
زانیار حسینی
بخش دوم: شرق کوردستان (کوردستان ایران) پیش از سال ١٣٢٤ شمسی – زمینههای تاریخی و اجتماعی
ساختار جغرافیایی و طبیعی
شرق کوردستان به دلیل ویژگیهای جغرافیایی خاص خود، زمینه مناسبی برای شکلگیری مقاومتهای منطقهای و اجتماعات خودمختار فراهم کرده است. کوهستانهای زاگرس با شیبهای تند، مسیرهای صعبالعبور و مناطق دورافتاده، امکان حضور نیروی دولتی متمرکز را محدود میکردند. این شرایط طبیعی نهتنها موجب استقلال نسبی جوامع منطقهای شد، بلکه شبکههای خویشاوندی و بافتهای متفاوت شهری و روستایی را تقویت کرد و بستر مناسبی برای ظهور «پیشمرگه» به عنوان حافظان منطقەای فراهم نمود.
در مناطق کوهستانی، روستاها و روستاهای کوچک دارای شبکههای دفاع محلی بودند که به صورت ارگانیک با روابط خویشاوندی و سنتهای محلی سازماندهی میشدند. این ساختار باعث شد پیشمرگهها بتوانند بهعنوان عنصر مقاومتی محلی و اجتماعی بدون نیاز به پشتیبانی خارجی عمل کنند.
ساختارهای اجتماعی و عشیرهای
قبل از دهه ١٣٢٠ شمسی، شرق کوردستان عمدتا جامعهای عشیرهای و روستایی بود. قدرت در مناطق مختلف عمدتا در دست بزرگان عشیره و رهبران محلی بود و روابط خویشاوندی نقش اصلی در حل اختلافات، تامین امنیت و توزیع منابع ایفا میکرد. این سیستم عشیرهای، هم منابع انسانی و هم سرمایه اجتماعی مورد نیاز برای تشکیل اولین هستههای پیشمرگه را فراهم کرد.
شبکههای عشیرهای امکان بسیج سریع افراد در مواقع تهدید را فراهم میکردند و نظم اجتماعی محلی بر پایه قواعد اخلاقی و سنتی تعریف میشد. پیشمرگههای اولیه در این ساختارها نه تنها جنگاور بودند، بلکه ناظران اخلاقی و اجتماعی نیز محسوب میشدند؛ به عبارتی، دفاع از جامعه شامل حفاظت فیزیکی و حفظ ارزشهای اخلاقی و اجتماعی بود.
سیاستهای دولت مرکزی و تمرکزگرایی
دهههای ١٢٩٠ و ١٣٠٠ شمسی، دوره تمرکزگرایی شدید دولت مرکزی ایران بود که رضاخان میرپینج در این دوران بە ترتیب حضور، سپس نفوذ داشت و در نهایت بە راس هرم قدرت رسید؛ سیاستهای او شامل:
الف. تضعیف خودمختاری عشایر و قدرت محلی: رضاخان تلاش کرد تا قدرت بزرگ عشایر را محدود کرده و آنان را در ساختار دولتی ادغام کند.
ب. متمرکزسازی امنیت و ارتش ملی: نیروهای دولتی بهصورت منظم وارد مناطق کوردستان شدند تا کنترل مرکزی را برقرار کنند.
ج. اصلاحات اقتصادی و زیرساختی محدود: راهها و مسیرهای تجاری کنترل شده و منابع اقتصادی محلی تحت نظارت دولت قرار گرفت؛ در واقع بخشی عمده این اصلاحات در جهت تسهیل مسائل لجستیکی و تدارکاتی برای ارتش و نیروهای مرکزگرا بود.
این سیاستها کە با سرکوب، کشتار و مهندسی غیر واقعبینانە از واقعیتهای سیاسی، اجتماعی، تاریخی و فرهنگی اعمال شد، مسبب افزایش فضای نارضایتی اجتماعی، اقتصادی و تقاضای منطقەای برای نیروی دفاعی مستقل، مانند پیشمرگهها شد.
