کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

موضع کورد در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی و احتمالات پیش‌رو

12:36 - 6 فروردین 1405

مصطفی معروفی

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در جهانی مالامال از جنگ و حوادث امروزی، اهمیت ویژه‌ای یافته و بیش از پیش کانون توجهات قرار گرفته است. این تقابل به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک ایران، تأثیرات گسترده‌ای بر کشورهای منطقه و حتی جهان دارد. به تبع آن، کوردها در کوردستان ایران نیز به شکلی بی‌سابقه در کانون تأملات و نگاه‌های جهانیان قرار گرفته‌اند.

اظهارات متناقض دونالد ترامپ پیرامون مشارکت یا عدم مشارکت نیروهای سیاسی کورد در این جنگ، بیش از هر چیز سبب شد که مسئله کورد در رسانه‌های بین‌المللی و محافل سیاسی سراسر جهان مورد بحث قرار گیرد. اما تمام ماجرا به این‌جا ختم نمی‌شود؛ نگاهی گذرا به گذشته، ابعاد این موضوع را روشن‌تر می‌سازد.

آمریکا به عنوان بزرگ‌ترین ابرقدرت جهان و اسرائیل به عنوان قدرت برتر خاورمیانه، با پیشرفته‌ترین تسلیحات و ابزارهای جنگی، مراکز نظامی، پایگاه‌ها و زرادخانه‌های جمهوری اسلامی را به شدت بمباران کرده‌اند و علاوه بر رهبر، ده‌ها فرمانده طراز اول سپاه پاسداران و نیروهای نظامی آن‌ها را از پای درآورده‌اند. هم‌زمان، تمایل خود را برای ورود نیروهای سیاسی کورد به میدان نبرد نیز اعلام کرده‌اند.

هرچند در ایران نیروهای مخالف رژیم و جریانات دیگری هم وجود دارند، ولی انگشت اشاره عمدتاً به سمت کوردها و نیروهای سیاسی آن‌ها نشان داده شده است. با این حال، نیروهای سیاسی کورد تا به امروز در عمل هیچ جبهه‌ای علیه جمهوری اسلامی نگشوده‌اند.

چند هفته پیش، قیام گسترده مردم ایران علیه رژیم به شکلی بی‌سابقه و خونین سرکوب شد. این سرکوب، بستر را برای قیامی رادیکال‌تر و حتی مسلحانه علیه جمهوری اسلامی فراهم آورد. افزون بر این، نیروهای سیاسی کورد نفوذ و تأثیرگذاری عمیقی در کوردستان ایران دارند و تشکیل ائتلاف میان آن‌ها موجی از امید در میان مردم ایجاد کرده است. بی‌شک، در چنین شرایطی، این نیروها با استقبال گرم، به‌ویژه از سوی نسل جوان، روبرو خواهند شد.

با وجود چنین شرایط مناسبی، پرسش این است که چرا نیروهای سیاسی تاکنون دست‌به‌کار نشده‌اند، و واکنش و موضع‌گیری آن‌ها چه بوده است؟ در این سطور تلاش می‌شود از زوایای گوناگون به این موضوع پرداخت شود.

نگاهی به گذشته

دلیل اصلی اینکه کورد در رویدادهای مرتبط با جنگ ایران به یک «شاخص» و سرخط خبرها بدل شده است، پیش و بیش از هر چیز به این واقعیت بازمی‌گردد که کورد دارای نیروی سیاسی سازمان‌یافته و تجربه‌ای دیرین در مبارزات سیاسی و مسلحانه علیه جمهوری اسلامی است. کوردستان تنها منطقه‌ای در ایران بود که جمهوری اسلامی هیچ‌گاه نتوانست شعله‌های مبارزاتی آن را به‌طور کامل خاموش و ساکت کند. افزون بر این، اخیراً نیروهای سیاسی کورد در اقدامی بی‌سابقه، تقریباً همگی حول یک ائتلاف گرد هم آمده‌اند که بازتاب گسترده‌ای در پی داشته است.

