کوردستانمیدیا: پس از ۳۹ روز درگیری که خسارات جبرانناپذیری به زیرساختهای نظامی و توان اقتصادی ایران وارد کرده است، اکنون تمام توان جمهوری اسلامی بر یک هدف متمرکز شده: «مهندسی واقعیت». برای رژیم تهران، آنچه در میدان نبرد رخ داده، اهمیت کمتری نسبت به چگونگی چارچوببندی این آتشبس به عنوان یک «نصرت الهی» در افکار عمومی دارد.
بلافاصله پس از اعلام توقف درگیریها، دستگاههای رسانهای رژیم و شبکههای وابسته به «محور مقاومت» مأموریت یافتند تا این بنبست نظامی را تحت عنوان یک پیروزی درخشان بازنمایی کنند. منطقِ محوری این پروپاگاندا بر این پایه استوار است که: «صرفِ بقا در برابر قدرت نظامی برتر، به معنای پیروزی است». این روایت، تلاشی سیستماتیک برای سرپوش گذاشتن بر خسارات سنگین و عقبنشینیهای پیدرپی از مواضع صلب قبلی است.
در حالی که دونالد ترامپ با رویکردی معاملهگرانه، طرح ده مادهای ایران را تنها به عنوان یک «مبنای اولیه برای مذاکره» روی میز قرار داده، شورای عالی امنیت ملی مدعی شده است که ایالات متحده تسلیم گشته و تمامی خواستههای تهران را پذیرفته است. ماشین جنگ روانی رژیم با نادیده گرفتن امتیازات کلانی که احتمالا در پشت پرده واگذار شده، تنها بر موضوعاتی چون «بازگشایی تنگه هرمز» مانور میدهد؛ تلاشی مذبوحانه برای تبدیل یک باجدهی آشکار به یک دستاورد دیپلماتیک ساختگی.
تحلیلگران مستقل هشدار میدهند که این آتشبس موقت، شکننده است. واقعیتِ موجود نشان میدهد که بقای سیاسی هسته سخت قدرت در ایران به توانِ «فروش» این آتشبس به عنوان یک پیروزی استراتژیک بستگی دارد. رژیم برای حفظ روحیه نیروهای فرسوده و جلوگیری از ریزشِ بیش از پیش در بدنه گروههای نیابتی، چارهای جز ترسیم تصویری پیروزمندانه از میان ویرانهها ندارد.
نبرد کنونی دیگر در جبهههای فیزیکی جریان ندارد، بلکه در میدان افکار عمومی و در اتاقهای فکرِ پروپاگاندای رژیم در جریان است؛ جایی که هر روایت، ابزاری برای بازدارندگی کاذب محسوب میشود. این در حالی است که سایه شکست آتشبس و بازگشت خشونت، بر سر این توافق سنگینی میکند.