کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

آیا رژیم در ایران تغییر کردە است!؟

09:54 - 19 اردیبهشت 1405

ساسان خاتونی

در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مدام عنوان می‌کرد که رژیم در ایران تغییر کرده است. استناد دونالد ترامپ بر این بود که شخص اول و اکثریت سران و افراد رده بالای سیاسی و نظامی رژیم جمهوری اسلامی کشته شده‌اند و آنان که اکنون در تهران حکمران هستند، تفاوت بسیار با قبلی‌ها دارند. پس رژیم ولایت فقیه تغییر کرده و به دست افراد دیگری افتاده است. از این صحبت‌ها می‌توان اینگونه استدلال کرد که منظور رئیس جمهور آمریکا این است که سران اصلی و تصمیم‌گیرنده تا قبل از شروع جنگ از بین رفته‌اند و افرادی که نقش بسیار کمتری در پی‌ریزی سیاست داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی داشته‌اند، اکنون فرصت آن را دارند کە مدیریت ایران را به دست بگیرند.

یک نظام ایدئولوژیک چه زمانی تغییر می‌کند!؟ طبق نظر تئوریسین‌های برجسته از جمله: هانا آرنت، تدا اسکاچپول و ماکس وبر، برخلاف نظام‌های پراگماتیک (عملگرا) که با تغییر شرایط اجتماعی خود را تطبیق می‌دهند، نظام‌های ایدئولوژیک به دلیل پیوند خوردن هویتشان با یک «دکترین خاص» مقاومت بیشتری در مقابل تغییر نشان می‌دهند و معتقد هستند این تغییر زمانی رخ می‌دهد که:
١. بحران کارآمدی و زوال مشروعیت
٢. فرسایش ایدئولوژیک و نسل سوم
٣. شکاف در بلوک قدرت
٤. فشارهای ساختاری و بین‌المللی
٥. لحظه‌ای برگشت‌ناپذیر و فرو‌ریزی ترس
بە نقطه‌ی بحرانی برسند.

نظام‌های ایدئولوژیک معمولاً با وعده و وعیدهای پر زرق و برق از جمله: رفاه اجتماعی و اصلاحات در زمینه‌های آزادی‌های سیاسی و اجتماعی بر سر کار می‌آیند. برای مثال: خمینی با وعده مجانی کردن آب و برق و اتوبوس و ساخت مسکن برای عموم مردم به قدرت رسید. اما وقتی که اکثریت آحاد جامعه به این نتیجه برسند که بین پروپاگندای رژیم ایدئولوژیک و واقعیت زندگی مردم از جمله: وضعیت بد اقتصادی و معیشتی، عدم وجود آزادی‌های سیاسی و اجتماعی وعده داده شده، فاصله زیادی وجود دارد و روز به روز هم این فاصله بیشتر می‌شود، نظام دچار بحران مشروعیت می‌شود. یورگن هابرماس در این زمینه می‌گوید: وقتی نظام دیگر نمی‌تواند وفاداری توده‌ها را از طریق پاداش‌های مادی یا اقناع معنوی جلب کند، وارد فاز فروپاشی ساختاری می‌شود. ویلفردو پارتو در نظریه «گردش نخبگان» در مورد فرسایش ایدئولوژیک و نسل سوم اینگونه بیان می‌کند که نسل اول: انقلابیونی هستند که با ایمان راسخ به ایدئولوژی می‌جنگند، نسل دوم: تکنوکرات‌هایی هستند که سعی می‌کند ایدئولوژی را با مدیریت ترکیب کنند و نسل سوم: نخبگانی هستند که دیگر به ایدئولوژی باور قلبی ندارند و فقط برای حفظ منافع مادی از آن استفاده می‌کنند. در این مرحله ایدئولوژی به یک «پوسته توخالی» تبدیل می‌شود که با اولین جرقه جدی می‌شکند. آدام برژورسکی معتقد است که «تضاد نخبگان و دو دستگی سیاسی» گذار به دموکراسی را تسریع می‌بخشد. وی بر این باور است که این شکاف و دو دستگی در هسته سخت قدرت که عده‌ای بر این باورند راه نجات سرکوب و بازگشت به اصول اولیه است و گروه دیگر معتقد به امتیاز دادن و تغییر برای بقا می‌باشد، زمینه‌ساز گذار می‌شوند. تدا اسکاچپول در کتاب «دولت‌ها و انقلاب‌های اجتماعی» معتقد است کە نظام‌های سیاسی زمانی فرو می‌پاشند که تحت دو فشار همزمان قرار بگیرند:

• فشار پایین: شورش‌های مردمی و نافرمانی مدنی
• فشار بالا (خارجی): انزوای بین‌المللی، تحریم‌های کمرشکن یا شکست در یک رقابت نظامی/ژئوپلیتیک

وقتی دولت نتواند منابع مادی برای دستگاه سرکوب و بوروکراسی خود فراهم کند، ساختار قدرت سست می‌شود. از منظر روانشناسی اجتماعی (مانند نظریات تیمور کوران)، در نظام‌های ایدئولوژیک «ترجیحات پنهان» وجود دارد بە این معنی کە مردم از ترس تظاهر به حمایت می‌کنند، اما به محض اینکه احساس کنند «ترس عمومی» ریخته است و هزینه اعتراض پایین آمده، پدیده «بهمن سیاسی» رخ می‌دهد؛ یعنی تغییری ناگهانی و انفجاری که حتی تئوریسین‌ها را هم غافلگیر می‌کند. رژیم جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان یک نظام ایدئولوژیک کە دارای یک مبنای فکری بر پایەی ولایت فقیه می‌باشد، با توجه به آنچه از تئوریسین‌ها و جامعه‌شناسان بیان شد (به حداقل رسیدن مشروعیت سیاسی و ایدئولوژیک در بین مردم، فشار شدید اقتصادی، بیکاری، تورم، گرانی سرسام‌آور و انزوای کامل در سطح منطقه‌ای و جهانی) در شکننده‌ترین حالت خود قرار دارد. با این حال باید بە این نکته توجه داشت در این گونه نظام‌ها در صورت وقوع جنگ و متحمل شدن هرگونه خسارت جانی از حذف رهبر و کشته شدن مردم عادی گرفته تا نابودی زیرساخت‌های نظامی و مدنی، اگر منجر به سقوط رژیم نشود، برایشان پیروزی به حساب می‌آید.

حال اگر در این بین نیز با وجود دوگانه اصلاح‌طلب و اصولگرا حتی اگر اصلاح‌طلبان بتوانند بر تندروهای اصولگرا فایق آیند و آنها را متقاعد به سازش بر سر مسائل هسته‌ای و موشکی با اسرائیل و آمریکا کنند و در سطح منطقه‌ای تغییر رفتار در جهت عدم تهدید علیه منافع و امنیت اسرائیل و عدم اخلال در مواضع سیاسی و اقتصادی این کشور در ایجاد خاورمیانه جدید دهند، این تفکر و دکترین ولایت کماکان در جای خود قرار دارد. در این شرایط دیگر طرفین جنگ دنبال منافع سیاسی و اقتصادی و امنیتی خودشان می‌روند و مردم ایران با هیولایی طرف خواهند بود که انتقام همه این‌ها را از آنان می‌گیرد. اگر روزی از قانون اساسی ایران «اصل ولایت فقیه» حذف شد، سپاه پاسداران منحل گردید و نام و پرچم و سرود ملی ایران تغییر کرد، در آن صورت رژیم ولایت فقیه تغییر کرده است؛ در غیر این صورت هرگونه تغییر ساختاری در چهارچوب حکومت، ایدئولوژی و حتی در عناوین و نمادها صورت بگیرد، ولی همچنان همین افرادی که در حال حاضر در رأس امور هستند باقی بمانند، تنها اصلاحات صورت گرفته است، نه تغییر رژیم.