کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

جمهوری کوردستان، جمهوری تمام فصول

12:13 - 4 بهمن 1404

سوران علی‌پور

غالباً جمهوری کوردستان تنها در بستر تاریخی خود بازخوانی می‌شود؛ دستاوردها، دلایل ظهور و سقوط، و ویژگی‌ها و ساختارهای آن مورد تجزیه‌وتحلیل قرار می‌گیرند. بی‌تردید، این رویکرد در پژوهش‌های تاریخی ارزشمند است، اما با گذشت هشتاد سال از تأسیس جمهوری، ما با جمهوری دیگری نیز مواجه‌ایم که هشتاد ساله است؛ جمهوری‌ای که همچنان منبع اتحاد و هم‌صدایی، بازیگری فعال و زنده در تبیین حق تعیین سرنوشت، و خاستگاه گفتمانی ملی، دموکراتیک و مدنی است که با مطالبات امروز ملت کورد گره خورده است. بر این اساس، ما با بخشی از تاریخ به‌مثابه گذشته‌ای دور و جزیره‌ای منزوی مواجه نیستیم، بلکه با بخش اکتیو و به‌روز آن تاریخ روبه‌رو هستیم که در فرآیند مستمر شکل‌دهی به هویت ما کوردها نقش ایفا می‌کند.

پیتر آرونسون در تعریف پدیده‌ای که تحت عنوان «کاربست تاریخ» شناخته می‌شود، می‌نویسد: «مفهوم کاربست تاریخ عبارت است از مجموعه‌ای از فرآیندها که در آن بخشی از فرهنگِ تاریخ فعال می‌شود تا به واحدهای کلی مشخصی در خلق معنا و عمل، فرم ببخشد.» وی همچنین درباره «فرهنگ تاریخ» می‌نویسد: «مجموعه‌ای از ابزارها، منابع، سنت‌ها، مراسم‌ها و ادعاها است که به بخشی از گذشته اشاره دارند و فرصت‌های قابل‌توجهی را برای پیوند دادن گذشته، حال و آینده فراهم می‌آورند.» (۱)

جمهوری کوردستان، به‌عنوان نقطه عطفی در تاریخ ملت کورد، ایستگاه هم‌گرایی طبقات و اقشار مختلف، کوردهای سایر بخش‌های کوردستان، نیروها و فرصت‌ها بود؛ و از سوی دیگر، ترازوی تلاقی تضادها و ناهمسانی‌ها نیز به شمار می‌رفت. با وجود تمامی ناهماهنگی‌ها و عدم یکدستی موجود در جامعه کوردی آن زمان، جمهوری در قالب نهادها و ساختارهای مدنی و دموکراتیک مدرن، توانست فرآیند عدالت اجتماعی را آغاز کند و میان اضداد، نوعی یکپارچگی پدید آورد. همچنین تعریفی از ناسیونالیسم کوردی ارائه داد که نمادها و نشانه‌های آن تا امروز بخش مهمی از هویت ملی کوردها را شکل می‌دهد.

مشارکت کوردهای سایر بخش‌های کوردستان در جمهوری کوردستان، پشتیبانی و حضور بارزانی‌ها و افسران «گرمیان»، و پیوستگی و سرنوشت مشترکی که در جمهوری تبلور یافت، بنیان آن هوشیاری ملی را بنا نهاد که پس از عمر کوتاه جمهوری، در طول هشتاد سال گذشته بارها شاهد بروز آن بوده‌ایم و این روزها بیش از هر زمان دیگری آن را احساس و مشاهده می‌کنیم.

به‌گونه‌ای معنادار، سالگرد تأسیس جمهوری در سال جاری با نوعی اتحاد و هم‌صدایی هم‌زمان شده است که مردم کورد و دوستانشان را در شهرهای کوردستان و در سراسر جهان، برای پاسخ به ندای «روژهلات» (شرق) و «روژاوا» (غرب)، پیرامون مجموعه‌ای از مطالبات استراتژیک و وجودی گرد هم آورده است. در تاریخ ما، اگر حادثه‌ای مصداق نظریه آرونسون درباره کاربست تاریخ و فرهنگ تاریخ باشد، بی‌گمان آن جمهوری کوردستان است؛ جمهوری‌ای که به نقطه پیوند گذشته، حال و آینده بدل شده است.

اهمیت پیام و دستاوردهای جمهوری، در این روزها که جمهوری اسلامی در احتضار به سر می‌برد، و نیز بازشناسی ردپای جمهوری در شکل‌گیری گفتمان ملی در روژهلات (کوردستان ایران) ــ که با سطحی پیشرفته از هوشیاری سیاسی و مدنی درآمیخته است ــ بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است. از یک سو، برای مردم کوردستان و سازمان‌های آن، برخورداری از سرمایه‌ای غنی چون جمهوری و تجربیات و دستاوردهای آن، افزون بر مشروعیت‌بخشی به خواسته‌ها و مطالبات، سندی روشن از توانایی کوردها در مدیریت و نهادمندسازی آرمان‌هایشان است. از سوی دیگر، این تجربه یادآور چهره تاریک کُنسپت «دولت ـ ملت» در ایران است. گاه‌وبیگاه، در اینجا و آنجا، صدای پای آن گفتمان مرکزگرا و سرکوبگر به گوش می‌رسد که ایرانِ آینده را به هویتی خاص و انحصاری گره می‌زند. باید به پیروان این جریان یادآوری کرد که یکی از دلایل تأسیس جمهوری، پس از بلوغ هوشیاری سیاسی، واکنشی مستقیم به تمرکزگرایی (سانترالیسم) سیاسی و اداری خاندان پهلوی بود. هم‌زمان، باید به آنان یادآور شد که برخورد وحشیانه با رهبران جمهوری و مردم کوردستان، ممنوعیت فعالیت‌های سازمانی، کشتار، تبعید و زندانی‌کردن فعالان سیاسی، تلاش برای تحریف گذشته، هویت و فرهنگ کورد، محروم‌سازی کودکان از تحصیل به زبان مادری و بسیاری جنایات دیگر، در حافظه تاریخی ما باقی مانده است؛ و همین امر است که جمهوری را در صحنه امروز رویدادها به بازیگری برجسته بدل می‌کند.

