
رضا دانشجو
حمله نیروهای احمد الشرع، رهبر دولت انتقالی سوریه، به کوردها و مناطق خودمدیریتی شرق و شمال سوریه، اگرچه به آوارگی و مرگ هزاران انسان بیگناه انجامید، اما فصل تازهای از بیداری کوردها و ناسیونالیسم کوردی را نهتنها در غرب کوردستان، بلکه در سراسر این جغرافیای دربند رقم زد.
بیداری و خیزشی عظیم که حتی موجب حیرت و شگفتی بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران کورد نیز شد. این خیزش میتواند آغازگر فصل جدیدی در داستان ناسیونالیسم کوردی در این مسیر پرپیچوخم باشد. در ادامه، به چند ویژگی برجستهی این خیزش بزرگ اشاره میشود.
گذار از حاشیه به متن
بهجرأت میتوان گفت که در تمامی حرکتهای پیشین در چهار گوشهی کوردستان، تمرکز عمدتاً بر یک موضوع یا یک مطالبهی خاص بوده است؛ اما آنچه در این خیزش عظیم رخ داد، عبور از شعارها و خواستههای حزبی و گروهی و رسیدن به شاهکلید حل همهی مشکلات بود.
آنچه کوردها سالها به دلایل مختلف، از خودسانسوری گرفته تا فشار احزاب، از بیان صریح آن پرهیز میکردند، اینبار به مغز و شعار اصلی تمامی تظاهرات بدل شد: کوردستان یک سرزمین است و این تقسیمبندیهای جعلی هرگز نمیتواند میان کوردها فاصله ایجاد کند.
اتحاد مثالزدنی گروهها و احزاب مختلف، فارغ از تفاوتهای اساسی در نگرش آنان به حل مسئلهی کورد، کمنظیر بود. در واقع، این نخستینبار بود که در چنین سطحی، خواستههای مردم کورد بهصورت روشن و آشکار بیان میشد.
نسل جدید؛ آگاه و بیدار
نکتهی مهم و حیاتی دیگر، شیوهی برخورد نسل جوان و نوجوان کورد با این موضوع بود؛ نسلی که همواره از سوی نسلهای پیشین مورد سرزنش قرار گرفته و از آن بهعنوان نسلی بیارتباط با افکار و باورهای کورد یاد شده است.
روند حوادث این روزها و حضور پررنگ نسل جوان و نوجوان کورد در تمامی تظاهرات و همچنین در فضای مجازی نشان داد که این باور تا چه اندازه نادرست بوده و تواناییهای این نسل تا چه حد نادیده گرفته شده است.
باید به احترام این جوانان و نوجوانان انقلابی کورد، کلاه از سر برداشت و در برابر آنان خم شد. این سطح از شعور و آگاهی شایستهی ستایش است. جوانانی که نشان دادند نوادگان راستین پیشوای شهید هستند و در مسیر رهایی کوردستان از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنند.
آنها همهچیز را به کار گرفتند تا نشان دهند برای آزادی کوردستان همواره آمادهاند: به غرب رفتند تا علیه نیروهای مهاجم بجنگند، در همهی راهپیماییها و تظاهرات حضور داشتند، در دنیای مجازی انقلابی به پا کردند و حتی به ورزشگاههای اروپا رفتند و هزاران مشکل را به جان خریدند تا جهان را متوجه سازند که در کوردستان چه میگذرد.
زنان کورد؛ پیشرو و انقلابی
در جریان انقلاب ژینا، همچنین در مقاومت کوبانی و جنگ با داعش، زنان کورد نقشی بینظیر ایفا کردند و توانستند تصویری کاملاً مترقی از زن کورد ارائه دهند.
در جغرافیایی به نام خاورمیانه، که هنوز زن بهطور واقعی در جامعه پذیرفته نشده و حضور او در عرصههای مختلف یا ممنوع است یا با محدودیتهای فراوان همراه است، زنان کورد پیشاهنگ و پیشرو در خط مقدم تمامی تحولات اجتماعی قرار دارند.
این بههیچوجه به معنای نادیده گرفتن مشکلات موجود زنان در جامعهی کوردستان نیست، بلکه بیانگر آن است که کوردها در این جغرافیای خاص، تصویری متفاوت از زن ارائه دادهاند.
