کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

وقتی جنگ دروازه‌های تاریخ را به روی مسئله کورد در ایران می‌گشاید

16:02 - 21 اسفند 1404

حسن قهرمانی

بیش از چهار دهه است که ملت کورد در کوردستان ایران تحت نظامی سیاسی زندگی می‌کنند که به‌طور سیستماتیک حقوق بنیادین آنان را نقض کرده است. از ابتدای تأسیس جمهوری اسلامی، مطالبات کوردها برای به‌رسمیت‌شناختن فرهنگی، حقوق زبانی و مشارکت سیاسی غالباً با سیاست‌های امنیتی، سرکوب و حاشیه‌نشینی پاسخ داده شده است.

در این مدت، ملت کورد در کوردستان ایران بار سنگین مقاومت و فداکاری را بر دوش کشیده‌اند. علی‌رغم تکرار اعتراضات، سازمان‌دهی سیاسی و مشارکت مدنی، درخواست‌های آنان برای حقوق فرهنگی، نمایندگی سیاسی و خودگردانی منطقه‌ای با تدابیر سخت‌گیرانه دولتی روبه‌رو شده است. از این رو، مسئله کورد در ایران نه‌تنها یک منازعه سیاسی، بلکه مبارزه‌ای طولانی‌مدت برای هویت، کرامت و بازشناسی تاریخی بوده است.

هم‌زمان، تاریخ نشان می‌دهد که تغییرات سیاسی چشمگیر غالباً در دوران بحران‌های منطقه‌ای و تلاطم‌های ژئوپولیتیکی رخ می‌دهند. هنگامی که آمریکا در سال ۲۰۰۳ عراق را اشغال کرد، بسیاری از عراقی‌ها آن رویداد را به‌عنوان مداخله‌ای نظامی و اشغالگرانه می‌دیدند؛ اما برای کوردهای کوردستان عراق، این تحول معنایی تاریخی و متفاوت داشت. این رویداد فضای سیاسی تازه‌ای ایجاد کرد که برای نخستین بار در تاریخ مدرن، کوردها توانستند نهادهای خود را تأسیس کنند، منطقه خود را مدیریت نمایند و آشکارا و بدون ترس پرچم کوردستان را برافرازند. آنچه برای برخی یک مداخله ژئوپولیتیکی بود، برای کوردها به فرصتی تاریخی برای بازسازی سرنوشت سیاسی خود بدل شد.

در طول تاریخ، جنگ‌ها و منازعات ژئوپولیتیکی بارها موازنهٔ قدرت را دگرگون کرده و واقعیت‌های سیاسی تازه‌ای پدید آورده‌اند. هنگامی که دولت‌های مرکزی تضعیف می‌شوند، گاه فرصتی برای ملت‌های حاشیه‌نشین فراهم می‌شود تا مطالبات سیاسی خود را طرح کرده و بر آن تأکید ورزند. منازعات بزرگ نه‌تنها نقشه‌ها را بازترسیم کرده‌اند، بلکه مسیرهایی برای خودگردانی گشوده‌اند برای ملت‌هایی که سال‌ها از سوی دولت‌ها به رسمیت شناخته نشده بودند.

 

کوردستان و اهمیت تاریخی آن

کوردستان در این چارچوب تنها یک منطقهٔ جغرافیایی نیست، بلکه وطن تاریخی کوردهاست. در طول سدهٔ بیستم، این سرزمین میان چهار دولت تقسیم شد: ایران، عراق، ترکیه و سوریه. کوردها در هر بخش از این سرزمینِ تقسیم‌شده به مبارزهٔ خود برای حقوق بنیادین ادامه داده‌اند: حق زبان، فرهنگ و تعیین سرنوشت سیاسی.

تحولات کوردستان عراق و تشکیل حکومت اقلیم کوردستان، مدلی سیاسی پدید آورد که در آن کوردها توانستند نهادهای خود را بازسازی کرده و نفوذ سیاسی خویش را تقویت کنند. این تجربه پیامدهای عمیقی بر گفتمان سیاسی کوردی در سراسر منطقه داشته است.

امروز، تداوم تنش‌ها میان ایران و بازیگران بین‌المللی بار دیگر پرسش‌هایی دربارهٔ آیندهٔ ملت کورد در کوردستان ایران مطرح کرده است. آیا منازعات ژئوپولیتیکی جدید می‌توانند پنجره‌ای تاریخی بگشایند تا کورد در ایران بتواند حقوق سیاسی خود را مطرح و تثبیت کند؟ تجربه‌ها نشان می‌دهند که تغییرات سیاسی غالباً در شرایط حساس تاریخی رخ می‌دهند.

