
ابراهیم لاجانی
در سوم ماه مه ۲۰۲۶، جناب آقای مصطفی هجری، دبیرکل حزب دموکرات کوردستان ایران، در یک سمینار سیاسی ـ تشکیلاتی حزب در نروژ به ایراد سخن پرداخت. وی در این سخنرانی، ضمن تبیین وضعیت کنونی حزب، خطوط کلی مرحله جدید مبارزه را نیز ترسیم کرد. این سخنان از چند جهت واجد اهمیت سیاسی، تشکیلاتی و راهبردی است. این سخنرانی صرفاً گزارشی از وضعیت حزب یا تحلیلی از شرایط روز نبود، بلکه در واقع ترسیم نقشه راهی برای مرحلهای حساس از مبارزه مردم کوردستان و جنبش دموکراسیخواهی در ایران به شمار میرفت. در شرایطی که ایران در یکی از پیچیدهترین و بحرانیترین دورههای سیاسی خود قرار دارد، هر سخن مسئولانه، هر تحلیل واقعبینانه و هر جهتگیری تشکیلاتی میتواند در تعیین جایگاه نیروهای سیاسی نقشی تعیینکننده ایفا کند. از این منظر، سخنان آقای هجری را باید در چارچوب مسئولیت تاریخی حزب دموکرات کوردستان ایران، جایگاه جنبش ملی ـ دموکراتیک کوردستان و ضرورت ایجاد یک جبهه فراگیر برای گذار از جمهوری اسلامی درک کرد.
نخستین محور مهم سخنان جناب هجری، تأکید بر موقعیت کنونی حزب دموکرات کوردستان ایران پس از اتحاد مجدد جناحهای حزب بود. بدون تردید، اتحاد مجدد حزب، یکی از مهمترین رخدادهای سیاسی در تاریخ معاصر جنبش کوردستان ایران است. حزب دموکرات کوردستان ایران، حزبی است که ریشه در تاریخ مبارزات مردم کوردستان دارد و در طول دههها، با وجود سرکوب، تبعید، ترور، جنگ، فشارهای امنیتی و مشکلات درونی، همچنان یکی از اصلیترین نیروهای سیاسی کوردستان به شمار میرود. اما روشن است که هرگونه شکاف درونحزبی، هرچند ریشه در اختلافات سیاسی، تشکیلاتی یا نظری داشته باشد، در نهایت میتواند از ظرفیت اجتماعی و سیاسی یک حزب تاریخی بکاهد. از این رو، اتحاد مجدد حزب تنها یک رویداد سازمانی نبود، بلکه یک پیام سیاسی روشن به مردم کوردستان، نیروهای آزادیخواه ایران و محافل بینالمللی بود: حزب دموکرات کوردستان ایران میتواند از تجربههای گذشته درس بگیرد، بر اختلافات درونی غلبه کند و خود را برای ایفای نقشی بزرگتر در آینده آماده سازد.
آقای هجری بهدرستی تأکید کرد که پس از این اتحاد، موقعیت حزب در میان مردم کوردستان، نیروهای آزادیخواه ایران و محافل بینالمللی ارتقا یافته است. این نکته از اهمیت زیادی برخوردار است، زیرا اعتبار سیاسی تنها از طریق شعار به دست نمیآید، بلکه محصول ثبات، عقلانیت، انسجام، مسئولیتپذیری و توانایی عمل جمعی است. حزبی که خود دچار پراکندگی باشد، نمیتواند مدعی سازماندهی یک حرکت فراگیر ملی و دموکراتیک شود. اما حزبی که بتواند اتحاد درونی خود را بازسازی کند، میتواند با اعتمادبهنفس بیشتری وارد میدان سیاست شود و در تعامل با دیگر نیروها، وزن و اعتبار بیشتری داشته باشد. بنابراین، پاسداری از این اتحاد، یک وظیفه تشکیلاتی، اخلاقی و تاریخی است. اعضا، کادرها و مسئولان حزب باید بدانند که اتحاد تنها با امضا و اعلامیه حفظ نمیشود؛ اتحاد نیازمند فرهنگ سیاسی، تحمل، انضباط، گفتوگو، رعایت اصول تشکیلاتی و مقدم دانستن منافع عمومی مردم کوردستان بر گرایشهای فردی و گروهی است.
