
خالد قادری
مقدمه و پرسشهای راهنما
در مقالهی پیشین، به چگونگی پروفایلینگ کوردها در گفتمان و نگاه بینالمللی پرداختم. در این نوشتار، هدف ارائهی تحلیلی عمیقتر از پدیدهی پروفایلینگ در روژهلات در چارچوب دولت ایران و سیاستهای دولت مرکزی نسبت به کوردهای آن بخش از کوردستان است؛ بهویژه بررسی استراتژیهای امنیتی و سیاسی، نسبت این سیاستها با معادلات بینالمللی و چگونگی مواجههی آنها با مطالبات ملیِ مشروع مردم کورد.
روژهلات صرفاً بخشی از جغرافیای تاریخی کوردستان نیست؛ بلکه عرصهای استراتژیک در یک «جنگ نامرئی» نیز بهشمار میرود—جنگی متشکل از پروفایلینگ امنیتی، کنترل روانی و بازتولید یک تصویر ملی از پیش تعریفشده. در این میدان، دولت ایران با اتکا به ابزارهای امنیتی، رسانهای و دیپلماتیک و گاه با بهرهگیری از بسترهای بینالمللی، کوشیده است تصویری تثبیتشده و قالبی از «کورد» تولید و آن را بهطور مداوم بازتولید کند.
این پروفایلینگ صرفاً کارکرد کنترل داخلی ندارد؛ بلکه تأثیری تعیینکننده بر نحوهی ادراک جهانی از مسئلهی کورد و کوردستان نیز میگذارد. از این منظر، پروندهسازی به ابزاری در جنگ نرم تبدیل میشود: مبارزهای که هدف آن نه فقط محدودسازی کنش سیاسی، بلکه تغییر چارچوب معنایی مطالبات ملی و سوقدادن آنها به مقولهی «نامشروع»، «تهدیدآمیز» یا «بیثباتکننده»—چه در سطح داخلی و چه در عرصهی بینالمللی—است.
چارچوب نظری ـ تاریخی: امنیتیسازی و پروفایلینگ
در نظریهی سیاسی، مفهوم «امنیتیسازی» به فرایندی اشاره دارد که طی آن یک موضوع از حوزهی مناقشه و گفتوگوی سیاسی به حوزهی تهدید امنیتی منتقل میشود؛ بهگونهای که دولت بتواند اقدامات فوقالعاده—از جمله طرد، سرکوب، تعلیق حقوق یا اعمال محدودیتهای گسترده—را تحت عنوان «ضرورت امنیت ملی» توجیه کند.
در مقابل، «پروفایلینگ» یا پروفایلسازی، پیشدرآمد این فرایند است. پروفایلینگ به معنای ساختن یک تصویر الگووار و قالبی از یک گروه یا کنشگر اجتماعی در چارچوب یک تهدید تعریفشده است؛ تعریفی که معمولاً آن گروه را به شبکهای از بازیگران خارجی، بیثباتی منطقهای یا مخاطرات امنیت داخلی پیوند میزند.
اگر امنیتیسازی را بتوان «اعطای مجوز» برای اقدام استثنایی دانست، پروفایلینگ در حکم «پیشمجوز» است: ابتدا تصویری تهدیدمحور ساخته میشود، سپس همان تصویر بهعنوان مبنای مشروعیتبخش برای اقدامات امنیتی به کار میرود. به این ترتیب، پیش از وقوع هر کنش سیاسی، سوژهی کورد در چارچوبی از پیش تعریفشده قرار میگیرد که امکان برچسبگذاری و مداخله را تسهیل میکند.
روش و محدودیتهای تحلیل
این مقاله بر مبنای یک چارچوب نظریِ میانرشتهای تدوین شده است که بر سه محور اصلی استوار است:
نظریههای روایت و چارچوببندی
مسئلهی تولید دانش و بازنمایی
درهمتنیدگی ساختاری امنیت و دیپلماسی
تمرکز اصلی نه بر داوری ارزشی یا جانبداری سیاسی، بلکه بر واکاوی سازوکارها و منطقهای پنهانی است که یک مطالبهی مبتنی بر حقوق ملی را به یک «مسئلهی امنیتی» تبدیل میکنند.
هدف این تحلیل نه اقناع یک سوی منازعه و نه دشمنتراشی، بلکه روشنسازی فرایندهاست: چگونه یک مطالبهی حقوقمحور در بستر گفتمان رسمی بهمثابه تهدید بازتعریف میشود و چگونه این بازتعریف از سطح سیاست داخلی به عرصهی روابط و ادراکات بینالمللی انتقال مییابد.
