کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

دموکراسی دیجیتال؛ ابزار تازه‌ای برای مشارکت در مسئولیت سیاسی

12:35 - 7 اردیبهشت 1405

د. جواد چمن‌آرا

در جهان امروز، فناوری دیجیتال دیگر فقط وسیله‌ای برای ارتباط روزمره، سرگرمی، خرید، پیام‌رسانی یا دسترسی سریع به اخبار نیست. همان فناوری‌هایی که زندگی فردی و اجتماعی ما را دگرگون کرده‌اند، اکنون وارد قلب سیاست، حکمرانی، تصمیم‌گیری عمومی و سازمان‌دهی جمعی شده‌اند. از رأی‌گیری الکترونیکی تا مشورت عمومی آنلاین، از تحلیل داده‌های اجتماعی تا پلتفرم‌های مشارکت شهری و از شفاف‌سازی بودجه تا استفاده از هوش مصنوعی برای ارزیابی پیامدهای سیاست‌ها، همه این‌ها ذیل مفهومی گسترده‌تر قرار می‌گیرند: دموکراسی دیجیتال.
اما دموکراسی دیجیتال فقط به این معنا نیست که رأی‌گیری کاغذی را با رأی‌گیری اینترنتی جایگزین کنیم. دموکراسی دیجیتال یعنی استفاده هدفمند، سازمان‌یافته و نهادمند از فناوری‌های دیجیتال برای بازطراحی رابطه مردم با قدرت، تصمیم‌گیری، حکومت و نهادهای عمومی. این مفهوم، اگر درست فهمیده و درست اجرا شود، می‌تواند مشارکت عمومی را گسترده‌تر، شفاف‌تر و مؤثرتر کند. اما اگر در بستر اقتدارگرایی، تمرکز قدرت و فقدان نظارت عمومی به کار گرفته شود، می‌تواند به ابزاری برای کنترل، دستکاری افکار عمومی، نظارت گسترده و حتی تقویت تمامیت‌خواهی تبدیل شود. بنابراین، دموکراسی دیجیتال نه یک معجزه سیاسی است و نه صرفاً یک ابزار فنی. این مفهوم در نقطه اتصال سیاست، جامعه، فناوری، حقوق، اخلاق و قدرت قرار دارد.
برای فهم دموکراسی دیجیتال، ابتدا باید خود دموکراسی را دقیق‌تر بفهمیم. دموکراسی در ساده‌ترین تعریف،سازوکاری برای اعمال اراده سیاسی مردم است؛ همان تعبیر مشهور «حکومت مردم، بر مردم، از طریق مردم». اما همین جمله ظاهراً ساده، سه نقش متفاوت برای مردم در نظر می‌گیرد:
• نخست، مردم به‌عنوان انتخاب‌کنندگان؛ یعنی کسانی که رأی می‌دهند، نماینده انتخاب می‌کنند، در انتخابات شرکت می‌کنند یا در تصمیم‌گیری‌های عمومی نقش دارند.
• دوم، مردم به‌عنوان انتخاب‌شوندگان؛ یعنی کسانی که ممکن است نماینده، مقام اجرایی، عضو شورا، قانون‌گذار، مدیر عمومی یا تصمیم‌گیر سیاسی شوند.
• سوم، مردم به‌عنوان کسانی که تحت حاکمیت قرار می‌گیرند؛ یعنی همه افرادی که تصمیم‌های سیاسی، قوانین، سیاست‌های عمومی، بودجه‌ها، پروژه‌ها و نهادهای حکومتی بر زندگی آنان اثر می‌گذارد.
این سه گروه همیشه کاملاً بر هم منطبق نیستند. برای مثال، کودکان تحت تأثیر سیاست‌های عمومی قرار می‌گیرند، اما حق رأی ندارند. نسل‌های آینده ممکن است از تصمیم‌های امروز آسیب ببینند، اما در تصمیم‌گیری امروز حضور ندارند. مهاجران، افراد فاقد مدارک، گروه‌های کم‌توان، اقلیت‌های زبانی و فرهنگی، یا شهروندانی که به دلایل اقتصادی و اجتماعی از مشارکت محروم‌اند، ممکن است بخشی از جامعه باشند، اما در عمل سهم کمی در تصمیم‌گیری داشته باشند.
از همین‌جا معلوم می‌شود که دموکراسی فقط صندوق رأی نیست. دموکراسی یعنی امکان واقعی اثرگذاری بر تصمیم‌هایی که زندگی افراد را شکل می‌دهد. رأی دادن مهم است، اما کافی نیست. اگر شهروندان به اطلاعات دسترسی نداشته باشند، اگر ابزار مشارکت نداشته باشند، اگر صدای آنان شنیده نشود، اگر اقلیت‌ها حذف شوند، اگر تصمیم‌ها پشت درهای بسته گرفته شوند، یا اگر مردم فقط هر چهار سال یک‌بار رأی بدهند و سپس از فرآیند سیاست کنار گذاشته شوند، دموکراسی ناقص می‌شود.
