ما، بهعنوان بخشی از جامعهی فرهنگی و هنری کوردستان، صدور هرگونه «فرمان جهاد» علیه کوردستان را قویاً محکوم میکنیم؛ بهویژه آنگاه که این ادبیات خطرناک از سوی رضا پهلوی و در واکنش به اتحاد احزاب کوردی مطرح میشود. چنین گفتاری نه بیان یک موضع سیاسی مسئولانه، بلکه بازتولید همان منطق حذفگرایانه و خشونتمحوری است که طی دههها، کوردستان را به میدان سرکوب و خون بدل کرده است.
تجربهی تاریخی نشان داده است که زبان «جهاد» و «سرکوب» پیشتر نیز، در آغاز جمهوری اسلامی ایران، به کار گرفته شد؛ زبانی که نهتنها مسئلهای را حل نکرد، بلکه شکافها را عمیقتر و چرخهی خشونت را ماندگارتر ساخت. بازگشت به همان ادبیات، آن هم از سوی جریانی که داعیهی آیندهای متفاوت دارد، چیزی جز استمرار استبداد در هیئتی دیگر نیست.
در طول یک قرن اخیر، چه در دورهی پهلوی و چه در دوران جمهوری اسلامی، تمامی ظرفیتهای حاکمیتی—از سازوکارهای سرکوب تا ماشینهای تبلیغاتی—در جهت حذف فیزیکی و فرهنگی کوردها بهکار گرفته شده است. با اینهمه، آنچه امروز در آستانهی فروپاشی قرار دارد، نه ملت کورد، بلکه همین ساختارهای دیکتاتوری است که بر بنیاد انکار، حذف و خشونت استوار بودهاند.
احزاب کوردی، برآمده از بطن جامعهی کورد و حامل بخشی از اراده و مطالبات تاریخی این ملتاند و مشروعیت خود را از مردم میگیرند، نه از مرکز. در برابر، هر نگرش فاشیستی که کوردستان را صرفاً از منظر امنیتی تعریف میکند، در این جغرافیا از هرگونه مشروعیت سیاسی و اخلاقی تهی است.
مایهی تأسف و تأمل است که برخی چهرههای هنری، که زمانی با شعار «تفنگت را زمین بگذار» ژست صلحطلبی و دموکراسیخواهی میگرفتند، امروز در برابر این ادبیات خشونتبار سکوت کرده یا حتی به حمایت از آن برخاستهاند. این تناقض آشکار، پرده از آن برمیدارد که آن فراخوانها نه برای پایان خشونت، بلکه برای جابهجایی یک ساختار سرکوبگر با ساختاری دیگر بوده است.
در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، ملت کورد «چشم و چراغ» این جنبش خوانده شد؛ اما امروز همان ملت، بهسبب طرح مطالبات خود، با تهدید به مرگ و سرکوب مواجه است. این دوگانگی نشان میدهد که در نگاه حامیان پادشاهیخواه، کورد تنها زمانی پذیرفتنی است که در نقش قربانی ظاهر شود، نه آنگاه که بهمثابه سوژهای آگاه، از حق و هویت خود سخن بگوید. کورد مطالبهگر، در این منطق، به «دیگریِ خطرناک» بدل میشود.
در چنین بستری، صدور «فرمان جهاد» علیه کوردستان، نهتنها نشانهی ناتوانی در فهم دموکراسی و کثرتگرایی است، بلکه تلاشی آشکار برای مشروعیتبخشی به خشونت و بازتولید سرکوب است.
ما تأکید میکنیم که کوردستان را نمیتوان با تهدید، فرمان یا خشونت خاموش کرد. تاریخ این سرزمین گواه آن است که هر سیاست مبتنی بر حذف و انکار، سرانجام به شکست انجامیده و به باتلاقی برای عاملان آن بدل شده است. چنین مواضعی، بیش از هر چیز، چهرهی واقعی گرایشهای فاشیستی و حامیان پادشاهیخواه را آشکار میسازد.
ما، بهعنوان سینماگران مستقل کورد، بر ضرورت گفتوگو، بهرسمیتشناختن حقوق ملی و فرهنگی، و عبور از منطق سرکوب تأکید داریم و هشدار میدهیم که تداوم این ادبیات، نه به آیندهای دموکراتیک، بلکه به تعمیق بحران و گسترش شکافها خواهد انجامید.
انجمن سینماگران مستقل کورد