محور دوم سخنان جناب هجری، مسئله ائتلاف سیاسی نیروهای کوردستان ایران بود. ایجاد ائتلاف میان نیروهای سیاسی کوردستان، یکی از دستاوردهای مهم جنبش کوردستان در سالهای اخیر است. این ائتلاف نشان داد که نیروهای کوردستان، با وجود اختلافات فکری، ایدئولوژیک و برنامهای، میتوانند بر سر مسائل اساسی مردم کوردستان به تفاهم برسند. در یک جنبش ملی و دموکراتیک، اختلاف نظر، امری طبیعی است. هیچ جنبش زندهای بدون تنوع فکری وجود ندارد. اما مسئله اساسی این است که آیا نیروهای سیاسی میتوانند اختلافات خود را مدیریت کنند یا نه؟ آیا میتوانند میان رقابت سیاسی و منافع ملی مردم خود تمایز قائل شوند؟ آیا میتوانند در برابر دشمن مشترک، یعنی استبداد، تبعیض، مرکزگرایی افراطی و انکار حقوق ملی، به سطحی از همکاری مسئولانه دست یابند؟
پاسخ آقای هجری به این پرسشها روشن بود: باید بیاموزیم که با وجود اختلافات نظری و ایدئولوژیک، بر سر منافع مردم کوردستان و دموکراسی در ایران با یکدیگر همکاری کنیم. این جمله، در واقع یکی از مهمترین پیامهای سیاسی سخنان او بود. در سیاست مدرن، بلوغ سیاسی به معنای حذف اختلاف نیست، بلکه به معنای مدیریت عقلانیِ آن است. نیروهایی که تصور میکنند وحدت تنها در صورت یکسانشدن کامل دیدگاهها ممکن است، در واقع سیاست را با انحصارطلبی خلط میکنند. در مقابل، نیروهای بالغ، بهخوبی میدانند که همکاری سیاسی میتواند بر پایه اصول مشترک شکل گیرد؛ اصولی چون حق تعیین سرنوشت، دموکراسی، حقوق بشر، عدالت، رفع تبعیض، برابری شهروندی و پذیرش تکثر ملی و فرهنگی در ایران.
از این زاویه، ائتلاف کوردستانی صرفاً یک ائتلاف موقت سیاسی نیست، بلکه میتواند زمینهساز شکلگیری یک فرهنگ نوین سیاسی در کوردستان باشد؛ فرهنگی که در آن نیروها، بهجای تخریب یکدیگر، به تقویت موقعیت عمومی جنبش میاندیشند؛ بهجای مطلقگرایی ایدئولوژیک، بر منافع مردم تمرکز میکنند و بهجای رقابت فرسایشی، همکاری راهبردی را در دستور کار قرار میدهند. این همان چیزی است که جناب هجری از تشکیلات حزب مطالبه کرد: مسئولیت بیشتر، سعهصدر بیشتر و تلاش مضاعف برای تقویت ائتلاف.
محور سوم سخنان جناب هجری، موقعیت حزب دموکرات کوردستان ایران در میان نیروهای آزادیخواه سراسر ایران بود. این نکته بسیار مهم است که امروز بخشهایی از نیروهای دموکراسیخواه ایران از حزب دموکرات کوردستان ایران انتظار دارند در مسیر ایجاد یک جبهه دموکراتیک سراسری نقشآفرینی کند. این انتظار تصادفی نیست. حزب دموکرات کوردستان ایران سابقهای طولانی در مبارزه علیه استبداد دارد. این حزب همواره کوشیده است مسئله کورد را در پیوند با مسئله دموکراسی در ایران مطرح کند. برخلاف تبلیغات رژیم جمهوری اسلامی که تلاش کرده جنبش کوردستان را تجزیهطلب، وابسته یا امنیتی معرفی کند، تجربه تاریخی نشان داده است که جنبش کوردستان یکی از پایدارترین و ریشهدارترین بخشهای جنبش دموکراسیخواهی در ایران به شمار میرود.
