کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

حزب دموکرات کوردستان ایران؛ خودمختاری در ترازوی مذاکره

23:23 - 10 فروردین 1405

زاهیر محمدی

حضور و نقش‌آفرینی حزب دموکرات کوردستان ایران در نخستین ماه‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران را باید در چارچوب یک تلاش آگاهانه برای تبدیل یک مطالبه‌ی تاریخی، یعنی خودمختاری کوردستان، به یک مسئله‌ی رسمی در ساختار قدرت جدید تحلیل کرد. این حزب، علی‌رغم برخورداری از برتری نظامی و پایگاه اجتماعی گسترده در کوردستان، از همان آغاز کوشید مسیر مذاکره و راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز را جایگزین تقابل مستقیم با حاکمیت نوظهور کند. این انتخاب استراتژیک، برخلاف ظاهرش که از سوی برخی جریان‌های سیاسی به «سازشکاری» تعبیر شد، در واقع بیانگر درکی واقع‌گرایانه از شرایط گذار انقلابی و تلاش برای تثبیت حقوق ملی کورد در بستر یک نظم سیاسی در حال شکل‌گیری بود. در این چارچوب، اعزام چهار هیأت بلندپایه از سوی حزب در فاصله‌ی فروردین تا اسفند ۱۳۵۸، نشان‌دهنده‌ی یک راهبرد دیپلماتیک منسجم برای حل مسئله از طریق مجاری رسمی بود؛ راهبردی که نخستین نمود آن در سفر هیأت حزب دموکرات به ریاست دکتر عبدالرحمن قاسملو، دبیرکل حزب، به قم و تهران در روزهای ۸ و ۱۱ فروردین ۱۳۵۸ متبلور شد. این مقاله با تکیه بر گزارش‌های منتشرشده در روزنامه‌ی اطلاعات و روزنامه‌ی کیهان، گردآوری شده در مجموعه‌ی «کردستان؛ روزهای بحران» به کوشش بهزاد خوشحالی، در پی آن است که این مقطع را از منظر تحلیلی بازخوانی کرده و اهداف، منطق و پیامدهای این نخستین تلاش دیپلماتیک حزب دموکرات را در تعامل با حاکمیت پس از انقلاب بررسی کند.

مذاکرات هیأت حزب دموکرات، در سطح نمادین و عملی، نخستین تماس مستقیم و رسمی میان رهبری حزب دموکرات و هسته‌ی اصلی قدرت در تهران به شمار می‌رفت. هیأت هشت‌نفره‌ی حزب دموکرات در نخستین دیدار خود در ساعت ۱۷:۴۵ روز ۸ فروردین وارد قم شد و با روح‌الله خمینی، رهبر انقلاب، دیدار کرد١. در این دیدار ۴۵ دقیقه‌ای، دکتر قاسملو با تشریح وضعیت کوردستان و طرح مفهوم خودمختاری، تلاش کرد این مطالبه را در قالبی قابل فهم برای رهبری انقلاب ارائه دهد و همزمان بر ضرورت رفع سوءتفاهم‌ها و مقابله با روایت‌های مخدوشی که خودمختاری کوردستان را به‌عنوان تجزیه‌طلبی بازنمایی می‌کردند، تأکید کند. با این حال، پاسخ خمینی که بر «وحدت کلمه» و تساوی حقوق همه‌ی «ملت» تأکید داشت، نشان‌دهنده‌ی فاصله‌ی مفهومی عمیقی با طرح حزب بود و در نهایت، خمینی موضوع خودمختاری کوردستان را به دولت موقت و شخص مهدی بازرگان ارجاع داد.

این ارجاع، در ظاهر یک اقدام اداری ساده به نظر می‌رسید، اما در سطح تحلیلی، بیانگر نحوه‌ی مواجهه‌ی حاکمیت انقلابی با حق خودمختاری کوردستان بود: انتقال مسئله از سطح تصمیم‌گیری کلان به سطحی پایین‌تر، بدون ورود مستقیم به ماهیت آن. در همین حال، حزب دموکرات تلاش کرد از فرصت حضور در تهران برای شکل‌دهی به افکار عمومی نیز استفاده کند. برگزاری کنفرانس مطبوعاتی در هتل کانتیننتال تهران و اعلام عدم شرکت در رفراندوم جمهوری اسلامی٢ از سوی حزب، نشان‌دهنده‌ی یک استراتژی دوگانه بود: از یک‌سو، ورود به گفت‌وگو با حاکمیت و از سوی دیگر، به چالش کشیدن مشروعیت فرآیندهای بنیادین آن. حزب، دلایل این تحریم را در «غیردموکراتیک بودن رفراندوم» و «نامشخص بودن ماهیت جمهوری اسلامی در تضمین حقوق خلق‌های ایران» عنوان کرد؛ موضعی که رویکرد کوردستان و حاکمیت جدید را در همان مراحل اولیه آشکار ساخت.