آنچه چنین نقش و جایگاهی به کورد بخشیده، ریشه در پیشینه‌ی تاریخی دارد؛ از دوران جنگ جهانی دوم به این سو و به‌ویژه از سال ۱۹۴۵ با تأسیس حزب دموکرات کوردستان، احزاب سیاسی در این منطقه حضور داشته‌اند که از همان آغاز، نفوذ و پایگاه مردمی عمیقی در کوردستان کسب کردند. سرکوب بی‌رحمانه رژیم شاه و اعدام رهبران این حزب نه تنها موجب نابودی آن نشد، بلکه در مراحل بعدی زمینه را برای گسترش و نفوذ بیشتر آن فراهم آورد؛ تا جایی که حتی وقتی رژیم پادشاهی خود را ژاندارم منطقه می‌دانست و ادعا می‌کرد «ایران جزیره ثبات» است، این حزب با سازمان‌دهی مبارزات مسلحانه، این آرامش پوشالی را بر هم زد و عیان ساخت که رژیم شاه در کوردستان از قدرت مطلق برخوردار نیست.

پس از انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹، تنها چند هفته پس از پیروزی انقلاب، بنیان‌گذاران جمهوری اسلامی علیه کوردها اعلام جنگ کردند. برای نخستین بار، اسلام سیاسی که در قامت حکومت تجلی یافته بود، «فتوای جهاد» علیه کورد صادر کرد و جنگ و مقاومتی چندبعدی بر کوردها تحمیل شد که با تمام فراز و فرودها، شکست‌ها و برخاستن‌ها، رژیم هرگز نتوانست به آن پایان دهد.

در این مرحله، نیروهای سیاسی دیگری نیز در کوردستان ایران شکل گرفتند که علی‌رغم برخی چالش‌های داخلی، نمادی از پویایی سیاسی، بلوغ و تکثر آرا و سلیقه‌های گوناگون در جامعه کورد بود. در حالی که جمهوری اسلامی بزرگ‌ترین قدرت خاورمیانه به شمار می‌رفت، سیاست و کنترل ۴ پایتخت منطقه را در دست داشت و مدعی بود نفوذش از ایران تا مدیترانه گسترده است، در داخل مرزهای ایران هرگز در برابر کورد و نیروهای سیاسی‌اش به ثبات و آرامش نرسید.

بنابراین، مقاومت کوردها در طول ۸۰ سال گذشته، همراه با نظام چندحزبی و تجربه غنی سیاسی، به کوردستان و جنبش سیاسی آن اعتبار و جایگاهی بخشیده است که در رویدادها و تحولات کلان، همواره به عنوان یک مولفه‌ی اصلی مطرح می‌شود و نادیده گرفتن آن ناممکن است.

اهداف متفاوت

در اتخاذ هرگونه سیاست و تاکتیکی که نیروهای سیاسی کورد از گذشته تا به امروز در قبال جنگ‌ها و رویدادهای مرتبط با ایران در پیش گرفته‌اند، یک «اصل» ثابت سرلوحه‌ی تمامی رفتارهای سیاسی و نظامی آن‌ها بوده است؛ این اصل بدین معناست که هر سیاست یا تاکتیکی باید برخاسته از ضرورتی باشد که معطوف به خواست کوردها، در راستای منافع آن‌ها و در جهت نیل به اهداف ملت کورد باشد.

در جنگ کنونی، اهداف طرف‌های درگیر اگرچه در برخی جنبه‌ها هم‌پوشانی دارد (از ضربه زدن برای تضعیف جمهوری اسلامی تا سرنگونی آن)، اما به نظر می‌رسد هر یک از بازیگران این جنگ، اهداف متفاوتی را دنبال می‌کنند. حتی آمریکا و اسرائیل که به قول «جو بایدن»، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، روابط‌شان «بر سنگ مرمر حک شده است»، در این کارزار اهداف متفاوتی دارند.

اسرائیل به وضوح خواهان فروپاشی جمهوری اسلامی است و سعی در هموار ساختن مسیر برای بازگشت فرزند شاه سابق ایران به قدرت را دارد. در اینجا یک پرسش منطقی مطرح می‌شود: چرا نیروهای سیاسی کورد باید فرزندان خود را به میدان نبردی گسیل دارند که هدف نهایی آن، احیای یک دیکتاتوری سقوط کرده و مطرود است؟ آن هم در حالی که این جریان با وجود شانس بسیار اندک برای دستیابی به قدرت، از هم‌اکنون به سپاه و نیروهای نظامی فرمان داده تا برای سرکوب کوردها آماده شوند.

از سوی دیگر، آمریکا (دست‌کم ترامپ و مشاوران نزدیکش) به صراحت اعلام کرده‌اند که فرزند شاه توانایی مدیریت چنین مأموریتی را ندارد. در مورد سرنگونی رژیم نیز، علاوه بر اظهارات ضد و نقیض، هنوز راهبرد روشن و منسجمی ارائه نداده‌اند و نشانه‌ای از تغییری بنیادین در سیاست‌های آن‌ها به چشم نمی‌خورد؛ تا جایی که ترامپ چندین بار تأکید کرده که رهبری آینده ایران باید در داخل کشور تعیین شود، نه از میان اپوزیسیون خارج‌نشین.