در کنار دموکراسی، باید از مفهوم مهم دیگری هم سخن گفت: دموکراتیزاسیون به معنای توانمندسازی مردم برای استفاده واقعی از حقوق و ابزارهای دموکراتیک. اگر مردم حق مشارکت داشته باشند، اما امکان مشارکت نداشته باشند، دموکراسی روی کاغذ باقی می‌ماند. اگر مردم حق رأی داشته باشند، اما اطلاعات کافی برای انتخاب آگاهانه نداشته باشند، دموکراسی آسیب می‌بیند. اگر قانون اجازه مشارکت بدهد، اما فقر، ترس، تبعیض، دوری جغرافیایی، بی‌سوادی دیجیتال، سرکوب سیاسی یا کمبود ابزار مانع مشارکت شود، دموکراسی عملاً محدود می‌شود. دموکراتیزاسیون یعنی فراهم کردن شرایطی که همه افراد بتوانند در حد توان و حق خود در تصمیم‌گیری عمومی مشارکت کنند. این شامل دسترسی به اطلاعات، دسترسی به ابزار، آموزش، امنیت، امکان گفت‌وگو، امکان نقد، امکان سازمان‌یابی، و امکان اثرگذاری واقعی بر نتیجه است. در دموکراسی دیجیتال، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا اگر ابزارهای دیجیتال فقط در اختیار نخبگان، دولت، شرکت‌های بزرگ یا گروه‌های دارای منابع فنی و مالی قرار گیرد، به جای گسترش دموکراسی، ممکن است نابرابری را تشدید کند. بنابراین، دموکراسی دیجیتال بدون دموکراتیزاسیون دیجیتال، ناقص و حتی خطرناک است.
دموکراسی دیجیتال را می‌توان چنین تعریف کرد: استفاده هدفمند، سیستماتیک و نهادمند از فناوری‌های دیجیتال برای گسترش مشارکت، شفافیت، پاسخگویی، تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری دموکراتیک. این تعریف چند نکته کلیدی دارد:
1.    نخست اینکه استفاده از فناوری باید هدفمند باشد. صرفاً ساختن یک اپلیکیشن یا وب‌سایت، دموکراسی دیجیتال ایجاد نمی‌کند. فناوری باید در خدمت مشارکت، شفافیت و پاسخگویی باشد. 
2.    دوم اینکه باید سیستماتیک باشد. یعنی به فرآیندهای واقعی تصمیم‌گیری وصل شود، نه اینکه فقط یک نمایش تبلیغاتی یا مشورت نمادین باشد. 
3.    سوم اینکه باید نهادمند باشد. یعنی قانون، نهاد، روش، مسئولیت، حق دسترسی، سازوکار اعتراض، امنیت، حفظ حریم خصوصی و پاسخگویی در آن تعریف شده باشد. 
از این زاویه، دموکراسی دیجیتال در سه سطح قابل تعریف است:
1.    در سطح نخست، فناوری فقط ابزار است. برای مثال، رأی‌گیری کاغذی به رأی‌گیری الکترونیکی تبدیل می‌شود، یا مردم به جای مراجعه حضوری، نظر خود را در یک سامانه ثبت می‌کنند. 
2.    در سطح دوم، فناوری نقش دستیار تصمیم‌سازی پیدا می‌کند. اطلاعات جمع‌آوری می‌شود، دیدگاه‌ها دسته‌بندی می‌شود، پیامدهای سیاست‌ها تحلیل می‌شود، موافقان و مخالفان دیده می‌شوند، و شهروندان با آگاهی بیشتری وارد بحث و تصمیم‌گیری می‌شوند. 
3.    در سطح سوم، فناوری ممکن است وارد حوزه تصمیم‌گیری خودکار یا نیمه‌خودکار شود. برای مثال، الگوریتم‌ها می‌توانند پیشنهاد سیاستی بدهند، پیامدهای احتمالی را مدل‌سازی کنند، اثر تصمیم‌ها بر گروه‌های مختلف را بسنجند، یا حتی در برخی موارد تصمیم‌های اجرایی محدود را به صورت خودکار انجام دهند. این سطح بسیار حساس است و به نظارت حقوقی، اخلاقی و سیاسی جدی نیاز دارد. 
دموکراسی‌های سنتی، حتی در کشورهای آزاد، با چند مشکل بنیادین روبه‌رو هستند. از جمله این مشکلات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1.    مقطعی بودن مشارکت: در دموکراسی نمایندگی، مردم معمولاً هر چند سال یک‌بار رأی می‌دهند و سپس بخش بزرگی از قدرت تصمیم‌گیری به نمایندگان، احزاب و نهادهای حکومتی منتقل می‌شود. در این فاصله، شهروندان ممکن است احساس کنند نقش آنان تمام شده است. 
