این تحلیل، بازنویسی و بازنشر یادداشت دیوید ایگناتیوس، ستوننویس واشنگتنپست است و بازتاب نظرات کوردستانمیدیا نیست.
هر دو طرف دنبال توافقاند، اما طوری رفتار میکنند که انگار نیازی به آن ندارند
روند مذاکرات ایران و آمریکا را میتوان شبیه یک بازی پرریسک دید؛ دو طرف روی لبه یک پرتگاه لغزنده ایستادهاند و با وجود خطر آشکار، هر دو به شکلی عجیب تصور میکنند این مسیر به جای شکست، به نتیجهای موفق ختم میشود.
تعویق در اعزام تیم مذاکرهکننده دونالد ترامپ برای دور جدید گفتوگوها در اسلامآباد، در ادامه فشار واشنگتن برای روشن شدن خواستههای ایران درباره امتیازهای احتمالی است. همزمان، ترامپ مهلتی را که قرار بود چهارشنبه تمام شود تمدید کرده تا به حکومت ایران فرصت تصمیمگیری بدهد؛ پیش از آنکه گزینههای سختتری روی میز قرار بگیرد.
این تمدید در عمل به جای بستن مسیر، آن را بازتر کرده است؛ و اگر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، نتواند به جمعبندی برسد، پیامدهای این وضعیت روشن خواهد شد.
این مذاکره با الگوهای معمول تفاوت دارد؛ طرفین نهفقط بر سر جزئیات توافق اختلاف دارند، بلکه حتی بر سر اصل وجود داشتن یا نداشتن مذاکره هم درگیرند. هر دو طرف طوری رفتار میکنند که انگار تنها راه رسیدن به «بله»، تکرار مداوم «نه» است.
در عمل، با یک بازی فشار طرفینی روبهرو هستیم؛ هر دو طرف هم به توافق نیاز دارند و هم تلاش میکنند نشان دهند به آن نیازی ندارند. هر دو زیر فشار اقتصادیاند، اما همچنان بر ادامه تقابل اصرار دارند و هر بار که به نقطه خروج نزدیک میشوند، دوباره عقب میکشند.
در تهران تجربهای وجود دارد که این فضا را خوب توضیح میدهد؛ در بازار فرش به او گفته بودند نباید مستقیم از خرید حرف زد، بلکه باید طرف مقابل را به این باور رساند که آماده ترک معامله هستی؛ منطقی که حالا در سطح سیاست هم دیده میشود.
نتیجه این وضعیت این است که دو طرف آنقدر در نمایش آمادگی برای ترک میز مذاکره پیش رفتهاند که ممکن است در نهایت واقعاً به همان نقطه برسند؛ یا اینکه بحران وارد مرحلهای سختتر شود. البته حتی این هم میتواند بخشی از تاکتیک باشد.
در همین حال، ترامپ در کنار تلاش برای رسیدن به توافق، پیامهای متناقضی هم ارسال کرده است؛ از تهدید به نابودی زیرساختهای ایران تا وعده تبدیل این کشور به یک قدرت بزرگ در صورت توافق.
او مرتب ضربالاجل تعیین میکند و بعد آنها را تمدید میکند. در مقابل، طرف ایرانی واکنشی سرد و کماعتنا نشان میدهد. با نزدیک شدن به موعدها، تهدیدها درباره حمله به زیرساختهای غیرنظامی هم دوباره مطرح شده است.
در کنار این روند، تنش در تنگه هرمز هم بخشی از همین فضای قبل از مذاکره بوده است؛ از محدود کردن عبور و مرور گرفته تا اقدامات متقابل و عقبنشینیهای مقطعی.
در ادامه هم درگیریهایی در دریا رخ داده، یک شناور ایرانی توسط نیروی دریایی آمریکا توقیف شده و در نهایت نشست اسلامآباد با تأخیر یا توقف روبهرو شده است.
با وجود این سطح از تنش، انتظار میرود مسیر در نهایت به سمت توافق برود، اما فعلاً آنچه دیده میشود بیشتر یک بازی با عدم قطعیت است. بازارهای مالی هم هنوز روی توافق حساب باز کردهاند، هرچند نشانههای اخیر این اطمینان را تا حدی تضعیف کرده است.