روژهلات بهمثابه «مسئلهی امنیتی»: از حقوق تا تهدید
در ساختار سیاسی ـ امنیتی جمهوری اسلامی ایران، مسئلهی کوردها در روژهلات از آغاز نه در قالب یک مسئلهی سیاسی یا حقوقمحور، بلکه در چارچوب یک خطر امنیتی و تهدیدی علیه «تمامیت ارضی» تعریف شده است. این تعریف اولیه، مبنای جهتدهی به مجموعهای از سیاستها و اقدامات دولتی بوده است؛ از قانونگذاری و عملکرد قوهی قضائیه گرفته تا روایتهای رسانههای رسمی و حتی توجیه اقدامات نظامی.
در این چارچوب، مطالبات کوردها در حوزههایی چون زبان مادری، سازمانیابی سیاسی، اشکال خودگردانی و مشارکت در حکومتداری، نه بهعنوان حقوق بنیادین شهروندی، بلکه بهمثابه گامهایی بالقوه در مسیر «جداییطلبی» یا تضعیف وحدت سرزمینی بازنمایی میشوند. بدینترتیب، پرسش بنیادینِ «مطالبات چیست و چه مبنای حقوقی دارد؟» جای خود را به پرسش کنترلیِ «چگونه باید این مطالبات را مهار یا خنثی کرد؟» میدهد.
پروفایلینگ و دستگاه قانونی: از «شهروند» تا «اتهام»
در بسیاری از زمینههای سیاسی، پروفایلسازی از طریق همکاری با «دستگاه قانونی» گسترش مییابد. به این معنا که موضوع تنها در رسانهها شکل نمیگیرد؛ بلکه از طریق قوه قضائیه، نحوه تعریف اتهامات و صدور احکام نیز وارد سیستم میشود.
این مکانیسم تأثیری دوطرفه دارد:
در داخل کشور، مطالبات بهعنوان بخشی از فرآیند سرکوب، «جرم» قلمداد میشوند.
در سطح خارجی، «جرایم امنیتی» بهعنوان یک زبان رسمی ارائه میشوند تا این موضوع از حوزه حقوق و حقوق ملی دور نگه داشته شود.
چهار مرحله شکلگیری پروفایل (تحلیل)
نامگذاری: تعیین نام و عناوینی مانند یاغی، برهمزننده امنیت، تهدید و...
پیوندزنی: گره زدن موضوع به «عوامل خارجی»، «شبکهها» و «پروژههای بیگانگان».
مستندسازی: تولید اطلاعات، گزارشها، اعترافات اجباری و ارزیابیهای گمراهکننده.
پیامد (Outcome): جلوگیری از حمایت جهانی، فلج کردن دیپلماسی و سلب مشروعیت از حقطلبی.
نتیجه: جلوگیری از حمایت بینالمللی، مسدود کردن دیپلماسی و تضعیف مشروعیت ادعاهای مبتنی بر حقوق.
چارچوب حقوق بینالملل و حقوق داخلی
در سطح بینالمللی، یکی از مهمترین سازوکارهای پروفایلسازی کوردها در روژهلات، تقلیل مسئله کورد به یک «مسئله داخلی» در چارچوب دولت ایران است. این دیدگاه، مسئله کورد را از حوزه حقوق ملی و بینالمللی دور میکند.
از منظر حقوق بینالملل، مردم حق تعیین سرنوشت خود را دارند؛ حقی که میتواند از طریق استقلال، فدرالیسم یا خودگردانی داخلی محقق شود. در اغلب مراحل، خواستههای کوردها رسماً تحت عنوان استقلال مطرح نشده و عمدتاً تحت عناوین خودگردانی و فدرالیسم بیان شده است.
با این حال، در واقعیت، مسئله کوردها اساساً یک مسئله بینالمللی است. تقسیم کوردستان پس از جنگهای اوایل قرن بیستم و از طریق توافقات بینالمللی بدون اراده مردم کورد انجام شد و این واقعیت، مسئله کوردها را از ریشه به سیاست بینالملل پیوند میزند.
دیپلماسی و امنیت: همکاری برای «چارچوببندی» مسائل
«بومیسازی» تنها لفاظی سیاسی نیست؛ بلکه یک فرآیند دیپلماتیک است که در آن روایتی برای متقاعد کردن دولتهای خارجی شکل میگیرد:
اگر مسئله بهعنوان «حق ملی» تعریف شود، سازوکارهای بینالمللی فعال میشوند.