شرایط اقتصادی و معیشتی
اقتصاد شرق کوردستان پیش از سال ١٣٢٤ شمسی عمدتا بر پایه کشاورزی و دامداری سنتی بود. فشارهای مالیاتی دولت مرکزی و محدودیتهای اقتصادی ناشی از تمرکزگرایی، موجب شد جامعه روستایی به شکل خودجوش شبکههای دفاعی ایجاد کند. پیشمرگهها اغلب از همین طبقات اجتماعی برخاسته بودند و به عنوان واسطه میان جامعه و تهدیدات خارجی عمل میکردند.
اقتصاد معیشتی، روابط خویشاوندی و شبکههای اجتماعی به پیشمرگهها امکان میداد تا:
• منابع غذایی و اسلحه را در مواقع نیاز فراهم کنند.
• شبکههای پشتیبانی محلی ایجاد کنند.
• مشروعیت اخلاقی خود را در جامعه تقویت کنند.
این نقش اقتصادی و اجتماعی، پایه مهمی برای تبدیل پیشمرگهها به یک نهاد پایدار در دهههای بعدی فراهم نمود.
تجربه تاریخی مقاومت و هویت جمعی
در این دوره، پیشمرگهها بیشتر به صورت مقاومت محلی و اجتماعی عمل میکردند. آنان نه تنها در مقابله با نیروهای دولتی، بلکه در حل اختلافات داخلی، حفاظت از زمینها و منابع، و مدیریت بحرانهای محلی نقش داشتند. این تجربه باعث شد که پیشمرگهها به عنوان «حاملان ارزشهای اخلاقی و اجتماعی جامعه» در حافظه جمعی باقی بمانند.
هویت جمعی کوردها در این دوره شکل تازهای گرفت و پیشمرگهها به عنوان نماد مقاومت و شجاعت در فرهنگ شفاهی، ترانهها و داستانهای محلی تثبیت شدند. این هویت جمعی، پایه و بستر لازم برای سازماندهی رسمی پیشمرگهها در دهه ١٣٢٠ شمسی بود. در واقع پیشمرگەها محصول ترکیبی از ساختار طبیعی، خواست شبکەهای اجتماعی، فشارهای سیاسی و اقتصاد محلی بودند و نه صرفا نتیجه تصمیمات سیاسی یا ایدئولوژی حزبی.
تأسیس حزب دموکرات و سازمان پیشمرگ (زمینههای سیاسی پس از جنگ جهانی دوم)
سال ١٣٢٤ شمسی نقطه عطفی در تاریخ شرق کوردستان بود. پایان جنگ جهانی دوم و تضعیف نسبی دولت مرکزی در تهران، فرصت را برای تبلور خواستههای مردمی فراهم کرد. حضور نیروهای متفقین و تأثیرات ژئوپولتیک منطقه، فضای سیاسی جدیدی ایجاد کرد که پیامدش تاسیس حزب دموکرات کوردستان - ایران از بطن ساختار اجتماعی ملت کورد بود.
در این دوره، شرایط زیر زمینه تشکیل حزب را فراهم کرد:
الف. فراگیر شدن خواستەهای عمومی: مطالبات مردمی جامعە کوردستان به حداکثر وسعت اجتماعی در ساختار و قشرهای مختلف رسید.
ب. فقدان کنترل کامل دولت مرکزی: دولت تهران پس از جنگ جهانی دوم با ضعف اجرایی مواجه بود و بر مناطقی مانند کوردستان کنترل محدودی داشتند.
ج. تجربه تاریخی مقاومت محلی: شبکههای پیشمرگ غیررسمی و نیروهای عشیرهای که پیش از سال ١٣٢٤ شمسی فعالیت داشتند، پایه و هسته اولیه سازمان رسمی را تشکیل دادند.
د. تحولات منطقهای: شکلگیری احزاب و دولت محلی در جنوب کوردستان/کوردستان عراق و فشارهای بینالمللی، الگویی برای تشکیل حزب فراهم کرد.
تأسیس حزب دموکرات کوردستان
در ٢٥ مرداد ١٣٢٤ شمسی، حزب دموکرات کوردستان به رهبری پیشوا قاضی محمد اعلام موجودیت کرد. اهداف اولیه حزب عبارت بودند از:
• حفظ حقوق سیاسی و فرهنگی کوردها
• ایجاد خودمختاری در شرق کوردستان
• سازماندهی نظامی به منظور حفاظت از ملت کورد
این حزب توانست نیروهای پیشمرگ را از شبکههای عشیرهای و منطقەای جمعآوری کرده و آنها را به یک سازمان منسجم نظامی و سیاسی تبدیل کند.