رهبران جمهوری کوردستان به‌خوبی خطرات کُنسپت دولت ـ ملتِ پهلوی را درک کرده بودند؛ چه در نشریه «نیشتمان» و چه در شماره‌های روزنامه «کوردستان»، این تأکید بر هویت مشترک و سرنوشت مشترک کوردها به‌روشنی بازتاب یافته است. دومین مطالبه حزب دموکرات در بیانیه تأسیس خود، مسئله حق تحصیل به زبان مادری و استفاده از زبان کوردی در ادارات و مدیریت‌ها بود، در حالی که بند نخست به حق تعیین سرنوشت در قالب یک سیستم خودمختار می‌پرداخت. این هوشیاری نسبت به پیوستگی و سرنوشت مشترک کوردها ــ که بنیان آن در جمهوری کوردستان نهاده شد ــ امروز در میان کوردهای دیاسپورا و داخل کشور، پس از سرکوب بی‌رحمانه معترضان در ایلام، کرماشان و ملکشاهی توسط رژیم ایران، و نیز جنایات رژیم سوریه و گروه‌های مسلح علیه مردم کورد در روژاوا، با همان صدایی شنیده می‌شود که در روز تأسیس جمهوری در میدان «چوارچرا»ی مهاباد برای سرنوشت مشترک این ملت طنین‌انداز شده بود.

ویژگی مهم دیگر جمهوری، مشارکت دادن اقشار و طبقات مختلف مردم کوردستان در اداره جمهوری و نهادهای آن است. برای نخستین‌بار، طبقه متوسط شهریِ تحصیل‌کرده ــ با وجود آنکه از نظر عددی در اقلیت و از نظر اجتماعی ضعیف بود ــ به‌طور جدی وارد صحنه تحولات شد؛ از تأسیس «کۆمەڵەی ژیانەوەی کوردستان» (ژ.ک) گرفته تا مشارکت در اداره و پیشبرد جمهوری و سپس نقش‌آفرینی در بازسازی مبارزات سیاسی پس از سقوط آن. پس از فروپاشی امارت‌های کوردی، شکل‌گیری دولت ـ ملت‌ها بر سرزمین کوردستان و سرکوب جنبش‌هایی که عمدتاً به رهبری شیوخ، خاندان‌های مذهبی و زمین‌داران شکل گرفته بودند، وضعیتی تراژیک، ناامیدکننده و فرساینده پدید آمده بود. تأسیس جمهوری، با همه دستاوردهایش و علیرغم عمر کوتاه خود، خون تازه‌ای در رگ‌های جنبش آزادی‌خواهی کوردها جاری ساخت.

از سوی دیگر، برای نخستین‌بار در تاریخ کورد، اراده ناسیونالیستی کوردها از طریق نهادها و سازوکارهای مدنی و دموکراتیک، نهادمند شد و در قالب یک مدیریت مستقل تجسم یافت. جمهوری توانست گفتمان ملی را از سطح جنبش‌های محلی، محدود، عشایری و مسلحانه، به گفتمانی ملی و فراگیر ارتقا دهد و برای نخستین‌بار در تاریخ مدرن کوردها، تجربه دولت‌داری را رقم بزند. در نشریات و گفتمان سیاسی جمهوری، نوعی هوشیاری سیاسی مشترک نسبت به اشتراک ملی، تاریخ مشترک و سرنوشت مشترک به‌روشنی قابل مشاهده است. هرچند این گفتمان آمیزه‌ای از ریتوریک ایده‌آلیستیِ دولت مستقل و سیاست و اهداف رئالیستیِ خودمختاری‌خواهانه بود، اما با این همه، مسئله حق تعیین سرنوشت در برنامه حزب دموکرات ــ به‌عنوان مؤسس جمهوری ــ و در سیاست‌های جمهوری، به‌وضوح حضور داشت.

هنجارشکنی و ساختارشکنی از دیگر ویژگی‌های جمهوری بود. علیرغم بافت سنتی جامعه آن روزگار، مجموعه‌ای از اصلاحات رادیکال در ساختار اجتماعی صورت گرفت. اعزام دختران و زنان به مدارس و مشارکت‌دادن آنان در حیات سیاسی از طریق «اتحادیه زنان»، اگرچه حتی تا امروز نیز با مخالفت اقلیتی محافظه‌کار روبه‌روست، اما در آن زمان گامی بزرگ، جسورانه و اجتماعی محسوب می‌شد. همین اصلاحات رادیکال، حلقه اتصال جمهوری کوردستان با جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» است و آن‌ها را در یک بستر سیاسی و گفتمانی واحد قرار می‌دهد.

با نگاهی دقیق به این ویژگی‌ها، می‌توان به «اکت» این جمهوری هشتادساله بهتر پی برد؛ اینکه چگونه بخشی از گذشته ما تا امروز به‌عنوان فرآیندی مستمر در خلق معنا و عمل فعال مانده است، و چگونه آن گفتمانی که جمهوری سهمی تعیین‌کننده در شکل‌گیری آن داشت، گذشته، حال و آینده ما را به یکدیگر پیوند می‌دهد.

 

١* .Aronsson, P. (2004). Historiebruk – att använda det förflutna. Lund: Studentlitteratur