والتر راسل مید، در یادداشتی تحلیلی برای روزنامه والاستریت ژورنال، به واکاوی شکست راهبردهای سنتی غرب در قبال تهران پرداخته و تأکید میکند که تا زمان عدم درک صحیح از ماهیت ایدئولوژیک و توسعهطلبانهی رژیم ایران، هرگونه کنش دیپلماتیک یا نظامی تنها به مثابه یک مسکن موقت عمل خواهد کرد.
والتر راسل مید معتقد است که هر دو طیف سیاسی در واشینگتن، اعم از «شاهینها» و «کبوترها»، در پیشبینی رفتار واقعی رژیم دچار اشتباه محاسباتی شدهاند. او در این تحلیل تبیین میکند که طرفداران دیپلماسی با تکیه بر مشوقهای اقتصادی به دنبال تغییر رفتار تهران بودند و در مقابل، طرفداران برخورد سخت نیز تأثیر فشارهای مقطعی را فراتر از واقعیت برآورد کردهاند.
تجربه نشان داده است که ساختار قدرت در ایران، امتیازات حاصل از توافقات را نه برای رفاه مردم، بلکه در راستای تقویت بنیهی نظامی و بازوهای نیابتی خود در منطقه هزینه میکند. در شرایط کنونی که حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل زیرساختهای استراتژیک رژیم را هدف قرار دادهاند، تهران تنها راه مقابله را در گروگانگیری امنیت انرژی جهان و ایجاد تلاطم در بازار نفت میبیند.
نویسنده با اشاره به رویکرد دوگانهی دونالد ترامپ، خاطرنشان میسازد که او از یکسو مدعی پیروزی در جنگ است و از سوی دیگر بر ضرورت اتمام کار تأکید دارد. این تناقض در حالی رخ میدهد که تندروها در تهران اکنون در موضعی قرار گرفتهاند که برای هرگونه عقبنشینی در جنگ، هزینهای بسیار گزاف از جامعه جهانی مطالبه میکنند. این گزارش در نهایت هشدار میدهد که بدون بازنگری در محاسبات غرب نسبت به ماهیت رژیم، بحرانهای منطقه ریشهکن نخواهند شد.