2.    فاصله میان نماینده و رأی‌دهنده : نماینده ممکن است در همه موضوعات، نظر رأی‌دهندگان خود را نمایندگی نکند. ممکن است تحت تأثیر حزب، لابی، منافع شخصی، فشار رسانه‌ای یا محاسبات انتخاباتی تصمیم بگیرد. در نتیجه، شهروندی که رأی داده، همیشه در تصمیم‌های بعدی بازتاب نمی‌یابد. 
3.    حذف یا کم‌رنگ شدن اقلیت‌ها: کسانی که به نماینده پیروز رأی نداده‌اند، ممکن است در دوره وی کمتر دیده شوند. همچنین گروه‌هایی که قدرت رسانه‌ای، اقتصادی یا سازمانی ندارند، ممکن است در حاشیه باقی بمانند. 
4.    هزینه و پیچیدگی مشارکت مستقیم: اگر بخواهیم درباره هر موضوعی از همه مردم نظر بخواهیم، در روش‌های سنتی با مشکل زمان، هزینه، سازمان‌دهی، خطا، خستگی سیاسی و نابرابری مشارکت روبه‌رو می‌شویم. 
5.    پیچیدگی تصمیم‌های مدرن: سیاست امروز فقط درباره شعارها و انتخاب‌های ساده نیست. بودجه، محیط زیست، آموزش، انرژی، مهاجرت، امنیت، سلامت، هوش مصنوعی، آب، صنعت، کشاورزی و توسعه شهری، همه نیازمند اطلاعات و تحلیل‌های چندلایه‌اند. شهروندان برای مشارکت مؤثر باید بتوانند پیامدهای تصمیم‌ها را بفهمند. 
اینجاست که فناوری دیجیتال می‌تواند کمک کند؛ نه برای حذف سیاست، بلکه برای بهتر کردن کیفیت مشارکت سیاسی. یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های دموکراسی دیجیتال، ایجاد فضای گفت‌وگوی عمومی یا همان دلیبریشن است. دلیبریشن را می‌توان گفت‌وگوی سنجیده، جمعی و هدفمند درباره یک مسئله عمومی دانست؛ گفت‌وگویی که هدف آن فقط پیروزی یک طرف بر طرف دیگر نیست، بلکه روشن کردن مسئله، فهم دیدگاه‌های مختلف، شناسایی اختلاف‌ها، یافتن نقاط توافق و آماده‌سازی جامعه برای تصمیم بهتر است.
در بسیاری از جوامع، سیاست به تقابل‌های دوقطبی و شعارهای ساده تقلیل پیدا می‌کند. اما در واقعیت، بیشتر مسائل عمومی چندبعدی‌اند. یک تصمیم ممکن است برای گروهی مفید و برای گروهی دیگر زیان‌بار باشد. ممکن است از نظر اقتصادی سودمند باشد، اما از نظر زیست‌محیطی خطرناک. ممکن است برای نسل حاضر مطلوب باشد، اما برای نسل آینده پرهزینه. ممکن است اکثریت از آن حمایت کند، اما حقوق یک اقلیت را تهدید کند.
پلتفرم‌های دیجیتال می‌توانند کمک کنند تا جامعه قبل از تصمیم‌گیری، فضای مسئله را بهتر ببیند. می‌توانند دیدگاه‌ها را جمع‌آوری کنند، نظرات مشابه را خوشه‌بندی کنند، نقاط اختلاف را نشان دهند، اقلیت‌های نگران را قابل مشاهده کنند و به تصمیم‌گیران و شهروندان نشان دهند که بحث عمومی دقیقاً حول چه محورهایی شکل گرفته است.
یکی از سوءتفاهم‌های رایج این است که هر مشارکت عمومی را بلافاصله با رأی‌گیری یکی می‌دانیم. اما در سیاست، پیش از تصمیم‌گیری، مرحله مهم‌تری زیر عنوان تصمیم‌سازی وجود دارد. تصمیم‌سازی یعنی روشن کردن اینکه چه گزینه‌هایی وجود دارد، هر گزینه چه پیامدی دارد، چه گروه‌هایی از آن سود می‌برند، چه گروه‌هایی آسیب می‌بینند، هزینه‌ها و منافع چیست، فوریت مسئله چقدر است، و تصمیم پیشنهادی با حقوق، عدالت، محیط زیست، بودجه و منافع عمومی چه نسبتی دارد.
برای مثال، فرض کنیم در یک منطقه قرار است کارخانه سیمان ساخته شود.تصمیم‌گیری نهایی ممکن است این باشد که کارخانه ساخته شود یا نشود. اما قبل از آن باید پرسید: اثر آن بر اشتغال چیست؟ بر کشاورزی چیست؟ بر کیفیت آب و هوا چیست؟ بر سلامت عمومی چیست؟ بر ترافیک منطقه چیست؟ بر درآمد محلی چیست؟ بر مهاجرت چیست؟ بر محیط زیست چیست؟ چه کسانی سود می‌برند؟ چه کسانی هزینه می‌دهند؟ آیا گزینه جایگزین وجود دارد؟ آیا مکان دیگری بهتر است؟ آیا فناوری کم‌آلاینده‌تری ممکن است؟ و سؤالات بسیار بیشتری از این دست.
