کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

بازترسیم ژئوپلیتیک و نوزایی اقتصاد جهانی، جنگ ایران و مسئلە کورد

08:44 - 3 اردیبهشت 1405

شاهرخ حسن‌زادە

در مطالعات نوین ژئوپلیتیک و اقتصاد سیاسی، بحران‌های بزرگ اغلب به‌عنوان نقاط عطف تاریخی شناخته می‌شوند که قادرند نظم‌های فرسوده را تخریب و بستری برای استقرار سیستم‌های پایدارتر فراهم آورند. آنچه امروزه در تقابل استراتژیک با کانون قدرت در ایران مشاهده می‌شود، فراتر از یک تغییر رژیم ساده، بخشی از یک کلان‌سناریو برای بازنویسی قواعد بازی در قرن بیست و یکم است. استراتژی موسوم به "فرسایش از درون و ضربه از سر"، که با فلج کردن سیستم عصبی و حذف فیزیکی مهره‌های کلیدی آغاز شد، در واقع پیاده‌سازی دکترین تصلب فرماندهی بود تا هرگونه واکنش سیستماتیک از نیروهای نیابتی سلب شود یا بە حداقل برسد. این فرآیند که با تحریم‌ها بە سکته اقتصادی و انزوای دیپلماتیک همراه گشت، ساختار قدرت را وارد فاز "آنتروپی سیاسی" کرده است؛ وضعیتی که در آن سیستم نه‌تنها توان بازتولید نظم داخلی را ندارد، بلکه در برابر ضربات خارجی دچار فروپاشی زنجیره‌ای می‌شود.

حملات گسترده نظامی به مراکز ثقل قدرت و نبردهای متعاقب آن که به حذف لایه‌های اول و دوم حاکمیت منجر شد (مهمتر از همە کشتن خامنەای رهبر رژیم)، نشان‌دهنده عبور از فاز بازدارندگی به فاز تخریب خلاق است. در این میان، آتش‌بس‌های کوتاه‌مدت با میانجی‌گری قدرت‌های منطقه‌ای، در ادبیات استراتژیک نه به‌عنوان یک صلح پایدار، بلکه به‌مثابه یک تنفس تاکتیکی برای بازآرایی لجستیک متحدین ارزیابی می‌شود. اعتبار این تحلیل در رفتار هوشمندانه بازارها نهفته است؛ جایی که کاهش موقت قیمت نفت در اثر خبر آتش‌بس، با صعود تهاجمی طلا خنثی می‌شود (چیزی کە در جریان فاصلە بین دو حملە ١٢ روزە و ٣٩ روزە مشاهدە شد). این پارادوکس رفتاری نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران نهادی، آرامش فعلی را فریبنده دانسته و در حال قیمت‌گذاری برای یک جنگ فراگیر منطقەای هستند که هدف نهایی آن سقوط کامل ساختار فعلی و پایان یک دوران است.

از منظر کلان، فروپاشی این کانون مرکزی تنش، به عنوان کاتالیزوری برای حل‌وفصل دومینووار سایر منازعات جهانی عمل خواهد کرد. بر اساس تئوری‌های واقع‌گرایی ساختاری، با خروج بازیگر مخل از معادله، سایر قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای از جمله روسیه، چین، ترکیه و پاکستان مجبور به بازنگری در دکترین‌های امنیتی خود خواهند شد. این پویایی می‌تواند گره‌های کور استراتژیک نظیر بحران اوکراین، منازعه تایوان و تنش‌های دیرینه هند و پاکستان را به سمت یک حل‌وفصل اجباری سوق دهد. در واقع، جهان در آستانه یک بازنویسی صد ساله برای نظم بین‌الملل قرار دارد. در این میان، خاورمیانه شاهد بازتعریف مفهوم دولت - ملت خواهد بود. یکی از حیاتی‌ترین متغیرها در این نوزایی ژئوپلیتیک، مسئله کورد است. با تضعیف ساختارهای سنتی دولت - ملت‌های فارس، ترک و عرب، بە صورت کلی جامعه کوردی در هر چهار بخش و مخصوصا ملت کورد در ایران به دلیل همگرایی استراتژیک و فقدان تضاد منافع با غرب و اسرائیل، می‌تواند به‌عنوان یک هم‌پیمان طبیعی و لنگرگاه ثبات در منطقه ظهور کند. برای نخبگان سیاسی کورد، این گذار تاریخی فرصت قرن محسوب می‌شود تا حقوق خود را در نقشه جدید تثبیت کنند؛ چرا که در نظم در حال تولد، امنیت کریدورهای انرژی و ثبات منطقه‌ای بر پایه اتحادهای نوین تعریف خواهد شد.

با این حال، رسیدن به این ثبات پایدار مستلزم عبور از یک ابر بحران سیاسی، نظامی و اقتصادی است. با نهایی شدن فرآیند سقوط و درگیری‌های احتمالی در تنگه هرمز، ادامە حملات و جنگ فراگیر آمریکا و اسرائیل علیە رژیم ایران پس از چند هفتە/ ماه(بە بهانە مذاکرە در پاکستان) ورود مستقیم دیگر کشورهای منطقە بە جنگ و اینبار حضور و دخالت مستقیم نیروهای "ناتو"، ناامنی در خلیج می‌تواند قیمت نفت را به ارقام بی‌سابقه ۲۰۰ دلار و حتی بالاتر برساند. این شوک قیمتی به سرعت منجر به تورم جهانی و رکود تورمی (Stagflation) در کشورهای صنعتی خواهد شد. اما طبق الگوهای تاریخی، این درد اقتصادی گذرا و پیش‌نیاز فرآیند اصلاح بزرگ است. پیش‌بینی می‌شود، از نیمه دوم سال ۱۴۰۶، با استقرار تغییر ساختاری و غیرایدئولوژیک در ایران و اصلاح در ساختار کشورهای مخل و مخالف، ذخایر عظیم هیدروکربنی تحت استانداردهای شفاف بین‌المللی به بازار تزریق خواهد شد. این هجوم عرضه، در کنار حذف حق‌الزحمه ریسک ژئوپلیتیک از قیمت‌ها، نه‌تنها به سقوط قیمت نفت منجر می‌شود، بلکه بازسازی ایران پسا - بحران به‌مثابه یک طرح مارشال نوین، موتور محرک جدیدی برای رشد اقتصاد جهانی و تجارت آزاد فراهم خواهد کرد.

در نتیجه‌گیری نهایی، جهان در حال تماشای پایان دورانی است که در آن امنیت انرژی گروگان ایدئولوژی بود. تلاطمات فعلی و صعود قیمت طلا، صادقانه‌ترین گواه بر این واقعیت است که نظم کهن در حال احتضار و نظمی نوین در حال زایش است. در این بازی بزرگ جهانی، بازیگرانی که بتوانند خود را با این تحول ساختاری تطبیق دهند، جایگاه خود را برای سده آینده تضمین خواهند کرد. خاورمیانه جدید، منطقه‌ای خواهد بود که در آن دیگر منافع ملی و امنیت انرژی فدای رویاهای توسعه‌طلبانه نخواهد شد و ایران بازسازی‌ شده، قلب تپنده این ثبات اقتصادی و سیاسی نوین خواهد بود.