این گزارش تحلیلی نوشتهی مت اسپیتالِنیک و منتشرشده در رویترز است و بازنشر آن لزوماً به معنای تأیید یا بازتاب دیدگاههای کوردستان میدیا نیست.
خلاصه
تردیدها درباره اینکه آیا ترامپ میتواند موفقیتهای نظامی تاکتیکی را به یک پیروزی ژئوپلیتیکی تبدیل کند، افزایش یافته است.
مواضع ایران درباره برنامه هستهای و تنگه هرمز، روایت ترامپ را تضعیف کرده است.
فشارها بر ترامپ با برآورده نشدن اهداف جنگی افزایش مییابد.
واشنگتن، ۲۳ مه (رویترز) - دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ممکن است تقریباً در هر نبردی علیه ایران پیروز شده باشد، اما سه ماه پس از حمله به جمهوری اسلامی، اکنون با یک سؤال بزرگتر روبهرو است: آیا او در حال باختن جنگ است؟
با تسلط ایران بر تنگه هرمز، مقاومت در برابر امتیازهای هستهای و پابرجا ماندن حکومت مذهبی این کشور، تردیدها درباره اینکه ترامپ بتواند موفقیتهای تاکتیکی ارتش آمریکا را به نتیجهای تبدیل کند که بتوان آن را بهطور قانعکننده یک پیروزی ژئوپلیتیکی دانست، رو به افزایش است.
برخی تحلیلگران میگویند ادعاهای مکرر او درباره پیروزی کامل، با واقعیت پیچیدهتری روبهروست؛ زیرا دو طرف میان دیپلماسی نامطمئن و تهدیدهای مکرر برای ازسرگیری حملات در نوسان هستند؛ حملاتی که میتواند به تلافی ایران در سراسر منطقه منجر شود.
ترامپ اکنون در معرض این خطر قرار دارد که ایالات متحده و متحدان عرب خلیج فارسش در شرایطی بدتر از آغاز این درگیری از آن خارج شوند؛ در حالی که ایران، هرچند از نظر نظامی و اقتصادی آسیب دیده، میتواند از اهرم فشار بیشتری برخوردار باشد، زیرا نشان داده قادر است حدود یکپنجم از عرضه جهانی نفت و گاز را تحت تأثیر قرار دهد.
بحران هنوز پایان نیافته است و برخی کارشناسان این احتمال را مطرح میکنند که اگر مذاکرات به نتیجه برسد، ترامپ بتواند راهی آبرومندانه برای خروج از بحران پیدا کند.
اما دیگران چشمانداز تیرهتری برای او پس از جنگ ترسیم میکنند.
آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده پیشین خاورمیانه برای دولتهای جمهوریخواه و دموکرات، گفته است:
«سه ماه از جنگ گذشته و به نظر میرسد جنگی که قرار بود یک اقدام کوتاهمدت برای ترامپ باشد، در حال تبدیل شدن به یک شکست استراتژیک بلندمدت است.»
برای ترامپ، این موضوع اهمیت دارد، بهویژه با توجه به حساسیت او نسبت به تصویر «بازنده» تلقی شدن، توهینی که معمولاً به مخالفانش نسبت میدهد.
در ادامه گزارش آمده است که مقامهای کاخ سفید گفتهاند ایالات متحده در چارچوب عملیات «خشم حماسی» به اهداف نظامی خود رسیده یا از آن فراتر رفته است.
ترامپ در جریان کارزار انتخاباتی خود برای دور دوم ریاستجمهوری وعده داده بود از مداخله نظامی غیرضروری پرهیز کند، اما اکنون درگیر بحرانی شده که میتواند پیامدهای بلندمدت برای اعتبار سیاست خارجی او داشته باشد.
این بنبست در حالی ادامه دارد که او با فشارهای داخلی به دلیل قیمت بالای انرژی و کاهش محبوبیت روبهرو است و حزب جمهوریخواه او برای حفظ اکثریت در کنگره تلاش میکند.
در نتیجه، با گذشت بیش از شش هفته از آتشبس، برخی تحلیلگران معتقدند ترامپ با یک انتخاب دشوار روبهروست: یا پذیرش یک توافق ناقص بهعنوان راه خروج، یا افزایش تنشهای نظامی و خطر طولانیتر شدن بحران. در صورت فروپاشی دیپلماسی، گزینههایی مانند آغاز دور جدیدی از حملات محدود نیز مطرح شده است.
برخی تحلیلگران همچنین احتمال دادهاند که ترامپ تلاش کند تمرکز را به سمت بحرانهای دیگر مانند کوبا منتقل کند، به امید یافتن یک پیروزی آسانتر.
با این حال، برخی مقامها و مشاوران پیشین ترامپ این روایت را رد کردهاند و گفتهاند تضعیف توان نظامی ایران خود یک دستاورد استراتژیک محسوب میشود و نتیجه نهایی جنگ هنوز مشخص نیست.
در ادامه گزارش آمده است که ایران نیز تلاش کرده است روایت پیروزی خود را تقویت کند و این درگیری را بهعنوان یک «شکست خردکننده» برای آمریکا معرفی کند، اگرچه به گفته تحلیلگران، مقامات ایرانی نیز در بزرگنمایی توان نظامی خود اغراق میکنند.
هدف اصلی اعلامشده ترامپ—مهار برنامه هستهای ایران—نیز هنوز محقق نشده است و تهران تمایل اندکی برای محدودسازی قابل توجه برنامه هستهای خود نشان داده است.
به گفته دو مقام ایرانی، ذخایر اورانیوم با غنای بالا پس از حملات هوایی همچنان مدفون مانده و میتواند برای تولید تسلیحات بازیابی شود.
برخی تحلیلگران گفتهاند این جنگ ممکن است احتمال تلاش ایران برای توسعه سلاح هستهای بهعنوان سپری دفاعی را افزایش دهد.
یکی دیگر از اهداف اعلامشده ترامپ—کاهش حمایت ایران از گروههای نیابتی مسلح—نیز هنوز محقق نشده است.
در پایان گزارش تأکید شده است که این درگیری پیامدهایی فراتر از خاورمیانه دارد و میتواند بر روابط آمریکا با متحدان اروپایی و همچنین رقابت با چین و روسیه اثر بگذارد.