
رحمان سلیمی
خیزش دی ۱۴۰۴ نقطهی تمرکز تازهای برای برجسته شدن مسئلهی اصلی جامعهی ایران، یعنی گذار از دیکتاتوری ولایت فقیه، بوده است. این خیزش بار دیگر نشان داد که مسئلهی آزادی در ایران، مسئلهای سراسری، چندملیتی و تاریخی است و بدون برچیدن ستون فقرات سرکوب، دستیابی به دموکراسی ممکن نخواهد بود.
در این میان، سپاه پاسداران نهتنها مانع محوری آزادی در ایران، بلکه بازوی اصلی سرکوب، ترور و بیثباتسازی در داخل کشور و منطقه است. این نهاد با در اختیار داشتن قدرت نظامی، امنیتی، سیاسی و اقتصادی، نقش تعیینکنندهای در حفظ حاکمیت استبدادی جمهوری اسلامی و سرکوب قیامهای مردمی ایفا میکند.
حزب دموکرات کوردستان ایران از دهههای نخست پس از استقرار جمهوری اسلامی، بر پایهی تجربهی مستقیم مبارزه و پرداخت هزینههای سنگین انسانی، سپاه پاسداران را سازمانی سرکوبگر و تروریستی دانسته است.
این حزب سالها پیش از طرح رسمی لیستگذاری تروریستی سپاه در مجامع بینالمللی، بارها اعلام کرده بود که ماهیت، کارکرد و عملکرد این نهاد، آن را در ردیف سازمانهای تروریستی قرار میدهد.
حزب دموکرات در بیانیهها، مکاتبات و مواضع سیاسی خود همواره از جامعهی جهانی خواسته است که به سیاست مماشات با جمهوری اسلامی پایان دهد و سپاه پاسداران را بهعنوان تهدیدی علیه مردم ایران، ملت کورد و ثبات منطقهای بهرسمیت بشناسد.
کوردستان؛ گواه زندهی ماهیت تروریستی سپاه
کوردستان ایران از نخستین روزهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ به میدان اصلی سرکوب نظاممند سپاه پاسداران بدل شد. جنگافروزی، اعدام، ترور، محاصرهی اقتصادی و نظامیسازی زندگی مردم، بخشی از سیاست دائمی این نهاد علیه مطالبات ملی و دموکراتیک ملت کورد بوده است.
در سالهای بعد، این سیاست سرکوب بهطور آشکار به خارج از مرزهای ایران گسترش یافت. ترور کادرها و فعالان حزب دموکرات، و حملات موشکی و پهپادی به مقرّات حزب دموکرات در اقلیم کوردستان عراق، نمونههای بارز اقدامات تروریستی سپاه پاسداران هستند که نقض آشکار حقوق بینالملل و حاکمیت سرزمینی بهشمار میروند.
از منظر حزب دموکرات، موشکباران مقرّات احزاب کوردستانی تنها اقدامی دفاعی یا امنیتی نیست، بلکه ابزاری تروریستی برای حذف فیزیکی اپوزیسیون و ارعاب یک ملت است.
سپاه؛ ستون بقای دیکتاتوری و اقتصاد غارت
سپاه پاسداران دهها سال است که بر شریانهای اصلی اقتصاد ایران سلطه دارد؛ از نفت و گاز گرفته تا بانک، راهسازی، بنادر و تجارت خارجی. این سلطهی اقتصادی، مکمل نقش سرکوبگرانهی آن است و امکان تداوم دیکتاتوری را فراهم میسازد.
کمتر خانهای در ایران ــ و بهویژه در کوردستان ــ میتوان یافت که داغی از سرکوب، فقر تحمیلی یا خشونت ساختاریِ ناشی از سیاستهای سپاه پاسداران بر آن ننشسته باشد.
هیچ خیزش و اعتراضی در ایران شکل نگرفته است که سپاه پاسداران در صف نخست سرکوب آن حضور نداشته باشد.
لیستگذاری تروریستی سپاه؛ ضرورتی ملی و منطقهای
از منظر حزب دموکرات و نیروهای دموکراسیخواه ایران، لیستگذاری تروریستی سپاه پاسداران از سوی جامعهی جهانی اقدامی نمادین نیست، بلکه ضرورتی سیاسی، اخلاقی و انسانی است؛ زیرا این اقدام در راستای منافع ملی مردم ایران است، به کاهش توان سرکوب و ترور کمک میکند، موازنهی سیاسی میان جامعه و حاکمیت را تغییر میدهد و پیام روشنی علیه سیاست مماشات با ولایت فقیه ارسال میکند.
پس از خیزش دی ۱۴۰۴ و کشتار گستردهی معترضان، روشن شده است که جمهوری اسلامی هیچ زبانی جز زبان خشونت نمیشناسد. در چنین شرایطی، مسئولیت جامعهی جهانی ایجاب میکند که سپاه پاسداران را آنگونه که هست، یعنی یک سازمان تروریستی دولتی، بهرسمیت بشناسد.
یک رخداد تاریخی در مسیر ایران دموکراتیک
۴۷ سال سیاست سکوت و مماشات با جمهوری اسلامی، هزینهای سنگین بر مردم ایران و ملت کورد تحمیل کرده است. لیستگذاری تروریستی سپاه پاسداران میتواند نقطهی عطفی در پایان این سیاست شکستخورده باشد.
این اقدام نه دخالت در امور داخلی ایران، بلکه پاسخی به خواست تاریخی ملتهای ایران برای آزادی، دموکراسی و برابری است؛ و گامی مؤثر در جهت شکلگیری ایرانی دموکراتیک، چندملیتی و عاری از سرکوب.