کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

مقایسه گروه‌های فراملی با احزاب سیاسی (از «جهاد فراملی» تا «رهایی ملی»: مقایسه‌ی گروه‌های فراملی با احزاب آزادی‌بخش در خاورمیانه معاصر)

12:39 - 13 بهمن 1404

عادل درخشانی

مقدمه

تحولات سیاسی و امنیتی خاورمیانه در دهه‌های اخیر، بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر بازیگرانی قرار گرفته است که خود را مقید به مرزهای کلاسیک دولت-ملت نمی‌دانند. گروه‌هایی با هویت فراملی، ایدئولوژی جهان‌شمول و مأموریت‌های فراتر از جغرافیای ملی، به یکی از مؤثرترین نیروهای شکل‌دهنده به معادلات منطقه‌ای بدل شده‌اند.

در مقابل، احزاب آزادی‌بخش ملی ــ همچون حزب دموکرات کوردستان ایران (PDKI) ــ در چارچوبی جغرافیایی مشخص، با اهدافی معین و مبتنی بر مطالبات تاریخی یک ملت فعالیت می‌کنند. این مقاله می‌کوشد تفاوت‌های ساختاری، سیاسی و راهبردی این دو الگو را بررسی کند و پیامدهای آن را برای آینده‌ی مبارزات دموکراتیک در منطقه تحلیل نماید.

 

۱. منطق کنش گروه‌های فراملی: فراتر از مرز، فراتر از قانون دولت‌ها

گروه‌های فراملی، از سپاه پاسداران جمهوری اسلامی تا شبکه‌هایی مانند القاعده، بر اساس منطقی عمل می‌کنند که در آن مرزهای ملی عملاً بی‌معنا می‌شود.

سپاه پاسداران، با ایجاد شبکه‌ای از نیروهای نیابتی در لبنان، عراق، سوریه، یمن و فراتر از آن، خود را نه صرفاً یک نهاد نظامی ملی، بلکه یک «بازیگر امنیتی منطقه‌ای» تعریف کرده است. مأموریت این شبکه، حفظ عمق استراتژیک جمهوری اسلامی و گسترش نفوذ سیاسی تهران است.

در سوی دیگر، گروه‌های مذهبی مانند داعش و جریان‌های مشابه، با تکیه بر ایدئولوژی جهاد جهانی، اساساً مفهوم دولت-ملت را نفی می‌کنند. هدف آنان، نه اصلاح یک ساختار سیاسی مشخص، بلکه بازسازی نظم سیاسی بر پایه‌ی قرائتی خاص از دین است.

ویژگی‌های مشترک این گروه‌ها عبارت‌اند از:

فقدان پاسخ‌گویی دموکراتیک

وابستگی گسترده به منابع مالی پنهان

استفاده از خشونت نامتقارن

بی‌توجهی به هزینه‌های انسانی در جوامع محلی

 

۲. احزاب آزادی‌بخش: سیاست در چارچوب جغرافیا و مسئولیت تاریخی

در نقطه‌ی مقابل، احزاب آزادی‌بخش ملی ریشه در تجربه‌ی تاریخی یک ملت دارند و توانایی بلقوه‌ای در انتقال فرهنگ سیاسی ملی مورد نظر خود به نسل‌های بعدی دارند؛ یعنی بازتولید مبارزه.

حزب دموکرات کوردستان ایران نمونه‌ای شاخص از این سنت سیاسی است. PDKI از بدو تأسیس، مبارزه‌ی خود را در سه محور تعریف کرده است:

حق تعیین سرنوشت

خودگردانی دموکراتیک

همزیستی مسالمت‌آمیز با سایر ملت‌ها در ایران

این حزب، برخلاف گروه‌های فراملی، مرزهای فعالیت خود را به‌روشنی مشخص کرده و مبارزه را در چارچوب جغرافیای کوردستان ایران و ساختار سیاسی کشور پیگیری می‌کند.