فناوری دیجیتال می‌تواند این مرحله را آسان، گسترده و دسترس‌پذیر کند. می‌تواند داده‌ها را جمع کند، گزارش‌های ساده تولید کند، پیامدها را شبیه‌سازی کند، نظر مردم را بگیرد، نظر متخصصان را کنار نظر شهروندان قرار دهد، و تصمیم را از حالت شعاری به حالت آگاهانه نزدیک کند.
یکی از مزیت‌های مهم دموکراسی دیجیتال، امکان مشارکت دادن کسانی است که در روش‌های سنتی کمتر دیده می‌شوند. بسیاری از افراد به دلایل مختلف در جلسات حضوری، گردهمایی‌ها، شوراها یا بحث‌های عمومی شرکت نمی‌کنند. برخی محدودیت حرکتی دارند. برخی در مناطق دوردست زندگی می‌کنند. برخی فرصت ندارند. برخی به دلیل شرایط اقتصادی چند شغل دارند. برخی کم‌رو هستند و در جمع حرف نمی‌زنند. برخی از نظر زبانی، آموزشی یا اجتماعی احساس ضعف می‌کنند. برخی نیز به دلیل ترس سیاسی یا فشار اجتماعی ترجیح می‌دهند سکوت کنند. ابزارهای دیجیتال، اگر امن، قابل اعتماد و ساده طراحی شوند، می‌توانند بخشی از این موانع را کاهش دهند. شهروند می‌تواند نظر خود را بنویسد، صوتی ارسال کند، در یک نظرسنجی شرکت کند، پیشنهاد بدهد، پیامدهای یک سیاست را ببیند، یا در زمان مناسب خودش وارد بحث شود، بدون آنکه هزینه روانی، جسمی، زمانی یا مالی ویژه‌ای متحمل شود.
این مسئله برای جوامعی که تجربه مشارکت آزاد و سازمان‌یافته نداشته‌اند، اهمیت بیشتری دارد. دموکراسی نیازمند تمرین است. مردم یاد می‌گیرند که نظر دادن کافی نیست؛ باید شنیدن، استدلال کردن، اصلاح نظر، پذیرش اختلاف، احترام به اقلیت، و پذیرش مسئولیت تصمیم جمعی را هم تمرین کنند. ابزارهای دیجیتال می‌توانند این تمرین را از مقیاس‌های کوچک و برای گروه‌های پیشرو فراهم کنند. ساکنان یک روستا، یک شهر یا اعضای یک دانشگاه، یک صنف، یک اتحادیه، یک انجمن محلی یا یک پروژه شهری، می‌توانند با به‌کارگیری دموکراسی دیجیتال نه تنها به تصمیمات پایدارتری دست پیدا کنند بلکه عملا به عنوان آزمایشگاه‌های دموکراسی عمل کرده و دیگر گروه‌ها و بخش‌ها جامعه را نیز به مسیر توسعه دموکراسی و توسعه دموکراتیک سوق دهند.
در دموکراسی‌های سنتی، گروه‌هایی وجود دارند که از تصمیم‌ها تأثیر می‌پذیرند، اما در تصمیم‌گیری حضور ندارند. کودکان نمونه روشن آن‌اند. قوانین آموزش، سلامت، بودجه، محیط زیست، فضای شهری و اینترنت بر زندگی کودکان اثر می‌گذارد، اما آنان رأی نمی‌دهند. نسل‌های آینده نمونه دیگرند. تصمیمات امروز درباره منابع آب، جنگل‌ها، انرژی، بدهی عمومی، آموزش، آلودگی و توسعه صنعتی می‌تواند زندگی نسل‌های بعد را تحت تأثیر قرار دهد. اما نسل‌های آینده در انتخابات امروز حضور ندارند. محیط زیست نیز صدای مستقیم سیاسی ندارد. رودخانه، جنگل، هوا، خاک، حیوانات و تنوع زیستی رأی نمی‌دهند، اما تصمیم‌های ما می‌تواند آن‌ها را حفظ یا نابود کند.
دموکراسی دیجیتال می‌تواند کمک کند این غایبان سیاسی بهتر نمایندگی شوند. برای مثال، سامانه‌های تحلیلی می‌توانند نشان دهند یک قانون یا پروژه چه اثری بر کودکان، نسل‌های آینده یا محیط زیست دارد. مدل‌های هوش مصنوعی می‌توانند به‌عنوان ابزار مشورتی طراحی شوند تا از منظر حقوق کودک، عدالت بین‌نسلی یا حفاظت از محیط زیست، پیامدهای تصمیم‌ها را بررسی کنند. البته این به معنای واگذاری سیاست به ماشین نیست. هوش مصنوعی نباید جای اراده سیاسی مردم را بگیرد، اما می‌تواند به جامعه هشدار بدهد که تصمیمی که امروز محبوب است، ممکن است فردا ناعادلانه، پرهزینه یا جبران‌ناپذیر باشد.