در برابر این پیش‌زمینه، می‌توان مسئله کورد در ایران را بر اساس سه محور مرکزی تحلیل کرد: حاشیه‌نشینی تاریخی کورد در چارچوب دولت ایران، تغییرات ژئوپولیتیکی در خاورمیانه، و چالش‌ها و فرصت‌های سیاسی که بیانگر تلاش کوردها برای تعیین سرنوشت است.

 

پیشینه تاریخی: مبارزه کورد در ایران

مسئله کورد در ایران ریشه‌های عمیقی در شکل‌گیری دولت مدرن ایران در طول سده بیستم دارد. کوردستان ایران همواره دارای هویتی زبانی، فرهنگی و اجتماعی قدرتمند بوده است. با این حال، سیاست‌های مرکزگرایانه حکومت‌های مختلف ایران به‌طور سیستماتیک حقوق سیاسی و فرهنگی کوردستان را نقض کرده‌اند.

در طول سده بیستم، جنبش‌های سیاسی کورد تلاش کرده‌اند در چارچوب دولت، اشکال گوناگونی از خودگردانی، اتونومی یا فدرالیسم را بنا نهند. برجسته‌ترین حلقه در این تحولات تاریخی، تأسیس جمهوری کوردستان در مهاباد در سال ۱۹۴۶ بود. هرچند این جمهوری تنها برای مدت کوتاهی دوام آورد، اما در حافظه جمعی به نمادی ماندگار تبدیل شد. تجربه جمهوری کوردستان نشان داد که کورد می‌تواند نهادهای سیاسی خود را سازماندهی کرده و جامعه خود را مدیریت کند.

پس از انقلاب سال ۱۳۵۷، امیدهای تازه‌ای در میان کوردها شکل گرفت که نظم سیاسی جدید حقوق ملت‌ها را به رسمیت بشناسد و فضایی برای تکثر سیاسی فراهم آورد. اما این امیدها به‌زودی با تیره شدن روابط میان جنبش سیاسی کورد و جمهوری اسلامی و تبدیل آن به منازعه‌ای مسلحانه رنگ باخت. پیامد این وضعیت، دهه‌ها حاشیه‌نشینی سیاسی، کنترل امنیتی و محدود شدن فضای سیاسی در کوردستان ایران بود.

 

جریان‌های سیاسی و فعالان مدنی

جریان‌های سیاسی کوردستان و فعالان جامعهٔ مدنی به‌طور مداوم خواهان حقوق فرهنگی، به‌رسمیت‌شناختن زبان کوردی، نمایندگی سیاسی و اتونومی منطقه‌ای بوده‌اند. اما دولت ایران غالباً از منظر سیاست‌های امنیتی به این مطالبات نگریسته و جنبش کوردستانی را به‌عنوان تجزیه‌طلبی یا تهدیدی برای ثبات دولت معرفی کرده است. این امر عملاً امکان گفت‌وگوهای سیاسی فراگیر را مسدود کرده است. در نتیجه، خودِ هویت کورد نیز سیاسی شده است؛ به‌گونه‌ای که در بسیاری موارد، مظاهر فرهنگی مانند زبان، موسیقی یا نمادها به‌عنوان تهدیدی علیه تمامیت ارضی دولت تلقی شده‌اند.

 

بحران‌های ژئوپولیتیکی و پیشرفت سیاسی

تجربهٔ تاریخی کورد الگویی تکرارشونده را نشان می‌دهد: پیشرفت‌های سیاسی چشمگیر اغلب هم‌زمان با دوره‌هایی رخ داده‌اند که دولت‌های مرکزی به‌دلیل جنگ، انقلاب یا بحران‌های عمیق سیاسی تضعیف شده‌اند.

نمونهٔ بارز آن پیشرفت در عراق پس از سال ۲۰۰۳ است؛ تشکیل حکومت اقلیم کوردستان باعث شد کوردها یک سیستم سیاسی نسبتاً باثبات با پارلمان، نیروی پیشمرگه و نهادهای اداری تأسیس کنند. برای نخستین بار در تاریخ مدرن، در چارچوب دولتی فدرال، کوردستان عراق صاحب نوعی خودگردانیِ به‌رسمیت‌شناخته‌شده شد.

