
سوران علیپور
با آغاز هر درگیری و نزاعی، فراتر از اینکه بسیاری از معادلات سیاسی و ژئوپلیتیک دچار تغییر میشوند و توازن قوا بازنویسی میشود، مجموعهای از اصول و ارزشهای والای اخلاقی، انسانی و آزادیخواهانه نیز در برابر آزمون و چالشی جدی قرار میگیرند. پیمانها و قراردادهای اجتماعی که در زمان صلح شکوهی با عظمت و مقدس دارند، در پشت ابرهای تاریک تعصب و غلیان احساسات و نفرت گم میشوند.
جنگ اسرائیل و آمریکا برای ما کوردها تنها یک رویارویی نظامی و تماشای فروپاشی قلعه استبداد نیست ــ که بیگمان آن فروپاشی آرزویی دیرینه و مانعی بزرگ در راه رسیدن کوردها به «آسایشی در دامنهی کوهستان» (۱) است ــ بلکه از سوی دیگر، تمام آن شعارها و ارزشهای والایی را که از زمان تأسیس جمهوری کوردستان تا کنون به آنها باور داشتهایم، در برابر آزمونی نو قرار میدهد.
بگذارید از اینجا شروع کنم که جمهوری اسلامی خیلی زود پس از قیام خلقهای ایران در سال ۱۳۵۷، فراخوان جنگ و فتوای جهاد را علیه ملت کورد اعلام کرد و از آن زمان تا کنون، این جنگ در تمامی ابعاد، از رویارویی مسلحانه گرفته تا هجوم به ساختار، هویت، فرهنگ، زبان، زمین و آسمان کوردستان ادامه داشته است. از جمهوری اسلامی که هیچ معیار اخلاقی و انسانی را در تأسیس حکومت و تدوین سیاستهایش رعایت نکرد، انتظار نمیرفت که در زمان جنگ دستکم به مجموعهای از اصول و توافقنامههای جهانی پایبند باشد. این رژیم با پیروی از تاکتیک «زمین سوخته»، از کشتن کودکان در گهواره، بمباران کور مردم عادی، ویران کردن بیمارستانها، کشتن اسرا و بیحرمتی به جسد قربانیان، دادگاههای صحرایی، تخریب محیط زیست و زیستبوم کوردها و بسیاری از اعمال دیگر ابایی نداشت.
در مقابل، حزب دموکرات که رهبری جنبش آزادیبخش ملت کورد را در آن بخش از میهن بر عهده داشت، با سیاست خردمندانه دکتر قاسملو شهید و دکتر سعید شرفکندی، از نقض قوانین جنگ جلوگیری کردند. تلاش دکتر قاسملو شهید بر این بود که هویت مستقل یک جنبش دموکراتیک و سیاستهای این حزب، فاصلهای به اندازهی زمین تا آسمان با عملکرد جنگافروزانهی گروهی مسلح داشته باشد که به گروگانگیری، انفجار و اقدامات تروریستی متوسل میشود.
جنبشی که دارای پیشینهای غنی از این ارزشهای والای اخلاقی و انسانی باشد و در هشتاد سال گذشته تجربه بزرگی در مبارزات تشکیلاتی، دیپلماسی و گامهای مدنی ناهنجار (بدون خشونت) به دست آورده باشد و در زمان جنگ نیز هویت آزادیخواهی و دموکراسیخواهی خود را مخدوش نکرده باشد، بیگمان در شرایط کنونی نیز انتظار سیاست و گامهای خردمندانه از آن میرود. میتوانیم از چند منظر به موضع حزب دموکرات و دیگر سازمانها بنگریم؛ فارغ از اینکه نتایج این جنگ چه خواهد بود و چه سناریویی آینده ایران را در بر میگیرد، مهم است که بدانیم بادها از کدام سو میوزند و جایگاه و پایگاه خود را در این دریای خروشان با قطبنمای اصول همیشگیمان تعیین کنیم.
