در حالی که کارزار هوایی آمریکا و اسرائیل، کانونهای قدرت در تهران را هدف قرار داده و گزارشها از حذف زنجیرهای مقامات ارشد حکایت دارند، عباس عراقچی، وزیر خارجه رژیم، مدعی شد که این ضربات خللی در «ساختار سیاسی» ایجاد نکرده است؛ اظهاراتی که از سوی تحلیلگران، تلاشی برای مدیریت بحرانِ ناشی از سردرگمی در لایههای فرماندهی توصیف میشود.
عراقچی با اذعان به ابعاد گسترده جنگ، حملات به مراکز حساس و استراتژیک را به «نقاط غیرنظامی» نسبت داد تا از بار روانی ناشی از فروریختن دژهای امنیتی بکاهد. وی با تکرار مواضع پیشین، تهران را در موضع دفاعی ترسیم کرد؛ اما ناظران بینالمللی این رویکرد را نشانهی بنبست راهبردی و ناتوانی ملموس ماشین جنگی رژیم در مقابله با حملات دقیق آمریکا و اسرائیل ارزیابی میکنند.
در بخش دیگری از این تحرکات دیپلماتیک، عراقچی بار دیگر بر «صلحآمیز» بودن دکترین هستهای تأکید کرد؛ موضعی که در فضای کنونی، فاقد وجاهت راهبردی بوده و عملاً از اساس بیتأثیر است. کارشناسان معتقدند بیانیههای رسمی تهران که در تلاش برای القای تصویر «تسلط بر اوضاع» هستند، در واقع گواهی بر شکنندگی ساختاری و آسیبپذیری رژیم در برابر فشار سنگین نظامی و انزوای فزاینده بینالمللی است.