اما اگر مسئله بهعنوان «بحران داخلی» معرفی شود، بازیگران بینالمللی میتوانند بهراحتی بگویند: «این یک مسئله داخلی است.»
بدین ترتیب، دیپلماسی و امنیت با هم همکاری میکنند تا چارچوبی ایجاد کنند که در آن صدا و خواستههای کوردها بهعنوان «جرم» طبقهبندی شود.
شورشها و طبقهبندی آنها بهعنوان «شورش/نافرمانی امنیتی»
شورشها در روژهلات اغلب تحت برچسبهایی مانند «نافرمانی امنیتی» قرار میگیرند. این برچسبها لزوماً به معنای جرمانگاری مستقیم نیستند؛ بلکه مکانیسمهایی هستند که اعتراضات و شورشها را بهعنوان تهدیدی برای نظم سیاسی ارائه میکنند.
این نوع برچسبگذاری باعث میشود که چنین شورشهایی از حمایت دیپلماسی بینالمللی محروم شوند و خواستههای ملی آنها در رسانههای جهانی تضعیف شود و بهتدریج تنها بهعنوان یک «مسئله داخلی» جلوه داده شوند.
سکوت رسانهای و جنگ سایبری: کنترل اطلاعات و پروفایلسازی دیجیتالی
کنترل صدا یکی از ارکان اصلی پروفایلینگ در روژهلات است. محدود کردن رسانهها، قطع اینترنت و مجرم شناختن افراد به دلیل آگاهیبخشی و گردش اطلاعات باعث شده است که بخش بزرگی از مقاومتها و اعتراضات به مخاطبان جهانی نرسد.
در عین حال، فضای مجازی به میدان نبرد جدیدی تبدیل شده است؛ میدانی که از یک سو راهی برای شکستن سکوت ارائه میدهد و از سوی دیگر خطرات پروفایلسازی دیجیتال افراد و جوامع را در بر میگیرد.
اکوسیستم اطلاعات: سانسور، روایتسازی و دادهسازی فردی
در این جنگ نامرئی، خودِ اطلاعات به قدرت تبدیل میشود. سانسور و محدودیت صرفاً «سکوت» ایجاد نمیکنند؛ بلکه در را به روی «یک روایت» و یک ارزیابی نیز باز میکنند.
با این حال، رسانههای اجتماعی عرصهای دوطرفه هستند:
از یک سو، فریاد میزنند و سکوت را میشکنند.
از سوی دیگر، دادهها، مکان، روابط و رفتار افراد به ابزاری برای پروفایلسازی تبدیل میشوند.
در این زمینه، پروفایلسازی نه تنها ملی است، بلکه به یک ابزار اطلاعات شخصی نیز بدل میشود.
نتیجهگیری
پروفایلینگ در روژهلات نشان میدهد که مبارزه کوردها نه تنها جنگی بر سر زمین است، بلکه جنگی عمیقتر بر سر هویت، صدا و تصویر ملی نیز میباشد.
مردمی که نمیتوانند هویت و پروفایلینگ خود را ارائه دهند، مجبور به پذیرش قرائتها و تحلیلهای تحمیلی دیگران میشوند.
نتیجه نظری: «راهکار روایی» و مسیر خروج از چارچوبهای امنیتی
اگر دولت تلاش کند مطالبات را به «تهدید» تبدیل کند، وظیفه اصلی کوردها ارائه مطالبات ملی به جهان به زبان دفاع از حقوق است. به جای اینکه اجازه دهند این مطالبات اهلی شوند، لازم است این تمایزات در فکر، باور و عمل ظاهر شوند تا روایتهای امنیتی به روایتهای مبتنی بر حقوق تبدیل شوند.
وقتی کوردها بتوانند بهطور مداوم «خود» را معرفی کنند و کنترل چارچوب گفتمان را در دست داشته باشند، مانع میشوند که «دیگران» تصویر آنها را تحریف کنند.
پروفایلینگ بینالمللی و «بومیسازی» در مقاله بعدی مورد بررسی قرار خواهد گرفت؛ جایی که درباره چهرهای برجسته از روژهلات، دکتر عبدالرحمن قاسملو، بحث خواهد شد — فردی که پیش از بسیاری دیگر، هوشیار و آگاه بود نسبت به اینکه چگونه کوردها در عرصه بینالمللی به ناروا پروفایلینگ شدهاند.