
علی بداغی
مقدمە:
اتحادیهی اروپا روز پنجشنبه ۹ بهمن، سپاه پاسداران را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داد. پیشتر از آن نیز، از میان ۲۷ کشور اروپایی که سپاه پاسداران در پایتختها و شهرهایشان مخالفان سیاسی خود را ترور کرده بود، کشورهای ایالات متحدهی آمریکا، کانادا، استرالیا، لیتوانی، اکوادور و پاراگوئه، سپاه پاسداران را بهطور کامل در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داده بودند و اسرائیل، عربستان سعودی، بحرین و آرژانتین نیز سپاه قدس، شاخهی برونمرزی سپاه پاسداران، را در این فهرست گنجانده بودند.
ترور و تروریسم دولتی به بخش جداییناپذیر هویت جمهوری اسلامی بدل شده است. ترور برای رهبران رژیم هم جنبهی ایدئولوژیک داشته و هم بهعنوان ابزاری دائمی برای سرکوب و حفظ قدرت بهکار رفته است. از همین رو، از همان آغاز شکلگیری رژیم و تأسیس سپاه پاسداران، ترور مخالفان و تروریسم دولتی به بخش اصلی دکترین سیاسی - امنیتی جمهوری اسلامی تبدیل شد.
ترور مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی تنها چند ماه پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، در بهار ۵۸، با ترور شهریار شفیق، خواهرزادهی محمدرضاشاه پهلوی، در پاریس آغاز شد. از آن پس، خیابانها و شهرها نهتنها در فرانسه، بلکه در بریتانیا، اتریش، سوئیس و دیگر کشورها نیز برای مخالفان رژیم امن نماند. بر اساس اسناد دادگاه میکونوس، ماشین ترور جمهوری اسلامی در خارج از کشور با تصمیم عالیترین مقامات رژیم و مراکز قدرت به حرکت درمیآمد و از طریق سفارتخانهها و کنسولگریهای رژیم سازماندهی میشد. در داخل کشور نیز ترور مخالفان و سرکوب خشن و خونین اعتراضها و نارضایتیها تا مرز تقدس، وظیفهای دائمی برای سپاه پاسداران بوده است.
جنبش کورد و تروریسم سپاه پاسداران
کوردها و جنبش کورد در طول حیات جمهوری اسلامی سهم بزرگی از تروریسم دولتی این رژیم را متحمل شدهاند و در درون جنبش کورد نیز حزب دموکرات بیش از همه هدف قرار گرفته است.
کارنامهی تروریسم دولتی جمهوری اسلامی ایران علیه حزب دموکرات با ترور سرگرد حبیبالله عباسی، عضو کمیتهی مرکزی و مسئول شورای نظامی حزب، و سروان چلبی در تابستان ۱۳۵۹ آغاز میشود و تا ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو، دبیرکل حزب، بر سر میز مذاکره در وین، و سپس ترور دکتر صادق شرفکندی، دبیرکل حزب، و هیئت همراهش در رستوران میکونوس برلین ادامه مییابد. این روند در سالهای جنگ کوردستان تداوم داشته و به انفجارهای شب یلدا و موشکبارانهای مکرر مقرها و پایگاههای حزب در سالهای ۱۳۹۷ و ۱۴۰۱ میرسد و تا ترورهای سالهای اخیر، از جمله ترور شهید موسی باباخانی، عضو کمیتهی مرکزی، و سیامند شابویی در هەولیر و ترور لقمان آجی و عادل مهاجر در نزدیکی قلادزه ادامه دارد.
سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران طی چهار دههی گذشته در صدها اقدام تروریستی جان دستکم ۴۳۰ نفر از اعضا و فعالان اپوزیسیون کورد را گرفته است که از این میان حزب دموکرات با ۳۲۶ قربانی، هدف اصلی تروریسم دولتی رژیم بوده است. افزون بر این ۴۳۰ شهید، در این اقدامات تروریستی دستکم دهها نفر دیگر نیز مجروح شده و جان به در بردهاند.
جمهوری اسلامی ایران در ۴۷ سال گذشته همواره ترور فعالان حزب دموکرات را در دستور کار خود داشته و حتی در بالاترین سطوح رهبری رژیم، تصمیم به ترور عالیترین رهبران این حزب، یعنی دکتر قاسملو و دکتر شرفکندی، گرفته شده است. افزون بر دشمنی آشکار جمهوری اسلامی با جنبش کورد در ایران و استفاده از هر فرصت برای ضربه زدن به آن، این رژیم در سطح سراسری نیز همواره از سلاح ترور علیه مخالفان بهره برده است. برای نمونه، تنها از دههی ۶۰ تا نیمهی نخست دههی ۷۰ و تا ماجرای قتلهای زنجیرهای، دستکم ۱۸۰ فعال سیاسی مخالف در داخل کشور ترور شدهاند. در خارج از کشور نیز طی بیش از چهار دهه، سفارتخانهها، کنسولگریها و دفاتر نمایندگی جمهوری اسلامی پایگاه طراحی و اجرای عملیاتهای تروریستی رژیم بودهاند. چنانکه وزارت خارجهی آمریکا اعلام کرده است، رژیم جمهوری اسلامی در چهار دههی حاکمیت خود ۳۶۰ اقدام تروریستی در بیش از ۴۰ کشور جهان انجام داده است.
