آخرین موضعگیری رسانهای آقای پهلوی بار دیگر نشان داد که پشت شعارهای پرطمطراق درباره «آزادی» و «آینده نوین ایران»، همان نگاه کهنه، تمرکزگرایانه و اقتدارطلبی نهفته است که طی یک قرن گذشته بخش بزرگی از رنج و گسست در ایران را رقم زده است. ایشان در واکنش به اعلام موجودیت «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران»، احزاب کورد را «چند گروه تجزیهطلب» نامیده و حتی پا را فراتر نهاده و در حالی که هنوز در جایگاه قدرت نیست، تهدید کرده است که در صورت دستیابی به قدرت، ارتش را مأمور سرکوب مردم کوردستان خواهد کرد. چنین ادبیاتی نه تنها مغایر با اصول بنیادین دموکراسی و حقوق بشر است، بلکه یادآور گفتمان حکومتهای تمامیتخواهی است که دههها با برچسبزنی و امنیتیسازی مطالبات برحق ملتهای ایران، سرکوب را «حفظ تمامیت ارضی» نام نهادهاند. تجربه تاریخی نشان داده است که امنیتیکردن سیاست و نظامیکردن مطالبات مدنی، نه وحدت میآفریند و نه ثبات، بلکه شکافهای ملی را عمیقتر میکند.
ما با صراحت اعلام میداریم: مبارزات ملت کورد، بخشی جداییناپذیر از مبارزه سراسری مردم ایران علیه استبداد حاکم و برای گذار به نظمی دموکراتیک، سکولار و مبتنی بر حقوق برابر است. مطالبه آزادی، کرامت انسانی، عدالت اجتماعی، حق آموزش به زبان مادری، اداره امور محلی و مشارکت برابر در ساختار آینده ایران، نه «تجزیهطلبی» که تجلی اصول شناختهشده حقوق ملتها در اسناد بینالمللی است.
مبارزه مردم کوردستان، مبارزه علیه تبعیض ساختاری و انکار هویت است؛ تبعیضی که در اشکال گوناگون سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی بر ملتهای تاریخی ساکن ایران تحمیل شده است. این مبارزه علیه هرگونه استبداد ــ با هر نام و پرچمی ــ ادامه خواهد یافت. تاریخ نیز به روشنی گواه است که زبان تهدید و لشکرکشی، سرانجامی جز چرخه خشونت ندارد. نزدیک به پنج دهه پیش نیز با ادبیاتی مشابه، فرمان «جهاد» علیه کوردها صادر شد و نتیجه آن، تعمیق بیاعتمادی و تداوم زخمهای ملی بود. پیش از آن نیز سیاستهای تمرکزگرایانه عصر پهلوی اول با انکار تنوع ملی و فرهنگی، بنیانهای همزیستی داوطلبانه را تضعیف کرد. تکرار همان مسیر، حتی با ظاهری نو، بازتولید همان بحرانهاست.
ایران کشوری متکثر و متشکل از ملتهای تاریخی گوناگون است. وحدت پایدار تنها زمانی شکل میگیرد که این تکثر به رسمیت شناخته شود، نه آنکه با تهدید ارتش و سرکوب انکار گردد. کسانی که امروز هنوز به قدرت نرسیده از «سرکوب» سخن میگویند، باید بدانند که ملتهای ایران حافظه تاریخی دارند و تجربه یک قرن تمرکزگرایی اقتدارطلبانه را فراموش نکردهاند.
ما هشدار میدهیم: هر پروژه سیاسی که بر پایه ترس، حذف، یکسانسازی اجباری و برتریطلبی ملی بنا شود، محکوم به شکست است. آینده ایران از مسیر لشکرکشی به مناطق ملتهای دیگر و تحمیل اراده یک مرکز بر پیرامون عبور نخواهد کرد. تهدید هر ملت، تهدید همه ملتهاست. ما، ملتهای تحت تبعیض و انکار صد سال اخیر، در دفاع از حقوق جمعی خود متحد ایستادهایم. همانگونه که رژیم پهلوی و سپس جمهوری اسلامی با وجود سرکوب گسترده نتوانستند اراده ملت کورد و دیگر ملتهای ایران را درهم بشکنند، در قرن بیستویکم ــ قرن آگاهی، ارتباطات و بازشناسی هویتها ــ هیچ نیرویی قادر نخواهد بود با ابزار نظامی اراده سیاسی ملتها را خاموش کند.
کنگره ملیتهای ایران فدرال بار دیگر تأکید میکند: راه آینده ایران نه در بازتولید الگوهای شکستخورده تمرکزگرایی، بلکه در گفتوگوی برابر، شناسایی حقوق ملی، توزیع عادلانه قدرت و حاکمیت ساختاری فدرال، سکولار و مردمسالار است. تنها از مسیر شراکت واقعی همه ملتها در تعیین سرنوشت مشترک است که میتوان ایرانی آزاد، دموکراتیک و مبتنی بر عدالت پایدار ساخت. ما بر این باوریم که همبستگی واقعی نه با انکار تفاوتها، بلکه با پذیرش آنها و تبدیل تکثر به سرمایهای برای آینده شکل میگیرد.
کنگره ملیتهای ایران فدرال