در واقع، مسئله کوردستان تنها یک مسئله اتنیکی یا منطقهای نیست؛ مسئله کوردستان، یکی از بنیادیترین آزمونهای دموکراسی در ایران است. هر نیرویی که از دموکراسی سخن میگوید، باید موضع خود را درباره حقوق مردم کوردستان، حقوق ملتها، تمرکززدایی، عدالت زبانی و فرهنگی و مشارکت برابر در ساختار قدرت روشن کند. دموکراسی، بدون حل مسئله ملی در ایران، ناقص و شکننده خواهد بود؛ همانگونه که حقوق مردم کوردستان، بدون استقرار یک نظام دموکراتیک، سکولار و غیرمتمرکز در ایران، بهطور پایدار تضمین نخواهد شد. بنابراین، پیوند میان جنبش کوردستان و جنبش سراسری دموکراسیخواهی، یک ضرورت راهبردی است، نه یک انتخاب تاکتیکی.
آقای هجری بهدرستی بر این نکته تأکید کرد که حقوق مردم کوردستان تنها از راه استقرار دموکراسی در ایران تأمین میشود. این سخن از نظر سیاسی و نظری بسیار مهم است؛ زیرا از یکسو نشان میدهد که حزب دموکرات کوردستان ایران، مبارزه مردم کوردستان را از مبارزه عمومی برای آزادی و دموکراسی جدا نمیداند و از سوی دیگر تأکید میکند که دموکراسی واقعی در ایران بدون بهرسمیتشناختن حقوق مردم کوردستان امکانپذیر نیست. در اینجا با یک رابطه دوطرفه روبهرو هستیم: کوردستان به دموکراسی در ایران نیاز دارد و دموکراسی در ایران نیز به پذیرش مسئله کوردستان نیازمند است.
محور چهارم، ضرورت تلاش برای ایجاد یک جبهه سراسری دموکراتیک در ایران است. جمهوری اسلامی تنها یک حکومت اقتدارگرا نیست؛ این رژیم، ساختاری ایدئولوژیک، امنیتی، ضددموکراتیک و ضدحقوقبشری دارد که در طول بیش از چهار دهه، همه اشکال آزادی سیاسی، آزادی بیان، حقوق زنان، حقوق کارگران، حقوق ملتها، آزادی احزاب و استقلال جامعه مدنی را بهصورت سیستماتیک سرکوب کرده است. در برابر چنین ساختاری، مبارزه پراکنده و فاقد هماهنگی کارآمد نیست. نیروهای دموکراسیخواه ایران، اعم از کورد، فارس، بلوچ، عرب، ترک، ترکمن، لر و دیگر بخشهای جامعه، نیازمند یک چارچوب سیاسی مشترک هستند؛ چارچوبی که هم گذار از جمهوری اسلامی را سازماندهی کند و هم چشماندازی روشن برای ایران پس از آن ارائه دهد.
این جبهه دموکراتیک سراسری باید بر پایه چند اصل بنیادین شکل بگیرد: گذار کامل از جمهوری اسلامی، استقرار دموکراسی، جدایی دین از دولت، تضمین حقوق بشر، برابری زن و مرد، پذیرش تکثر ملی و فرهنگی، تمرکززدایی واقعی، عدالت اجتماعی و تضمین حقوق سیاسی و فرهنگی همه مردم ایران. اگر چنین جبههای نه صرفاً بر پایه مخالفت با جمهوری اسلامی، بلکه بر اساس اصول ایجابی و روشن شکل بگیرد، میتواند به نیرویی مؤثر، پایدار و قابل اتکا در آینده سیاسی ایران تبدیل شود. حزب دموکرات کوردستان ایران، با توجه به پیشینه تاریخی، اعتبار سیاسی و تجربه تشکیلاتی خود، میتواند یکی از موتورهای محرک این روند باشد.