پرسش اتحاد:
یکی از کارتهای قدرتمند در دست کوردها، حفظ یکصدایی و اتحاد در میان نیروهای سیاسی و گرد آمدن حول مجموعهای از اهداف مشترک است که در شرایط فعلی چارچوبی به خواستههایشان ببخشد و آنها را حول محور مجموعهای از تدابیر مشترک در نحوهی تعامل با رویدادها و پیشامدها جمع آورد. ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران که به همین منظور تأسیس شد، خلأ بزرگی را پر کرد و بر سر چندین هدف بنیادین مانند تأمین حقوق ملی، استقرار سیستمی دموکراتیک و عدالت اجتماعی و حفظ محیط زیست به توافق رسیدند.
ویژگی مثبت دیگر این ائتلاف این بود که از همان ابتدا دروازهها را به روی دیگر نیروهای کوردستان باز گذاشت و اعلام کردند که میخواهند همه مردم کوردستان با تمام تفاوتها، خود را در این ائتلاف ببینند. شاید در مورد چگونگی و کارایی این ائتلاف ملاحظات و نقدهایی وجود داشته باشد، اما خیلی زود با واکنش تند مخالفان در برابر این گام، مشخص شد که این اقدامی درست، مؤثر و هوشمندانه بوده است.
گام بعدی این ائتلاف، چگونگی یافتن همصدا و متحد در میان دیگر ملتهای جغرافیای ایران است. کوردها در بازنویسی روابط خود با دیگر جریانهای ایرانی و ملتهای دیگر همواره بر چند خواستهی استراتژیک پافشاری کردهاند؛ اول اینکه به هیچ عنوان یک سیستم دیکتاتوری مرکزگرا را نمیپذیرند. حکومت آینده باید تفاوتهای ملی را ببیند، آنها را به رسمیت بشناسد و بقایای سیاستهای تبعیض، آسیمیلاسیون و محرومسازی را از میان ببرد. هر نوع حکومتی که به مفهوم «ملت برتر»، یکدستسازی و یکرنگ کردن مردم ایران و تمرکز قدرت در دست اقلیتی خاص بازگردد، تکرار تجربهای شکستخورده در صد سال گذشته است که در چندین مقطع تاریخی به محک گذاشته شده و فروپاشی خود را ثابت کرده است.
استقلال سیاسی و منافع یک ملت:
ملت کورد و جنبش آن در کوردستان هویت ویژه خود را دارد. سیاست و اهداف آن به منافع مردم کوردستان و آیندهی این بخش از میهن گره خورده است، نه خواست و منافع طرفهای خارجی یا حمایت کورکورانه از اجندا و سیاست کشورهای دیگر. مهمتر از آن، حفظ استقلال سیاسی و تصمیمگیری بر اساس منافع مردم کوردستان است. تا کنون آمریکا و اسرائیل درباره آینده ایران برنامه مشخص و یکدستی ندارند و معلوم نیست که این جنگ را چگونه ادامه میدهند یا چگونه به پایان میبرند، لذا برای مردم کوردستان مهم است که جنبش سیاسیشان با درس گرفتن از نقش ابرقدرتها در تاریخ و خوانش وضعیت کنونی گام بردارد و تحت تأثیر مانورها و سیاستهای پوپولیستی طرفهای خارجی قرار نگیرد.
حفظ یکپارچگی مردم کوردستان:
جمهوری اسلامی سالهاست از راههای مختلف تلاش میکند که شکاف و گسل در جامعهی کوردی ایجاد کند، گاه از طریق ایجاد آشوب و اختلاف میان طیفهای مختلف جامعه کوردی و بهطور مستمر از طریق مسلح کردن، فریب دادن و جذب افرادی به صفوف خود یا ناچار کردن مردم برای پیوستن به این نیروها. در مدت اخیر، در پیامهای دبیرکل حزب، کاک مصطفی هجری در مناسبتهای مختلف و در بیانیههای حزب دموکرات، بر اتحاد صفوف مردم تأکید شده و بارها از این افراد خواسته شده که سنگر پشیمانی را ترک کرده و به آغوش مردم بازگردند.