شاید این رویکرد به «مدل ونزوئلا» اشاره داشته باشد که در آن تنها رئیس‌جمهور تغییر کرد و کل سیستم پابرجا ماند؛ و یا متأثر از تجربه شکست در عراق باشد که منجر به نفوذ ایران و گروه‌های رادیکال اسلامی شد و اکنون این نگرانی وجود دارد که در صورت خلأ قدرت، ایران نیز به سرنوشتی مشابه دچار شود. هرچند این فرضیه بسیار سست است؛ چرا که هر جریان رادیکال مذهبی دیگری که در ایران به قدرت برسد، در بدترین حالت همانند جمهوری اسلامی خواهد بود.

با این حال، هدف غایی نیروهای سیاسی کورد که همانا احقاق حقوق ملی کوردها، تضمین آینده‌ای به دور از هراس و تهدید و صیانت از منافع ملت کورد است، در این معادلات با ابهام روبروست. مشخص نیست در صورت دستیابی آمریکا و اسرائیل به اهداف‌شان، فرجام کوردها و وضعیت حاکم بر آن‌ها چگونه خواهد بود؛ از این رو، اهداف پیش‌رو تیره و مبهم به نظر می‌رسند.

دلیل دیگر این احتیاط آن است که هم‌اکنون توانمندی‌های نظامی جمهوری اسلامی، ثبات و امنیت را در نزدیک به ۱۰ کشور منطقه مختل کرده و اسرائیل و سایر کشورهای همسایه هدف حملات موشکی و پهپادی ایران هستند؛ آن هم در شرایطی که هنوز هیچ رویارویی زمینی و میدانی رخ نداده است.

در صورت گشودن جبهه جنگ در کوردستان، کوردها ناچارند علاوه بر مقابله با حملات موشکی و پهپادی، با «کلاشینکف» در برابر نیروی زمینیِ مجهز به تانک و توپخانه بایستند. این در حالی است که افق پیشروی آمریکا و اسرائیل در پیش برد این جنگ کاملاً ناروشن است. بی‌تردید اگر توان نظامی جمهوری اسلامی تحلیل رود، کوردستان از پتانسیل و تجربه کافی برای شکست دادن نیروهای رژیم در میدان نبرد برخوردار است؛ همان‌گونه که در بهار و تابستان ۱۹۸۰ میلادی محقق شد و یا در مبارزات پارتیزانی سالیان متمادی ضربات مهلکی بر پیکره نیروهای رژیم وارد آورد.

با این همه، رهبران و تصمیم‌گیران کورد به خوبی آگاهند که آمریکا پس از نبرد با داعش در سوریه، کوردها را در برابر حملات ترکیه و سپس ابومحمد جولانی تنها گذاشت؛ و یا در افغانستان، پشت دولت تحت حمایت خود را خالی کرد و آن را به طالبان سپرد. از این رو، بی‌اعتمادی نیروهای کورد نسبت به رفتارها، طرح‌ها و اهداف آمریکا و اسرائیل در این جنگ، یک نگرانی کاملاً به‌جا و منطقی است.

مضاف بر این، آمریکا و اسرائیل رسماً هیچ تضمینی برای آینده و سرنوشت کوردها ارائه نداده‌اند و تا جایی که نویسنده اطلاع دارد، هیچ برنامه جامع و مدونی که نیروهای کورد در جریان جزئیات آن باشند یا به عنوان یک طرف مشورت در آن مشارکت کنند، وجود ندارد. آنچه مشهود است، صرفاً برخی اظهارات متناقض در این پیوند است؛ بنابراین تا زمانی که نیروهای کورد در تدوین و جزئیات چنین طرحی سهمی نداشته باشند، آینده آن تاریک و جای پرسش خواهد بود.

استقلال سیاسی

در دنیای سیاست، قدرت و توان مالی و اقتصادی نقش کلیدی در پیروزی یک موجودیت سیاسی ایفا می‌کنند؛ اما برای نیرویی که تحت فشار و محاصره قرار دارد، کسب اعتبار و منطق سیاسی بزرگ‌ترین سرمایه خواهد بود. در مورد جنبش کورد در کوردستان ایران، نقطه قوت دقیقاً در همین جا نهفته است: «استقلال سیاسی»؛ اصلی که جنبش کوردی کوردستان ایران با آن شناخته می‌شود. بانی و معمار این اصل، دکتر عبدالرحمان قاسملو بود و او اهمیت فوق‌العاده‌ای برای آن قائل بود. قاسملو می‌گفت:

«چه نیروی کوچکی باشیم چه بزرگ، استقلال خود را دوست داریم.»

