
خالد قادری
چکیده (Abstract)
در عصر معاصر، جنگ سایبری به یکی از جبهههای اصلی جنگ روانی و رسانهای تبدیل شده است. این پژوهش، سایبر را بهعنوان ابزاری استراتژیک در چارچوب «پروفایلینگ ملی» تحلیل میکند؛ بهویژه در ارتباط با ملت کورد. هدف مقاله، تبیین شیوههای اجرای حملات سایبری است که با بهرهگیری از دادههای تاریخی و روانشناختی، برای کنترل احساسات فردی و جمعی، بازنمایی گزینشی فجایع تاریخی، ایجاد ترس و درهمشکستن وحدت ملی به کار گرفته میشوند.
همچنین، واکنش ملت کورد و راهکارهای خنثیسازی این استراتژیها، با تمرکز بر تجربه روژاوی کوردستان بهعنوان یک نمونه موردی بررسی شده است؛ جایی که برخی از ترسهای تاریخی بهگونهای چشمگیر کاهش یافتهاند. این پژوهش نشان میدهد که سایبر و پروفایلینگ ملی، دو مؤلفه جداییناپذیر در جنگهای نوین هستند.
واژگان کلیدی: سایبر، جنگ سایبری، پروفایلینگ ملی، جنگ روانی، کورد، Cognitive Warfare
مقدمه
پس از پایان جنگهای کلاسیک، جبهههای نبرد دستخوش تحولی بنیادین شدهاند. معیارهای جنگ دیگر صرفاً به خاک و قدرت فیزیکی محدود نیستند، بلکه به قلمرو ذهن، احساس و تصمیمگیری انسانی نیز گسترش یافتهاند. در این چارچوب، فضای سایبر به عرصهای محوری بدل شده است که از طریق آن، جنگ روانی و رسانهای در مقیاسی گسترده اجرا میشود.
این پژوهش، ادامه تحقیقات پیشین نویسنده در حوزه «پروفایلینگ ملی» است و سایبر را بهعنوان ابزاری کارآمد برای اجرای این پروفایلینگ، بهویژه در ارتباط با ملت کورد، مورد تحلیل و بررسی قرار میدهد.
چارچوب تئوریک: سایبر و جنگ روانی
از منظر علمی، سایبر صرفاً یک حوزه تکنولوژیک نیست، بلکه قلمرویی از اطلاعات روانشناختی است که در آن، تقابل بر سر احساسات، باورها و ادراک جمعی شکل میگیرد. در این زمینه، تمایز میان عملیاتهای تکنیکی سایبری (Cyber Technical Operations) و عملیاتهای روانی سایبری (Cyber Psychological Operations) از اهمیت ویژهای برخوردار است.
جنگ شناختی (Cognitive Warfare) در این سطح، هدفی فراتر از سیستمها دنبال میکند: اختلال در فرآیند طبیعی تفکر در مغز انسان. تحقق این نوع نبرد، مستلزم دسترسی به دادههای دقیق روانشناختی و تاریخی ملتهاست؛ دادههایی که پیشتر در چارچوب پروفایلینگ ملی مورد بحث قرار گرفتهاند.
سایبر و کنترل احساسات در ملت کورد
پروفایلینگ ملی کورد نشان میدهد که برخی احساسات، بهصورت تاریخی و عمیق در ناخودآگاه جمعی تثبیت شدهاند؛ از جمله:
ترس از تنهایی
ترس از خیانت داخلی و بینالمللی
ترس از جنگ برادرکشی
حملات سایبری این احساسات را بهطور هدفمند بازتولید میکنند؛ از طریق حسابهای کاربری جعلی، اخبار دستکاریشده و بازنماییهای گزینشی تاریخی. هدف این حملات، نه اطلاعرسانی، بلکه القای حس ضعف، ناتوانی و ناامیدی است.
ابزارسازی تاریخ بهمثابه سلاح سایبری
یکی از مؤثرترین روشهای جنگ سایبری، بهرهبرداری ابزاری از تاریخ و حافظه جمعی است. در مورد ملت کورد، فجایع تاریخی اغلب بدون پیوند منطقی و زمینهمند بازنشر میشوند تا حس ناکامی، یأس و بیاعتمادی به آینده تقویت شود. در این چارچوب، تاریخ نه بهمثابه منبع فهم، بلکه بهعنوان ابزاری سایبری برای تولید ترس و فرسایش روانی به کار گرفته میشود؛ سلاحی که گاه تأثیری عمیقتر و ماندگارتر از حملات فیزیکی برجای میگذارد.
حملات سایبری با هدف تشدید شکافهای داخلی، از مسیرهای زیر عمل میکنند:
ایجاد تضاد میان مناطق مختلف
تقویت دیسکورسهای حزبی علیه یکدیگر
بازسازی سناریوهای جنگ برادرکشی، بر اساس پروفایلینگ ملی و از طریق فضای سایبر
شکلگیری باورهای ملی درونیشده بهعنوان پیامد جنگ سایبری
یکی از خطرناکترین پیامدهای جنگ سایبری و شناختی، دستکاری باورها و هوشیاری ملی در درون ملت است؛ بهگونهای که جامعه، بیآنکه از منشأ و اهداف این فرآیند آگاه باشد، خود به حامل و بازتولیدکننده گفتمانهای خصمانه بدل میشود.