دیدار دوم که در ۱۱ فروردین با بازرگان، نخست‌وزیر دولت موقت، و با حضور داریوش فروهر، وزیر کار و رفاه، برگزار شد٣، سطح متفاوتی از تعامل را نمایان کرد. برخلاف دیدار با خمینی، در اینجا گفتگو وارد حوزه‌ی فنی‌تر و نهادی‌تری شد. دکتر قاسملو با طرح جزئیات مربوط به ساختار حکومت خودمختار، خواستار مشارکت نمایندگان کورد در تدوین قانون اساسی و دسترسی به رادیو و تلویزیون برای توضیح این مفهوم شد. بازرگان، در پاسخ، ضمن ابراز حسن نیت و استقبال از طرح، آن را به بررسی‌های بعدی و فرآیند قانونگذاری موکول کرد و تأکید داشت که دولت موقت تنها می‌تواند زمینه‌ساز چنین تغییراتی باشد. این موضع، اگرچه در ظاهر مثبت بود، اما در عمل به تعویق انداختن مسئله و پرهیز از اتخاذ تصمیمی روشن تعبیر می‌شد.

علاوه بر این دو ملاقات، کنگره‌ی مطبوعاتی هیأت حزب دموکرات در ۱۱ فروردین٤، یکی دیگر از اقدامات مهم هیأت حزب دموکرات کوردستان ایران بود. این کنگره‌ی مطبوعاتی به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های بازتعریف گفتمانی مسئله تبدیل شد. در این نشست، دکتر قاسملو به تفصیل در مورد خودمختاری کوردستان پرداخت و به صراحت به رد رویکرد و اتهاماتی پرداخت که خودمختاری کوردستان را به معنای «تجزیه‌طلبی» تعریف و تفسیر می‌کردند. در این کنگره‌ی مطبوعاتی، دکتر قاسملو تأکید نمود که خودمختاری نه تجزیه‌طلبی، بلکه تضمین‌کننده‌ی استقلال و تمامیت ارضی ایران است. او همچنین با اشاره به نبود هرگونه وابستگی خارجی و تأکید بر استقلال سیاسی حزب، تلاش کرد روایت‌های امنیتی پیرامون کوردستان را بی‌اعتبار سازد. پاسخ‌های او به پرسش‌های مربوط به روابط با نیروهای مذهبی و حتی اشاره به دعوت یاسر عرفات، نشان‌دهنده‌ی تلاش برای تثبیت جایگاه حزب در یک شبکه‌ی سیاسی گسترده‌تر بود.

گردهمایی ۱۶ فروردین در دانشگاه صنعتی تهران٥، مرحله‌ی دیگری از این تلاش برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی محسوب می‌شد. در این نشست، دکتر قاسملو با تفکیک مخالفان خودمختاری به دو گروه ناآگاهان و تحریف‌کنندگان آگاه، بر ضرورت روشنگری در مورد خودمختاری کوردستان اشاره کرد. او همچنین با نقد نقش ارتش در دوره‌ی محمدرضا شاه پهلوی و طرح ایده‌ی یک «ارتش ملی و خلقی»، نشان داد که مسئله‌ی خودمختاری صرفاً محدود به اداره‌ی محلی کوردستان نیست، بلکه به بازتعریف ساختارهای کلان قدرت در ایران مربوط می‌شود.

در سطح کوردستان نیز بازتاب این تلاش دیپلماتیک حزب دموکرات قابل توجه بود. اجتماع گسترده‌ی مردم در مهاباد در ۱۷ فروردین٦، که با حضور چهره‌هایی چون شیخ عزالدین حسینی و کوردهای ارومیه برگزار شد، نشان‌دهنده‌ی پیوند میان رهبری سیاسی و پایگاه اجتماعی حزب دموکرات بود. در این اجتماع، دکتر قاسملو ضمن ارائه‌ی گزارش مذاکرات، به سوءبرداشت‌های موجود در تهران اشاره کرد و بر ضرورت اصلاح این برداشت‌ها تأکید نمود.