تودههای مردم کوردستان پشتیبان اصلی جنبش سیاسی خود هستند و به هر میزانی که این شکافها کمتر شوند، در نتیجه پشتیبانی قویتر و مؤثرتری خواهیم داشت. این پرسش فراتر از یک موضوع استراتژیک و تاکتیکی، یک پرسش اخلاقی نیز هست که ما در آینده با چه شیوهای با کسانی که یا به خواست خود راه خیانت را برگزیدهاند یا ناچار به این کار شدهاند، برخورد میکنیم. در هر حال، دادگاهی کردنهای فلهای و صحرایی، بدون تحقیقات و پروسهای عادلانه در برنامه هیچیک از نیروهای کوردستانی نیست و آشفتگی و خودسری در این حوزه، آینده سیستم دادگستری اجتماعی ما را که از زمان جمهوری کوردستان شعار خود قرار دادهایم، مخدوش میکند. از سوی دیگر، احترام به تفاوتهای این جامعه (فرهنگی، زبانی، گویشی، مذهبی یا هر نوع هویت دیگر) و مشارکت دادن آنها در پروسه ساختن آینده، تضمینکنندهی مدیریتی دموکراتیک، قدرتمند و فراگیر است که همگان خود را در آن بیابند.
جنگ و اخلاق:
سیاست پوپولیستی، مانور توخالی و شعارهای بیبنیاد هیچگاه بخشی از هویت جنبش سیاسی کورد نبوده است. حزب دموکرات با مسئولیتپذیری در قبال جان و سرنوشت هر شهروند این میهن حرکت کرده و هیچگاه مردم را به اقدامات ماجراجویانه، بدون برنامه و غیرمسئولانه تحریک نکرده است. دکتر قاسملو شهید در یکی از سخنرانیهایش در بحبوحهی جنگ مسلحانه خطاب به نیروی پیشمرگه میگوید: «ما در عین حال که انقلابیترین و جنگندهترین نیروی ایران هستیم، در عین حال مسئولترین حزب ایرانی نیز هستیم، به همین دلیل ملت کورد میداند که ما مسئولانه حرکت میکنیم... خون یک پیشمرگه را با تمام دنیا عوض نمیکنیم».
در مقابل، بار دیگر در جریان جنگ چهلروزه و حتی پس از آتشبس، شاهد حملات وحشیانه و کور جمهوری اسلامی به کمپهای مدنی کوردهای شرق، مدارس، بیمارستانها و دیگر نهادهای خدماتی بودیم؛ این رژیم از موشکباران آرامستانها نیز ابایی نداشت. به همین ترتیب به مردم مدنی اقلیم کوردستان عراق حمله کرد و در نتیجه این حملات دهها نفر قربانی شدند. جمهوری اسلامی در زمان مذاکره و صلح دست به اقدامات تروریستی میزد؛ در اقدامات تروریستی، جنگافروزانهترین و بیرحمانهترین شیوهها مانند کشتار جمعی و مسموم کردن را به کار میبرد و در جنگ نیز مدام مشغول ویرانگری و کشتن مردم بیگناه است. این در حالی است که تداوم حملات جمهوری اسلامی به کمپهای مدنی و پیشمرگهها و شهید کردن پیشمرگهها و مردم بیگناه، نقض ابتداییترین قوانین جنگ یعنی حفظ جان غیرنظامیان در جنگ است. با وجود تمام این دشمنیها و جنگافروزیها، برای کوردستان حفظ هویت آزادیخواهانه و دموکراسیخواهانه جنبش آزادیبخشاش یک وظیفه اخلاقی است؛ اینکه با عملکرد یا ادعاهای کوتاهمدت و مواضع احساسیِ نسنجیده سوار بر موج حوادث نشویم و در این آزمون نیز همچون بسیاری از آزمونهای دیگر، با بهرهگیری از کولهبار غنی گذشته و سیاست خردمندانه، سربلند بیرون بیاییم.
۱) اشارهای است به شعر «نالهی جدایی» اثر هیمن شاعر.