پس از بیحرمتی نیروهای رژیم سوریه به مبارزان زن کورد، زنان کورد با راهاندازی کمپینها و حضور میلیونی در فضای مجازی و راهپیماییها نشان دادند که چگونه میتوان حتی از موی سر نیز سلاحی برای مبارزه ساخت؛ درسی که زنان کورد در این روزها به مزدوران رژیم سوریه دادند، فراتر از مرزها طنینانداز شد.
اتکا به ارادهی ملی
نکتهی مهم دیگری که نباید بهسادگی از کنار آن گذشت، اتکای کوردها به خود و ایستادگی در برابر قدرتهای منطقهای و حتی جهانی است. واقعیت تلخ رخدادهای غرب کوردستان بار دیگر نشان داد که داستان تنهایی کوردها حقیقتی انکارناپذیر است و جز کوهها یار و یاوری ندارند.
اما همین واقعیت تلخ سبب شد که پس از مدتها، کوردها با بازگشت به نیروی بینظیر خود، در برابر همهی بدخواهان بایستند.
تفاهم صورتگرفته میان نیروهای کورد و دولت انتقالی سوریه، اگرچه دارای نواقص و کمبودهایی است و در اجرای آن نیز ممکن است موانعی پدید آید، اما دو خواستهی مهم کوردها در آن لحاظ شده است؛ خواستههایی که دولت ترکیه با حمایت آمریکا سالها در پی جلوگیری از تحقق آنها بود.
نیروهای کورد، اگرچه در سپاه سوریه ادغام میشوند، اما بهصورت یکپارچه باقی خواهند ماند و سازمان خود را حفظ خواهند کرد؛ امری که میتواند برای آیندهی کوردها حیاتی باشد.
نکتهی مهم دیگر، تضمین بازگشت آوارگان کورد است؛ مسئلهای که بهمعنای جلوگیری از تعریب بیشتر و تغییر دموگرافی مناطق کوردستانی است. باید پذیرفت که این تفاهمنامه، با وجود همهی نواقصش، گامی رو به جلو محسوب میشود و بیتردید حاصل اتحاد و یکپارچگی بینظیر کوردها در سراسر جهان است.
نقش بیبدیل اقلیم کوردستان در حلوفصل این بحران و یاریرساندن به غرب کوردستان نباید فراموش شود. این اتحاد و قدرت کوردها بود که مانع از تکرار انفال و نسلکشی در غرب کوردستان شد؛ اتحادی که حتی فرستادهی آمریکا را وادار کرد از مواضع خود عقبنشینی کند و صدای کوردها را به قلب پارلمانهای اروپا و آمریکا رساند.
صحنههایی که این روزها در سراسر جغرافیای کوردستان و فراتر از آن در جهان رقم خورد، نشان داد که سالها سیاست آسیمیلاسیون، تغییر دموگرافی و دهها نقشهی شوم دیگر اشغالگران کوردستان نتوانسته است روح آزادیخواهی و عدالتطلبی را در مردم کورد از میان ببرد.
این مرزهای ساختگی و این جغرافیای تحمیلی، علیرغم گذشت سالها آوارگی، جنگ و کشتار، همچنان در ذهن کوردها هیچ ارزش و اعتباری ندارند.
اکنون دیگر زمان تعارف و خویشتنداری گذشته است؛ «کوردستان یک سرزمین است» فریاد هر کوچه و خیابان شده است.
باید به این اتحاد و همبستگی بالید و نباید با تحلیلهای حزبی و مقطعی، کام مردم کورد را تلخ کرد. باید قدر این باهمبودن را دانست و از هیچ تلاشی برای حفظ و گسترش آن فروگذار نکرد.
این اتحاد و همبستگی، ارزشمندترین سلاح مبارزهی کوردها در مسیر دستیابی به آزادی است؛ سلاحی که هیچ نیرویی یارای مقابله با آن را ندارد.
این همبستگی معادلات اشغالگران را برهم زد. اکنون جهان میداند کوردها چه وزن سنگینی در حل منازعات منطقهای دارند. سانسور و حذف کوردها از معادلات سیاسی نه ممکن است و نه شدنی.
این را همه فهمیدهاند: کوردها باید باشند. باید.
و این، اکنون یک واقعیت است.