در میان ملت کورد، مجموعهای از باورهای عمومی شکل گرفتهاند که اغلب بهعنوان «حقایق تاریخی» پذیرفته میشوند، در حالی که از منظر علمی میتوان آنها را پیامد طرحهای سایبری بلندمدت دانست؛ از جمله:
«کورد دشمن کورد است» (کورد خۆخۆرە) – تولید هویت خودستیز
این باور، یکی از عمیقترین اشکال دستکاری روانشناختی است. در جنگ شناختی، این پدیده با عنوان «روایت خود-دشمنی درونیشده» (Internalized Self-Hostility Narrative) شناخته میشود. هدف آن، ساختن دشمن در درون، انتقال حس گناه جمعی و تضعیف حقطلبی ملی است. با گذر زمان، این روایت نه بهعنوان گفتمانی برساخته، بلکه بهمثابه «حقیقتی بدیهی» نهادینه میشود.
«کورد در جنگ قهرمان است، اما پای میز مذاکره میبازد»
این باور دو کارکرد اصلی دارد:
معرفی ملت کورد بهعنوان ملتی ناتوان در عرصه سیاست
تضعیف اعتمادبهنفس ملی نسبت به تواناییهای گفتوگو، چانهزنی و استراتژی
«کورد هرگز متحد نمیشود» – نرمالسازی تفرقه
این گزاره، یکی از کارآمدترین ابزارهای جنگ سایبری است، زیرا:
اتحاد را امری دستنیافتنی جلوه میدهد
اراده جمعی برای همبستگی را پیشاپیش در ذهن ملت میشکند
در روانشناسی، این پدیده «تفرقه آموختهشده» (Learned Disunity) نامیده میشود. هنگامی که ملتی این باور را درونی کند، دشمن دیگر نیازی به حملات مستقیم نخواهد داشت.
تغییر معنای پێشمەرگە: از محافظ به «خود-ناخواستن» (خۆنەویست)
دگرگونی معنای پێشمەرگە در ناخودآگاه جمعی کورد، یکی از عمیقترین پیامدهای جنگ سایبری است. پێشمەرگە در تاریخ کورد، نماد فداکاری، مقاومت و حفاظت از خاک و هویت بوده است؛ اما در جنگ سایبری نوین، این تصویر بهتدریج دچار تغییر میشود و به صورتهای زیر بازنمایی میگردد:
فردی که برای خود ارزشی قائل نیست (خۆنەویست)
کنشگری فاقد ایدئولوژی
بخشی از مسئله، نه بخشی از راهحل
این تغییر معنا، ملت را از بنیانهای حفاظتی و نمادین خود جدا میکند. از منظر روانشناختی، فرد یا ملتی که دچار «خود-ناخواهی» شود، قادر به «ملتخواهی» نخواهد بود. جنگ سایبری از این سازوکار برای بیارزشسازی خود، ایجاد تردید در هویت و تبدیل افتخار تاریخی به احساس شرم بهره میگیرد تا فروپاشی روانی را تسریع کند.
اهمیت این تحلیل در چارچوب اهداف جنگ سایبری
این تحلیل نشان میدهد که:
جنگ سایبری صرفاً حملهای فیزیکی یا تکنیکی نیست، بلکه فرآیندی مبتنی بر «باورسازی» است
بسیاری از باورهای بهظاهر طبیعی ملی، در واقع برساخته و پرداخته طرحهای خصمانهاند و پیروزی زمانی محقق میشود که ملت خود به دیسکورس دشمن ایمان بیاورد
از منظر آکادمیک، جنگ سایبری و شناختی، در جوهره خود جنگی علیه هویت است
با بررسی وضعیت هر چهار بخش کوردستان، مفهوم «تابآوری سایبری و شناختی» (Cyber & Cognitive Resilience) برجسته میشود. واکنش ملت کورد در این نبرد، صرفاً ماهیتی تکنیکی نداشت، بلکه متضمن حفاظت از ذهن، حافظه و هوشیاری ملی نیز بود. رسانهها و آگاهی جمعی به فیلتری برای خنثیسازی دیسکورس ترس بدل شدند. این تجربه نشان میدهد که ملتها میتوانند از فضای سایبر، نهتنها بهعنوان تهدید، بلکه بهمثابه عرصهای برای مقاومت بهره بگیرند.
نتیجهگیری
سایبر و پروفایلینگ ملی، دو مؤلفه درهمتنیده در جنگ معاصر علیه ملت کورد هستند. درک این پیوند، نهتنها یک مسئله آکادمیک، بلکه ضرورتی استراتژیک برای حفظ هویت، انسجام و وحدت ملی بهشمار میآید.