تشکیل رسمی سازمان پیشمرگ
در آذر ١٣٢٤ شمسی، حزب دموکرات سازمان پیشمرگ را رسما تشکیل داد. این سازمان اولین نمونه نهاد رسمی پیشمرگه در کوردستان و ایران بود و دارای ویژگیهای زیر بود:
الف. سلسلهمراتب نظامی مشخص: پیشمرگها آموزش نظامی منظم دریافت میکردند و ردههای فرماندهی تعریف شده بود.
ب. تطبیق با شبکههای اجتماعی منطقەای: ساختار سازمان با شبکههای عشیرهای و محلی ترکیب شده بود، به طوری که مشروعیت اخلاقی و اجتماعی پیشمرگها از مردم محلی و منطقه تأمین میشد.
ج. پیوند با اهداف سیاسی حزب: پیشمرگهها نه تنها جنگنده، بلکه نماینده اهداف سیاسی حزب در مناطق محلی و منطقە نیز بودند.
به این ترتیب، پیشمرگها در قالب یک نهاد دوگانه ظهور کردند: هم نظامی و هم اجتماعی - سیاسی.
واکنش دولت مرکزی و نوسانات سیاسی
تشکیل حزب و سازمان پیشمرگ باعث شد دولت مرکزی در تهران واکنش نشان دهد. نیروهای دولتی، در قالب ارتش و ژاندارمری، برای کنترل مناطق کوردستان و سرکوب خواستەهای ملی کوردها وارد عمل شدند. این واکنش شامل موارد زیر بود:
- محاصره و حمله به مراکز حزبی و پیشمرگه
- تلاش برای تضعیف نفوذ اجتماعی پیشمرگهها
- تلاش برای ایجاد شکاف میان عشایر و پیشمرگهها
با وجود این فشارها، سازمان پیشمرگ توانست با اتکا به شبکههای محلی و حمایت اجتماعی مردم، فعالیت خود را ادامه دهد. این مرحله اولین آزمون جدی پیشمرگەها بود که نشان داد آنان نه صرفا گروههای نظامی، بلکه نهاد اجتماعی - سیاسی با پشتوانه مردمی هستند.
نقش پیشمرگه در جامعه
سازمان پیشمرگ، از همان ابتدا فراتر از جنگیدن عمل میکرد:
الف. حفظ امنیت : پیشمرگهها روستاها و مسیرهای تجاری را در برابر غارت و تهدیدهای محلی محافظت میکردند.
ب. حل اختلافات : پیشمرگهها میان طوایف و عشایر میانجیگری میکردند و نقش قاضی محلی را ایفا میکردند.
ج. حمایت اقتصادی و اجتماعی: پیشمرگهها منابع غذایی و پناهگاه برای مردم فراهم میکردند و در مواقع بحران اجتماعی، نقش امدادی ایفا میکردند.
د. حفاظت از دستاوردها: پیشمرگەهای کوردستان جدای از انجام وظایف یاد شده، وظیفه حفاظت از دستاوردهای مردمی زیر لوای مطالبات سیاسی و اجتماعی را نیز بر عهده داشتند و از این رو، تاثیرات عمیق اجتماعی و روانی قابل ملاحظەای بر مردم داشتند.
ساختار سازمان پیشمرگ در سال ١٣٢٤ شمسی نمونهای از نهاد مقاومت جامعهمحور است. چارلز تیلی معتقد است که جنبشهای مسلح زمانی پایدار میشوند که:
- منابع اجتماعی و انسانی محلی را مدیریت کنند.
- مشروعیت اخلاقی و اجتماعی از مردم کسب کنند.
- شبکههای محلی را به عنوان سرمایه اجتماعی تقویت کنند.
پیشمرگها دقیقا این سه ویژگی را داشتند. آنان مشروعیت خود را از جامعه میگرفتند و نه از دولت یا حمایت خارجی، که این امر باعث ماندگاری و نفوذ آنها شد.