی شیوه‌های گوناگونی از شورش‌ها و جنبش‌ها تا انقلاب‌ها را شامل می‌شود که هدفی غیر از ایجاد تغییر (و یا ممانعت) ندارند. او از پنج جزء کتش جمعی یاد می‌کند؛ سازمان، فرصت، منافع، بسیج و خود کنش جمعی. بنابه اقتضا، تنها به جزء منافع (interests) و بسیج (mobilization) پرداخته می‌شود تا بدینگونه موتور محرکه‌ی جنبش‌های اخیر کوردستان خوارین بهتر مورد بهره‌گیری احزاب ذی‌نفوذ، نظیر حزب دموکرات، جهت یکپارچگی ملی‌گرایی کوردستان قرار گیرد.

از دیدگاه این نظریه، منافع پیش از هرچیز اشاره به حیات اقتصادی و سیاسی دارد. یعنی منافع عینی و البته باور ذهنیتی که اینگونه منافع را تشخیص و متصور می‌شود. بعبارتی دیگر؛ منافع گروه برساخته‌ی روابط تولید و اظهارات کنشگران در توالی زمانی کوتاه‌مدت و بلندمدت می‌باشد.

در جزء بسیج نیز تیلی این چنین می‌اندیشد که میزان منابعی که تحت کنترل جمعی چالشگران قدرت ‌باشد، شکل بسیج‌شده‌ی سوژه‌ها مستحکم‌تر و اتصال آن به کنش جمعی منجر به تغییر و تحول در قدرت سیاسی می‌گردد. بە عبارتی دیگر؛ بسیج بعنوان شکل‌دهنده‌ی منافع، کنش جمعی را نیرومند و هدفمند نموده که در مکان و زمان خاص به آفرینش تغییر منجر می‌شود.

تلفیق این دو جزء مهم، بی‌گمان می‌تواند کنش جمعی کوردستان خوارین را تبیین و هم‌افزایی عاملیت سیاسی را جهت بهره‌گیری در یکپارچگی ملی‌گرایی کوردستان ایران ترسیم نماید.

 

بحث

وسعت بیش از ٥٠ هزار کیلومتر مربعی، جمعیت ٣ میلیون نفری و اشتراکات زبانی، فرهنگی و دینی، بستر اجتماعی بکری را جهت همگرایی این سوژه‌ها به منظور کنش جمعی و در نهایت تغییر و تحول در حیات اقتصادی و سیاسی این مناطق فراهم کرده است. طبق آمارهای رسمی، مناطق مورد اشاره، جزو استان‌های کم‌توسعه‌یافته و محروم به شمار می‌رود که به دلیل حضور کمرنگ ملی‌گرایی کوردستان و نیز دوری از مرکز ایران، همواره این همگرایی با مشکلات جدی و بنیادی روبرو بوده است. در طول نزدیک به ٢٠ سال گذشته نوعی نوزایی فرهنگی در کوردستان خوارین زیست می‌شود که باورها و هنجارهای کم‌وبیش یکسان و همگنی را بوجود آورد که در تحقق درک و نگرش به تاریخ و هویت این سرزمین نقش اساسی را ایفاء کرده و موجبات کنش آگاهانه، نظیر اعتراضات و اعتصابات اخیر، گشته است.

دریافت نظریه‌ی تیلی در سازگاری با کوردستان خوارین این واقعیت را روشن می‌کند که منافع سوژه‌ها در پرتو نگاه و نگرش کوردستانی و وضعیت اقتصادی آنان درحال گذار از فرآیند تجمیع صرف بوده و خود را در منافع بالاتر و یکسان با کوردستان ایران (ڕۆژهەڵات) بازاندیشی و عملیاتی می‌کند. حضور فعالانه و چشمگیر نخبه‌ها و شخصیت‌های فرهنگی و اجتماعی این مناطق در جشنواره و گردهمایی‌های دیگر شهرهای کوردستان نشانگر بلوغ سیاسی و شکستن تابوی پرتاب‌شدگی کوردستان خوارین از ملی‌گرایی می‌باشد. در اعتصابات روز  ١٨ دی‌ماه دستکم در ١٠ شهر بزرگ و کوچک کوردستان خوارین شرکت داشته و روزهای بعد با خشونت نهادهای امنیتی - سرکوبگر جمهوری اسلامی به اعتراض و درگیری منجر گردید. شعار مردم حول سرنگونی رژیم، مرگ بر رهبر جمهوری اسلامی و ... بود که بنابه تصاویر منتشرشده بیشترین برخورد خشونت‌بار با مردم کورد ملکشاهی، آبدانان و لک‌ها بوده است.

