کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

کوردستان؛ از «حاشیه» به «مرکزیت نوظهور» (تحلیل یک چرخش تاریخی)

12:01 - 29 اردیبهشت 1405

شهرام سبحانی

مسئله‌ی کوردستان در ایران، امروزه از یک مطالبه‌ی صرفاً اتنیکی یا منطقه‌ای فراتر رفته و به تعبیر دقیق‌تر، به نقطه‌ی بی‌بازگشت رسیده است. این بن‌بست‌شکنی تاریخی، بیش از آنکه محصول توافقات سیاسی پشت‌پرده باشد، حاصل یک بلوغ اندیشگی عمیق و انباشت چندین دهه تجربه‌ی مبارزاتی است که ریشه در پایداری مستمر احزاب کوردستان، به‌ویژه در نقش تاریخی و سازمان‌دهنده‌ی حزب دموکرات کوردستان ایران دارد؛ حزبی که بیش از نیم قرن، پرچمدار احقاق حقوق ملی کوردستان بوده است. حزب دموکرات، با تکیه بر دهه‌ها مبارزه در دوران پهلوی و ایستادگی تمام‌عیار در برابر استبداد جمهوری اسلامی، توانسته است گفتمان حق‌طلبی را در بطن جامعه نهادینه کند و مفهوم «کرامت ملی» را از سطح شعار، به بخشی از حافظه‌ی جمعی جامعه‌ی کوردستان تبدیل سازد. کوردستان از همان نخستین روزهای پس از انقلاب ۵۷، به جای تسلیم، راه مقاومت آگاهانه را برگزید و هزینه‌های سنگینی را برای حفظ هویت، کرامت و حق تصمیم‌گیری درباره‌ی سرنوشت خود پرداخت کرد.

آنچه امروز در فضای سیاسی مشاهده می‌شود، ثمره‌ی همین پایداری تاریخی است و سطح آگاهی ملی به چنان درجه‌ای از پختگی رسیده که مفاهیم مدرنی چون حقوق بشر، تکثرگرایی، برابری، عدالت انتقالی و حق تعیین سرنوشت، دیگر صرفاً واژگان روشنفکرانه یا دانشگاهی نیستند، بلکه به بخشی از گفتمان روزمره‌ی جامعه و زبان سیاسی کوچه و خیابان تبدیل شده‌اند. جامعه‌ای که دهه‌ها زیر سایه‌ی مبارزات تشکیلاتی، طعم «عاملیت سیاسی» را چشیده، دیگر خود را در جایگاه یک «اقلیت منتظر» تعریف نمی‌کند، بلکه خود را به‌عنوان نیرویی تأثیرگذار و پیشران در تحولات سراسری بازتعریف کرده است.

ناگفته نماند که دهه‌ها در ادبیات سیاسی حاکم، به کوردستان به‌عنوان یک «حاشیه»، «سرحد» و «منطقه‌ی امنیتی» نگریسته می‌شد؛ جایی دور از مرکز که باید صرفاً با ابزارهای امنیتی، کنترلی و نظامی مدیریت شود. در چنین نگاهی، کوردستان نه یک سوژه‌ی سیاسی، بلکه مسئله‌ای امنیتی تلقی می‌شد که باید مهار، کنترل و خاموش نگه داشته شود. اما امروز، این پارادایم به‌کلی دگرگون شده است و کوردستان به‌تدریج در حال تبدیل شدن به یک مرکزیت نوظهور سیاسی و اجتماعی است؛ مرکزیتی که مشروعیت خود را نه از ساختار قدرت، بلکه از ظرفیت اجتماعی، حافظه‌ی تاریخی و توانایی تولید معنا و امید کسب می‌کند.

امروز ایده‌ها، شعارها و الگوهای مبارزاتی از قلب کوردستان به سایر نقاط صادر می‌شوند. این تغییر پارادایم نشان می‌دهد که تاریخ آینده‌ی ایران دیگر صرفاً در اتاق‌های بسته‌ی پایتخت رقم نمی‌خورد، بلکه نبض تغییرات بنیادین در کوچه‌ها و خیابان‌های سنندج، مهاباد، سقز، بوکان و دیگر شهرهای کوردستان می‌تپد. در سال‌های اخیر، بسیاری از اشکال مقاومت مدنی، از اعتصاب‌های سراسری گرفته تا بازتعریف نقش خیابان در کنش سیاسی، ابتدا در کوردستان تجربه و سپس به سایر نقاط منتقل شده‌اند. این مرکزیت جدید، نه بر پایه‌ی قدرت نظامی و تمرکز اداری، بلکه بر اساس «تولید معنا»، «پیشاهنگی در تغییر» و توانایی خلق افق‌های تازه‌ی سیاسی شکل گرفته است.

کوردستان، به‌عنوان سوژه‌ی اصلی تغییر، با تکیه بر میراث مبارزاتی احزاب خود و تثبیت آگاهی ملی، نشان داده است که دیگر «ابژه‌ی سیاست» نیست تا دیگران برایش تصمیم بگیرند، بلکه خود به موتور محرک تغییر تبدیل شده است. این دگرگونی، صرفاً یک تغییر در ادبیات سیاسی نیست، بلکه نشانه‌ی انتقال تاریخی جامعه‌ای است که از موقعیت حاشیه‌ایِ تحمیل‌شده، به سمت ایفای نقشی فعال و تعیین‌کننده در آینده‌ی سیاسی ایران حرکت می‌کند.

این مسیر، اگرچه دشوار، پرهزینه و همراه با سرکوب مداوم بوده است، اما به سوی افقی روشن حرکت می‌کند؛ افقی که در آن، کوردستان نه یک «بن‌بست امنیتی»، بلکه یک راه‌حل دموکراتیک برای عبور از استبداد و رسیدن به ثبات در کل منطقه خواهد بود. تجربه‌ی کوردستان نشان داده است که مطالبات مبتنی بر آزادی، برابری و حق تعیین سرنوشت را نمی‌توان صرفاً با ابزارهای امنیتی خاموش کرد. کوردستان بیدار است و این بیداری تاریخی، حامل پیامی است که هیچ قدرتی نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد.