متن سخنان دکترآسو حسنزاده سرپرست هیئت حزب دموکرات کوردستان ایران در نشست «کنگره آزادی ایران» در لندن
اشارە: در روزهای ۲۸ و ۲۹ مارس ۲۰۲۶، نشست گسترده «کنگره آزادی ایران» با حضور نزدیک به ۴۰۰ تن از شخصیتها، فعالان و نمایندگان جریانهای سیاسی و مدنی اپوزیسیون جمهوری اسلامی در لندن برگزار شد. به جز سازمان مجاهدین خلق و کمپ رضا پهلوی، نمایندگان طیف وسیعی از اپوزیسیون خارج و داخل کشور (از جمهوریخواهان، مشروطهخواهان و جریانهای چپ گرفته تا احزاب ملتهای ایران و تشکلهای صنفی و مدنی) به صورت حضوری یا آنلاین در این نشست شرکت داشتند. شایان ذکر است که نشست مقدماتی این کنگره، یک ماه پیش از این در لندن برگزار شده بود که آقای خالد عزیزی، سخنگوی حزب دموکرات کوردستان ایران، به عنوان نماینده حزب در آن حضور یافته بود.
در جریان این نشست دو روزه، مجموعهای از سخنرانان و پانلیستها دیدگاههای خود را درباره ایرانِ پس از جمهوری اسلامی ارائه دادند. محورهای اصلی بحث عبارت بودند از: جنسیت و دموکراسی، نقش شهروندان و حمایت جامعه بینالمللی، توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی به عنوان پیششرط دموکراسی، تفاهم میان اپوزیسیون کثرتگرا، احزاب و سازمانهای سیاسی به عنوان موتور محرک دموکراسی، نقش جنبشهای اجتماعی و جامعه مدنی در دموکراسی پایدار، و ایرانِ عاری از تبعیض از طریق مشارکت و اجماعسازی.
کنگره آزادی ایران ادعای رهبری یا آلترناتیوسازی ندارد، بلکه فعلاً به عنوان تریبونی ظرفیتساز برای دیالوگ و گفتوگوی دیدگاههای مختلف پیرامون راههای گذار از جمهوری اسلامی و ساختن آیندهای دموکراتیک در ایران عمل میکند. در پایان این نشست، بیانیهای صادر شد که بر ضرورت تداوم روند شکلگیری کنگره تأکید کرده و سازوکارهای جدیدی، از جمله ایجاد یک دبیرخانه در کنار شورای هماهنگی کنگره، برای پیشبرد برنامههای آتی ارائه داد.
در این نشست، هیئتهایی از سه حزب عضو «اتحاد نیروهای سیاسی کوردستان ایران» (حزب دموکرات کوردستان ایران، کومله کوردستان ایران و پژاک) و همچنین شماری از آکادمیسینهای کورد حضور داشتند. هیئت حزب دموکرات کوردستان ایران به سرپرستی دکتر آسو حسنزاده و عضویت آسو صالح، دکتر منصور سهرابی، مولود سواره و رزگار آلانی، در حاشیه این نشست با بسیاری از شخصیتها و جریانهای تأثیرگذار دیدار کرده و دیدگاههای حزب دموکرات را درباره مبانی اتحاد اپوزیسیون ایران از منظر منافع کوردها و ملتهای تحت ستم ایران تبیین کردند.
لازم به ذکر است که مسئله ملتهای ایران بر بخش اعظم مباحث این نشست سایه افکنده بود. به ویژه سخنرانیهای صریح نمایندگان ملتهای تحت ستم، تأثیر بسزایی در ارتقای آگاهی اپوزیسیون ایرانی نسبت به پرسش ملی در ایران داشت. سخنرانان کورد در این نشست عبارت بودند از: دکتر آسو حسنزاده (که در ابتدا پیام سخنگوی حزب را نیز بە حضار رساند)، ناهید بهمنی، دکتر منصور سهرابی، دکتر بهروز چمنآرا و دکتر شکریه برادوست.
متن سخنرانی د. آسو حسنزادە در کنگره آزادی ایران
حضار گرامی، اندیشمندان و پویندگان راه آزادی و دموکراسی؛
با درود و احترام؛ در طلیعهی سخن، لازم میدانم مراتب سلام و پوزش جناب آقای »کاک خالد عزیزی«، سخنگوی حزب دموکرات کوردستان ایران را به محضر این نشست باشکوه ابلاغ نمایم. همانگونه که مستحضرید، حزب دموکرات مسئولیت نمایندگی و پیشبرد اهداف خود در فرآیند «کنگره آزادی ایران» را به ایشان محول نموده بود. علیرغم مشارکت فعالانه و حضور موثر ایشان در نشستهای مقدماتی، متأسفانه به دلیل پارهای از پیشآمدهای غیرمترقبه و موانع شخصی، امکان حضور فیزیکی در این اجلاسیهی سرنوشتساز برایشان میسر نگردید، هرچند که همدلی و اشتیاق قلبی ایشان با این جمع پایدار است.
بنا بر هماهنگیهای پیشین، بنده مأموریت یافتهام تا ضمن ابلاغ پیام دوستی ایشان، بر موضع اصولی حزب دموکرات کوردستان ایران تأکید ورزم: ما صمیمانه از تمامی مساعی جمیل جهت ایجاد بسترهای فراگیر و همبستگیِ ارگانیک میان جریانات سیاسی و مدنی مخالف جمهوری اسلامی حمایت میکنیم. حزب دموکرات برای این ظرفیت در حال تکوین، ارجی وافر قائل است. ما از سرآغاز این مسیر همگام شما بودهایم و بر این میثاق استوار خواهیم ماند. بدیهی است با تکیە بر مبانی سیاسی حزب دموکرات و احزاب عضو »ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران«، صرفنظر از ملاحظات احتمالی پیرامون سازوکارها یا خروجیهای این نشست، تداوم تعامل و همراهی ما تضمین شده است.
حضار محترم!
اکنون اجازه میخواهم با تغییر جایگاه، نه به عنوان نمایندهی تشکیلاتی، بلکه در مقام یک «پانلیست» و از منظر تحلیل شخصی، به واکاوی موضوع بپردازم:
"دهمهەوێت وتەکهم به تاقیکردنهوهیهک دهست پێ بکهم. ئێمهی کورد لهو کۆبوونهوهیهدا کەمینەین، بهڵام ئێستا من دهتوانم تهنیا له ڕێگهی زمانهوه، زۆرینهی ئێوه که لە من تێ ناگهن بخهمه دۆخێکهوه که لهوێدا دهسهڵات له لای ئێمهیه و ئهوه ئێوهن که دهچهوسێنهوه، چونکە لەمن تێ ناگهن."
ببخشید، یادم رفت، باید فارسی صحبت کنم. اکثریت این مجمع فارسزباناند و ما در اینجا اقلیت محسوب میشویم!
ملاحظه فرمودید که چگونه با چند عبارت، موازنهی قدرت دگرگون شد. این نمودی کوچک از حقیقتی است که بیش از یک قرن بر اتمسفر سیاسی ایران سایه افکنده است: بخشی از جامعه، بیآنکه مستندات علمی دال بر اکثریت مطلق آنها وجود داشته باشد، صرفاً با اتکا بر هژمونیِ هویتی و زبانی، بر دیگرانی که چه بسا آنها نیز در کلیت خویش اکثریت باشند، حکم راندهاند؛ و این یعنی »پارادوکس حاکمیت اقلیت بر اکثریت«.
ضمن سپاس از برگزارکنندگان بابت تکوین این سپهر متکثر، معتقدم اگر ارادهای برای فراروی از مرامنامهی کلی مندرج در وبسایت کنگره وجود دارد، باید پذیرفت که صرف «ایجاد شنودگاه» برای صداهای متفاوت کافی نیست. کثرت اصوات اگر به همگرایی نینجامد، به »کاکوفونی« (آشفتگی صوتی) بدل خواهد شد. هنر سیاست متعالی، تبدیل «چندصدایی» به «همصدایی» است.