او معتقد بود میان دوستی و استقلال سیاسی، همیشه باید استقلال را انتخاب کرد. این پرنسیپ اگرچه بارها حزب او را از کمک‌های مالی، نظامی، لجستیکی و رسانه‌ای طرف‌های مخالف جمهوری اسلامی محروم کرده است، اما در فرآیند حیات سیاسی این حزب به سرمایه، اعتبار و فرصتی برای تداوم راه طولانی جنبش کورد مبدل شده است.

ایران به دلیل سیاست‌های جنگ‌طلبانه‌اش، دشمنان و رقبای بسیاری برای خود ساخته و دچار جنگ‌های مستقیم و غیرمستقیم زیادی شده است؛ مهم‌ترین آن‌ها در گذشته جنگ با عراق بود که هشت سال به طول انجامید. در آن زمان، نیروهای سیاسی کورد در مناطق مرزی میان ایران و عراق مستقر بودند و تردد آن‌ها تنها از طریق خاک عراق امکان‌پذیر بود.

با این حال، علی‌رغم رابطه با دولت عراق و پیشبرد مبارزه مسلحانه علیه جمهوری اسلامی، هرگز به بخشی از جنگ ایران و عراق تبدیل نشدند؛ چرا که ماهیت و هدف هر دو طرف در آن جنگ بسیار متفاوت بود. علاوه بر این، آن‌ها مجبور بودند ملاحظات رابطه با رژیم عراق را که خود با کوردهای عراق در جنگ بود، در نظر داشته باشند. در عین حال، رابطه نیروهای سیاسی کورد ایران با کوردهای اقلیم کوردستان بسیار گرم‌تر و دوستانه‌تر بود؛ تا جایی که این قرابت به همکاری و کمک‌های نظامی میان نیروهای دو بخش کوردستان نیز انجامید.

فرجام

کورد در کوردستان ایران همواره هویت و دیدگاه مستقل خود را حفظ کرده است. همین امر، مسئله کورد و قدرت مرکزی در ایران را از تمام رویدادها، جنگ‌ها و بحران‌های دیگر این کشور متمایز می‌کند. کوردستان در هر واقعه‌ای ماهیت، موضع و نگرش مستقل خود را دارد و رهبران کورد اجازه نداده‌اند جنبش‌شان به نسخه‌ای از یک بحران یا جنگ بدل شود که منافع کورد و استقلال سیاسی‌شان را به مخاطره اندازد یا در خدمت اهدافی باشد که مغایر با اهداف آن‌ها باشد یا اهدافش تیره و مبهم است.

سیاست، مبارزه و مقاومت کورد تابع هیچ‌یک از جنگ‌ها و تنش‌های خارجی جمهوری اسلامی نیست. جنگ کورد با جمهوری اسلامی پیش از تمام نبردها و چالش‌های این رژیم با کشورهای همسایه و جهان آغاز شده است و شاید آخرین جنگ این رژیم نیز با کوردها باشد.

بنابراین طبیعی است که نیروهای کوردی از ضعف جمهوری اسلامی ناشی از حملات خارجی یا قیام ملت ایران بهره ببرند و شیوه و تاکتیک مبارزه خود را بر اساس وضعیت و شرایط خود تعیین کنند؛ اما هرگز مبارزه و تاکتیک سیاسی و نظامی خود را به جنگ یا رویداد دیگری گره نخواهند زد.

اگر این جنگ به پایان برسد و جمهوری اسلامی پابرجا بماند، مبارزه کورد همچنان ادامه خواهد داشت. و اگر رژیم در نتیجه ضعف و از دست دادن توان نظامی از یک سو و قیام ملت ایران از سوی دیگر سقوط کند، در خوش‌بینانه‌ترین حالت، نیروهای کوردی مبارزه‌ای سیاسی و مدنی و طولانی‌مدت با حکومت آینده را در پیش خواهند داشت؛ به این شرط که بار دیگر جنگی بر کوردها تحمیل نشود. حتی اگر حکومت آینده حقوق کوردها را نادیده بگیرد (چنانچه تحت حمایت آمریکا و اسرائیل نیز باشد)، مبارزه کورد همچنان ادامه خواهد یافت؛ همان‌گونه که در دوران رژیم پادشاهی شاهد آن بودیم.