اما برای ایفای چنین نقشی، تشکیلات حزب نیز باید خود را آماده سازد. این، یکی از پیامهای مرکزی سخنان جناب هجری بود. شرایط کنونی، هم فرصتهای بزرگی پیش روی ما قرار داده و هم تهدیدهای جدی. فرصت از این جهت که جمهوری اسلامی با بحران مشروعیت، بحران اقتصادی، بحران اجتماعی، بحران بینالمللی و شکاف عمیق میان حکومت و جامعه روبهرو است. جامعه ایران دیگر مانند گذشته قابل کنترل نیست. نسل جدیدی وارد میدان شده است که از استبداد، تبعیض، فقر، فساد و تحقیر به ستوه آمده است. زنان، جوانان، کارگران، معلمان، دانشجویان و ملتهای تحت ستم، هر یک به شکلی علیه وضعیت موجود اعتراض دارند. این شرایط میتواند زمینهساز تحولات بزرگ و تعیینکننده باشد. با این حال، تهدیدها کم نیستند. رژیم تلاش میکند جنبشهای اصیل مردمی را امنیتی جلوه دهد، میان نیروهای سیاسی اختلاف بیندازد، مسئله کوردستان را به منازعات منطقهای یا رقابتهای بینالمللی نسبت دهد و با تبلیغات سازمانیافته، مشروعیت جنبش کوردستان را زیر سؤال ببرد. در چنین شرایطی، هوشیاری سیاسی، انضباط تشکیلاتی و وحدت صفوف اهمیتی حیاتی دارد. حزب باید مراقب باشد که نه دچار ماجراجویی شود و نه گرفتار انفعال؛ نه فرصتها را از دست بدهد و نه تهدیدها را نادیده بگیرد. سیاست مسئولانه یعنی درک همزمان امکانها و خطرها.
از نظر تشکیلاتی، سخنان جناب هجری، یک فراخوان روشن بود: اعضا و کادرهای حزب باید در هفتهها و ماههای آینده، فعالتر، منظمتر و مسئولانهتر عمل کنند. ارتباط با نیروها و فعالان ایرانی در سطح سراسری باید تقویت شود. نگرانیها و سوءتفاهمها درباره مسئله کورد باید با زبانی سیاسی، منطقی و دموکراتیک پاسخ داده شود. باید نشان داد که جنبش کوردستان نه تهدیدی برای آزادی ایران، بلکه یکی از ستونهای اصلی آن است. باید توضیح داد که مطالبه حقوق مردم کوردستان نه علیه مردم ایران، بلکه علیه استبداد، تبعیض و تمرکزگرایی سرکوبگر است. در نهایت، باید نشان داد که حزب دموکرات کوردستان ایران میتواند هم از حقوق مردم کوردستان دفاع کند و هم در ساختن آیندهای دموکراتیک برای همه مردم ایران نقشی سازنده ایفا کند.
در این مرحله، زبان سیاسی حزب نیز اهمیت فراوان دارد. ادبیات ما باید هم قاطع باشد و هم مسئولانه؛ هم بر حقوق مردم کوردستان پافشاری کند و هم افق همکاری سراسری را باز نگه دارد؛ هم از تجربه تاریخی سرکوب سخن بگوید و هم آیندهای مشترک و دموکراتیک را ترسیم کند. ما باید از موضع ضعف سخن نگوییم، اما نباید گرفتار غرور سیاسی نیز شویم. اعتبار سیاسی زمانی پایدار میماند که با واقعبینی، اخلاق سیاسی و مسئولیت تشکیلاتی همراه باشد.
در جمعبندی، سخنان آقای هجری را میتوان بهعنوان یک پیام راهبردی برای مرحله جدید مبارزه فهم کرد. این پیام بر چند اصل استوار است: حفظ و تقویت اتحاد درونی حزب، پشتیبانی از ائتلاف نیروهای کوردستان، گسترش همکاری با نیروهای دموکراسیخواه سراسر ایران، تلاش برای ایجاد جبههای دموکراتیک و فراگیر، معرفی درست مسئله کوردستان به جامعه ایران و جهان و آمادهسازی تشکیلات برای ایفای نقشی بزرگتر در تحولات پیشرو.
حزب دموکرات کوردستان ایران امروز در برابر یک مسئولیت تاریخی قرار دارد. این مسئولیت تنها دفاع از گذشته پرافتخار حزب نیست، بلکه ساختن آیندهای است که در آن مردم کوردستان و همه مردم ایران بتوانند در آزادی، برابری، کرامت و عدالت زندگی کنند. اگر اتحاد حفظ شود، اگر ائتلاف تقویت گردد، اگر ارتباط با نیروهای دموکراتیک ایران گسترش یابد و اگر تشکیلات حزب با هوشیاری و انضباط عمل کند، کوردستان میتواند در تحولات آینده ایران نقشی بزرگ، سازنده و تعیینکننده ایفا کند. این همان جایگاهی است که تاریخ، مردم و شرایط سیاسی امروز از ما مطالبه میکنند.