ما نیازمند عبور از «رواداری منفعل» و نیل به »کثرتگرایی نتیجهمحور« هستیم. جانمایهی این تکثر در ایران، به رسمیت شناختن ماهیت »کثیرالمله «بودن این سرزمین است؛ گرهگاهی که جای خالیاش در اینجا حس میشود. به قول فرانسویها: "باید گاو را از شاخهایش گرفت"؛ یعنی مواجهه مستقیم با قلب بحران. سخن راندن از «آزادی و برابری» بدون تبیین چگونگیِ تجسم این اصول در ساختار سیاسی و اداریِ آتی، فروکاستن مفاهیم به شعار است.
دوستان گرامی!
چگونه میتوان مدعی ساختن «ایرانی کثرتگرا» بود، اما از تعریف دقیق این کثرت و به رسمیت شناختن »سوژهی تبعیض« طفره رفت؟ چگونه میتوان از همافزایی دم زد اما نپرسید معماران این بنای نوین کیستند؟ احزاب؟ آحاد شهروندان؟ یا ملیتها؟ و چرا از بازطراحی ساختار قدرت و تقسیم عادلانهی آن هراس داریم؟
دیروز شاهد بودیم که برخی، موضوعِ ملیتهای ایران را به «هویت شخصی» تقلیل داده و حقوق شهروندی را یگانه اکسیر درمان دردها پنداشتند. اما هویت، نه یک انتخاب سلیقهای، بلکه یک واقعیت عینی و جمعی است. برخی چنان با ادبیات "اتنیکانگاری" از دیگران یاد میکنند که گویی تعلق هویتشناختی، نشانی است که تنها بر پیشانی ما حک شده
اگر ما اتنیک هستیم، پس شما کیستید؟ حقوق شهروندی فردی، بهتنهایی پاسخگوی مطالبات جوامعی نیست که خود را "ملت" میدانند و خواهان حق تعیین سرنوشت در تعیین سرنوشت ملی خویشاند.
اگر به تعبیِ دوست عزیزمان، جناب علیجانی، بنا بر پرهیز از «حداکثرخواهی» باشد و فرض را بر این بگیریم که ملتی از حقِ استقلال خویش صرفنظر کرده و به فدرالیسم یا خودمختاری بسنده کند، پرسش اینجاست: طرف مقابل - یعنی مرکزگرایان - تا چه حد آمادگی دارند از «حداکثری» سنتی و انحصارطلبانه خویش عقبنشینی کنند؟
امیدوارم واژهی «ملت» برای کوردها موجب رنجش نگردد. اگر کاتالونها، کبکیها یا اسکاتلندیها در ادبیات سیاسیِ جهان «ملت» محسوب میشوند، چرا کوردها از این حق محروم باشند؟ تعارض یا تفاهم میان «وحدت سیاسی» و «کثرت فرهنگی» در ید ارادهی ماست. اگر ارادهای برای عدالت ساختاری باشد و به جای «دیگریهراسی»، آرمان برابری در جایگاههای حقوقی دنبال شود، دستیابی به یک »سنتز دموکراتیک« و پایدار، کاملاً در دسترس است.
در فرجام سخن، تأکید میکنم که بر اساس مصوبات حزب دموکرات و ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان، عضویت ما در هرگونه ائتلاف سراسری، منوط و مشروط به »بهرسمیتشناختن ماهیت کثیرالمله بودن ایران« است.
اگر ما در اینجا «مهمان» تلقی شویم، به نمادهای شما احترام میگذاریم اما مهمان سرانجام خانه را ترک خواهد کرد. اما اگر آنگونه که ادعا میشود، ما «صاحبخانه» و از سوژههای مؤسس ایران فردا هستیم، به جایگاهی کمتر از »برابری کامل و نهادینه شده« با ملیت حاکم - هم در نمادها و هم در ساختار سخت قدرت - رضایت نخواهیم داد.
بازسازیِ اعتماد، ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما صد سال بیاعتمادی انباشته را نمیتوان با واژگان رنگین ترمیم کرد. زخمهای تاریخی برای التیام، ابتدا باید به درستی بازخوانی و به رسمیت شناخته شوند. این مسیر نیازمند شجاعت، صبر و واقعگرایی است. کتمان و ابهام، تنها بر عمق شکافها میافزاید و واگرایی را به نقطهی بیبازگشت میرساند.
سپاسگزارم از شکیبایی شما.