رژیم جمهوری اسلامی ایران بر پایەی ایدئولوژی خود همواره ترور را ابزاری ضروری و مؤثر برای حذف و مهار دشمنان دانسته و بهویژه علیه نیروهای پیشرو و مطالبهگر از اشکال گوناگون تروریسم استفاده کرده است. برنامهریزی برای حذف فیزیکی احزاب، جریانها و شخصیتهای مخالف که با عنوان تروریسم دولتی جمهوری اسلامی شناخته میشود، هیچ مرز و جغرافیایی را به رسمیت نشناخته است. بخشی از کارنامهی تروریستی این رژیم شامل ترور دهها شخصیت سیاسی مخالف در کشورهای اروپایی و نیز مشارکت و دخالت در عملیاتهای تروریستی در کشورهایی چون آرژانتین، تایلند، هند، کنیا، بحرین و عراق است. با این همه، تروریسم دولتی جمهوری اسلامی در بیش از چهار دههی حاکمیت سیاه خود، بیشترین تمرکز را بر جنبش حقطلبانەی کورد و حزب دموکرات گذاشته است.
هدف اصلی و کلی رژیم از این ترورها تضعیف جنبش ملی و حقطلبانهی مردم کوردستان بوده و هست؛ از همین رو حزب دموکرات بهعنوان نیروی محوری این جنبش هدف قرار گرفته و تا امروز نیز همواره آماج تروریسم دولتی جمهوری اسلامی باقی مانده است. رهبران جمهوری اسلامی بر این باورند که تنها با خشونت و سرکوب خونین میتوانند عمر قدرت خود را طولانیتر کنند. تجربهی اقدامات تروریستی جمهوری اسلامی در خارج از کشور نیز نشان داده که «ترور» و «باجگیری» همچنان برای این رژیم دستاوردهای قابل توجهی داشته است. این تجربه همچنین نشان میدهد که تهدید، ماجراجویی و جنایتهای این رژیم تنها زمانی کاهش مییابد که هزینههای آن از منافعش بیشتر شود؛ اما تا زمانی که کارگزاران رژیم و عوامل تروریستیاش با ارادهی جامعهی جهانی مهار نشوند، بر همین مسیر ادامه خواهند داد. از این رو، تصمیم اتحادیهی اروپا برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران میتواند گامی مهم در حمایت از جنبشهای اعتراضی داخل کشور علیه جمهوری اسلامی باشد.
پیامد جنگ ۴۷ سالهی حزب دموکرات علیه سپاه تروریستی انقلاب اسلامی
تروریسم سپاه پاسداران علیه جنبش کورد و بهویژه حزب دموکرات تنها به ترور رهبران سیاسی، کادرها و پیشمرگهها محدود نمیشود، بلکه خود را در چارچوبی گستردهتر نشان میدهد که «کوردستان ایران» نام دارد: منطقهای نظامیشده، انکار مسئلهی سیاسی کورد و معرفی آن بهعنوان تهدیدی امنیتی، و از این منظر سرکوب خشن و خونین هرگونه اعتراض سیاسی. افزون بر این، سپاه پاسداران دست خود را برای اشغال و غارت منابع طبیعی کوردستان و حتی تخریب محیط زیست آن باز گذاشته است.
سپاه پاسداران عامل اصلی امنیتیسازی هویت کوردی و جا انداختن این هویتخواهی در عرصهی زبانی، فرهنگی و ملی بهعنوان جداییطلبی بوده است. از این رو هر نوع فعالیت مدنی، فرهنگی، زبانی و زیستمحیطی در کوردستان بهعنوان اقدامی علیه امنیت ملی ایران معرفی شده و فعالان این حوزهها با پروندهسازی، زندان، و حتی ترور و اعدام روبهرو شدهاند.
حزب دموکرات کوردستان ایران همواره در خط مقدم سنگر مبارزه و مقاومت علیه سپاه پاسداران قرار داشته، بیشترین ضربهها را به این نیرو وارد کرده و سنگینترین هزینهها را نیز از سوی همین سپاه تروریستی پرداخته است. حزب دموکرات نخستین سازمان سیاسی در سطح ایران بود که به جمهوری اسلامی «نه» گفت و در برابر یورش سپاه پاسداران و دیگر نیروهای رژیم به کوردستان ایستاد. این حزب در ۴۷ سال گذشته بهطور مستمر با این نیروی تروریستی جنگیده است؛ نه فقط جنگی پیشمرگهای، بلکه رویارویی و تقابل دو جهانبینی و دو پروژهی سیاسی: مبارزه برای رهایی ملی، آزادی سیاسی و مدنی و مشارکت در ادارهی کشور در برابر سیاستهای کشتار جمعی، اشغال، سرکوب و ترور.
در این نبرد بیتردید پیروزی از آن حزب دموکرات و جنبش سیاسی کورد بوده است. کوردستان در ۴۷ سال گذشته هرگز تسلیم نشده، سیاست اشغالگرانهی سپاه پاسداران هرگز به موفقیت نرسیده، جامعهی کورد حتی برای یک روز هم مشروعیتی برای حاکمیت جمهوری اسلامی قائل نشده است. حتی در دورههایی که امکان فعالیت پیشمرگهای وجود نداشته، با خیزشهای پیدرپی، ایستادگی و کنشهای سیاسی گوناگون، آن «نه» گفتن به جمهوری اسلامی در کوردستان ادامه یافته است.
سپاه پاسداران بهعنوان بازوی سیاسی - نظامی رژیم جمهوری اسلامی که اکنون از سوی بخش بزرگی از جامعهی جهانی بهعنوان سازمانی تروریستی شناخته میشود، جنگ بقا و استمرار خود را به جنبش کورد باخته است. جنبش سیاسی و ملی کورد با وجود فشارهای سپاه پاسداران، امروز نیرومندتر و ریشهدارتر از هر زمان دیگری است؛ کوردستان همچنان پیشگام و پرچمدار مبارزه و مقاومت علیه جمهوری اسلامی است و حقطلبی و هویتخواهی کورد در کوردستان ایران در جایگاه واقعی خود قرار دارد.