چنانچه این نظریه‌ی اجتماعی بیان می‌کند، بسیج فرآیند خروج سوژه‌ها از حالت منفعلانه به سمت فعال‌شدن باشد که کنترل بر منابع را در بازه‌های زمانی پوشش می‌دهد این رویکرد در مورد کوردستان خوارین و حرکات و اعتراضات سال‌های دور و نزدیک این را بیان می‌کند که علیرغم منابع انسانی و غیرانسانی و تلاش‌های نخبه‌گان و فعالان سیاسی جهت تغییر و تحول در این منطقه از کوردستان اما با ممانعت دولت و مدعیان وضع موجود مواجه بوده و عملا کوردستان خوارین را محصور شرایطی نموده که به دنبال منفذ خروجی برای این حجم از نیرو و انرژی می‌باشد. برای روشن‌شدن امر به حادثه زمین‌لرزه‌ی پاییز ٩٦ اشاره می‌کنم که در آن هزاران نفر از دیگر مناطق کوردستان به کمک زلزله‌زدگان شتافتند. این حرکت که در نوع خود یک بسیج عظیم از سرتاسر کوردستان بود، موجب کنار رفتن حصاری شد که جمهوری اسلامی سال‌های گذشته با توسل به ترفند و توطئه‌های گوناگون درصدد ایجاد و تقویت آن و به حاشیه راندن این مناطق در استان کرماشان از یکپارچگی ملی و مبارزاتی کوردستان ایران (ڕۆژهەڵات) بود. وضعیت یادشده باوجود گذشت بیش از ٨ سال اما کماکان مبنا و سرآغاز پیوستن و همبستگی مناطق یادشده در موج جدید مبارزات ملی‌گرایی کوردستان در سه دهه‌ی اخیر می‌باشد.

کوردستان خوارین با این نوع از اعتراض خیابانی و رشادت جوانان ملکشایی و لک از خود نشان داد و احزاب کورد نیز در حمایت از این جانفشانی‌ها فراخوان اعتصاب عمومی دادند، موقعیت این بخش از کوردستان را همچون مناطق زلزله‌زده‌ی سرپل‌ذهاب و قصرشیرین بازنمایی می‌کند که پتانسیل تخلیه این حجم از اعتراض و ستم را دارد. در این ارتباط اما دو نکته را باید در نظر گرفت. نخست بحث گرایش مذهبی اکثریت کوردستان خوارین که پیرو شیعه دوازده‌امامی هستند و دیگری گویش‌وران کلهری و لکی این مناطق است. این موضوع بدین معناست که علیرغم وجود منافع واقعی و بادوام سوژه‌ها در تغییر وضع موجود و نیز گسترش نگرش ملی‌گرایی کوردستان اما این استعداد نیز هست که وارد دور باطل گشته و سناریوها و به حاشیه‌راندن مناطق یادشده با سوء‌استفاده از "اعتقادات و بومی‌گرایی" به مورد اجراء درآیند.

در بحث منافع باید این مهم را در نظر داشت که اجماع در تعریف منافع نیازمند ائتلاف گروه‌های اجتماعی می‌باشد. در طول سالیان گذشته همواره حضور و مشارکت اقشار جامعه چشمگیر بوده اما در بازاندیشه‌ی منافع و همگرایی نیروهای اجتماعی با مشکل مواجه بوده و این امر در کوردستان خوارین بنابه بافت سیاسی ـ اجتماعی جامعه با دشواری بیشتر روبرو بوده است. هژمونی ساختار ایلی و سنتی علیرغم عاملیت بقا و تداوم در سنوات گذشته اما با سربرآوردن طبقه متوسط، هرچند ضعیف، و جوانان جویای هویت و تاریخ، این منافع بادوام همراه با پیوستگی ملی با دیگر مناطق کوردستان ایران (ڕۆژهەڵات) در گرو اقدام جمعی‌ای است که ترکیب پیشین منافع دستخوش تغییر و دگرگونی شده و استفاده از منابع و منافع در راستای هدف مشترک که همانا یکپارچگی سیاسی معطوف به تغییرات در دولت ایران (مدعیان) و برآوردشدن خواستە‌های ملی‌گرایانه (چالشگران/معترضان) در کوردستان می‌باشد.

 

نتیجه

نتیجه‌ای که می‌توان از بکارگیری کنش جمعی در مورد حرکات کوردستان خوارین دریافت نمود این است که رفتارهای اعتراضی اگر با اقدام همگانی همراه است که هست اما بدون همراهی و توجه دیگر مناطق کوردستان به ویژه سازمان‌های سیاسی به نیازهای اساسی این سوژه‌ها که همانا تعیین و تأمین منافع بلندمدت و نیز استفاده از تمامی ظرفیت‌های تشکیلاتی و اعلانی جهت بسیج همگانی، کنش جمعی به اهداف خویش نائل نخواهد شد و حتی این امکان نیز هست که در تحولات آینده‌ی نه چندان دور، کوردستان خوارین به سرنوشت لرستان در فاصله‌گرفتن از مبارزات ملی‌گرایانه کوردستان دچار شود.