کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

چگونه ائتلاف احزاب روژهلات، معمای اپوزیسیون ایران را حل می‌کند؟

22:14 - 4 اسفند 1404

شاهرخ حسن‌زادە

یکی از عمیق‌ترین و مزمن‌ترین چالش‌های مسیر گذار دموکراتیک در ایران معاصر، بحران جایگزینی و فقدان انسجام میان نیروهای اپوزیسیون بوده است. تاریخ تحولات سیاسی دهه‌های اخیر نشان می‌دهد که عبور از ساختارهای اقتدارگرا و مرکزگرا، پیش و بیش از هر چیز نیازمند شکل‌دهی به یک آلترناتیو قدرتمند، منسجم و کثرت‌گراست.

در این بن‌بست سیاسی، روژهلات که همواره به عنوان یکی از پویاترین حوزه‌های کنشگری سیاسی شناخته می‌شود، گامی تاریخی برداشته است. توافق استراتژیک و پنج‌جانبه سوم اسفند ۱۴۰۴ میان جریان‌های اصلی کورد، نقطه عطفی در جغرافیای سیاسی این منطقه و پارادایم‌شیفتی در کل سپهر سیاسی ایران محسوب می‌شود. این همگرایی بی‌سابقه میان "حزب دموکرات کوردستان ایران، کومله زحمتکشان کوردستان، سازمان خبات، حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک) و حزب آزادی کوردستان (پاک)"، برآیند یک تکامل اندیشگی و بلوغ نهادی است که ریشه در مسیر پر فراز و نشیب سیزده‌ساله دارد.

این مسیر از همکاری‌های محدود و شکننده در سال ١٣٩١ آغاز شد، در متن اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۳۹۶ با تأسیس "مرکز همکاری احزاب" فرم گرفت و در جریان جنبش بزرگ ۱۴۰۱ (جنبش ژینا) به اوج بلوغ عملیاتی رسید. در آن مقطع ثابت شد که کوردستان دارای مرکزیت سیاسی هوشمندی است که می‌تواند اراده متکثر خیابان را سازماندهی کرده و به یک قدرت مدنی و اعتصابی مؤثر تبدیل کند. پیوند ارگانیک میان خیزش ژینا و ائتلاف کنونی، هرگز تصادفی نیست. کوردستان که پیش‌تر با خلق و صدور شعار "زن، زندگی، آزادی" توانسته بود رنسانس فرهنگی و اجتماعی را در سراسر ایران پمپاژ کند، اکنون با این ائتلاف، الگوی عقلانیت سیاسی را نیز صادر می‌کند.

در شرایطی که هسته سخت قدرت در تهران با بحران‌های درهم‌تنیده مشروعیت، فروپاشی اقتصادی و انزوای بین‌المللی مواجه است، فقدان یک بدیل سازمان‌یافته، بزرگ‌ترین کارت برنده استبداد برای بقا بوده است. این ائتلاف نشان داد که اپوزیسیون می‌تواند از فضای انتزاعی و صدور بیانیه‌های بی‌اثر خارج شده و با تکیه بر سازماندهی میدانی و پایگاه اجتماعی، یک آلترناتیو ایجابی خلق کند.

آنچه توافق سوم اسفند ۱۴۰۴ را از تمام تلاش‌های پیشین متمایز می‌سازد، عبور قطعی این احزاب از منطق همکاری‌های تاکتیکی و مقطعی به سوی "بنیان‌گذاری یک بلوک نهادینه" است. نگاه به متن توافق و آرایش نیروهای حاضر، نشانگر نوعی درک عمیق از واقع‌گرایی سیاسی است. اهمیت این بلوک تاریخی دوچندان می‌شود وقتی به یاد آوریم که احزاب کورد در دهه‌های گذشته نه تنها با ماشین سرکوب حکومت مرکزی درگیر بوده‌اند، بلکه در مقاطعی هزینه‌های سنگینی بابت رقابت‌ها و تقابل‌های میان‌گروهی پرداخت کرده‌اند. بنابراین، نشستن بر سر یک میز و امضای سندی که حقوق همگان را تضمین می‌کند، نشان از عبور شجاعانه از ترومای گذشته و رسیدن به سطحی از مدارا و بلوغ دموکراتیک دارد که در خاورمیانه بحران‌زده امروز، استثنایی و الهام‌بخش است.

مهم‌ترین دستاورد تئوریک و عملی این ائتلاف، حل پارادوکس سنت و مدرنیته در ساحت سیاست‌ورزی است. گردهم آمدن یک جریان با پایگاه مذهبی-سنتی در کنار جریان‌هایی با پیشینه چپ کمونیستی و قرائت‌های نوین از دموکراسی، و حتی جریان‌های استقلال‌طلب و احزاب ملی‌گرای مانند حزب دموکرات کوردستان ایران با پایگاهی اجتماعی قوی و قدمتی ۸۰ ساله، نشان از سازش تاریخی بر سر مفاهیم بنیادین دارد. پذیرش هم‌زمان اصولی چون "حق تعیین سرنوشت" در کنار تعهد بی‌قید و شرط به "سکولاریسم"، "عدالت جنسیتی" و "حفاظت از محیط‌زیست"، کوردستان را از یک جغرافیایی صرفاً با خواست‌های ملی به جغرافیایی پیشرو در ساختارسازی مدنی ارتقا داده است.

در تحلیل کلان، این ائتلاف پیام صریح و پراگماتیکی برای کل جغرافیای سیاسی ایران ارسال می‌کند: پیمان‌های نخبگانی میان نیروهای متضاد نه تنها امکان‌پذیر است، بلکه یگانه راهبرد خروج از بن‌بست کنونی است. این احزاب با تأکید بر تأمین حقوق و آزادی‌های مردم کوردستان و طراحی ساختار آینده ایران، اهداف مشترک خود را – مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی، تحقق حق تعیین سرنوشت کوردها و بنیان‌گذاری نهادی ملی و دموکراتیک – عنوان کرده‌اند.

مدلی نوین از تسهیم قدرت به افکار عمومی پیشنهاد می‌شود؛ مدلی که پاسخی ساختاری به دهه‌ها تبعیض سیستماتیک، حاشیه‌نشینی اقتصادی و سرکوب فرهنگی است. در این پارادایم، همبستگی و همگرایی به‌عنوان یک قرارداد اجتماعی مبتنی بر شناسایی متقابل، مشارکت داوطلبانه، برابر و آزادانه همه ملتها بازتعریف می‌شود.

این حرکت بی‌سابقه، توپ را به زمین دیگر جریانات اپوزیسیون ایران انداخته تا با الگوبرداری از این مدل، از تک‌روی عبور کنند و جبهه‌ای فراگیر شکل دهند. ائتلاف سوم اسفند ۱۴۰۴ ثابت کرد که پلورالیسم و کثرت‌گرایی حزبی، برخلاف نگاه‌های تقلیل‌گرایانه، نه عامل ضعف، بلکه زیربنای یک قدرت مشروع است. روژهلات امروز به مثابه یک آزمایشگاه دموکراسی عمل می‌کند؛ جایی که نشان می‌دهد خلأ قدرت ناشی از فروپاشی احتمالی نظم اقتدارگرای کنونی می‌تواند با عقلانیت، تدبیر و پرهیز از خشونت پر شود. این ائتلاف فراتر از یک رویداد منطقه‌ای است و نقش قطب‌نمای قابل اتکا برای گذار دموکراتیک تمام ملت‌های ایران را ایفا می‌کند.