کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

رعایت حقوق بشر زبانی به‌مثابه راهکاری برای سیاست‌گذاری زبانی

11:44 - 2 اسفند 1404

دکتر رحیم سورخی

مقدمه

در گستره‌ی جهان، زبان‌ها غالباً در یک سلسله‌مراتب نسبی در کنار یکدیگر زیست می‌کنند و رابطه‌ای «غالب–حاشیه‌ای» میان گویشوران آن‌ها برقرار است. مسئله‌ی حقوق بشر زبانی در مناطقی اهمیت ویژه پیدا می‌کند که از تنوع ملی، زبانی و فرهنگی برخوردارند. مدیریت این تنوع از منظر اجتماعی و سیاسی باید به گونه‌ای صورت پذیرد که هم اصول «کارایی» و هم «عدالت» در آن تحقق یابد.

تحقق این مهم پیشاپیش نیازمند وجود یک ساختار سیاسی دموکراتیک است، تا سیاست‌های عمومی بر پایه برابری بنیان نهاده شده و سیاست‌های زبانی به‌صورت اصولی پی‌ریزی شوند. در این چارچوب، تدوین قوانین روشن و صریح در قانون اساسی برای تضمین همزیستی زبان‌ها و ضمانت حقوق زبانی فردی و جمعی امری ضروری است.

 

وضعیت قوانین زبانی در ایران

در تاریخ معاصر ایران، قوانین زبانی در قانون اساسی عمدتاً برای تثبیت حقوق ملت غالب بر دیگر ملت‌ها به کار گرفته شده‌اند. در نتیجه، تحمیل سیاست «تک‌زبانی» برخی زبان‌ها، مانند گیلکی و دیالکت‌های جنوبی زبان کوردی، را در معرض خطر نابودی قرار داده است. این در حالی است که زبان کوردی، به‌عنوان زبان ملتی با سابقه تاریخی، قلمرو مشخص و فرهنگی مستقل، شایسته جایگاهی رسمی و برابر است.

علاوه بر این، قوانین زبانی در ایران با موقعیت ژئوپلیتیک کشور همخوانی ندارد. زبان‌های غیرفارسی اصلی – همچون ترکی، کوردی، بلوچی و عربی – که پیوند تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی عمیقی با جوامع خود دارند، اغلب از مرزهای سیاسی مصنوعی عبور کرده‌اند. بسیاری از این زبان‌ها، مانند عربی، ترکی آذری و کوردی، در کشورهای همسایه به‌عنوان زبان رسمی پذیرفته شده‌اند.

بنابراین، پس از دوران رژیم اسلامی، ضرورت دارد که حقوق زبانی گویشوران این زبان‌ها به رسمیت شناخته شود و جایگاه، حقوق و امتیازات برابر آنان در تمامی نهادهای پارلمانی و دولتی تضمین گردد.

 

بحران جهانی زبان‌ها

اگر بدانیم که بیش از ۹۰٪ از ۷۱۰۰ زبان تخمین‌زده‌شده در جهان در معرض انقراض هستند، علت اصلی آن به تعداد بسیار محدود گویشوران برمی‌گردد؛ کمتر از ۱۰۰ هزار نفر به هر یک از این زبان‌ها سخن می‌گویند. به بیان گسترده‌تر، ۹۶٪ از زبان‌های دنیا تنها ۴٪ از جمعیت جهانی را شامل می‌شوند که برابر با ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون نفر از مردم بومی جهان است (Lewis et al., 2015). دلیل اصلی این وضعیت آن است که گویشوران این زبان‌ها به حاشیه رانده شده و زبانشان از جایگاهی برابر با زبان‌های غالب محروم شده است.

این وضعیت که «زبان‌کشی» (Linguicide – Skutnabb-Kangas, 2000) نامیده می‌شود، نه تنها زبان، بلکه پیوندهای هویتی و فرهنگی گویشوران را نیز در بر می‌گیرد. بنابراین، تنوع زبانی رابطه‌ای مستقیم با تنوع ملی دارد و بستر همزیستی فرهنگی غنی و پویا را فراهم می‌آورد.

 

تنوع زبانی و مداخله سیاسی

تنوع‌های زبانی پدیده‌ای خودجوش است؛ هویت‌های زبانی، اجتماعی و سیاسی ما در بستر زمان و مکان شکل می‌گیرند و مشروط و متمایز هستند. هرگونه مداخله یا مدیریت سیاسی در این بستر – مثبت یا منفی – می‌تواند پیامدهای بنیادین بر گویشوران داشته باشد؛ پیامدهایی که ممکن است سرکوب، محدودسازی یا توسعه‌ی زبان‌ها را در پی داشته باشد.