در کنار همه فرصت‌ها، باید یک خطر اصلی را جدی گرفت: فناوری ذاتاً دموکراتیک نیست! یک ابزار دیجیتال می‌تواند در خدمت آزادی باشد یا در خدمت سرکوب. همان سامانه‌ای که می‌تواند مشارکت عمومی را افزایش دهد، اگر در دست حکومت اقتدارگرا قرار گیرد، می‌تواند برای نظارت، کنترل، شناسایی مخالفان، سانسور، دستکاری افکار عمومی یا مهندسی انتخابات استفاده شود.
به همین دلیل، فناوری دیجیتال در سیاست یک شمشیر دو لبه است و در بسیاری از موارد، لبه اقتدارگرایانه‌ آن تیزتر است. چون دولت‌ها و نهادهای قدرتمند معمولاً منابع مالی، فنی، حقوقی و امنیتی بیشتری دارند. آن‌ها می‌توانند سامانه‌های بزرگ جمع‌آوری داده بسازند، رفتار شهروندان را تحلیل کنند، ارتباطات را کنترل کنند و با استفاده از داده و الگوریتم، افکار عمومی را هدف بگیرند. دموکراسی دیجیتال بدون آزادی بیان، حریم خصوصی، امنیت داده، شفافیت الگوریتمی، نهادهای مستقل، رسانه آزاد، جامعه مدنی و نظارت عمومی، می‌تواند به ضد خود تبدیل شود. بسیار مهم است که توجه کنیم که دیجیتال کردن سیاست به خودی خود سیاست را دموکراتیک نمی‌کند. یک دیکتاتوری دیجیتال همچنان دیکتاتوری است؛ حتی اگر همه چیز در آن آنلاین، سریع و هوشمند باشد.
جوامعی که تجربه دموکراسی پایدار نداشته‌اند می‌توانند تحت شرایطی از طریق ابزارهای دیجیتال به گذار به دموکراسی کمک کنند. این جوامع می‌توانند از دموکراسی دیجیتال به‌عنوان ابزار تمرین مشارکت، شفافیت و مسئولیت جمعی به بهره‌برداری کنند‌. لازم نیست از روز اول در سطح ملی و درباره همه موضوعات آن را به‌کار گیرند، می‌توان از مقیاس‌های کوچک‌تر شروع کرد.
یک روستا می‌تواند درباره تقسیم آب، نوع کشت سال آینده، نگهداری راه، ساخت مدرسه یا تأسیس کارخانه مشورت دیجیتال برگزار کند. یک شهر می‌تواند درباره بودجه محلی، حمل‌ونقل، فضای سبز، آلودگی، امنیت محله یا اولویت‌های عمرانی از شهروندان نظر بخواهد. یک دانشگاه می‌تواند درباره مدیریت داخلی، انتخاب نمایندگان، سیاست‌های آموزشی یا بودجه‌های پژوهشی مشارکت دیجیتال ایجاد کند. یک حزب، صنف یا اتحادیه می‌تواند درباره اولویت‌های اعضا، مذاکرات، اعتصاب، حمایت مالی یا مواضع عمومی یا سیاسی و ساختار داخلی خود تصمیم‌سازی دیجیتال انجام دهد.
چنین تمرین‌هایی به جامعه یاد می‌دهد که دموکراسی فقط مطالبه از بالا نیست، بلکه مسئولیت از پایین هم هست. مردم یاد می‌گیرند که بهترین تصمیم وجود ندارد، تصمیم جمعی هزینه دارد و هر انتخاب تبعاتی دارد. یاد می‌گیرند که اقلیت را نباید حذف کرد. یاد می‌گیرند که اطلاعات مهم است. یاد می‌گیرند که سیاست فقط شعار نیست، بلکه سنجش پیامدهاست. در این معنا، دموکراسی دیجیتال می‌تواند مدرسه‌ای برای دموکراسی باشد؛ به شرط آنکه ابزار تمرین آزادی باشد، نه ابزار کنترل جامعه.
در جهان نمونه‌های مختلفی از دموکراسی دیجیتال و مشارکت دیجیتال وجود دارد، اما باید میان سه چیز تفاوت گذاشت: دولت دیجیتال، دموکراسی دیجیتال و دموکراسی مستقیم. این سه با هم مرتبط‌اند اما یکی نیستند. دولت دیجیتال یعنی خدمات و فرایندهای حکومتی با ابزارهای دیجیتال انجام شوند. دموکراسی دیجیتال یعنی فناوری برای مشارکت، گفت‌وگو، شفافیت و تصمیم‌سازی عمومی به کار گرفته شود. دموکراسی مستقیم یعنی مردم بتوانند بی‌واسطه‌تر درباره قوانین یا سیاست‌ها رأی بدهند یا ابتکار سیاسی ارائه کنند. بعضی کشورها در یکی از این حوزه‌ها قوی‌اند، اما لزوماً در همه آن‌ها نمونه کامل نیستند.