ویژگی‌های اصلی احزاب آزادی‌بخش عبارت‌اند از:

پایبندی به مشروعیت مردمی

تلاش برای حفظ استقلال سیاسی

پرهیز از تبدیل شدن به ابزار قدرت‌های خارجی

مسئولیت‌پذیری در برابر جامعه‌ی خود

 

۳. شکاف امکانات: چرا گروه‌های فراملی قدرتمندترند؟

یکی از واقعیت‌های تلخ سیاست منطقه‌ای آن است که گروه‌های فراملی غالباً از منابعی بسیار گسترده‌تر از احزاب آزادی‌بخش برخوردارند.

دلایل این شکاف عبارت‌اند از:

حمایت دولتی پنهان یا آشکار

بسیاری از گروه‌های فراملی از سوی دولت‌های منطقه‌ای یا فرامنطقه‌ای پشتیبانی می‌شوند.

اقتصاد سایه

قاچاق، پول‌شویی، تجارت غیرقانونی و شبکه‌های مالی غیرشفاف، منابع پایدار این گروه‌ها را تأمین می‌کند.

انعطاف ایدئولوژیک

این گروه‌ها، بسته به شرایط، روایت خود را تغییر می‌دهند تا حمایت بیشتری جذب کنند.

در مقابل، احزاب آزادی‌بخش به‌دلیل پایبندی به استقلال سیاسی، عمداً از چنین منابعی فاصله می‌گیرند و تکیه‌ی آنان بیشتر بر درآمدهای شفاف و کمک‌های مردمی تمرکز دارد.

 

۴. استقلال یا قدرت؟ معمای راهبردی جنبش‌های ملی

اینجا با یک دوگانگی بنیادین مواجه‌ایم:

آیا یک جنبش ملی باید برای افزایش قدرت، به شبکه‌های نیابتی و حمایت خارجی متکی شود؟ یا باید با پذیرش هزینه‌های مادی، استقلال سیاسی خود را حفظ کند؟

تجربه‌ی تاریخی نشان می‌دهد که جنبش‌هایی که به ابزار قدرت‌های خارجی تبدیل شده‌اند، در نهایت مشروعیت اجتماعی خود را از دست می‌دهند. آنان شاید در کوتاه‌مدت تقویت شوند، اما در بلندمدت به بازیگران مصرف‌شدنی بدل می‌شوند.

در مقابل، احزابی مانند PDKI، با وجود نارسایی‌های مادی، سرمایه‌ای بلندمدت به نام «اعتماد اجتماعی» انباشته می‌کنند که سرمایه‌ای فزاینده است.

 

۵. پیامدهای منطقه‌ای: کدام الگو پایدارتر است؟

الگوی گروه‌های فراملی، اگرچه در کوتاه‌مدت مؤثر به نظر می‌رسد، اما در بلندمدت به بی‌ثباتی مزمن، تخریب نهادهای محلی و گسترش خشونت می‌انجامد.

در مقابل، الگوی احزاب آزادی‌بخش، هرچند کند و پرهزینه است، اما تنها مسیری است که می‌تواند به شکل‌گیری نظم سیاسی پایدار و مبتنی بر رضایت اجتماعی منجر شود.

 

جمع‌بندی

مقایسه‌ی گروه‌های فراملی با احزاب آزادی‌بخش، در واقع مقایسه‌ی دو منطق سیاسی متفاوت است:

منطق سلطه در برابر منطق رهایی

منطق ابزارسازی در برابر منطق مسئولیت

منطق قدرت کوتاه‌مدت در برابر مشروعیت بلندمدت

در شرایطی که خاورمیانه میان آشوب و گذار معلق مانده است، آینده‌ی دموکراسی و ثبات بیش از هر چیز، به تقویت جریان‌هایی وابسته است که سیاست را نه به‌مثابه میدان جنگ نیابتی، بلکه به‌عنوان عرصه‌ی قرارداد اجتماعی می‌فهمند.