در تاریخ معاصر ایران، با روی کار آمدن دولت پهلوی اول، سیاست سرکوب زبان‌ها پی گرفته شد و در دوره پهلوی دوم با شدت کمتر ادامه یافت. در دوران رژیم اسلامی، اگرچه زبان کوردی در مناسبات اجتماعی و برخی رسانه‌ها حضور دارد، این حضور اغلب در قالب ساختاری ناسرە، آمیخته و پراکنده بوده و تحت تأثیر شدید زبان فارسی قرار دارد. از منظر آموزش و تحصیلات آکادمیک، زبان کوردی تنها در قالب یک رشته ادبی در دانشگاه کوردستان ارائه می‌شود.

این نوع تحصیل، با بی‌ارزش جلوه دادن مدرک فارغ‌التحصیلان و نادیده گرفتن پیامدهای آن، در واقع سیاستی منفی و نوعی «کشتن نرم» زبان کوردی است. این وضعیت، واقعیت پرسش زبان کوردی را در بستر درگیری‌های سیاسی، تاریخی، علمی و آموزشی آن به‌طور کامل نشان نمی‌دهد؛ همان‌گونه که فیشمن (2006) اشاره می‌کند، زبان را به سوی «کوچه بن‌بست» هدایت می‌کند. زیرا وقتی تحصیل به یک زبان هیچ جایگاه شغلی و اقتصادی برای فرد ایجاد نکند، نقطه ضعفی در زندگی او در برابر کسانی ایجاد می‌شود که به زبان غالب تحصیل می‌کنند. در این شرایط، زبان نه تنها ابعاد اقتصادی و اجتماعی خود، بلکه نیروی محرکه پیشرفت را نیز از دست می‌دهد و در نتیجه گویشوران آن خسته شده و از آن دست می‌کشند.

 

جنبه‌های هویتی و ابزاری زبان

ضروری است بر دو جنبه‌ی اصلی زبان تأکید شود: جنبه ابزاری (به‌عنوان وسیله‌ای برای دسترسی به علم و تکنولوژی) و جنبه هویتی–بیانی. دولت‌های پیاپی در ایران همواره تلاش کرده‌اند زبان کوردی را از منظر ابزاری «ناکارآمد» نشان دهند و این کار را از طریق محروم کردن آن از حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، علمی، اداری و تکنولوژیک انجام داده‌اند.

این سیاست باعث شده است که زبان کوردی برای ما کوردها صرفاً در بعد هویتی خلاصه شود، در حالی که زبان فارسی به میدان اصلی رفع نیازهای روزمره و دسترسی به اطلاعات بدل شده است. بنابراین، ضروری است در تغییرات آینده ایران، زبان کوردی هم‌زمان به زبانی ابزاری برای انتقال تکنولوژی، علم، مدیریت و قانون تبدیل شود و از نظر هویتی نیز به‌عنوان زبان ملی و رسمی در کوردستان نهادینه گردد. بدین ترتیب، تمام حمایت‌های فعال و مؤثری که اکنون به زبان غالب اختصاص یافته، باید برای زبان کوردی نیز فراهم گردد تا کمبودهای آن در زمینه‌های ترجمه، واژه‌گزینی و علم جبران شود.

 

استراتژی میان‌زبانی

نکته مهم دیگر آن است که گویشوران دیالکت‌های مختلف کوردی می‌توانند در فرآیند آموزش به زبان مادری، از استراتژی «میان‌زبانی» (Translanguaging) بهره‌مند شوند. به این معنا که دانش‌آموزان بتوانند تمام پیشینه و دانش زبانی خود را در تمامی گویش‌های کوردی به کار گیرند تا محتوای متون را سریع‌تر درک کنند. حتی اگر متون به یک زبان استاندارد و رسمی باشند، گویشوران می‌توانند با تکیه بر دانش زبانی موجود، مفاهیم را تحلیل و تبیین نمایند.

 

جمع‌بندی

خلاصه اینکه، در ایران آینده، اگر اراده‌ای برای همزیستی مسالمت‌آمیز و برابر میان ملت‌ها وجود داشته باشد، باید تلاشی پیشرو برای توسعه سیاست عمومی نوینی در مدیریت تنوع‌ها صورت پذیرد. تنوع‌های ملی، زبانی و فرهنگی نباید نادیده گرفته شوند یا مورد مداخله سیاسی غیرمسئولانه و ناعادلانه قرار گیرند، همان‌گونه که تاکنون روی داده است.

در عصر پلورالیسم و چندگرایی، هر اقدام غیرمسئولانه می‌تواند به بحرانی گسترده بدل شود؛ همان‌طور که گرین (2005) می‌گوید، هنگامی که «گروه‌های ملی، زبانی و فرهنگی در فضایی خاص برای دستیابی به منابع مادی و نمادین رقابت می‌کنند»، شکاف‌ها عمیق‌تر شده و تنوع در معرض تهدید و نابرابری بازتولید می‌شود.