استونی یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها در سطح دولت دیجیتال و رأی‌گیری اینترنتی است. پس از استقلال از اتحاد جماهیر شوروی، این کشور فعالیت‌های گسترده‌ای برای ساخت هویت دیجیتال، خدمات عمومی آنلاین، زیرساخت تبادل امن داده و رأی‌گیری اینترنتی به انجام رساند. در استونی، رأی‌دهندگان می‌توانند در دوره مشخص پیش از روز انتخابات، با هویت دیجیتال دولتی خود از طریق اینترنت رأی بدهند. همچنین ابزارهایی برای مشورت عمومی درباره پیش‌نویس قوانین، تصمیم‌گیری آنلاین در سطح محلی و ارسال ابتکارهای جمعی به پارلمان وجود دارد. استونی را می‌توان نمونه ترکیب دولت دیجیتال، هویت دیجیتال و برخی ابزارهای دموکراسی دیجیتال دانست.
سوئیس نمونه کلاسیک دموکراسی مستقیم است. در سوئیس، شهروندان می‌توانند از طریق ابتکار مردمی پیشنهاد اصلاح قانون اساسی بدهند یا با جمع‌آوری امضا خواستار برگزاری همه‌پرسی اختیاری درباره برخی قوانین شوند. برای ابتکار مردمی در سطح فدرال، جمع‌آوری صد هزار امضای معتبر در هجده ماه لازم است. برای همه‌پرسی اختیاری درباره قانون مصوب پارلمان، پنجاه هزار امضای معتبر در صد روز لازم است. بنابراین، سوئیس از نظر نهادی نمونه بسیار مهمی از مشارکت مستقیم مردم در قانون‌گذاری است. این نوع دموکراسی الهام‌بخش طراحی دموکراسی دیجیتال برای مشارکت مستقیم مردم در تعیین سرنوشت سیاسی خود است.
تایوان نمونه‌ای دیگر برای دموکراسی دیجیتال مشارکتی است. در تایوان، دو تجربه را باید از هم تفکیک کرد. نخست، vTaiwan است؛ یک فرایند مشورتی باز که گفت‌وگوی آنلاین و حضوری میان شهروندان، دولت، متخصصان، فعالان مدنی و ذی‌نفعان را برای مسائل ملی ممکن می‌کند. این تجربه برای جمع‌آوری نظرها، خوشه‌بندی دیدگاه‌ها و یافتن نقاط توافق نسبی استفاده می‌شود. دوم، پلتفرم دولتی Join است که برای مشارکت عمومی در سیاست‌گذاری، پیشنهاد، بحث، نظارت و ارتباط با نهادهای دولتی طراحی شده است. در برخی سازوکارهای آن، اگر یک پیشنهاد حمایت کافی به دست آورد، نهادهای دولتی باید آن را بررسی کنند و پاسخ بدهند. تایوان از این نظر نمونه خوبی است، چون فناوری را فقط برای رأی‌گیری به کار نمی‌گیرد، بلکه برای دلیبریشن، اجماع‌سازی و تبدیل گفت‌وگوی عمومی به ورودی سیاست‌گذاری استفاده می‌کند.
بارسلونا نیز نمونه مهمی در سطح شهری و نهادی‌اند. این شهر از یک پلتفرم آزاد و متن‌باز برای مشارکت شهروندی بهره می‌برد که برای فرایندهایی مانند برنامه‌ریزی راهبردی، فرایندهای مشارکتی، مجامع، ابتکارها، مشورت‌های شهروندی و بودجه‌ریزی مشارکتی به کار می‌رود. چنین پلتفرم‌هایی می‌توانند برای تصمیم‌هایی مانند بودجه شهری، حمل‌ونقل، فضای سبز، برنامه‌ریزی محله‌ای، خدمات عمومی و اولویت‌های توسعه شهری استفاده شوند.
در کنار این نمونه‌ها، دانشگاه‌ها، تعاونی‌ها، اتحادیه‌ها، احزاب و برخی سازمان‌های بزرگ نیز می‌توانند از سازوکارهای دموکراتیک دیجیتال استفاده کنند. دموکراسی دیجیتال فقط موضوع دولت ملی نیست. هر جا تصمیم جمعی وجود دارد، امکان استفاده از ابزارهای دیجیتال برای مشارکت، شفافیت، پاسخگویی، گفت‌وگو و تصمیم‌سازی هم وجود دارد.
برای اینکه دموکراسی دیجیتال به ابزار آزادی تبدیل شود، باید خطرها و شروط موفقیت آن را بشناسیم. در این بخش به تعدادی از این خطرات اشاره می‌کنیم.
1.    خطر نظارت و سرکوب: اگر مشارکت دیجیتال امن نباشد، شهروندان ممکن است به دلیل بیان نظر خود شناسایی و مجازات شوند. 
2.    خطر دستکاری افکار عمومی: ربات‌ها، حساب‌های جعلی، تبلیغات هدفمند، الگوریتم‌های پنهان و عملیات روانی می‌توانند فضای مشارکت را تحریف کنند. 
3.    خطر نابرابری دیجیتال: اگر گروهی به اینترنت، ابزار، سواد دیجیتال یا زبان رسمی پلتفرم دسترسی نداشته باشند، از مشارکت حذف می‌شوند. 
4.    خطر تقلیل سیاست به کلیک: مشارکت واقعی فقط زدن دکمه موافق یا مخالف نیست. سیاست نیازمند بحث، اطلاعات، مسئولیت و امکان تغییر نظر است. 
5.    خطر تمرکز قدرت در دست طراحان سامانه: کسی که پلتفرم را طراحی می‌کند، می‌تواند تعیین کند چه پرسشی مطرح شود، چه گزینه‌هایی دیده شود، چه داده‌ای جمع شود، چه چیزی برجسته شود و چه چیزی پنهان بماند. 
6.    خطر جایگزینی نهادهای دموکراتیک با تکنوکراسی: متخصصان فناوری نباید به‌جای مردم تصمیم بگیرند. فناوری باید در خدمت دموکراسی باشد، نه بالاتر از آن. 
دموکراسی دیجیتال زمانی موفق است که چند شرط اساسی رعایت شود:
1.    باید حق دسترسی برابر وجود داشته باشد. ابزارها باید ساده، چندزبانه، قابل استفاده برای افراد کم‌توان و در دسترس مناطق دوردست باشند. 
2.    امنیت و حریم خصوصی باید جدی گرفته شود. مردم باید بدانند چه داده‌ای از آنان جمع می‌شود، چه کسی به آن دسترسی دارد، چگونه نگهداری می‌شود و چگونه از سوءاستفاده جلوگیری می‌شود. 
3.    پلتفرم‌ها باید شفاف باشند. قواعد مشارکت، روش شمارش، نحوه تحلیل داده، الگوریتم‌ها و معیارهای تصمیم‌سازی باید تا حد ممکن قابل بررسی عمومی باشند. 
4.    مشارکت باید به تصمیم واقعی وصل باشد. اگر مردم نظر بدهند اما هیچ اثری بر نتیجه نداشته باشد، اعتماد عمومی از بین می‌رود. 
5.    اقلیت‌ها باید دیده شوند. دموکراسی فقط حکومت اکثریت نیست؛ دموکراسی همچنین حفاظت از حقوق اقلیت‌هاست. 
6.    آموزش عمومی لازم است. شهروندان باید بدانند چگونه از ابزارها استفاده کنند، چگونه اطلاعات را ارزیابی کنند، چگونه در بحث عمومی مشارکت کنند و چگونه با اخبار جعلی و دستکاری اطلاعات مقابله کنند. 
7.    باید میان مشارکت سریع و تصمیم‌گیری آگاهانه تفاوت گذاشت. یکی از خطرهای جدی دموکراسی دیجیتال این است که سیاست به چند کلیک، چند لایک، چند نظرسنجی فوری یا واکنش احساسی در شبکه‌های اجتماعی تقلیل پیدا کند. در چنین وضعیتی، ظاهر مشارکت گسترده است، اما کیفیت تصمیم‌گیری پایین می‌آید. برای کاهش این خطر، در موضوعات مهم باید مرحله دلیبریشن، یعنی گفت‌وگوی عمومی و بررسی دیدگاه‌های مختلف، پیش از رأی‌گیری یا تصمیم‌گیری اجباری باشد. شهروند باید فرصت داشته باشد متن مسئله، گزینه‌ها، پیامدها، نظر موافقان، نظر مخالفان، اثر تصمیم بر اقلیت‌ها، هزینه‌ها و آثار بلندمدت را ببیند. 
8.    در تصمیم‌های حساس می‌توان از خود-ارزیابی آگاهی پس از دلیبریشن استفاده کرد. به این صورت که برای اطمینان از این که شرکت‌کننده حداقل فهم پایه‌ای از موضوع، گزینه‌ها و پیامدهای تصمیم دارد، برخی موارد مهم از او پرسیده شود. برای مثال، پیش از رأی دادن درباره یک پروژه بزرگ زیست‌محیطی، سامانه دموکراسی دیجیتال می‌تواند چند پرسش ساده و بی‌طرفانه بپرسد: موضوع تصمیم چیست؟ گزینه‌های اصلی کدام‌اند؟ مهم‌ترین هزینه و فایده هر گزینه چیست؟ کدام گروه‌ها ممکن است بیشتر آسیب ببینند؟ اگر کاربر پاسخ‌ها را نداند، سامانه او را به خلاصه‌های آموزشی، گزارش‌های موافق و مخالف، یا بخش گفت‌وگوی عمومی هدایت می‌کند. در اینجا، هدف حذف رأی نیست؛ هدف افزایش رأی آگاهانه، و کاهش رای هیجانی، تبلیغات‌زده یا غیرمسئولانه است. 