در همین حال، مواضع دولت موقت در قبال مسئله‌ی کوردستان، به‌ویژه در مصاحبه‌ی بازرگان در ۱۴ فروردین٧، حاکی از یک رویکرد محتاطانه و دوگانه بود. او با تفکیک میان «خودمختاری به‌مثابه‌ی تجزیه» و «اختیارات محلی»، تلاش کرد چارچوبی کلی ارائه دهد که شامل همه‌ی مناطق کشور شود، نه صرفاً کوردستان. این رویکرد، اگرچه در ظاهر فراگیر و دموکراتیک به نظر می‌رسید، اما در عمل به نادیده‌گرفتن ویژگی‌های خاص مسئله‌ی خودمختاری کوردستان انجامید و آن را در سطحی عمومی و غیرمتمایز حل‌وفصل می‌کرد.

هم‌زمان، فضای رسانه‌ای نیز در شکل‌دهی به این گفتمان نقش داشت. انتشار مقاله‌ای با عنوان «واقعیت ماجرای کوردستان، خوزستان و ...» از سوی علی‌اصغر حاج سیدجوادی در روزنامه‌ی اطلاعات٨، نشان‌دهنده‌ی تلاش برای چارچوب‌بندی مسئله‌ی خودمختاری کوردستان در یک روایت کلان مرکزگرا بود؛ روایتی که می‌کوشید خودمختاری کوردستان را در قالب ایرانی متمرکز و واحد تحلیل کند.

در مجموع می‌توان گفت که سفر نخست هیأت حزب دموکرات کوردستان ایران به تهران و قم، لحظه‌ای تعیین‌کننده در شکل‌گیری رابطه‌ی میان کوردستان و حاکمیت انقلابی بود. این سفر، نه‌تنها نخستین تلاش برای حل مسئله از طریق مذاکره بود، بلکه عرصه‌ای برای تقابل دو گفتمان متفاوت نیز محسوب می‌شد: گفتمان دموکراسی و خودمختاری کوردستان در برابر گفتمان تمرکزگرایانه و استبدادی تهران. اگرچه این تلاش با حسن نیت هیأت حزب دموکرات کوردستان ایران شروع شد، اما نبود درک حاکمیت جدید ایران از مفاهیم بنیادین دموکراسی و فقدان سازوکارهای نهادی برای ترجمه‌ی این مفاهیم به سیاست عملی، در نهایت به واگرایی انجامید.

آنچه در جریان تلاش‌های هیأت حزب دموکرات کوردستان ایران در فروردین ۱۳۵۸ رخ داد، صرفاً یک سلسله دیدار و مذاکره نبود، بلکه نقطه‌ی آغاز یک الگوی تعامل بود که در آن، حق خودمختاری کوردستان در چارچوبی امنیتی بازتعریف شد و پاسخ‌های حاکمیت به‌جای حل مسئله، آن را به تعویق انداخت. حزب دموکرات، با انتخاب مسیر مذاکره، تلاش کرد از فرصت تاریخی پس از انقلاب برای تثبیت حقوق کورد استفاده کند، اما ساختار قدرت جدید، به‌دلیل ماهیت استبداد سیاسی و پرهیز از گشایش‌های ساختاری، نتوانست یا نخواست به این طرح سیاسی حزب پاسخ دهد. در نتیجه، شکاف گفتمانی اولیه، به‌تدریج به شکافی سیاسی و سپس به تقابلی عینی تبدیل شد؛ تقابلی که ریشه‌های آن را باید در همین لحظه‌ی آغازین جست‌وجو کرد.

١. خوشحالی، بهزاد (بدون تاریخ)، کوردستان روزهای بحران (2)، دکتر عبدالرحمن قاسملو و کوردستان: صص: 16 ــ 17
٢. همان، ص: 18 ـ 19
٣. همان، ص: 20 ـ 21
٤. همان، ص: 17 ـ 20
٥. همان، ص: 22 ـ 25
٦. همان، ص: 26
٧. خوشحالی، بهزاد (بدون تاریخ)، کردستان؛ روزهای بحران (15)، دولت موقت و انقلاب، صص: 28 ـ 31
٨. همان، صص: 31 ـ 35
٩. www.behzadkhoshhli.com