این تحول پیامدهایی فراتر از مرزهای عراق داشت. این رویداد نشان داد که مطالبات سیاسی کورد تنها یک چشم‌انداز آرمانی نیست، بلکه در شرایط تاریخی و ژئوپولیتیکی مناسب می‌تواند تحقق یابد. فرایندی مشابه در کوردستان سوریه در جریان جنگ داخلی سوریه رخ داد. با تضعیف قدرت مرکزی، بازیگران سیاسی کورد توانستند ساختارهای اداری و شکل‌هایی از خودگردانی منطقه‌ای را بنا کنند. این تجربه‌ها به الگویی تاریخی اشاره دارند که بر اساس آن، پیشرفت‌های سیاسی کورد غالباً در دوره‌های تلاطم منطقه‌ای و تغییر موازنهٔ قدرت رخ می‌دهند.

 

وضعیت ژئوپولیتیکی کنونی

خاورمیانه همچنان به‌عنوان منطقه‌ای شناخته می‌شود که با بی‌ثباتی سیاسی و رقابت‌های استراتژیک همراه است. در سال‌های اخیر، تنش‌ها میان ایران و بازیگران مختلف بین‌المللی شدت یافته و این وضعیت فضایی از بلاتکلیفی و احتمال تغییرات سیاسی ایجاد کرده است.

در برابر این پیش‌زمینه، بحث درباره راهکارهای سیاسی برای مسئله کورد بار دیگر جان گرفته است. یکی از مدل‌هایی که بیش از همه درباره آن بحث می‌شود، فدرالیسم است. یک سیستم فدرال می‌تواند درجه قابل‌توجهی از خودمختاری را به مناطق اعطا کند. تجربه عراق پس از سال ۲۰۰۵ نشان می‌دهد که چنین سیستمی می‌تواند کارآمد باشد. قانون اساسی عراق، اقلیم کوردستان را به‌عنوان یک موجودیت فدرال با اختیارات گسترده اداری و قانونی به رسمیت شناخت.

به همین دلیل، بسیاری از احزاب سیاسی کوردستان ایران لزوماً به دنبال استقلال کامل نیستند، بلکه خواهان ایرانی غیرمتمرکز و دموکراتیک هستند؛ ایرانی که در آن به گروه‌های ملی گوناگون امکان داده شود امور منطقه‌ای خود را مدیریت کنند.

 

فرجام

تجربه تاریخی خاورمیانه نشان می‌دهد که دوره‌های جنگ، بحران و تغییرات ژئوپولیتیکی گاه درهایی را می‌گشایند که در شرایط سیاسی عادی بسته می‌مانند. برای ملت‌های بدون دولت، این لحظات می‌توانند فرصت‌های غیرمنتظره‌ای برای ترسیم آینده سیاسی‌شان فراهم کنند. تجربه کورد در کوردستان عراق پس از سال ۲۰۰۳ نمونه‌ای روشن است از اینکه چگونه یک تحول منطقه‌ای می‌تواند چشم‌اندازی سیاسی تازه ایجاد کند. برای نخستین بار در تاریخ معاصر، کوردها این فرصت را یافتند که نهادسازی کنند، مناطق خود را مدیریت نمایند و آشکارا هویت ملی خود را ابراز کنند.

از این رو، تداوم تنش‌های ژئوپولیتیکی در منطقه پرسش‌های تازه‌ای درباره آینده مطرح می‌کند. در این چارچوب، مسئله کورد به‌عنوان بخشی محوری از توسعه سیاسی ایران و تحولات تاریخی گسترده‌تر خاورمیانه باقی خواهد ماند. مبارزه کورد تنها یک منازعه سیاسی نیست، بلکه با بازشناسی، کرامت و حق تعیین آینده تاریخی آنان پیوند خورده است. برای ملت کورد در کوردستان ایران، هر امکان تغییر می‌تواند امیدی برای آینده‌ای باشد که در آن هویت، زبان و حقوقشان در چارچوب یک نظام فدرال حفظ شود. از این رو، ضروری است که استراتژی کوردی توازنی دقیق میان «امید به حمایت خارجی» و «ارزیابی واقع‌بینانه قدرت» برقرار کند.

در پایان، راه‌حل بنیادین مسئله کورد در ایران تنها به تغییرات ژئوپولیتیکی وابسته نیست، بلکه مستلزم شکل‌گیری یک نظام سیاسی فراگیر است که تنوع ملی و فرهنگی را به رسمیت بشناسد. آیا آینده به سوی استقلال، فدرالیسم یا نوعی دیگر از بازشناسی حرکت خواهد کرد؟ این یکی از مهم‌ترین پرسش‌های پیشِ روی آینده منطقه است.