9.    سامانه می‌تواند رای دهنده را با پیامدهای تصمیم روبه‌رو کند. پیش از رأی نهایی، پلتفرم می‌تواند نشان دهد که انتخاب هر گزینه چه اثری بر بودجه، محیط زیست، اقلیت‌ها، نسل‌های آینده، گروه‌های شغلی، مناطق مختلف یا خدمات عمومی دارد. حتی می‌توان از کاربر خواست تأیید کند که این پیامدها را دیده است. این کار مشارکت را از واکنش فوری به تصمیم مسئولانه نزدیک‌تر می‌کند. 
10.    پلتفرم می‌تواند دارای سازوکارهای ضدتبلیغات و ضدتحریک احساسی وجود باشد. پلتفرم می‌تواند منابع معتبر، خلاصه‌های بی‌طرف، راستی‌آزمایی ادعاها، نمایش منصفانه دیدگاه‌های رقیب، و هشدار درباره اطلاعات نادرست ارائه کند. همچنین می‌تواند مشخص کند چه گروه‌ها، احزاب، دولت‌ها، شرکت‌ها یا کمپین‌هایی برای تأثیرگذاری بر بحث عمومی هزینه کرده‌اند. 
11.    مشارکت باید قابل بازاندیشی باشد. در بسیاری از موضوعات، شهروند ممکن است پس از مطالعه، گفت‌وگو یا دیدن پیامدها نظر خود را تغییر دهد. یک سامانه دموکراسی دیجیتال خوب باید امکان اصلاح نظر، بازبینی رأی پیش از پایان مهلت و مشاهده تحول دیدگاه‌ها در طول دلیبریشن را فراهم کند. این کار فرهنگ سیاسی را از تعصب و واکنش آنی به سمت یادگیری جمعی سوق می‌دهد. 
12.    باید برای موضوعات پیچیده از هیئت‌های شهروندی، گروه‌های نمونه‌گیری‌شده و پنل‌های مشورتی استفاده کرد. همه تصمیم‌ها را نمی‌توان با رأی فوری عمومی حل کرد. در موضوعات بسیار تخصصی، می‌توان گروهی از شهروندان را به‌صورت نماینده انتخاب کرد، به آنان آموزش و اطلاعات متوازن داد، نظر کارشناسان مختلف را شنید، سپس جمع‌بندی آنان را به جامعه ارائه کرد. این روش می‌تواند پلی میان تخصص، مشارکت عمومی و مشروعیت دموکراتیک ایجاد کند. 
13.    نهادهای مستقل باید وجود داشته باشند. بدون رسانه آزاد، دادگاه مستقل، جامعه مدنی، نهادهای نظارتی و امکان اعتراض، هیچ سامانه دیجیتالی به‌تنهایی دموکراسی نمی‌آورد. 
به عنوان جمع‌بندی میتوان گفت که دموکراسی دیجیتال نه جایگزین کامل دموکراسی است و نه نسخه جادویی گذار سیاسی، اما می‌تواند یکی از ابزارهای مهم برای گسترش مشارکت، افزایش شفافیت، تقویت تصمیم‌سازی، شنیدن صدای گروه‌های خاموش و تمرین مسئولیت سیاسی باشد. برای جامعه‌ای که از اقتدارگرایی عبور می‌کند یا می‌خواهد فرهنگ دموکراتیک را تمرین کند، دموکراسی دیجیتال می‌تواند از مقیاس‌های کوچک شروع شود. این مسیر می‌تواند به مردم کمک کند که دموکراسی را نه فقط به‌عنوان شعار، بلکه به‌عنوان روش زندگی جمعی تجربه کنند. با این حال باید توجه داشت که فناوری به خودی خود آزادی نمی‌آورد. آزادی را مردم، نهادها، حقوق، فرهنگ سیاسی و اراده جمعی می‌سازند. فناوری فقط می‌تواند این مسیر را آسان‌تر، شفاف‌تر و فراگیرتر کند و هزینه دستیابی به آزادی و دموکراسی را کاهش دهد.
پرسش اصلی این نیست که آیا دموکراسی دیجیتال خوب است یا بد. پرسش اصلی این است که چه کسی آن را طراحی می‌کند، با چه هدفی، تحت چه نظارتی، با چه حقوقی برای مردم و در خدمت کدام نوع سیاست؟ اگر پاسخ این پرسش‌ها دموکراتیک باشد، دموکراسی دیجیتال می‌تواند یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاست در قرن بیست‌ویکم باشد؛ ابزاری برای اینکه مردم نه فقط هر چند سال یک‌بار رأی بدهند، بلکه پیوسته ببینند، بفهمند، بحث کنند، تصمیم بسازند و مسئولیت آینده مشترک خود را بر عهده بگیرند.