تحلیل از دنیل بایمن، استاد دانشگاه جورجتاون، منتشرشده در فارن پالیسی
به باور دنیل بایمن، تحولات ناشی از جنگ اخیر، جایگاه حزبالله را در راهبرد امنیتی ایران دستخوش تغییر کرده است. او استدلال میکند که تهران همچنان از گروههای نیابتی مانند حزبالله، حماس و حوثیها بهعنوان ابزار نفوذ منطقهای استفاده میکند، اما این گروهها دیگر محور اصلی بازدارندگی ایران نیستند. به جای آن، ایران بیش از گذشته بر توانایی خود برای ایجاد فشار مستقیم بر بازارهای جهانی انرژی، بهویژه از طریق تنگه هرمز، و نیز تهدید منافع و شرکای آمریکا در منطقه تکیه کرده است.
به نوشته بایمن، تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا، بدون آنکه تهران را به عقبنشینی فوری از برنامههای هستهای یا موشکی وادار کند، فرصتهایی اقتصادی برای ایران ایجاد کرده است. در این چارچوب، تهران تنها متعهد شده جریان کشتیرانی در تنگه هرمز را حفظ کند؛ هرچند همزمان در پی آن است که از طریق سازوکارهای جدید، از عبور کشتیها درآمد نیز کسب کند. این وضعیت، به اعتقاد نویسنده، نشان میدهد ایران برای اعمال فشار بر رقبای خود بیش از گذشته به ابزارهای مستقیم دولتی متکی شده است.
این تحلیل همچنین تأکید میکند که حزبالله پس از سالها درگیری با اسرائیل، تلفات سنگین و کاهش توان نظامی، دیگر کارایی گذشته را برای بازدارندگی ایران ندارد. از دید نویسنده، اکنون تهران بیش از آنکه از حزبالله برای حفاظت از خود بهره ببرد، ناچار است برای حفظ و بازسازی این گروه هزینه سیاسی، مالی و امنیتی بپردازد؛ تغییری که نشاندهنده معکوس شدن رابطه سنتی میان ایران و مهمترین نیروی نیابتیاش است.
با این حال، بایمن معتقد است این تحول به معنای پایان نقش حزبالله یا دیگر نیروهای نیابتی نیست. این گروهها همچنان بخشی از ابزارهای فشار جمهوری اسلامی باقی خواهند ماند، اما دیگر تنها یا مهمترین ستون بازدارندگی ایران محسوب نمیشوند. در عوض، تهران در حال حرکت به سمت راهبردی است که در آن از ترکیبی از توان نظامی مستقیم، اهرمهای اقتصادی، کنترل مسیرهای راهبردی دریایی و شبکه نیروهای نیابتی برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکند.
نویسنده در پایان نتیجه میگیرد که آینده رابطه ایران و حزبالله به میزان موفقیت تهران در تثبیت این راهبرد جدید و نیز سرنوشت مذاکرات منطقهای و بینالمللی بستگی خواهد داشت. اگرچه حزبالله همچنان برای جمهوری اسلامی اهمیت راهبردی دارد، اما نقش آن نسبت به گذشته تغییر کرده و دیگر جایگاه محوری سابق را در معماری بازدارندگی ایران ندارد.